گلچین فرحزاد
در ره دوست
هر که از تن بگذرد جانش دهند
هرکه جان در باخت جانانش دهند
هر که گردد مبتلای درد هجر
از وصال دوست درمانش دهند
هر که نفس بت صفت را بشکند
در دل آتش، گلستانش دهند
هر که بی سامان شود در راه عشق
در دیار دوست، سامانش دهند
📚 شعر از وحدت کرمانشاهی.
وزن کره ها
مرد فقیری بود که همسرش کره میساخت و او آن را به یکی از بقالیهای شهر میفروخت.
آن زن کرهها را به صورت دایره یک کیلویی میساخت و مرد آن را به یکی از بقالیهای شهر میفروخت و در مقابل آن مایحتاج خانه را میخرید.
روزی مرد بقال به مقدار وزن کرهها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند.
هنگامی که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر
عصبانی شد. روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمیخرم. تو کره را به عنوان یک کیلو به من میفروختی، در حالی که وزن آن ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما سنگ ترازویی نداریم. یک کیلو شکر از شما خریدیم و از آن به عنوان وزنه ترازو قرار داده ایم!
[جلد 1 ؛ صفحه ۷۶]
هر بد که به خود نمی پسندی
با کس مکن ای برادر من
سؤال از مرجع تقلید
حاج آقا، میتوانم خروسی را که در روز عید قربان جلوی ماشین پسرم برای خونه جدیدم سربریدم، عقیقه نوهام کنم و به نیت پدر مرحومم، در سالگرد مادرم، در بهزیستی خیرات کنم؟! مرجع تقلید: نه نه، اسراف است!!
میهمان اهل بیت علیهما السلام
[جلد 1 ؛ صفحه ۸۳]
امام سجاد علیه السلام در دعا به پیشگاه خداوند عرضه میدارد:
فسبحان من إذا وعد وفی و إذا توعد عفاء؛ [۱] منزه است خدایی که به
وعده هایش وفا میکند، ولی از وعدههای عذابش صرف نظر مینماید.
----------
[۱]: مکارم الأخلاق، ص۲۹۵.
[جلد 1 ؛ صفحه ۸۶]
روخوانی قرآن
امام صادق علیه السلام فرمودند:
قراءة القرآن فی المصحف تخفف العذاب عن الوالدین ولو کانا
کافرین؛ [۱] خواندن قرآن از روی آن، عذاب را از پدر و مادر
سبک کند، هرچند آن دو کافر باشند.
----------
[۱]: الکافی، ج ۲، ص ۶۱۳.
[جلد 1 ؛ صفحه ۸۸]
قرعه کشی ملا نصر الدین
ملا نصر الدین از کدخدای ده الاغی به قیمت ۱۵ درهم خرید و قرار شد کدخدا الاغ را روز بعد تحویل بدهد.
اما روز بعد کدخدا سراغ ملانصرالدین آمد و گفت: «متأسفم ملا، خبر بدی برایت دارم. الاغه مرد! »
ملانصرالدین جواب داد: «ایرادی ندارد. همون پولم رو پس بده. » کدخدا گفت: «همه پول را خرج کردم. » ملا گفت: «پس همون الاغ مرده را بده. » کدخدا گفت: «می خواهی با آن چه کنی؟! » ملا گفت: «می خواهم باهاش قرعه کشی برگزار کنم. » کدخدا گفت: «مگر میشود الاغ مرده را به قرعه کشی گذاشت! »
ملا گفت: «معلومه است که میشود. حالا ببین. فقط به کسی نمی گویم الاغ مرده است. »
یک ماه بعد کدخدا ملانصرالدین را دید و پرسید: «از آن الاغ مرده چه خبر؟ »
ملا گفت: به قرعه کشی گذاشتم و اعلام کردم فقط با پرداخت ۲ درهم در قرعه کشی شرکت کنید و به قید قرعه صاحب یک الاغ شوید. به ۵۰۰ نفر ۵۰۰ بلیت ۲ در همی فروختم. »
کدخدا پرسید: «هیچ کس شکایتی نکرد؟ »
ملا گفت: «فقط کسی که الاغ را برنده شده بود شکایت کرد. من هم ۲ در همش را پس دادم و ۹۹۸ درهم سود کردم. »
و این شد که جریان پیامکهای شرکت در مسابقات را راه انداختند........!!
[جلد 1 ؛ صفحه ۹۳]
________________________________________
سؤال از مرجع تقلید
حاج آقا، میتوانم خروسی را که در روز عید قربان جلوی ماشین پسرم برای خونه جدیدم سربریدم، عقیقه نوهام کنم و به نیت پدر مرحومم، در سالگرد مادرم، در بهزیستی خیرات کنم؟! مرجع تقلید: نه نه، اسراف است!!
[جلد 1 ؛ صفحه ۸۳]