به قدر انفاق

در حدیث قدسی آمده است:

یا بن آدم! خزائنی لاتنفد أبدا، قبقدرماتنفق أنفق علیک، وبقدر ما تمسک أمسک علیک؛ [۲] ای فرزند آدم، گنجینه‌های من هیچگاه تمام نمی شود. پس به

همان اندازه که انفاق می‌کنی، من هم به تو انفاق می‌کنم، و به همان اندازه که

از انفاق خوداری می‌کنی، من هم از اتفاق به تو خودداری می‌کنم.

----------

[۲]: مجموعة رسائل الإمام الغزالی، ص ۵۷۶؛ موسوعة الکلمه، ج ۱، ص ۴۲۶.

[جلد 2 ؛ صفحه ۵۴]

آن وقت جبرئیل به یوسف گفت: أی یوسف، بگو: از تو میخواهم به منت عظیم و احسان قدیمت که کار مرا گشایش دهی! و یوسف گفت: «أسألک بمنک العظیم و سلطانک القدیم » آن وقت پادشاه آن خواب را دید که فرج و نجات یوسف در آن خواب بود. [۱]

----------

[۱]: تفسیر القمی، ج ۱، ص ۳۵۳؛ بحار الأنوار، ج۱۲، ص ۲۴۶.

[جلد 2 ؛ صفحه ۵۷]

حق شناسی

مرحوم آیت الله اراکی قدس سره شخصیت باتقوا، با ایمان و زاهد و در میان فقهای ما کم نظیر بودند. یکی از خصوصیات ایشان حق شناسی بود. ایشان هر وقت در صحن حضرت معصومه علیهما السلام عبور می‌کردند، در مسیرشان سر قبری می‌ایستادند و فاتحه می‌خواندند.

اگر کسی سر قبری مدام فاتحه بخواند، باید از نزدیکان ایشان باشد. بعضی سؤال کردند که ایشان از استادان شما بوده اند؟ گفتند: نه، ایشان چیزی از معجزات و مناقب اهل بیت علیها السلام نقل کرده بود که من آن را در کتاب‌ها ندیده بودم و نشنیده بودم. این نقل باعث شد که محبت من به اهل بیت علیها السلام بیشتر شود. و همین باعث شده که من هر وقت از سر قبر ایشان رد میشوم برایش فاتحه بخوانم.

بینید صاحب قبر یک بار خیری به این عالم رسانده است، و این خیر را فرموش نمی کند و اینقدر حق شناسی می‌کند.

[جلد 2 ؛ صفحه ۶۳]

از جوشش افتادن خون امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام به فرزندشان امام سجاد علیه السلام فرمودند:

یا ولدی یا علی و الله لا یسکن دمی حتی یبعث الله المهدی ؛ [۱] ای پسر عزیزم علی! به خدا قسم، خون من از جوشیدن نخواهد افتاد تاخداوند حضرت مهدی علیه السلام را بفرستد.

----------

[۱]: مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ج ۴، ص ۸۵ بحار الأنوار، ج ۴۵، ص ۲۹۹.

[جلد 2 ؛ صفحه ۶۶]

طمع مرگبار

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که عیسی بن مریم علیه السلام برای منظوری همراه سه نفر از یاران خود به سفر رفت. در راهی متوجه سه قطعه شمش طلا شدند که در گوشه ای افتاده بود.

عیسی علیه السلام فرمود: این طلاها به زودی عده ای را به سوی مرگ می‌کشاند. سپس از آنجا گذشتند. مدتی نگذشت که یکی از آنها به بهانه ای از جمع جدا شد. پس از او نفر دوم نیز به بهانه حاجتی بازگشت. و نهایتا نفر سوم نیز بهانه ای فراهم کرد و عقب گرد نمود. و هر سه به نزد طلاها رفتند.

دو نفر از آنها به نفر سوم گفتند: برای ما خوراکی تهیه کن. او که به فکر تصاحب طلاها بود، تصمیم گرفت سمی بخرد و آن را در خوراک آن دو بریزد. از طرف دیگر آن دو نفر هم با خود گفتند: وقتی نفر سوم بازگشت در گوشه ای کمین می‌کنیم و او را می‌کشیم.

وقتی او بازگشت او را به قتل رساندند و سپس خود مشغول خوردن غذا شدند و آن دو نفر هم مسموم شده و وفات یافتند.

وقتی عیسی علیه السلام بازگشت و دید آنها مرده اند، به اذن خدا آنها را زنده کرد، سپس به یادشان آورد که آیا به شما نگفتم این طلاها جمعی را به کشتن خواهد داد؟! [۱]

----------

[۱]: لأمالی (للصدوق)، ص ۱۸۱؛ بحار الأنوار، ج ۱۴، ص ۲۸۴.

[جلد 2 ؛ صفحه ۶۸]

آنچه از سوی خداست

امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند:

کل ما استغفرت الله منه فهو منک و کل ماحمدت الله علیه فهو منه؛ [۲] هر آنچه را که از آن استغفار میکنی از آن توست، و هر آنچه را که خداوند را بر آن سپاس میگویی از آن خداست.

یعنی همه بدیها از سوی ماست و همه خوبی‌ها از سوی خداست.

----------

[۲]: الطرائف، ج ۲، ص ۳۲۹؛ بحار الأنوار، ج ۵، ص ۵۹.

[جلد 2 ؛ صفحه ۶۹]

قضاوت نابجا

یکی از نکته‌هایی که ما باید در زندگی رعایت کنیم قضاوت نکردن نسبت به حرکت ظاهری افراد است. قرآن می‌فرماید:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ » [۱] ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمانها بپرهیزید که پاره ای از گمان‌ها گناه است.

می گویند: شخصی پشت سر امام جماعتی نماز می‌خواند. یک بار دید امام جماعت از بیرون آمد و رفت دستشویی، ولی بعد از دستشویی وضو نگرفت و آمد در محراب و شروع به نماز خواندن کرد. این شخص که سالیان سال پشت سر این آقا نماز می‌خواند، دیگر پشت سرش نماز نخواند.

کسی به او گفت: از خود آقا سؤال کن. این که دلیل نمی شود که به کمترین چیز بدبین شویم. گفت: یک روزی سر راه آقا ایستاد و مسأله را مطرح کرد. آقا گفت: من آن روز آمپول زده بودم. وضو داشتم. جای خلوتی می‌خواستم تا ببینم بدن یا لباسم خونی شده یا نه. به دستشویی رفتم تا نگاه کنم ببینم لباسم خونی هست یا نه. دیدم خونی نیست.

بسیاری از قضاوت‌های ما نسبت به دیگران این گونه است. مثلا اگر ببینیم کسی با خانمی گفت و گو می‌کند، فورا به او اتهام می‌زنیم.

----------

[۱]: سوره حجرات، آیه ۱۲.

[جلد 2 ؛ صفحه ۷۲]

مثل ابزار نجاری

مرحوم آیت الله بهاء الدینی می‌فرمود: همه کارها در اختیار خداست. بندگان خدا ابزارند؛ مثل ابزار نجاری. کار را ابزار نمی کند. مردم و

مخلوقات خدا وسایل هستند. گاهی ممکن است باد هم کارهای بندگان خدا را انجام دهد، آب هم این عمل را انجام دهد.

اگر انسان این مطالب را فهمید و دانست که همه کارها در اختیار خداست، آن وقت از بندگان خدا صرف نظر می‌کند. نه این که با آنها معاشرت نکند، بلکه کارها را برای خدا انجام می‌دهد. یعنی اگر دو تا پرتقال به کسی دادید، برای خدا می‌دهید، نه برای این که فردا به شما دو تا پرتقال بدهد. اگر به این نیت دادید، این معاوضه است.

اگر کسی مرد خوبی باشد و شما مداحی او را بکنید، تا این که او هم در جای دیگر مداحی شما را بکند، این همان بازیگری است. اگر به راستی مرد به درد بخوری است، باید از او تقدیر کرد.

[جلد 2 ؛ صفحه ۷۵]