لطیفه می گویند
لطیفه
می گویند یک کسی منبر رفت و خیلی طول میداد، یکی از پایین به آقا فوت میکرد. گفتند: چرا فوت میکنی؟ گفت: من سابقه آقا را دارم، اگر چانه اش گرم شود، دیگر پایین نمی آید. او را فوت میکنم که خنک بماند.
[جلد 2 ؛- لطیفه]
لو رأیت ما فی میزانک لختمت علی لسانک؛ [۵] اگر آنچه که در میزان
توست میدیدی، بر زبانت مهر سکوت میزدی.
----------
[۵]: شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۳۱۶.
[جلد 2 ؛ صفحه ۱۶۸]
من رأی أنه مسیء فهو محسن ومن رأی أنه محسن فهو مسی-ء؛ [۳] کسی که گمان میکند انسان بدکاری است، نیکوکار است، و کسی که گمان میکند آدم نیکوکاری است، بدکار است.
----------
[۳]: شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۳۱۷.
[جلد 2 ؛- صفحه ۱۶۷]
امام عسکری علیه السلام فرمودند:
إن أشرف أعمال المؤمنین فی مراتبهم التی قد رتبوا فیها من الثری إلی العرش الصلاة علی محمد و آله الطیبین صلی الله علیهم و استدعاء رحمة الله ورضوانه لشیعتهم المتقین و اللعن للمتابعین لأعدائهم المجاهرین المنافقین، [۱] شریف ترین اعمال اهل ایمان، در هر مرتبه ای که هستند، از زمین تا عرش خدا، این است که بر محمد و آل پاکش - که درود خداوند بر آنان باد - صلوات بفرستند و تقاضای رحمت و مغفرت برای شیعیان پرهیزگار آنها نمایند و بر پیروان دشمنان آنها، کسانی که آشکارا دشمنی میکردند و یا در پرده نفاق به دشمنی میپرداختند، لعنت کنند.
----------
[۱]: بحار الأنوار، ج ۹۱، ص ۶۲.
[جلد 2 ؛- برترین اعمال اهل ایمان]
مرد خدا
مرحوم آیت الله بهاءالدینی میفرمود: نتایج مال عمل است. خیال نکنید زحمات انسان بی نتیجه است. اگر مرد خدا باشید، این اقتصادی که همه دنیا بر سر آن دعوا میکنند، به سراغ شما خواهد آمد. هر چه بخواهید، خدا برایتان فراهم میکند،
[جلد 2 ؛ صفحه ۱۷۵]
امانتداری
عبد الله بن سنان میگوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم که نماز عصر را خوانده و رو به قبله در مسجد نشسته بود. عرض کردم: ای پسر رسول خدا، بعضی از پادشاهان ما را امین بر اموال میدانند و آن را پیش مابه امانت میسپارند، و خمس آن را به شما نمی پردازند، آیا این اموال را به آنها بازگردانیم؟ حضرت فرمودند:
و رب هذا القبلة ثلاث مرات لو أن ابن ملجم قاتل أبی فإنی أطلبه یتستر لأنه قتل أبی ائتمننی علی الأمانة لادیتها إلیه؛ [۱] قسم به خدای این قبله (سه مرتبه) اگر ابن ملجم قاتل پدرم که به خاطر انتقام از پدرم میخواهم او را بکشم، مرا مورد اعتماد خود در امانت قرار دهد؛ من امانتش را به او باز خواهم گرداند.
----------
[۱]: مشکاة الأنوار، ص۵۲، بحار الأنوار، ج ۷۲، ص۱۱۷.
[جلد 2 ؛ صفحه ۱۸۵]
پرهیز از بی تابی
امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند:
إیاک والجزع فإنه یقطع الأمل ویضعف العمل ویورث الهم. واعلم أن المخرج فی أمرین، ما کانت فیه حیلة فالاحتیال ومالم تکن فیه حیلة الاصطبار؛ [۲] از بی تابی بپرهیز که امید را قطع میکند و کار کردن را تضعیف مینماید و اندوه را به ارمغان میآورد. و بدان که راه خروج از تنیدگی در دو چیز است: آنچه چاره دارد، چاره کردن، و آنچه چاره ندارد، صبر کردن.
----------
[۲]: دعائم الإسلام، ج ۱، ص ۲۲۳؛ بحار الأنوار، ج ۸۲، ص ۱۴۴، ح ۲۹.
[جلد 2 ؛- صفحه ۱۹۱]
مشکلی از دو حال خارج نیست، یا این که میتوانیم آن را چاره کنیم، در این صورت باید راه حل آن را پیدا کرد و آن را چاره کرد. و یا این که چاره ندارد و حل آن از عهده ما خارج است، در این صورت غصه خوردن چاره آن نیست. باید صبر و حوصله به خرج داد تا زمان آن به سر آید. چون غصه خوردن و اظهار ناراحتی کردن نه تنها کاری از پیش نمی برد، بلکه به مشکل و درد و رنج میافزاید.
[جلد 2 ؛ صفحه ۱۹۱]
لطیفه
آقایی در تشییع جنازه خانمش، گاهی لبخند میزد. از دلیل لبخندش پرسیدند. گفت: واقعیتش این است که بار اول است که با خانمم جایی میروم و او به من غر نمی زند و ساکت است!
[جلد 2 ؛ صفحه ۱۹۵]
معنای ولایت
مرحوم آیت الله بهاء الدینی میفرمود: ولایت معنایش این است که بشر در نتیجه بندگی خدا به جایی برسد که بتواند کارهای خدایی انجام دهد. مثل کارهایی که حضرت امیر علیه السلام میکرد. مثل کارهایی که عیسی علیه السلام میکرد، احیا میکرد، بیماران را شفا میداد. و این در نتیجه بندگی خداست.
این طور نیست که آدم این کارها را میکند، بلکه خدا این کارها را میکند. چون این انسانی که به خدا رسیده است، به اعتبار حقی که همراه اوست، این حق، این کار را میکند. و این مسیر، هدف اسلام است. اسلام میگوید: بشر باید به سوی این چنین مسیری برود، نه این که به سویی برود که منتهی شود به این که با صنایع اتمی، «ویتنام» درست کند، «افغان» درست کند.
[جلد 2 ؛ صفحه ۱۹۶]