عنایات امام رضا علیه السلام

مرحوم حاج اسماعیل دولابی می‌فرمود: در همسایگی مرحوم شهید مطهری خانم بی حجابی زندگی می‌کرد که یکباره چادری شده بود. خودش تعریف کرده بود که ما اصلا اهل دیانت نبودیم. یک بار به قصد تفریح با شوهرم به مشهد رفتیم و چند روزی را که آنجا بودیم، در تفریحگاه‌ها گذراندیم.

روز آخر که می‌خواستیم به تهران برگردیم، من از خیابان جلوی حرم مطهر امام رضا علیه السلام عبور می‌کردم که از خیابان نگاهم به ایوان حضرت افتاد. سلامی کردم و رد شدم. شب خواب دیدم که حضرت فرمودند: کسی که دعای «یا مَن تُحلُّ بهِ عُقَدُ المَکارِه» (که در «مفاتیح الجنان» و «صحیفة سجادیه» است) را بخواند ما دست او را می‌گیریم.

بعد از بیدار شدن از خواب، آن دعا را خواندم و تمام زندگی‌ام متحول شد. و روح دیانت و معنویت بر زندگی ما حاکم شد. ائمه علیهم السلام حتی کوچک ترین اظهار ارادت و محبتی را بی پاسخ نمی گذارند.

[جلد 1 ؛ صفحه ۱۴۹]

اشتهای روح

مرحوم حاج اسماعیل دولابی می‌فرمود: اشتهای روح است که موجب می شود اهالی بهشت میل به خوردن و آشامیدن داشته باشند. آنجا کسی نمی گوید اشتها ندارم.

اشتها با گرسنگی و سیری فرق دارد. گاهی ملاحظه کرده اید گرسنه اید، ولی اشتها ندارید، یا غذا به مزاجتان نمی سازد. در بهشت چون نقص و مرض نیست و کسی هم منت بر سرت نمی گذارد و همه چیز عطای خدا است، اشتها دوام دارد. همیشه هست و اشتهای خوردن دائمی است.

اشتها مال روح است. متعلق به ایمان است. مربوط به رابطه میهمان با صاحبخانه است. دیده اید وقتی به خانه کسی که دوستش دارید می‌روید، برای خوردن اشتها پیدا می‌کنید. حتی اگر سیر هم باشید، وقتی غذا می‌آورند، برای خوردن اشتها پیدا می‌کنید.

چون اینجا موقت هست، مسافر بایستی کم بخورد تا بتواند راه برود. دنیا جای خوردن و خوابیدن نیست. اینجا همه چیز موقت است. مسافر بایستی عبور کند و برود و در بین راه غذایی هم بخورد و آبی هم بیاشامد. ان شاء الله وقتی به مقصد رسیدیم، آنجا جای خوردن و خوابیدن است.

[جلد 1 ؛ صفحه ۱۶۴]

توجه به داده ها

مرحوم حاج اسماعیل دولابی می‌فرمود: کسی که خود را محروم ترین افراد می‌داند، اگر اندکی در مورد آنچه خدا به او عطا نموده است فکر کند، خود را غرق در عطاهای خدا خواهد یافت. مسأله اینجاست که ما کمتر به داده‌های خدا فکر می‌کنیم و بیشتر حواسمان دنبال چیزهایی است که نداریم.

آنچه را که خدا به مصلحت ما ندیده و نداده است، هر چه تقلا کنیم به ما نخواهد رسید و حسرت آن بر دلمان خواهد ماند. آنچه را هم که داریم، هیچ وقت به آن نگاه نکردیم که ببینیم و لذت آن را ببریم. لذا یکپارچه غصه و حسرت شده ایم و احساس محرومیت می‌کنیم.

هریک از اعضای سالم بدنمان چقدر می‌ارزد؟ اگر مثلا چشم ما در معرض نابینا شدن باشد و همه دنیا مال ما باشد، آیا حاضر نیستیم همه آن را بدهیم و کور نشویم؟ سایر اعضا هم به همین ترتیب. همین بدن سالم را که خدا به ما داده است، چقدر قیمت دارد؟

بالاتر از آن، نعمت عقل است که اگر نداشتیم، نه کسی ارزشی برای ما قائل بود و نه حتی در اموال خودمان حق تصرف داشتیم و باید قیم برای ما می‌گرفتند. نعمت هدایت الهی و محبت خدا و اولیای او که از همه بالاتر است. با این همه دارایی دیگر کسی محروم باقی می‌ماند؟

به آنچه خدا به شما داده است شاد باشید و برای آنچه نداده غمناک نباشید. خیر در آن چیزی است که خداوند برای ما پیش می‌آورد.

می فرمود: بگرد و تفحص کن و چیزهایی که خداوند به تو داده است را پیدا کن و شکر آنها را به جا بیاور. البته ما از خودمان هیچ نداریم و هر چه داریم خدا به ما داده است. هرجا به نعمتی پی بردی و بر تو آشکار شد، صلوات بفرست و شکرش را به جا بیاور.

هر وقت خدا نعمتی به تو داد، آن را آشکار کن؛ چه مادی و چه معنوی. قرآن فرمود: «و اما نعمت پروردگارت را اظهار و ابراز کن. » [سوره ضحی، آیه ۱۱] وقتی در درون خودت فکر می کنی و به خودت می‌گویی که خدا به من چقدر خوبی کرده است، همین کار اظهار و بیان نعمت است.

[جلد 2 ؛ صفحه ۵۵]

مرحوم حاج اسماعیل دولابی می‌فرمود: خدا از بنده اش قرض می‌طلبد و می‌فرماید: «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا » [سوره بقره، آیه ۲۴۵] چه کسی است که به خدا قرض الحسنه بدهد؟

خدا درخواست قرض می‌کند تا هجده برابر پاداش ‌دهد. بنابراین، می‌گیرد که بدهد. مثل پدری که از بچه اش پول قرض می‌گیرد و به او ربا هم می‌دهد و شرعا هم جایز است.

امام حسین علیه السلام که می‌فرماید: «هل من ناصر ینصرنی؛» آیا کسی هست مرا یاری کند، در واقع می‌فرماید: کسی هست که من یاری اش کنم؟

[جلد 2 ؛- دست دهنده و دست گیرنده]