سؤال: اگر قرآن بنابر آیه ۱۸۵ سوره بقره، وسیله هدایت همه مردم است چرا در در این آیه می‌فرماید: «هُدی لِّلْمُتَّقِینَِ»؟

پاسخ: آری، قرآن وسیله هدایت همه مردم است؛ «هدی للنّاس» همانند خورشید بر همه می‌تابد، ولی تنها کسانی از آن بهره می‌جویند که فطرتِ پاک داشته و در برابر حقّ خاضع باشند؛ «هدی للمتّقین» همچنان که نور خورشید، تنها از شیشه ی تمیز عبور می‌کند، نه از خشت وگِل. لذا فاسقان، ظالمان، کافران، دل مردگان، مسرفان و تکذیب کنندگان از هدایت قرآن بهره مند نمی شوند.

[تمثیلات نور : برگرفته از تفسیر نور - صفحه ۱۲]

سؤال: چرا با این که منافقان به خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله نیرنگ می‌زنند، ولی خداوند می‌فرماید: جز خودشان را فریب نمی دهند؛ «وَمَا یَخْدَعُونَ إِلّا أَنْفُسَهُمْ »؟

پاسخ: اگر پزشک، دستور مصرفِ دارویی را بدهد و بیمار به دروغ بگوید که آنها را مصرف کرده ام، به گمان خودش پزشک را فریب داده و در حقیقت خود را فریب داده است و فریب پزشک، فریب خود اوست.

این تمثیل درمورد آیه ۴۳ سوره فاطر نیز بکار رفته است که خداوند می‌فرماید: «لا یحیق المکر السّیء الاّ باهله» این نیرنگ‌ها تنها دامان صاحبانش را می‌گیرد.

[تمثیلات نور : برگرفته از تفسیر نور - صفحه ۱۳]

بقره «۱۰» فِی قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ فَزَادَهُمْ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُواْ یَکْذِبُونَ

در دلهای منافقان، بیماری است پس خداوند بیماری آنان را بیافزاید و برای ایشان عذابی دردناک است، به سزای آنکه دروغ می‌گویند.

سؤال: منظور از این که خدا بیماری منافق را زیاد می‌کند چیست؟

پاسخ: مثال منافق، به لاشه ومرداری بد بو می‌ماند که در مخزن آبی افتاده باشد. هر چه آب در آن بیشتر وارد شود، فسادش بیشتر شده و بوی نامطبوع و آلودگی آن افزایش می‌یابد. نفاق، همچون مرداری است که اگر در روح و دل انسان باقی بماند، هر آیه و حکمی که از طرف خداوند نازل شود، به جای تسلیم شدن در برابر آن، دست به تظاهر و ریاکاری می‌زند و یک گام بر نفاق خود می‌افزاید. این روح مریض، تمام افکار و اعمال او را، ریاکارانه و منافقانه می‌کند و این نوعی افزایش بیماری است. «فزادهم اللّه مرضاً»

[تمثیلات نور : برگرفته از تفسیر نور - صفحه ۱۴]

سؤال: در آیه ۲۰ سوره بقره آمده است: إِنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ «خداوند بر هر چیزی تواناست» این با محال بودن بعضی از کارها چگونه قابل جمع است؟

پاسخ: هرگاه گفته می‌شود: خداوند بر هر کاری قادر است، مراد کارهای ممکن است. مثلاً اگر گفتیم فلانی ریاضی دان است، معنایش آن نیست که بتواند حاصل جمع (۲+۲) را ۵ بیاورد. زیرا این امر محال است، نه آنکه آن شخص قادر بر جمع نمودن آن نباشد.

[تمثیلات نور : برگرفته از تفسیر نور - صفحه ۱۵]

قرآن در سوره بقره آیه ۴۶ می‌فرماید : الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُّلَاقُواْ رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَیْهِ رَاجِعُونَ

(خاشعان (کسانی هستند که به (قیامت و) ملاقات (با حساب) پروردگارشان و بازگشت به او ایمان دارند.

سؤال: آیا لقای خدا در قیامت، به معنای دیدن خداوند است؟

پاسخ: خیر، «لقاء» به معنی دیدن نیست، بلکه به معنی حضور است. چنانکه اگر شخصی نابینا به حضور کسی برود، می‌گوید با او ملاقات کردم، گرچه او را ندیده است.

[تمثیلات نور : برگرفته از تفسیر نور - صفحه ۱۶]

بقره «۱۰۶» مَا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَآ أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَی ءٍ قَدِیْرٌ

هر (حکم و) آیه ای را نسخ کنیم ویا (نزول) آنرا به تأخیر اندازیم، بهتر از آن، یا همانند آن را می‌آوریم، آیا نمی دانی که خدا بر هر چیزی قادر است؟

سؤال: چرا برخی آیات، حکم برخی آیات دیگر را نسخ کرده است؟

پاسخ: این آیه در مقام پاسخ به تبلیغات سوء یهود است. آنان سؤال می‌کردند چرا در اسلام برخی قوانین تغییر پیدا می‌کند؟ چرا قبله از بیت المقدّس به کعبه تغییر یافت؟ اگر اوّلی درست بود پس دستور دوم چیست؟ و اگر دستور دوم درست است، پس اعمال قبلی شما باطل است.

قرآن به این ایرادها پاسخ می‌گوید: ما هیچ حکمی را نسخ نمی کنیم یا آن را به تأخیر نمی اندازیم مگر بهتر از آن یا همانندش را جانشین آن می‌سازیم. آنان از اهداف و آثار تربیتی، اجتماعی و سیاسی احکام غافل هستند. همانگونه که پزشک برای بیمار در یک مرحله دارویی تجویز می‌کند، ولی وقتی حال مریض کمی بهبود یافت، برنامه دارویی و درمان او را تغییر می‌دهد. یا معلّم با پیشرفت دانش آموز، برنامه درسی او را تغییر می‌دهد، خداوند نیز در زمان‌ها و شرایط مختلف و متفاوت، برنامه‌های تکاملی بشر را تغییر می‌دهد.

آری، تغییر احکام، دلیل بر شکست طرح قبلی نیست، بلکه نشانه ی توجّه به مسائل جدید وتغییری حکیمانه است. همانند تغییر کتاب ومعلّم. اگر در سال جدید کتابها ومعلم‌ها عوض شدند این دلیل بر بی فایده بودن کتابها و معلم‌های قبلی نیست، بلکه به خاطر حکمتی است و آن ارتقای سطح علمی دانش آموزان است.

[تمثیلات نور : برگرفته از تفسیر نور - صفحه ۱۸]

سؤال: آیا پیامبران نباید به درخواست هر معجزه ای پاسخ مثبت دهند؟

پاسخ: آوردن معجزه، برای اتمام حجّت و اثبات، صدق دعوت پیامبر است، ولی انجام دادن هر درخواستی، طبق هوس و میل هر فردی لازم نیست. یک مهندس یا نقاش برای اثبات مهارت خویش، چند نمونه کار ارائه می‌دهد، ولی ضرورت ندارد برای هر کسی خانه ای بسازد یا تابلویی بکشد!

[تمثیلات نور : برگرفته از تفسیر نور - صفحه ۱۸]

بقره «۱۵۳» یَأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ والصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ

ای کسانی که ایمان آورده اید! (در برابر حوادث سخت زندگی، ) از صبر و نماز کمک بگیرید، همانا خداوند با صابران است.

سؤال: چگونه می‌توان از نماز برای حلّ مشکلات کمک گرفت؟

پاسخ: همان گونه که کودک به هنگام سختی‌ها به والدین خود پناهنده می‌شود و آنان را صدا می‌زند، انسان نیز در مقابل هر مشکلی به سراغ قدرت بی نهایت خداوند می‌رود. همان گونه که اگر کودک دست خود را در دست والدین گذاشت آرامش پیدا می‌کند، انسان نیز با نماز به یاد خدا افتاده و آرامش پیدا می‌کند، آری نماز اهرم است، بار نیست.

[تمثیلات نور : برگرفته از تفسیر نور - صفحه ۲۱]

سؤال: مردم در برابر مشکلات و مصائب چند دسته اند؟

پاسخ: سه دسته اند:

الف: گروهی جیغ و داد می‌کنند. «اذا مسّه الشّر جزوعاً» [۴]

ب: گروهی بردبار و صبور هستند. «وبشّر الصابرین» [۵]

ج: گروهی علاوه بر صبر، شکرگزارند. «اللّهم لک الحَمد حَمد الشّاکرین لَک

علی مُصابهم» [۶]

این برخوردها، نشانه ی معرفت هر کس نسبت به فلسفه ی مصایب و سختی هاست. همان گونه که کودک، از خوردن پیاز تند، بی تابی می‌کند و نوجوان تحمّل می‌کند، ولی بزرگسال پول می‌دهد تا پیاز خریده و بخورد.

----------

[۴]: . معارج، ۲۰.

[۵]: . بقره، ۱۵۵.

[۶]: . زیارت عاشورا.

[تمثیلات نور : برگرفته از تفسیر نور - صفحه ۲۲]

سؤال: مشرکان و مسلمانان هر دو بین صفا و مروه سعی می‌کردند، پس چه فرقی بین عمل آن دو گروه است؟

پاسخ: نیّت، به کارها ارزش می‌دهد. مشرکان برای لمس بت ها، سعی می‌کردند، ولی قرآن می‌فرماید: برای رضای خدا سعی کنید. «فلاجناح علیه ان یطّوف بهما»

بسیاری از کارها ظاهری یکسان دارد، اما انگیزه متفاوت است. نظیر دویدن یوسف و زلیخا به سوی درهای بسته، یوسف می‌دود تا از گناه فرار کند، ولی زلیخا می‌دود تا گناه کند.

[تمثیلات نور : برگرفته از تفسیر نور - صفحه ۲۳]

سؤال: با این که کارهای خداوند قانونمند است، پس دعا چه نقشی دارد؟

پاسخ: دعا و توسل، سبب تغییر شرایط است، نه برهم زدن سنّت‌های قطعی الهی.

همان گونه که انسان در سفر، حکم نماز و روزه اش غیر از انسان در وطن است، انسان اهل دعا با انسان غافل از خدا متفاوت هستند و سنّت خداوند لطف به اوّلی است، نه دومی. آری، دعا و گفتگو با خداوند، ظرفیّت

انسان را برای دریافت الطاف الهی بیشتر می‌کند. توسل و زیارت اولیای خدا نیز، شرایط انسان را عوض می‌کند. چنانکه اگر کودکی همراه پدر به مهمانی رود، دریافت محبّتش بیش از آن خواهد بود که تنها برود.

[تمثیلات نور : برگرفته از تفسیر نور - صفحه ۲۵]

سؤال: آیا هرگونه خواندن غیر خدا شرک است؟

پاسخ: خیر، عبادت غیر خداوند شرک است، ولی خواندن غیر خدا، همه جا شرک نیست. جملات: «یدعوک» [۱]، «یدعوکم» [۲]،

«یدعون» [۳]،

«ندع» [۴]

و «دعاء

الرسول» [۵] که در قرآن آمده است، دعوت و خواندنی است که با شرک ربطی ندارد. البته هر دعوتی ارزشمند نیست، بیمار اگر پزشک را صدا زند، حقّ است و اگر فالگیر را صدا زند باطل است.

----------

[۱]: . قصص، ۲۵.

[۲]: . آل عمران، ۱۵۳.

[۳]: . آل عمران، ۱۰۴.

[۴]: . آل عمران، ۶۱.

[۵]: . نور، ۶۳.

[تمثیلات نور : برگرفته از تفسیر نور - صفحه ۳۱]

سؤال: آیا لازم است که مال زیاد انفاق شود و انفاق مال اندک مطلوب نیست؟

پاسخ: خیر، مال کم را نیز انفاق کنید. «من نفقة» گاهی یک برگ زرد پائیزی، کشتی چندین مورچه می‌شود.

این پاسخ درمورد آیه ۹۲سوره آل عمران نیز آمده است.

علاوه بر آنکه گاهی کمک اندک مورد نیاز است و بیش از آن لزومی ندارد. چنانکه برای تلفن عمومی پول خرد نیاز است واسکناس قیمتی نقشی ندارد.

اگر خراشی به پوست دست وارد شود یک قطعه پارچه نازک کارساز است و لحاف و پتو نقشی ندارد. سوزن بسیار نازک آمپول، موادّی را به بدن بیمار منتقل و او را نجات می‌دهد، در حالی که تیرآهن ساختمانی این نقش را ندارد.

در حدیث می‌خوانیم: هیچ کار خوبی را کوچک نشمرید، شاید همان شما را نجات داد و هیچ گناهی را سبک نشمارید، شاید سبب سقوط شما شد. چنانکه فرو رفتن میخ یا سوزن به توپ، کلّ بازی فوتبال را به هم می‌زند و پوست خیاری می‌تواند پهلوان وزنه برداری را چنان سرنگون کند که نخاع او قطع و خانه نشین شود.

[تمثیلات نور : برگرفته از تفسیر نور - صفحه ۳۱]