289. اهميت حج‏

در اهميت حج همين بس كه نامگذارى سال به مناسبت حج است. در داستان حضرت موسى (ع) و حضرت شعيب (ع) به‏جاى اينكه سخن از (ثمانية سنين) باشد، جمله‏ (ثمانيه حجج) به‏كار برده شده كه مقصود از (ثمانية حجج) هشت سال است، زيرا در هر سال حج برگزار مى‏شود.

(قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ).[1]

در آيه شريفه‏ (يَسْألونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالحَجِّ)[2] نيز گرچه (مواقيت) شامل زمان حج هم مى‏شود اما ذكر خاص بعد از عام مفيد اهميت است.

اکبر دهقان ؛ هزار و يك نكته از قرآن كريم؛ ج‏1، ص: 117

290. حج و تعظيم شعائر الهى‏

قرآن كريم در يك آيه مى‏فرمايد: صفا و مروه از شعائر الهى است:

(إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَائِرِ اللَّهِ).[3]

در آيه ديگر مى‏فرمايد قربانى كردن نيز از شعائر الهى است:

(وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ ...).[4]

در آيه ديگر مى‏فرمايد هركس شعائر خدا را بزرگ بشمارد و تكريم كند، داراى تقواى قلب است.

(ذلِكَ وَ مَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ).[5]

از جمع ميان آيات روشن مى‏شود كه تعظيم صفا و مروه و قربانى نشانه تقواى قلب انسان است. لازم به ذكر است كه تعظيم شعائر منحصر به امر فوق نيست، بلكه اصولًا تمام عبادت‏هاى گروهى از جمله شعائر خداوند است مانند نماز جمعه و همه مراسم حج.

اضافه شدن «تقوا» به «قلوب» حكايت از اين مى‏كند كه تقوا امرى معنوى و قائم به دل است و هدف اساسى از انجام مناسك حج و شعائر آن تقوا است و انجام اين مراسم حكايت از توجه به رب و صاحب خانه و اطاعت از او مى‏كند.[6]

291. شرافت زمانى و مكانى حج‏

حج، هم از نظر زمانى داراى شرافت ويژه‏اى است زيرا در ماه حرام اين مراسم انجام مى‏شود (الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ)[7] و ماه ذى‏الحجه از ماه‏هاى داراى حرمت است و بر طبق برخى از احاديث هيچ زمانى در نزد خدا از نظر پاداش‏دهى مانند دهه اول ذى‏الحجه نيست؛

«ما من ايام العمل الصالح فيها احبّ الى اللّه عزوجل من ايّام العشر، يعنى عشر ذى‏الحجه».[8]

هم از نظر مكانى داراى شرافت است، زيرا قسمتى از اعمال حج در مسجدالحرام كه بافضيلت‏ترين مسجد است انجام مى‏شود.


[1] قصص 27

[2] بقره 189

[3] بقره 158

[4] حج 36

[5] حج 32

[6]

[7] بقره 197

[8] وسايل الشيعه ج 10 ص 221