شبهه آیه اشتراء نفس و جریان لیلة المبیت
شبهه: علی در جریان لیلة المبیت کشته نشد، پس جریان لیلة المبیت نمیتواند شأن نزول آیه ی شراءِ نفس باشد.
بیان مسئله :
شبهه کننده به زعم اینکه مفهومِ شراء نفس، با کشته شدن تلازم دارد، ادعا کرده است که آیهی «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله» در شأن حضرت امیر نازل نشده است. شبهه کننده، جریان لیلة المبیت را در پاسخ به این پرسش، دو مرحلهی ذیل را به کار میگیریم:
- در ابتدا روایات و اخباری را که ثابت میکند آیهی شراءِ نفس، در حقِ امیرالمؤمنین نازل شده است، مرور کرده و ویژگی های کمّی و کیفی آنها را بیان میداریم.
- پس از آن که روشن شد، جریان لیله المبیت و آیهی شراء نفس با یکدیگر تلازم دارند، به تبیین مفهوم شراء پرداخته و شبهه را پاسخ میگوییم.
پاسخ کوتاه:
- اخبار و روایات صحیح و فراوانی در منابع مخالفان وجود داردکه ثابت میکند آیهی شراء نفس در حق امیرالمؤمنین علیه السلام نازل شده است. بنابراین این موضوع قابل انکار نیست.
- خداوند در آیهی شراء نفس میفرماید: «و مِن الناس مَن یَشری نفسَه ابتغاء مرضات الله ...»، و نفرموده است: «و من الناس من یُقتَل فی سبیل الله ...». به عبارت دیگر آیه مورد نظر از شراء نفس سخن گفته است، نه از کشته شدن در راه خدا. پس کشته نشدن حضرت در جریان لیله المبیت تعارضی با این آیه ندارد. توجه شود که مفهوم شراءِ نفس یعنی جان خود را در کف دست قرار دادن و راضی به حکمِ او بودن است. حضرت امیر نیز در جریان لیله المبیت جان خود را در معرض هر گونه خطری قرار داد و همانطور که آیه از ابتغاء مرضات الهی سخن گفته است، به هر گونه اتفاقی راضی بود. حال این که خداوند به بندگانش منّت نهاد، و جان امیرالمؤمنین را حفظ کرد تا به واسطهی او امر ولایت پس از پیامبر منقطع نشود، دخلی به جانبازی و فداکاری حضرت امیر ندارد. حضرت جانش را در معرض هر خطری قرار داد، ولی خداوند با نظرِ «رأفت» خود بر بندگانش منّت نهاد و او را حفظ فرمود. از این رو در انتهای آمده است: «و الله روؤف بالعباد»
پاسخ تفصیلی:
الف- شأن نزول آیهی شراء با اسناد صحیح و فراوان در حق حضرت امیر گزارش شده است، و این امر قابل انکار نیست.
احمد بن حنبل در مسند، در ضمن حديثي صحيح السند و طولاني به ذكر ده فضيلت از فضايل اميرمومنان، از زبان عبدالله بن عباس مي پردازد كه در ششمين مورد به «ليله المبيت» اشاره مي كند:
حَدَّثَنَا عَبْداللَّهِ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ حَمَّادٍ حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ حَدَّثَنَا أَبُو بَلْجٍ حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ مَيْمُونٍ قَالَ إِنِّي لَجَالِسٌ إِلَى ابْنِ عَبَّاسٍ إِذْ أَتَاهُ تِسْعَةُ رَهْطٍ فَقَالُوا يَا أَبَن عَبَّاسٍ إِمَّا أَنْ تَقُومَ مَعَنَا وَإِمَّا أَنْ يُخْلُونَا هَؤُلَاءِ قَالَ فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ بَلْ أَقُومُ مَعَكُمْ قَالَ وَهُوَ يَوْمَئِذٍ صَحِيحٌ قَبْلَ أَنْ يَعْمَى قَالَ فَابْتَدَءُوا فَتَحَدَّثُوا فَلَا نَدْرِي مَا قَالُوا قَالَ فَجَاءَ يَنْفُضُ ثَوْبَهُ وَيَقُولُ أُفْ وَتُفْ وَقَعُوا فِي رَجُلٍ لَهُ عَشْرٌ وَقَعُوا فِي رَجُلٍ ... قَالَ وَشَرَى عَلِيٌّ نَفْسَهُ لَبِسَ ثَوْبَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ثُمَّ نَامَ مَكَانَهُ قَالَ وَكَانَ الْمُشْرِكُونَ يَرْمُونَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ... «عمرو بن ميمون» گفت: كنار «ابن عباس» نشسته بودم، نُه نفر آمدند و گفتند: اى پسر عباس! يا از محل خود برخيز و با ما بيا، و يا به كسانى كه در كنار تو نشستهاند، دستور بده اين محل را خلوت كنند تا مطالبى را كه در نظر داريم با تو در ميان بگذاريم. «ابن عباس» گفت: من با شما مىآيم. «ابن ميمون» گفت: اين واقعه زمانى بود كه هنوز «ابن عباس» بينايياش را از دست نداده بود[1]«ابن ميمون» گويد: اندكى از ما دور شدند و مطالبى گفتگو شد كه ما از چگونگى آنها خبردار نشديم. طولى نكشيد «ابن عباس» برآشفته خاطر و در حالى كه گوشه عبايش از شدّت ناراحتى روى زمين كشيده مىشد، بازگشت و مىگفت: افّ بر اينها و تف بر آنان! از مردى بدگوئى مىكنند كه از ده خصلت ارزنده برخوردار است ... [تا آنجا كه گفت:] على عليه السّلام جان پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را خريد [و جان خود را در بهاى آن تسليم كرد؛] جامهي پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را پوشيد و به جاى آن حضرت در بستر ايشان خوابيد كه مشركان از بيرون خانه در انتظار فرصت بودند تا بر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله حمله كنند و آن حضرت را به شهادت رسانند…
احمد بن حنبل در انتهاي همين حديث سندي ديگر از همين طريق(عمرو بن ميمون از ابن عباس) ارائه ميكند. «نسائي» در خصايص نيز با سندي ديگر همين طريق را متذكر ميشود. «حاكم نيشابوري» در [مستدرك 3/ 4] مختصرى از اين حديث را نقل كرده است. هم چنين مختصري از اين حديث را «طبرانى» هم در «معجم الكبير» و هم در « معجم الاوسط»، آوردهاست.
«محب طبرى» در [الرياض النضرة 2/ 203] و در [ذخائر العقبي ص 86] ، «حافظ ابو القاسم دمشقى» در «الموافقات» و در «الاربعين الطوال»، «متّقى هندي» در [كنز العمال 8/ 333] به اختصار و «ابوبكر هيثمى» در [مجمع الزوائد 9/ 119]، نيز در اين باره احاديثي را نقل كرده اند. علاوه بر اين، ديگر انديشمندان اهل تسنن نيز هر يك به گونه اي ماجراي ليله المبيت را بازگو كردهاند:
حاكم نيشابوري در «المستدرك علي الصحيحين» مينويسد:
وقد حدثنا بكر بن محمد الصيرفي بمرو ، ثنا عبيد بن قنفذ البزار ، ثنا يحيى بن عبد الحميد الحماني ، ثنا قيس بن الربيع ، ثنا حكيم بن جبير ، عن علي بن الحسين قال : «إن أول من شرى نفسه ابتغاء رضوان الله علي بن أبي طالب» وقال علي عند مبيته على فراش رسول الله صلى الله عليه وسلم شعرا وقيت بنفسي خير من وطئ الحصا ومن طاف بالبيت العتيق وبالحجر رسول إله خاف أن يمكروا به فنجاه ذو الطول الإله من المكر وبات رسول الله في الغار آمنا موقى وفي حفظ الإله وفي ستر وبت أراعيهم ولم يتهمونني وقد وطنت نفسي على القتل والأسر[2] يعني: «نخستين كسى كه در راه بدست آوردن خرسندى خدا از خود گذشتگى كامل نشان داد، على بن ابيطالب عليه السّلام بود. علي عليهالسلام دربارهي هنگامى كه به جاى آن حضرت آرميده بود اين ابيات را سرود: (همان ابياتي كه در ترجمه متن امالي شيخ طوسي متذكر شديم.)
حاكم پس از نقل اين حديث آن را صحيح برميشمرد. حاكم حسكاني نيز همين حديث را از حاكم نيشابوري شنيده است و در كتاب شواهد التنزيل دقيقاً همين حديث را با لفظ «حدثنا حاكم ابو عبدالله الحافظ» آغاز مينمايد. ضمناً او دو حديث ديگر را در خصوص اوليّت اميرمؤمنان در اهداي جانش در جهت ابتغاي رضوان الهي از امام سجاد عليه السلام متذكر مي شود.[3] سيوطي نيز ذيل آيهي سيام از سوره انفال، واقعهي ليله المبيت را شرح ميدهد و همين ابيات را متذكر ميشود[4].
توجه شود که در تمام روایات فوق، به موضوعِ شراء نفسِ حضرت امیر و لیله المبیت، تؤامان اشاره شده است.
جمهور مفسران اهل تسنن نیز ذیل آیهی 207 سورهی بقره، در خصوص شراء نفس حضرت امیر سخنها گفته اند. البته ایشان، نظرات دیگر در خصوص شأن نزول این آیه را نیز را بدون آن که بررسی نمایند، و در پی رفع تعارض باشند، ذکر کردهاند. که در قسمت بعدیِ پاسخ به آن میپردازیم.
«فخر رازي متوفاي 606 هـ» در «تفسير كبير» ذيل آيه مذكور چنين مىنويسد:
اين آيه در شأن حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام نازل شده است و اين پيشآمد در هنگامى اتفاق افتاد كه حضرت على عليه السّلام در شبى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عازم غار ثور بوده است، بجاى ايشان، در بستر او خوابيد. و مىگويد: در روايت آمده است شبى كه حضرت، در بستر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله، خوابيده بود، «جبرئيل» در بالا سر آن حضرت و «ميكائيل» در پايين پاى آن حضرت حضور داشتند؛ «جبرئيل» در اين هنگام فرياد مىزد: خوشا به حال تو، آفرين به وفاى تو، اى پسر ابوطالب! كه خدا بوجود تو، بر فرشتگان مباهات مىكند و آيهي وَ مِنَ النَّاسِ من يشري... در آن موقع نازل شد.
«آلوسى متوفاي 1270هـ» گويد :
« ...وقال الإمامية وبعض منا: إنها نزلت في علي كرم الله تعالى وجهه حين استخلفه النبي صلى الله عليه وسلم على فراشه بمكة لما خرج إلى الغار..» اماميه و برخى از ما گفته اند: اين آيه (و من الناس من يشري نفسه ) دربارهي على - كرم الله وجهه - نازل شده است،آن گاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در شب هجرت او را در مكه در بستر خود به جاى نهاد[5].
«قرطبى متوفاي 463 هـ» نيز همين را گفته است[6].
«ابو سحاق ثعلبي متوفاي 427 هـ» در تفسيرش اين شأن نزول را با جزئيات بيشتري نقل كرده است:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هنگامی که تصمیم به هجرت به سوی مدینه گرفت، علی علیه السلام را در مکه مأمور بازگرداندن امانتهای مردم که نزد او بود، فرمود. پیامبر در شب عزیمتش دستور داد علی علیه السلام در بستر او بخوابد. آن شب مشرکین اطراف خانه او را گرفته بودند و قصد کشتن پیامبر را داشتند. پیامبر به علی علیه السلام فرمود: «روانداز سبزرنگ مرا روی خود بینداز و در بستر من بخواب. انشاءالله هیچ اتفاقی نخواهد افتاد» علی علیه السلام نیز همین کار را انجام داد. در این هنگام خداوند به جبرائیل و ميکائیل فرمود: «من در میان شما پیمان برادری ایجاد کردم و حيات یکی را طولانیتر از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما این حيات طولانی را برای دیگری میخواهد؟» اما هر یک از آن دو، ترجیح دادند زندگی ِ طولانیتر، از آنِ خودشان باشد. خداوند به آنها وحی فرستاد: شما چرا همچون علی بن ابی طالب علیه السلام نیستید؟ من میان او و محمد، برادری بر قرار ساختم و او در بستر پیامبر خوابید و جان او را بر جان خویش مقدم شمرد. به زمین فرود بروید و او را از شر دشمنانش حفظ کنید. آنها فرود آمدند. جبرئیل بالای سَرِ علی و میکائیل پایین پایش ایستاد. جبرئیل گفت: «آفرین، آفرین! ای علی چه کسی همانند تو است؟! خداوند متعال به تو نزد فرشتگان مباهات کرد. در این هنگام که پیامبر به سوی مدینه میرفت، يعني بين مكه و مدينه اين آیه (207 بقره) نازل شد.[7]
«ابن اثير متوفاي 630 هـ» در «اسدالغابه» نيز همين روايت را از ثعلبي ذكر ميكند[8]. «خوارزمي[9] متوفاي 568 هـ» از علماي حنفي مذهب در كتاب «المناقب» شرح حال جبرئيل را پس از واقعه ليله المبيت، چنين گزارش كرده است:
«و بهذا الاسناد عن الإمام محمد بن أحمد بن شاذان هذا، حدثني محمد ابن علي بن الفضل بن زيات، عن علي بن بزيع الماجشون، عن إسماعيل ابن ابان الوراق، عن غياث بن إبراهيم، عن جعفر بن محمد، عن أبيه، عن علي بن الحسين، عن أبيه قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله: نزل علي جبرئيل عليه السلام صبيحة يوم فرحاَ مستبشراً ، فقلت : حبيبي ما لي أراك فرحاً مستبشرا؟ فقال : يا محمد وكيف لا أكون كذلك وقد قرت عيني بما أكرم الله به أخاك و وصيك وامام أمتك علي بن أبي طالب عليه السلام ، فقلت: و بم أكرم الله أخي وامام أمتي؟ قال: باهى بعبادته البارحة ملائكته و حملة عرشه وقال: ملائكتي انظروا إلى حجتي في أرضي على عبادي بعد نبيي، فقد عفر خده في التراب تواضعا لعظمتي، أُشهدكم انه امام خلقي و مولى بَريّتي»[10]
حاكم حسكاني نيز در شواهد التنزيل احاديث متعددي را با 4 طريق متفاوت ارائه ميكند كه شأن نزول آيهي مذكور را ليله المبيت و جانبازي حضرت امير معرفي كرده است. غير از مواردي كه تا كنون ياد شد (احمد بن حنبل، نسايي، حاكم نيشابوري، حاكم حسكاني به 4 طريق، خوارزمي به 2طريق، ثعلبي، فخررازي، آلوسي، قرطبي، دمشقي، هيثمي، طبراني)، دوازده تن ديگر از انديشمندان اهل تسنن نزول آيهي «شراء» را در شأن حضرت امير دانستهاند، و وقوع آن را ليله المبيت و جانبازي آن حضرت معرفي كردهاند كه اسامي ايشان فهرستوار ذكر ميشود:
- تَنوخي در المستجاد، ص 10
- غزّالي در احیاء العلوم، ج 3، ص 39
- يعقوبي در تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 39
- کنجي شافعي در کفایة الطالب، ص 239
- شَبلنجي در نور الابصار، ص 86
- ابن صباغ مالكي در الفصول المهمة، ص 31
- سبط بن جوزی در تذکرة الخواص، ص 35
- دِيار بَكري در تاریخ الخمیس، ج 1، ص 325
- قُندوزی حنفی در ینابیع المودة، ص 92
- ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه، ج 13، ص 262
- زینی دحلان در السیرة النبویة، در حاشیه السیرة الحلبیة، ج 1، ص 306
- ابن عساكر در تاريخ مدينه دمشق ذيل ترجمه علي بن ابيطالب جزء 42، ص 67
براي نمونه مورد آخر يعني نقل ابن عساكر در تاريخ دمشق را متذكر ميشويم:
«أخبرنا أبو القاسم بن السمرقندي، أنبأنا عاصم بن الحسن، أنبأنا أبو عمر بن مهدي أنبأنا أبو العباس بن عقدة، أنبأنا الحسين بن عبد الرحمن بن محمد الأزدي، أنبأنا أبي، أنبأنا عبد النور بن عبد الله، عن محمد بن المغيرة القرشي، عن إبراهيم بن عبد الله بن معبد: عن ابن عباس قال: بات عليّ ليلة خرج رسول الله صلى الله عليه و سلم إلى المشركين، على فراشه ليعمي على قريش، و فيه نزلت هذه الآية: (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ)» یعنی: علی شبی که پیامبر از نزد مشرکان خارج میشد، بر بستر او خوابید تا امر هجرت را بر قریش مخفی بدارد، در آن شب این آیه نازل شد: و من الناس من یشری ...
بنابراين جانبازي حضرت اميرالمؤمنين در ليله المبيت با بسامد فراوان و از طرق متعددي و با اخبار صحیح در منابع اهل تسنن ذكر شده، به طوري كه اسكافي به تواتر اين حديث اين گونه اعتراف كرده است:
«حدیث واقعه لیله المبیت متواتر گردیده و از این نظر میان این حدیث و آنچه در قرآن کریم آمده است، فرقی نیست و جز دیوانه و یا کسی که با اهل این آیین ارتباطی ندارد، فرد دیگری آن را انکار نمیکند.[11]»
ب- لازمهی شراء نفس کشته شدن نیست.
سؤال کننده میگوید: علي در جریان ليله المبيت کشته نشد، پس نزولِ آیهي شراء نفس ربطی به لیله المبیت ندارد. از او میپرسیم: چه كسي گفته است كه بايد حتماً قتل و كشتاري صورت بگيرد تا معناي اين آيه تحقق پيدا كند؟ اين آيه از «قُتل في سبيل الله» سخن نميگويد كه زنده ماندن اميرالمؤمنين عليه السلام در واقعه ليله المبيت معارضِ با آن باشد. اميرالمؤمنين عليه السلام جان خود را در معرض هرگونه خطري قرار ميدهد، و بدين وصف رضايت الهي را به دست ميآورد. حال اين كه خدا اراده كرده تا حضرت امير در اين واقعه زنده بماند، دخلي به فداكاري علي عليه السلام ندارد و از جانبازي او چيزي نميكاهد. و جانبازی امری متواطی و غیر مشکک است. یعنی جانبازی کمتر و بیشتر ندارد. اگر كشته نشدن در راه خدا را ساقط كنندهي همه فداكاريها و جانبازيها بدانيم، پس مجاهدان در ميدان حرب كه زنده از نبرد باز ميگردند، هيچ فضيلتي نخواهند داشت! قرآن از زبان حضرت ابراهيم عليهالسلام خطاب به فرزندش اسماعيل عليهالسلام ميفرمايد: «يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُك[12]»، اما اين مسلم است كه نه اسماعيل و نه هيچ كس ديگري در آن واقعه ذبح نشد. پس با فرضِ شبهه مطرح شده در بالا، يا بايد آيهي ذبح اسماعيل يا داستان ذبح نشدن او (يكي از اين دو) را تكذيب كنيم. به عبارت ديگر اين كه اسماعيل زنده از قربانگاه بر ميگردد، نميتواند دليلي براي ردّ آيهي «اني اذبحك» باشد. حال چه رسد به واقعه ليله المبيت و آيهي «شراء» كه هيچ لفظي مبني بر كشته شدن يا شهادت يا ذبح شدن در آن نيامده است. صفت حضرت اسماعيل عليه السلام ذبيح الله است (مفسراني چون طبري، قرطبي، ابن كثير، سمرقندي، فخر رازي، آلوسي و ... او را با اين لقب خواندهاند)، در حالي كه او اصلاً ذبح نشده است. در واقع همين كه او در اجراي فرمان خدا صبر نمود، از فضيلت و عنوان مذكور برخوردار است. در نتيجه از آن جايي كه اميرالمومنين عليه السلام، راضي به كشته شدن بود، پس هم عنوان «شراء نفس»، براي او مصداق دارد، و هم از فضيلت آن برخوردار است. چرا كه علي جان خودش را در راه تسليم حق كرد و راضي به هر اتفاقي بود و در راه جانبازي، خواهش و پاداشي نطلبيد و گله و بهانهاي نداشت. همانگونه كه اسماعيل نيز، هم از عنوان ذبيح اللهي و هم از فضيلت آن برخوردار است.
کارشناس پاسخگو: محمد علی موحدی
[1] . ابن عباس پس از واقعه کربلا نا بینا شد. برخی علت نابینایی او را گریستن زیاد بر سیدالشهداء ذکر کردهاند.
[2]. المستدرك، باب اول من شري نفسه ابتغاء مرضات الله ...، ج10، ص 48، ح رقم 4233
[3]. شواهد التنزيل، ج1، ذيل آيه 207 از سوره بقره
[4]. الدر المنثور، ذيل آيه سي ام از سوره انفال
[5]. تفسير روح المعاني ، ذيل آيه 207 سوره بقره
[6]. تفسير جامع الاحكام القرآن، ذيل آيه 207 سوره بقره
[7]. تفسير الكشف و البيان، ذيل آيه 207 از سوره بقره
[8]. اسد الغابه ج4، ص 25
[9]. حافظ ابو المؤيد «يا ابو محمد» موفق خواررزمی فرزند احمد بن ابى سعيد اسحاق مكى خوارزمى، فقيه و محدث و اديب و مورخ و شاعر حنفى مذهبی است که احاديث فضائل امير المؤمنين على علیهالسلام وساير ائمه اطهار علیهالسلام را در كُتُب خود جمع آورده و آثارش مورد استناد و اعتماد علماىشيعى مذهب است. علامه در الغدير "389 :4" او را در زمره شعراى غدير دانسته و شرح احوالش را همراه با بيست و هفت بيت از قصيدهای كه در مدح حضرت علي عليه السلام سروده نقل كرده است. مطلع آن قصيده چنين است: «الاهل من فتى كأبى تراب / امام طاهر فوق التراب؟ يعنى آيا هيچ جوانمردى چون امام پاك، ابو تراب، بر روى خاك پيدا مىشود؟» اصلش از مكه بود ولى بيشتر زندگى را درخوارزم به سر برد و همانجا تحصيل علم نمود و به تدريس و خطابه و تأليف پرداخت سالها در مسجد جامع خوارزم وظيفه خطابه را بر عهده داشت و در سخنگويى توانا و مورد توجه همگان بود از اين رو او را اخطب الخطباء و به اختصار اخطب خوارزم لقب دادند.
[10]. المناقب - الموفق الخوارزمي - ص 319، ح 322
[11] . شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، ج 13، 262.
[12]. (صافات/102) يعني اي پسرم (به من در خواب وحي شده است يا) در خواب ديدم كه قطعاً دارم تو را ذبح ميكنم. توجه شود وحي حضرت ابراهيم عليه السلام به طور تصويري و در خواب نيز بوده است. مثلاً او خطاب به خدا عرض ميكند: «اَرِنا مَناسِكَنا» يا «ارني كيف تحي الموتي»