تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد (ع)
تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد(ع)
بررسی اجمالی نکات تربیتی دعای مکارم الاخلاق
محمد جواد لیاقتدار
فصل اول
جایگاه دعا در نظام تربیت
برداشت سطحی از دعا
دو گروه از مسلمانان از «دعا» برداشتی سطحی و کوتهبینانه دارند. در نظر این دو گروه، «دعا» به منزله یک داروی مسکن بوده که جانشین اندیشیدن، تلاش و کوشش، جهادکردن، تحمل سختیهای مبارزه و پذیرش مسئولیت زندگی فردی و اجتماعی میشود. لذا یک گروه به «دعا» حمله میکند و گروه دیگر به غلط به آن متوسل میشود.
در نظام تعلیم و تربیت اسلامی «دعا» نه تنها جبران کننده ضعف انسانی نیست، بلکه تقویت کننده قدرت انسانی و ادامه دهندهی کار مثبت و تلاش سازندة فرد در ساختن زندگی فردی و اجتماعی است.
پیامبر(ص)علی(ع) و دیگر ائمه معصومعلیهم السلام که خود از بهترین الگوهای مکتب تربیتی اسلام در توسل به «دعا» میباشند، در تمام دوران زندگی خود هرگز لحظهای را به تنبلی و رخوت و سستی و گوشه نشینی و فرار از پذیرش مسئولیتهای فردی و اجتماعی سپری نکردند.
جایگاه «دعا» در قرآن
دعا از ریشه «دَعًوً» و به معنی خواندن و یا حاجت خواستن و استمداد است. «دعا» از خانواده «دعوت» و به معنای آن است که صاحب دعا، نظر طرف مقابل را به خودش متوجه کند. معنای «سوال» این است که بعد از متوجه کردن طرف مقابل به خود از طریق دعا، فایده و بهرهای از او خواسته شود. بنابراین، سؤال در حکم نتیجه و هدف دعاست. دعا مخصوص آدمهای درمانده و محتاج نیست. عالیترین درجه دعا از آن کسانی است که از این مراحل، بالا آمده باشند و وقتی به سوی خدا میروند یا برای شکر و یا از شکر بالاتر، برای انس، دل به سوی خدا دارند.
خداوند در قرآن کریم «آیه 186 سوره بقره» در بیان ارزش و جایگاه «دعا» میفرماید: « وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنّي فَإِنّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي وَ لْيُؤْمِنُوا بي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ» «و هر گاه بندگانم مرا از تو پرسند، من نزدیکم، چون صاحب دعا مرا خواند، دعایش را اجابت کنم، پس [مردم] مرا اجابت کنند و به من ایمان آورند شاید رهبری شوند»
تنها شرط اجابت دعا که در آیه مورد بحث آمده عبارت است از اینکه صاحب دعا در حقیقت و با صداقت خدا را بخواند. این بدان معناست که رکن اصلی «دعا» داشتن اخلاص و همراهی دل و زبان دعا کننده و تنها و تنها امید داشتن به خداوند تبارک و تعالی است.
جایگاه دعا در احادیث
«دعا» در جهانبینی اسلامی که خود از مبانی نظام تعلیم و تربیت اسلامی است، در راستای نظام علت و معلول است. «دعا» خود یکی از علل و اسباب نظام هستی است. منظور از دعا، در واقع دعوت کردن خدا و درخواست از خدا برای توجه و عنایت بیشتر به حال و وضع دعوت کننده است.
دعا، نیاز همگانی: دعا فقط مختص به کسانی نیست که گرفتارند و یا درگیر مشکلات و ناملایمات باشند. بلکه همة مردم حتی آنها که در رفاه و آسایش هستند نیز نیازمند به دعا و استمداد از رحمت الهی جهت حفظ و حراست نعمتهای خدادادی و اکتسابی میباشند. دعا، مناجات و عرض حال به ساحت قدس الهی نیازی است که همگان بدان احتیاج مبرم دارند و فقط مختص افراد گرفتار و دارای مشکل نیست و اصولاً دعای واقعی آن است که در آن از خداوند طلب کمال و تعالی بیشتر بشود و منحصر به در خواستهای دنیوی نگردد.
اجابت دعا مقتضای حکمت الهی: خداوند حکیم هرگز استعداد و قوهای را در نهاد هیچ موجودی قرار نداده مگر آنکه پاسخ و ما بازای آن را نیز در جهان خارج قرار داده است و اگر جز این باشد از حکمت خدا به دور است. لذا امام علی(ع) میفرمایند: «ما کان الله... لیفتح علی عبد باب الدعاء و یغلق عنه باب الاجابه.» یعنی «هرگز خداوند حکیم درب دعا را بر بندهای نگشوده است و در همه حال درب اجابت را بسته باشد.» امام علی(ع) در یکی از خطبههای خویش میفرمایند: «و من ساله اعطاه» «هر کس از خداوند مسئلت بدارد عطایش خواهد فرمود.» نکته مورد نظر امام علی(ع) آن است که متربی مسلمان، درخواست و استمداد خود را تنها و تنها از خداوند طلب نماید. به نظر میرسد تأکیدات مکرر مبنی بر طرح درخواست از خداوند، به خاطر آن باشد که عزت و کرامت نفس انسان به عنوان یک متربی حفظ شود.
امام علی(ع) به فرزندشان تنبه میدهند که از تأخیر در اجابت دعاها نباید مأیوس شد.
برخی دلائل تأخیر در اجابت دعا:
1- اجابت دعا تابع خلوص نیت است و گاهی بر اثر عدم خلوص نیت، اجابت دعا به همان نسبت به تأخیر میافتد.
2- گاهی هم خداوند اجابت دعا را به تأخیر میاندازد تا استعداد و آمادگی سائل بیشتر شود و در آن صورت خداوند چیزی بیشتر از آنچه سائل در ابتدا طلب کرده است به او میبخشد.
3- گاهی هم ممکن است خداوند بخواهد در آینده چیزی بهتر از آنچه مخلوق خواسته است به او بدهد و لذا در اجابت سریع درخواستش تأمل میکند.
4- گاهی هم علت تأخیر آن است که درخواست بنده به مصلحت و خیر دنیا و یا آخرت او نیست و لذا خداوند به جای آن، چیزی را که به مصلحت اوست به او عطا میفرماید.
امام علی(ع) به فرزندشان یادآور میشوند که چیزی را طلب کن که زیبایی و کمال آن برای تو بماند و بدی و وبالش از بین برود مثل توفیق عاقبت به خیر شدن و . . . و نه مال و ثروت که نه برای تو باقی میماند و نه تو برای آن باقی خواهی ماند.
آثار دعا
دعا و نیایش به عنوان یک ابزار تربیتی، دارای آثار تربیتی و آموزشی بر روی متربی است.
دعا ابزار خودشناسی: در نیایش، متربی با طرح خواستهها و نیازهایش به معبود، به تعریف دقیقی از خود میرسد. زیرا که شخصیت هر متربی در واقع تا حدی تجلی خواستهها و نیازهایی است که به طور خصوصی و محرمانه در راز و نیاز با خداوند مطرح میکند.
دعا، عامل پالایش شخصیت: زمانی که متربی معبود خویش را با صفاتی از قبیل مهربانی، رأفت، چشم پوشی، گذشت و دیگر فضایل اخلاقی میخواند، بدیهی است که تمایل پیدا میکند تا خود نیز همانند معبود شده و همان صفات را در خود تجلی دهد.
دعا، ابزار خداشناسی: هنگامی که دعا کننده در طول دعای خود اسامی خداوند را به زبان میآورد و او را با صفات متعددش از قبیل سمیع، بصیر، علیم، و... میستاید، در واقع بر معرفت خود به خدا میافزاید.
دعا، عامل تلقین به نفس: از آثار دیگر دعا، اتکاء به عظمت و قدرت لایتناهی الهی، قدرت گرفتن و تلقین به نفس است که دعا کننده هنگام دعا به خود آرامش و نیز قدرت تحمل در برابر ناملایمات و اضطرابها را میدهد.
دعا، عامل حاکمیت بر نفس: انسان هنگام دعا و به دلیل ارتباط با خدا تلاش میکند تا در مسیر کمال گام برداشته و خود را از سیطره هواهای نفسانی برهاند.
دعا، مایه آرامش و سکون: متربی از طریق دعا و ارتباط با خدا، روح و روان را عروج داده به نحوی که خود را در حوزه امنیت خداوند احساس میکند. این احساس اتصال و ارتباط به لایتناهی به انسان آرامش میبخشد. امام سجاد(ع) میفرماید «و فی مناجاتک روحی و راحتی» «در مناجات با تو فرح و آسایش خاطر من حاصل میشود. »
دعا، عامل امید و نشاط: آنگاه که از عقل و تدبیر آدمی کاری ساخته نیست، اگر فرد دعاکننده با تمام وجود «بخواهد» و اگر در این خواستن تمامی جوارح و جوانح (نیروهای جسمی و روحی) خود را بسیج نماید و در عین حال طرح خواستههای خود را با «صداقت»، «امید» و «ایمان» بخواهد محققاً پاسخ خویش را خواهد گرفت.
دعا و نشاط اجتماعی: نیایش نه تنها عامل تداوم حیات و آرامش فرد بوده بلکه عامل تداوم نشاط و سرزندگی یک ملت نیز میباشد
احساس عزت و کرامت: فرد دعا کننده هنگام دعا و مناجات با خداوند که همراه با هماهنگی دل و زبان است، شرافت گوهر انسانیت را احساس میکند. انسان هنگام دعا و بیان درخواستهایش از خداوند، احساس بزرگی و کرامت انسانی میکند و هنگام طلب از غیر خدا، احساس مذلت میکند.
کاهش بزهکاری: یکی از اثرات مهم نیایش کاهش بزهکاری در جامعه است.
ویژگیهای دعا در نظام تعلیم و تربیت اسلامی
نیایش در اسلام تجلی «عشق»، «نیاز»، «آگاهی» و «مسئولیت اجتماعی» برای متربیان نظام تعلیم و تربیت اسلامی است.
دعا، معیار کمال انسان
دعا نشانگر نوعی نیاز است و هر چه انسان کاملتر و غنیتر باشد احساس نیاز بیشتر میکند. در نظام تعلیم و تربیت اسلامی، یک متربی آگاه به همان اندازه که معرفت و آگاهی بیشتر نسبت به جهان هستی و انسان پیدا میکند، به همان نسبت احساس نیاز او و میزان اضطراب او جهت نیل به مطلوب بیشتر است و لذا به نیایش و دعا، گرایش بیشتر و عمیقتری دارد. متربی آگاه در نظام تعلیم و تربیت اسلامی کسی است که فاصله میان «آنچه هست» با «آنچه باید باشد» در او زیاد است. چنین متربی مسلماً همواره اضطراب، اشتیاق، تشنگی و احساس نیاز در او زیاد است و بالتبع نیایش میکند. از اهداف نیایش، تأمین نیاز نیایشگر به یک محرم راز، دوست مشاور و سنگ صبور است. بنابراین، نیایش، تنها ابزار تحصیل نیازهای دیگر نیست بلکه نیایش به خودی خود برای انسان نیایشگر کمالآور و تعالیبخش است.
دعا، تجلی یک عشق
دعای واقعی و مؤثر، تجلی نوعی رابطة عاشقانه است. «دعا» در نظام تعلیم و تربیت اسلامی در همان حال که مطالبه کردن یک چیزی است، به دست آوردن مطلوبی نیز هست و بالاتر آن که تجلی یک عشق است.
دعا، تجلی تواضع و بندگی متربی
در نیایش متربی خود را یک موجود کوچک و ناتوان در برابر معبود قدرتمند و بزرگ میبیند و لذا خود را نسبت به معبود نیازمند و کوچک میبیند.
دعا، ابزار رهایی از روزمرگی
انسان در طول روز با توجه به شکل و حرفه خود و به دلیل غرق شدن در امور روزانه خود به طور طبیعی از اتصال به منبع و سرچشمه قدرت و رحمت الهی به دور میشود. دعا و نیایش ابزاری است جهت رها شدن از روزمرگی و یکنواختی حاصل از کار روزانه متربی.
دعا، تجلی فصاحت و بلاغت ادبی
بلاغت و شفافیت کلام در دعاهای اسلامی که عمدتاً زبان حال ائمه معصومین (س) میباشد از ویژگیهای منحصر به فرد است.
آهنگ موزون دعا
موسیقی حاکم بر دعاهای معتبر اسلامی نیز از ویژگیهای منحصر به فرد ادعیه اسلامی است. آهنگ جملات در دعای کمیل با آهنگ جملات در دعای عرفه متفاوت است و در عین حال همه در جهت سوق روح متربی به سمت کمال مطلق و معبود لایتناهی است.
دعا، مظهر توجه به مسائل جامعه: ویژگی دیگر دعاهای اسلامی، وجود عناصر سیاسی، اجتماعی، عقیدتی و فکری در متن دعاهاست. دعا حربهای برای مبارزه فکری و اجتماعی محسوب میشود.
لوازم تأثیر تربیتی دعا
آیا «دعا کردن» لوازم و شرایطی دارد تا منجر به نتیجه شود؟ در اینجا هدف آن است تا نکاتی مطرح شود که احتمال تاثیر دعا و استفاده از نتایج تربیتی آن برای تعلیم و تربیت انسانی در نظام تربیتی اسلام روشن شود.
روحیه امیدواری
از شرایط تحقق اثرات تربیتی دعا، امید داشتن و خوشبین بودن به نتیجه دعاست. اگر فرد یا جامعه تمام تلاشهای خود را کرده ولی با تلاشش به جایی نرسد، نه تنها نباید دچار یأس و ناامیدی بشود؛ بلکه باید بداند و ایمان داشته باشد که دستگاه الهی از حوزه تلاش او بسی وسیعتر است و چه بسا راههای تلاش نشناختهای وجود داشته که در آینده به رویش باز شود و مسیری تازه و نو برای تلاش و کوشش پیش پایش بگذارد.
هماهنگی با سنن هستی
از لوازم دیگر نیل به اثرات تربیتی دعا آن است که موافق با سنن هستی و شریعت دین باشد. بدیهی است درخواست عمر جاودانه یا دعاهایی از این قبیل که مخالف با سنن هستی است، قابل استجابت نیست.
هماهنگی درون و برون
این معنا در مباحث تربیتی «وحدت شخصیت» نام دارد. بدین معنا که زبان و دل و درون و برون نیایشگر هماهنگ باشند. تمام ابعاد وجودی شخصیت متربی در یک جهت واحد و هماهنگ باشند.
عامل تنبلی و سستی نشود
دعا کردن و مسئلت از خداوند نباید با رها کردن کار و تلاش و کوشش همراه باشد.
دعا، حتی هنگام آسایش
فرد دعا کننده در همه حال و به ویژه هنگام رفاه و آسایش نیز به یاد خدا بوده و از او استمداد نماید.
توفیق در انجام دعا
یکی دیگر از لوازم تأثیر تربیتی دعا، پیدا کردن توفیق انجام دعا است.
ایمان به قدرت خداوند
متربی باید همه اسباب و علل را از آن خداوند بداند و هویت و مختصات آن اسباب و وسائل را نیز از خداوند بداند.
اضطرار و درماندگی
قرآن کریم میفرماید: «أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ » (سوره نمل، آیه62) «يا [كيست] آن كس كه درمانده را چون وى را بخواند اجابت مىكند و گرفتارى را برطرف مىگرداند و شما را جانشينان اين زمين قرار مىدهد آيا معبودى با خداست چه كم پند مىپذيريد»
این که در آیه مذکور خداوند کریم قید اضطرار را از لوازم استجابت شمرده است، شاید به این علت باشد که انسان، در حال اضطرار، دعایش از حقیقت برخوردار است. انسان بیچاره و درمانده، خواستههایش حاکی از واقعیت و حقیقت است.
عدم تعیین تکلیف برای خداوند
باید هنگام دعا متوجه باشیم که دعا به معنای تعیین تکلیف برای خدا نیست. مسالت کردن غیر از تکلیف مشخص کردن است.
تسلیم محض خدا باشیم: این حالت تسلیم به رشد روحی کمک میکند. تسلیم محض بودن در برابر خداوند باعث قدرتمند شدن انسان میگردد.
درخواست، تنها ازخدا (صداقت و حقیقت با اخلاص در دعا)
فرد دعا کننده باید حقیقتاً «خدا» را و نه فرد یا موثر دیگری را بخواند. میتوان گفت که شرط «اضطرار» و «صداقت یا حقیقت» لازم و ملزوم یکدیگرند؛ زیرا زمانی، متربی تنها و تنها خدا را میخواند که از همه جای دیگر رانده و درمانده شده است و بالعکس اگر انسان بیچاره و مضطر شد، حقیقتاً و صادقانه روی به خدا میآورد. گویی خداوند میفرماید، اگر واقعاً مرا و تنها مرا، بدون تکیه بر دیگری دعوت کردید، اجابت میکنم.
درخواست با تمام وجود: از لوازم تأثیر تربیتی «دعاهای اسلامی» آن است که تمام ذرات وجودی فرد متربی مظهر خواستن شود.
دعا و نظام علت و معلول
هیچ گونه تضاد و منافات میان درخواست خواستهها از «خداوند» و تحقق خواستهها از طریق نظام اسباب و نظام علت و معلول وجود ندارد. دقت در مطلب فوق و درک و فهم درست آن، میتواند شناخت و معرفت وسیعی به متربی در نظام تعلیم و تربیت اسلامی بدهد به گونهای که در عین ارتباط با خدا و تصفیه دل از طریق دعا و امید گرفتن از طریق اتصال و اتکا به قدرت لایتناهی خدا، از کار و تلاش و همت بلند داشتن دریغ نورزد.
دعا و قضا و قدر
سؤالی که در اینجا مطرح است آن است که آیا دعا ناقض قضا و قدر است یا خیر؟ اشکالی که مطرح است آن است که: اگر مطلبی که درباره آن دعا میشود مقدر شده باشد به طور قطع واقع میشود و اگر مقدر نشده باشد حتماً صورت نمیگیرد پس در هر حال دعا بی تأثیر است. در پاسخ باید اشاره نمود که مقدر شدن یک امری باعث نمیشود که آن امر بدون اسباب و وسائل وجود پیدا کند. دعا خود یکی از اسباب است. پس موقعی که شخص دعا میکند اسباب آن فراهم میشود و لذا تحقق میپذیرد. بنابراین مقدر بودن یک امری با تأثیر دعا منافات ندارد، زیرا معنای مقدر بودنش این است که به واسطه دعا کردن و مستجاب شدن وجود پیدا کنند. به همین دلیل است که در روایات و به نقل از ائمه اطهارعلیهمالسلام آمده است که دعا، خود از مقدرات است. همچنین از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که «قضاء را جز دعا برنمیگرداند». حضرت امام صادق(ع) نیز میفرمایند: «دعا، قضایی را که محکم و پا بر جا شده برمی گرداند».
آداب دعا
دعای اسلامی شامل دو بخش است: بخش اول که بزرگتر و حجیمتر است، خطاب به خداوند است. در این بخش از دعا، دعاکننده با بیان جملات مربوط، به تقویت جهانبینی الهی، انسان شناسی و خداشناسی خود میپردازد. بخش دوم دعا، که بخش کوچکتر آن میباشد، مربوط به مجموعه درخواستهای فرد دعا کننده است.
بلند نمودن دست به آسمان
یکی از آداب دعا آن است که هنگام انجام دعا، دستها را به سوی آسمان و با حالت تضرع دراز نمایند.
شروع دعا با صلوات بر پیامبر(ص) و خاندان او
در روایت آمده که اگر دعاکننده، دعای خود را با صلوات شروع کند، احتمال اجابت آن بیشتر است؛ زیرا صلوات خود نوعی دعا و درخواست از خدا مبنی بر درود فرستادن بر محمد(ص) و خاندان اوست. لذا دور از بزرگواری خداست که درخواست اولی را (درود بر پیامبر و خاندان او) اجابت نماید و دومی را اجابت نکند.
اصرار و شدت بر دعا
یکی از این آداب آن است که فرد دعاکننده درخواست خود را با حالت تضرع، نیاز و اضطرار مطرح نماید. متربی هنگام دعا باید با شدت بخواهد، دعا نباید به صورت تنها لقلقة زبان باشد بلکه مغز و دل و جان و زبان همه با هم و با شدت باید یک چیز را از خداوند مطالبه کنند. انسان هر چه بیشتر مطلبی را بطلبد، قصد و توجهاش صافتر و خالصتر میشود.
مخفی کردن دعا
امام رضا(ع) فرمودند: «یک دعای پنهانی با هفتاد دعای آشکار برابری میکند».
کشیدن دست بر سر و صورت و سینه
یکی دیگر از آداب دعا آن است که فرد دعا کننده پس از دعا، دستان خود را بر سر و روی و سینه خود بکشد.
دعا به هنگام سحر و اول وقت
دعا و درخواست از خداوند اگر ترجیحاً به هنگام اول صبح و سحر باشد احتمال استجابت بیشتری دارد.
فصل دوم
شرح دعای مکارم الاخلاق
دعای مکارم الاخلاق از امام چهارم زین العابدین و سیدالساجدین علی بن الحسین(ع) است که جزء دعاهای صحیفه سجادیه میباشد.
فراز اول دعا
(اللّهم صلّ علی محمد و آله و بلغ بایمانی اکمل الایمان و اجعل یقینی افضل الیقین و انته بنیّتی الی احسن النیّات و بعملی الی احسن الاعمال)
«بارخدایا بر محمد(ص) و خاندان او درود فرست و ایمانم را به کاملترین ایمان برسان و یقینم را بهترین یقین قرار ده و نیت مرا به نیکوترین نیتها و کردارم را به بهترین کردارها برسان»
اولین نکته تربیتی که در این فراز مشاهده میشود خواستههای بسیار متعالی انسان کامل است. در هر چهار جمله فراز بالا از صفت عالی و برترین استفاده شده است و این حاکی از روح بلند انسان و خواستههای متعالی اوست. در این فراز به نظر میرسد اشاره تربیتی این باشد که انسان در زندگی خود و نیز مربیان و مدیران جامعه در جریان تربیت فرزندان، شاگردان و مردم خود باید جنبههای متعالی و بلند امور را بنگرند و بخواهند و متربیان را همواره به گونهای آموزش دهند تا از روح بلند، عزت نفس و کرامت برخوردار باشند و این از محورهای اصلی تعلیم و تربیت اسلامی است.
نشانه ایمان کامل
در واقع رمز کمال ایمان به آنست که تمام زندگی انسان و اعمال و کردار انسان و حب و بغض و انفاق او به معنای اعم کلمه برای خدا که کمال مطلق و بی نهایت است میباشد.
افضل الیقین کدام است؟
با توجه به حقیقت جهان هستی که همان وجود لایتناهی و کمال مطلق است لذا موضوع علم یقینی در اینجا همان عرفان رب است و لذا باز امام سجاد(ع) متعالیترین خواسته را میخواهد و آن اینکه خداوند به انسان توفیق دهد تا به مرتبه حق الیقین در مورد الله برسد و به مرتبه فناء فی الله برسد.
انگیزش الهی
در ادامه فراز اول امام درخواست بهترین نیتها را میکند. بهترین عمل و گفتار از نظر امام سجاد(ع) و از نظر نظام تعلیم و تربیت اسلامی عمل برای خداست.
ارزش تربیتی «نیت»
ارکان نیت در اسلام دو چیز است: (1) بعد آگاهی و نفی عادت، (2) اخلاص. به عبارت دیگر ارکان نیت عبارت است از: اینکه انسان از خود بپرسد چه میکنم و برای چه میکنم؟ در تعلیم و تربیت اسلامی روی نیت تأکید شده تا عبادات و اعمال انسان که همگی جنبه عبادی باید داشته باشند و برای خدا باید باشند، جنبه غیر ارادی و عادی پیدا نکنند.
پرورش بعد عقلانی و آگاهی انسان: در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است «نیه المومن خیر من عمله» که این نهایت اهتمام و تأکید اسلام را بر بعد آگاهی در اعمال میرساند.
قداست انگیزهها: رکن بعدی نیت همان اخلاص و خالص بودن انگیزهها است و کار را برای رضای خدا انجام دادن و نه برای خود (خودپرستی) و نه رضای مردم (بت پرستی) و نه رضای خدا و مردم (دوگانه پرستی).
کیفیت و نه کمیت
در ادامه فراز اول دعا، امام سجاد(ع) توفیق عمل احسن را میطلبند. خداوند متعال نیز هدف از خلقت انسانها را آزمایش انها برای اینکه کدام یک عمل بهتر (و نه بیشتر ) انجام میدهند، دانسته است. ملاک در نزد خداوند کمیت کار نیست بلکه کیفیت آن است. ملاک، فعالیت 40 یا 50 ساله علمی و تدریس و تحقیق و یا رهبری مردم در جهت صلاح نیست، بلکه ملاک جهت گیری عمل است که برای کجا؟ و برای چه؟ صورت گرفته است و لذا با این توجیه آن کارگر ساده به همان اندازه امید دارد که به مقام «عند ملیک مقتدر» برسد که رئیس جمهور و رهبر جمهوری اسلامی امیدوار است. چون در اسلام جهت مهم است نه کمیت.
فرازدوم
(اللهم وقر بلطفک نیّتی و صحّح بما عندک یقینی و استصلح بقدرتک مافسد منّی. )
«خدایا نیت مرا به لطف خود کامل گردان و باورم را به نعمت خویش پا بر جا نما و به قدرت و تواناییت آنچه از من از دست رفته اصلاح فرما»
آفتهای تربیت
امام(ع) ابتدا از آفت ریا که فاسد کننده اخلاص است و عامل زوال نیتهای خالصانه و الهی است یاد میکنند و سپس از آفت شک و تردید که ضد یقین است و نیز از عملهای سوء و غیر صالح که برای همه آنها، امام سجاد(ع) طلب مغفرت و آمرزش مینمایند.
فراز سوم دعا
(اللّهم صلّ علی محمد و آله و اکفنی ما یشغلنی الاهتمام به و استعملنی بما تسئلنی غداً عنه و استفرغ ایّامی فیما خلقتنی له و اغننی و اوسع علیّ فی رزقک و لا تفتّنی بالنّظر و اعزّنی و لاتبتلینّی بالکبر و عبّدنی لک و لاتفسد عبادتی بالعجب و اجر للنّاس علی یدی الخیر و لاتمحقه بالمنّ و هب لی معالی الاخلاق و اعصمنی من الفخر. )
«بار خدایا بر محمد(ص) و خاندان او درود فرست و بی نیازم کن از کاری که کوشیدن به آن مرا از عبادت و بندگی تو باز میدارد و وادار مدار به آنچه که فردا از ان سؤال و بازپرسی مینمایی و روزهای مرا در آنچه که برای آنم آفریدهای صرف نما. و مرا از دیگران بی نیاز فرما و روزیت را برای من گشایش ده و به نگاه کردن گرفتارم مفرما و مرا عزیز و گرامی بدار و به کبر و سربلندی دچارم مکن. و مرا برای بندگی خودت رام ساز و عبادتم را به عجب و خودپسندی تباه مگردان. و خیر و نیکی برای مردم را به دست من روان ساز و آن را به منت نهادن، باطل مفرما و خویهای پسندیده را به من ببخش و مرا از به خود نازیدن نگاه دار. »
موانع نیل به هدف
در عبارت اول از این فراز امام سجاد(ع) موانعی که میتوانند سد راه رسیدن به هدف نهایی خلقت و تربیت -که «قرب الی الله» است- باشند را ذکر میکنند. توجه کنید که میان «آفت» و «مانع» فرق است، پرداختن به مادیات و دنبال طلب معاش رفتن هرگز فاسد کننده نیل به هدف نهایی که همانا عبودیت خداوند است نمیباشد. اما اگر زندگی به قدری برای انسان سخت و طاقت فرسا شود که شبانه روز مجبور به تلاش برای کسب روزی شود خوب مسلماً فرصت و حال و توان کمتری برای عبادت دارد و این از بی توفیقی انسان است. اما آفت آن چیزی بود که فی نفسه پرداختن به آن فسادآور است مثل عجب، دروغ و. . .
الهام از صفات الهی
اولاً در پنج عبارت فوق امام از صفات خداوند بهره میجویند. این یک اصل تربیتی کلی در نظام تعلیم و تربیت اسلامی را به ما گوشزد میکند و «آن تأسی از الگو» میباشد. ثانیاً در پنج عبارت مذکور امام پنج هدف تربیتی و پنج روش تربیتی و در عین حال پنج آفت تربیت را ذکر میکنند.
(1) هدف تربیتی: غنی شدن؛ روش تربیتی: بی نیازی از دیگران و عدم طلب از آنها؛ آفت تربیت: نظر و خیالات بیهوده.
منظور از غٍنی، کفایت و بی نیازی است. انسان در مسیر تربیت برای نیل به مقام غٍنی چه باید بکند؟ راه آنست که از دیگران طلب نکند و لذا در آیه قرآن آمده است: « وَمَن كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ»(نساء،6). عفت مخصوص مسائل جنسی نیست چرا که خداوند در قرآن کریم از مؤمنینی یاد میکند که در عین فقر مالی اظهار نیازمندی نمیکنند به دلیل عفت و تعفّفی که دارند. در ادامه امام(ع) از آفت نیل به هدف فوق یاد میکنند که همانا «نظر» است. نظر در اینجا یعنی «چشم به راه بودن برای رسیدن به رزق و روزی از دیگران یا نگاه کردن کالای دنیا که دست مردم است.» یعنی در واقع امید به «غیر» داشتن.
(2) هدف تربیتی: عزیز شدن؛ روش تربیتی: تحریک عزت نفسانی و توجه به خویشتن خویش؛ آفت تربیت:تکبر.
عزت به معنای توانایی است و در مقابل ذلت است. به طور نسبی انسان نیز اگر به مقامی برسد که بر نفس اماره خود که به اصطلاح «ناخود» اوست چیره شود و افسار نفس به دست عقل بیفتد و انسان بر آن حاکم شود این فرد عزیز است و قادر به هر کاری که عقل دستورش دهد میباشد. روش رسیدن به آن مقام همانا تسلط بر «ناخود» و عدم اطاعت از نفس اماره است. اما آفت این روش چیست؟ امام(ع) آفت را تکبر و به خود بالیدن میداند که در واقع انسان با رسیدن به مقام چیرگی و تسلط بر نفس ممکن است کبر او را بگیرد و در واقع ادعای خدایگانی بنماید و یا به نحوی دچار عجب و خودبینی شود.
(3) هدف تربیتی: عبد خدا شدن؛ روش تربیتی: عبادت و بندگی خدا؛آفت تربیت: عجب و خود پسندی.
قرآن کریم هدف خلقت را عبادت خداوند توسط بندگان میداند. مقام عبودیت به قدری بالاست که در تشهد نماز آن را بر مقام رسالت پیامبر مقدم میداریم. راه رسیدن به ان مقام همانا عبادت و بندگی خداست. توجه کنید که عبادت خود هم هدف است و هم راه و روش. یعنی از کانال عبادت خداوند و مطیع و ذلیل و منقاد او بودن است که انسان به مقام عبودیت میرسد. اصولاً حس حقیقت جویی و حس تقدس و پرستش از غرایز فطری انسان است و عبادت در واقع میتواند این غریزه را ارضاء نماید. آفت این روش همانا مسئله عجب و خودپسندی و از خود راضی شدن و به خود بالیدن به خاطر این عبادتهاست. مرحوم شهید مطهری توجه به عبادت را از عوامل اصیل و مهم و لازم تربیت اسلامی میدانند.
(4) هدف تربیتی: حسن کار؛ روش تربیتی: خدمت به مردم؛ آفت تربیت: منت.
در بعد اجتماعی، هدف تربیت انسان آن است که در ارتباط با مردم باشد و در فکر برقراری قسط و عدل در جامعه باشد تا مردم در رفاه باشند. روش این کار مسلماً خدمت به خلق است به خاطر خدا و آفت آن به رخ کشیدن این خدمات به مردم و مخدومین است. برقراری عدالت اجتماعی در نظام تعلیم و تربیت اسلامی مسئلهای است مقدمه ای.
(5) هدف تربیتی: تخلق به اخلاق حسنه؛ روش تربیتی: تاسی به صفات الهی؛ آفت: فخر فروشی.
در احادیث آمده است که به اخلاق الهی تخلق و آراسته شوید. خداوند صفات متعددی دارد از جمله: عزیز، رحمن، رحیم، رزاق، حلیم، صبور، عفو، غافر و . . . که انسان تربیت شده نیز از همه این خلقها باید بهره مند باشد و ضمناً باید مواظبت کند که با آراسته شدن به هر کدام از صفات مذکور، از فخر و مباهات بپرهیزد. هم دورناً عجب او را نگیرد و هم بر دیگران مباهات ننماید.
فراز چهارم
(اللّهم صلّ علی محمد و آله و لاترفعنی فی النّاس درجة الّا حطتنی عند نفسی مثلها و لا تحدث لی عزّاً ظاهراً الّا احدثت لی ذلة باطنة عند نفسی بقدرها)
«بار خدایا بر محمد(ص) و خاندان او درود فرست و مرا در میان مردم به درجه و مقامی سرفراز مفرما جز آنکه پیش نفسم مانند آن پست نمایی و ارجمندی آشکار برایم پدید میاور جز انکه به همان اندازه پیش نفسم برای من خواری پنهانی پدید آوری. »
اعتدال: از اصول مهم تعلیم و تربیت اسلامی
در اینجا هدف تربیتی، انسان متعادل شدن است که همان انسان کامل شدن است، میباشد. روش تربیتی که در اینجا لازم است به کار گرفته شود میانه روی و رعایت حد وسط در رفتار است. ضمناً آفت تربیت در این مقوله، افراط و تفریط در رفتار میباشد. از اصول و پایههای بنیادی و اساسی تعلیم و تربیت اسلامی، حفظ اعتدال در تمامی زوایای زندگی است چه در مسائل مادی و معیشتی و چه در مسائل دینی و عبادی.
علمای اخلاق نیز در کتب اخلاقی خود بر رعایت «حد وسط» تاکید بسیار داشتهاند و مهمتر از آن قرآن کریم ملاک نمونه بودن امت اسلامی را در «وسط» بودن آنها میداند. امام(ع) در فراز فوق یادآور میشوند که به تناسب رفعت مقام و مرتبه در میان مردم، انسان باید پیش خودش احساس ذلت و کوچکی کند و این را به این خاطر میفرمایند تا تعادل میان این دو کشش حفظ شود و برآیند این دو نیرو راه اعتدال و میانه روی باشد. در حدیث امام صادق(ع) آمده است: «ما من رجل تکبر او تجبر الا لذله وجدها فی نفسه» هیچ کس تکبر نمیورزد مگر به دلیل ذلت و حقارتی که در خودش حس کند.
خود و ناخود: «من در انسان یکی بیشتر نیست اما این «من» ذو مراتب و دارای درجات است. آنجا که «من» از آن حرفهای خیلی عالی میگوید، آن درجه عالی «من» انسان است و آنجا که از مسائل حیوانی از قبیل خوردن و خوابیدن و. . . صحبت میکند مربوط به درجات پایین «من» انسان است. منظور آن است که انسان در برابر افزایش عزت و مقام دنیوی خویش بر تواضع و فروتنیاش نیز افزوده شود که این افزایش تواضع و فروتنی به فرمایش امام صادق(ع) در حدیث فوق الذکر در اثر شناخت «خود» واقعی و احساس نفس به دست میآید.
فراز پنجم
(اللّهم صلّ علی محمد و آل محمدٍ و متّعنی بهدیّ صالح لا استبدل به و طریقه حقّ لا ازیغ عنها و نیّة رشد لا اشکّ فیها و عمّرنی ما کان عمری بذلة فی طاعتک فاذا کان عمری مرتعاً للشّیطان فاقبضنی الیک قبل ان یسبق مقتک الیّ او یستحکم غضبک علیّ)
«خدایا بر محمد(ص)و خاندان محمد درود فرست و مرا به رستگاری شایسته بهرهمند کن که آن را به راه دیگر عوض نکنم و به راه حقی که از آن بیرون نشوم و به قصد صواب و درستی که در آن شک ننمایم و تا هنگامی که عمرم در فرمانبری توبه کار رود عمر ده و هر گاه عمرم چراگاه شیطان شود مرا بمیران، قبل از آنکه دشمنی سخت تو به من رو آورد یا خشمت بر من استوار گردد (از رحمت تو دور و بی بهره شوم.
معنای هدایت
امام(ع) در ادامه دعا از طرف خداوند طلب توفیق درداشتن هدایتی صالحانه و نیکو میکنند. به طوری که در طی مسیری که انسان در پیش میگیرد لغزشها و انحرافات مانع رشد و تکامل معنوی انسان نشوند و انسان به قدری آموزش و تربیت ببیند که به مرحله یقین و قطع برسد. اینجا شاید یکی از منظورهای امام این باشد که داشتن یک مربی خوب و جریان تربیتی خوب که متضمن تربیت الهی و خوب انسان باشد خود توفیقی بزرگ است. این توفیق را نیز انسان باید از خداوند متعال که علت العلل و مسبّب الاسباب است بطلبد. ائمهعلیهمالسلام از جزییترین تا اساسیترین مسائل خود را از خداوند طلب میکردند. البته این معنا هرگز منافاتی با تلاش انسان در صحنه زندگی ندارد بلکه حاکی از توحید افعالی در اعتقادات بشر است که در عمل منجر به توحید عملی میشود.
ارزش حیات
در ادامه فراز فوق امام سجاد(ع) از خداوند طلب طول عمر میکند اما به شرطی که این عمر و حیات در جهت خدمت به مردم و اطاعت از خداوند باشد. ارزش حیات برای انسان بستگی به جهت و استفاده از آن دارد. ائمه بزرگوار شیعهعلیهمالسلام همیشه از خداوند تقاضای طول عمر میکردند تا بتوانند هر چه بیشتر و بهتر از آن بهرهمند شوند و طاعت خداوند و خدمت مردم را به جا آورند، اما در دو جا تقاضای مرگ میکردند. یکی جایی که مسئله شهادت و جهاد مطرح بوده ائمه تقاضای شهادت میکردند به دلیل اینکه شهادت خود «نردبان ترقی و تکامل» است. یکی هم (نعوذبالله) در جایی که حس میشد حیات و طول عمر در جهت طاعت خدا طی نمیشود.
فراز ششم
(اللّهم لاتدع خصلة تعاب منی الّا اصلحتها و لا عائبة اؤنّب بها الّا حسّنتها و لااکرومةفیّ ناقصة الّا اتممتها. )
«خدایا وامگذار مرا در خویی که (مردم آن را) زشت میدانند جز آنکه آن را اصلاح نمایی و نه خوی زشتی که به وسیله آن سرزنش شوم جز آنکه آن را نیکو بگردانی و نه خوی پسندیدهای که در من ناتمام باشد جز آنکه آن را کامل گردانی. »
عوامل حقارت
از روشهای بسیار اساسی در تعلیم و تربیت اسلامی، تحریک حس کرامت، تحریک عزت نفسانی و دادن شخصیت به انسان است. در عبارت فوق الذکر امام ظاهراً سه عامل ایجاد حقارت در انسان را مطرح میکنند که در این رابطه چند نکته وجود دارد. عوامل بسیاری میتواند عامل ایجاد حقارت در کودک و کلاً انسان شود از قبیل نواقص بدنی، داشتن اسم و لقب غیر متعارف و از این قبیل موارد. در عبارت مورد بحث امام ظاهراً به سه چیزی اشاره دارند که نقص و انحراف در آنها باعث عدم دستیابی به عزت نفسانی مورد نظر اسلام میشود:
(1) آنکه انسان خصلتها و خصوصیات اخلاقی و منشی داشته باشد که مردم آن را زشت و قبیح بدانند و بالنتیجه، دارنده آن منش و اخلاق را احترام و ارج شایسته ننهند.
(2) آنکه انسان خصلتی داشته باشد که مایه سرزنش و عیب جویی مردم شود و بالنتیجه باز انسان از آن ارج و احترام خاص بهرهمند نشده و به اصطلاح به عزت نفسانیاش ضربه وارد آید.
(3) آنکه انسان دارای خوی پسندیده باشد اما این خوی میتواند کاملتر نیز بشود و مایه احترام بیشتر و ارج بهتر باشد.
بر اساس توحید افعالی که مسلمین بدان معتقدند در اینجا امام توفیق «اصلاح» و «تحسین» و «تکمیل» خصلتهای زشت و قابل سرزنش و نیز خصلتهای خوب را از خداوند طلب میکنند.
«تمام» معنای خاصی دارد که با «کامل» کمی تفاوت دارد. گاهی مثلاً یک ساختمان تمام پایهها و ستونها و دیوارهایش کار گذاشته شده و هیچ نقصی ندارد که در آن صورت میگوییم ساختمان »تمام» شد اما هنوز کامل نشده مثلاً زینت آلات و نقاشی و دکور و غیره که جزء ضروریات ممکن است باشد هنوز انجام نشده است. در عبارت امام سجاد(ع) واژه «اتمام» در برابر «ناقصه» آمده و این نشان میدهد که انسان گاهی بعضی خصائص خوب را دارا میباشد اما هنوز در همان خصیصه نقص دارد. لذا امام طلب اتمام در این مورد را نیز دارد. به علاوه میتوان معنای «اتمام» را به همان معنای «اکمال» بگیریم و منظور آن باشد که یک خصلت فرضاً راستگویی را انسان حتی در مراتب بالاتر آن نیز متخلق به آن شود و منظور از اتمام در اینجا نیل به مراتب بالای خصلتهای بزرگوارانه باشد.
فراز هفتم
(اللّهم صلّ علی محمد و آل محمد و ابدلنی من بغضة اهل الشّنآن المحبة و من حسد اهل البغی المودة و من ظنة اهل الصلاح التقةو من عداوةالادنین الولایة و من عقوق ذوی الارحام المبرة و من خذلان الاقربین النصرة و من حبّ المدارین تصحیح المقة و من ردّ الملابسین کرم العشرة و من مرارة خوف الظالمین حلاوةالامنة)
«بارخدایا بر محمد(ص) و خاندان او درود فرست و درباره من تغییر ده: دشمنی سخت دشمنان را به درستی، و رشک بردن سرکشان از حق را به محبت، و بدگمانی نیکان را به اطمینان، و دشمنی آشنایان را به دوستی و بدرفتاری خوبشان را به خوش رفتاری، و خوار گردانیدن اقربا و نزدیکان را به یاری کردن و دوستی مداراکنندگان (دوستان ظاهری) را به دوستی واقعی، و اهانت آمیزش کنندگان را به آمیزش نیک، و تلخی ترس از ستمکاران را به شیرینی ایمن بودن از ایشان. »
روشهای تنبیهی
قرآن مجید یک استراتژی کلی را برای مردم ترسیم میکند که در تعلیم و تربیت نیز این خط مشی باید رعایت شود و آن استراتژی «محمد رسول الله و الذین معه اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم، محمد(ص) پیامبر خداست و همراهان وی بر کفار خشن وشدید و میان خودشان مهربان و رحیم اند»(سوره فتح، آیه 29)
روشهای تنبیهی نزدیکان و دوستان چگونه میتواند باشد؟
1. روش محبت:
گویی به همه مربیان و همه انسانها سفارش میکنند که با محبت با دیگران حتی کینه توزان برخورد کنند. چرا؟ به دو دلیل: یکی اینکه محبت کلاً یک اکسیری است شفابخش و جزء سیره و روش انبیاء و امامانعلیهم السلام بوده است. دلیل دوم آنکه افراد کینهتوز و خشمگین در واقع مریض و علیلاند و لذا نباید با آنها مقابله به مثل و یا روشهای خشن داشت چون نه مفید به حال آنهاست و نه باعث رفع و زوال عواقب بد غضب میشود.
در قسمت بعد امام گویی، روش دوستی و مودت در برابر حسودان را سفارش میکنند. به دلیل آنکه اشخاص حسود نیز همانند افراد کینهتوز، افرادی مریض و بیمارند و آتش حسد آنها را میسوزاند و لذا لازم است فرد آگاه و یا فرد محسود، در برابر چنین کسانی راه مودت را پیشه کنند تا آن افراد لااقل تا حدی بر آتش حسدشان افزوده نشود. قرآن کریم اشاره دارد که فرد حسود کسی است که در واقع منکر فضل خدا است. یعنی عملاً از فضل خدا مأیوس است و لذا راه حسد را پیشه میکند و فکر میکند با چنین روشی هم خود به چیزی میرسد و هم فرد محسود را از موفقیت باز میدارد. قرآن تاکید دارد که افراد حسود باید به فضل و کرم خداوند اعتماد کنند و از او بخواهند نه اینکه روش دفاعی حسد را که یک بیماری خطرناک روحی است در پیش بگیرند. افرادی که مورد حسد واقع میشوند نهایت بزرگواری است اگر در برخورد با حسودان راه دوستی و مودت را پیشه کنند تا بتوانند تا حدی آتش حسد آنها را مهار کنند.
2. حسن ظن و حمل بر صحت:
افراد مؤمن باید در برخورد با مسلمین و دوستان همیشه روش حسن ظن را پیشه کنند. زیرا که از دو حالت خارج نیست: یا اینکه طرف مقابل نیز واقعاً نظر خوبی داشته که بدین ترتیب روش و برخورد خوشبینانه ما مایه افساد نشده و یا اینکه طرف مقابل ما نظر بد داشته که با برخورد مثبت و حسن ظن ما امکان دارد طرف مقابل مأخوذ به حیا شود. اگر ما در برخورد با دوستان روش معاشرتیمان مبتنی بر سوءظن باشد این خود حاکی از مرض و بیماری نفسانی ماست و اگر حسن ظن داشته باشیم حکایت از کرامت نفس و بزرگواری ماست.
3. خوشخویی و دوستی:
امام(ع) در اینجا میخواهند بفرمایند که در برخورد با نزدیکان و آشنایان خود که روش دشمنی و عداوت را پیشه کنند ما باید با دوستی و محبت و خوشرفتاری آنها را متوجه زشتی رفتارشان بکنیم. امام(ع) میفرمایند اگر دوست یا فامیل شما در برخوردی و مسئلهای به جای یاری و نصرت، شما را خوار و تنها گذاشت و باعث شکست شما شد در عوض شما مقابله به مثل نکنید بلکه بزرگواری نشان داده و در موقع سختی و تنگدستی او، او را یاری و نصرت کنید.
4. معاشرت کریمانه:
امام میخواهند بفرمایند که مؤمنین و افراد آگاه از تربیت اسلامی باید در برخوردهای خود با آشنایان و حتی آنهایی که حریم نگهدار نبوده و از تربیت کاملی برخوردار نیستند، برخورد اسلامی و معاشرتی نیکو و پسندیده داشته باشند.
فراز هشتم
(اللّهم صلّ علی محمد و آله واجعلنی یداً علی من ظلمی و لساناً علی من خاصمنی و ظفراً بمن عاندنی و هب لی مکراً علی من کایدنی وقدرة علی من اضطهدنی و تکذیباً لمن قصبنی و سلامة ممّن توعّدنی و وفقنی لطاعةمن سدّدنی و متابعةمن ارشدنی)
«بارخدایا بر محمد(ص) و خاندان او درود فرست، و برای من بر کسی که به من ستم کند، دستی (توانایی جلوگیری از ستم) و بر آنکه زد و خورد و گفت و شنود نماید زبانی (حجت و برهانی) و بر آنکه دشمنی کند، پیروی قرار ده و به من بر آنکه دربارهام حیله کند (در برابر آن) مکر و فریبی و برآنکه بر من مسلط شود، توانایی، و بر آنکه مرا دشنام دهد تکذیبی و از آنکه مرا میترساند سلامتی ببخش، و به فرمانبری آنکه مرا به راه راست آورد و پیروی کسی که مرا (به راه حق) راهنمایی نماید توفیقم ده»
روشهای تنبیه دشمنان
در این فراز امام سجاد(ع) برای تنبیه دشمن و مقابله با او سه روش را پیشنهاد میکنند که عبارتند از: (1) روش کلامی، (2) روش عملی، (3) روش پنهانی و مخفی یا فکری. این روشها نه تنها در تعلیم و تربیت به طور اخص بلکه در مسائل مدیریت جامعه و مسائل اجتماعی نیز مطرح است. این فراز به نظر مؤلف تاکید امام سجاد(ع) بر روحیه مبارزهطلبی و پرورش روحیه جهادگرانه در جوانان و کلاً انسان است که نهایتاً این چنین روحیهای ضامن حفظ عزت نفسانی و انسانی که پایه و محور اصلی شخصیت انسان است میباشد.
تربیت اسلامی به انسان یاد میدهد که همیشه آزاده و عزیزالنفس باشد و هرگز تن به ذلت ندهد.
تقلید آگاهانه
در عبارت آخر فراز هشتم، امام از خدا طلب توفیق در اطاعت و تبعیت و فرمانبری از مرشدان و موعظهگران و معلمان و خیرخواهان مینماید. اولاً همه انسانها، از کودک تا بزرگ گرفته، نیازمند به نصیحت و موعظهاند منتها، در کودک و بزرگسال شدت و ضعف دارد. کودک اعمالش شدیداً تقلیدی است و لذا مربیان باید در افعال و گفتار خود بسیار دقیق باشند چون مورد پیروی و عمل کودکان قرار میگیرد. گویی انسان طوری آفریده شده که دوست دارد از زبان دیگران بشنود و این ارزش موعظه و راهنمایی و تربیت را میرساند.
فراز نهم
(اللّهم صلّ علی محمد و آله و سدّدنی لان اعارض من غشّنی باالنّصح و اجزی من هجرنی بالبرّ و اثیب من حرمنی بالبذل و اکافی من قطّعنی بالصّلة و اخالف من اغتابنی ال حسن الذّکر و ان اشکر الحسنة و اغضی عن السیئة )
«بار خدایا بر محمد(ص) و خاندان او درود فرست و مرا توفیق ده تا با کسی که با من غش (ناراستی) نموده از روی اخلاص و دوستی رفتار کنم و کسی را که از من دوری کرده به نیکویی پاداش دهم و کسی که مرا نومید گردانیده به بخشش عوض دهم، و کسی که از من بریده به پیوستن مکافات نمایم و از آنکه از من غیبت نموده (پشت سر بدگویی کرده) به نیکی یاد کنم و نیکی را سپاس گزارده از بدی چشم بپوشم. »