گلچین کتاب القطره آیت الله مستنبط فضایل امام حسین علیه السلام
حديث مشهورى است از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم كه فرموده است:
إنّ للحسين عليه السلام في بواطن المؤمنين معرفة مكتومة. [۲]
همانا در نهان مردم باايمان معرفت و شناختى نسبت به امام حسين عليه السلام نهفته است.
----------
[۲]: الخرائج: ۸۴۲/۲ ضمن ح ۶۰، بحار الأنوار: ۲۷۱/۴۳ ضمن ح ۳۹، معالى السبطين: ۴۱.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - بخش پنجم - جلد ۱، صفحه ۴۶۲]
رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به اُبَیّ بن کَعب فرمودند:
يا اُبيّ، والّذي بعثني بالحقّ نبيّاً إنّ الحسين بن عليّ عليهما السلام في السماء أكبر منه في الأرض، وإنّه لمكتوبٌ عن يمين عرش اللَّه: «حسين مصباح هدى و سفينة نجاة».
اى اُبى! سوگند به آن كسى كه مرا به رسالت برانگيخت، حسين بن على عليهما السلام در آسمان جلوه بيشترى دارد و از عظمت والاترى برخوردار است، و اهل آسمان او را بهتر از اهل زمين مى شناسند و احترام مى گذارند،
و در طرف راست عرش الهى نوشته شده است: «حسين عليه السلام چراغ هدايت و كشتى نجات است». [۱]
----------
[۱]: عيون اخبار الرضاعليه السلام: ۵۹/۱ ح ۲۹، بحار الأنوار: ۱۸۴/۹۴ ح۱، وج: ۲۰۴/۳۶ ح ۸ به نقل از كمال الدين: ۲۶۴/۱ ح ۱۱، اعلام الورى: ۴۰۰، مدينة المعاجز: ۵۱/۴ ح ۱۳۳، منتخب: ۱۹۷ و در آن عبارت آخر حديث اينگونه است: «إنّ الحسين مصباح الهدى وسفينة النجاة».
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - بخش پنجم - جلد ۱، صفحه ۴۶۲]
امام صادق عليه السلام نقل كرده اند كه:
كان رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم يأتي الحسين عليه السلام في كلّ يوم فيضع لسانه في فمه، فيمصّه حتّى يروى فأنبت اللَّه عزّوجلّ لحمه من لحم رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم ولم يرضع من فاطمة عليها السلام ولا من غيرها لبناً قطّ.
رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم هر روز نزد حسين عليه السلام مى آمد، زبان مبارك خود را در دهان او مى گذاشت و او مى مكيد تا سيراب مى شد، و به اين ترتيب خداوند گوشت حسين عليه السلام را از گوشت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم رويانيد، و او از مادرش فاطمه عليها السلام و از زنى ديگر هرگز شير نياشاميد. [۲]
و در كتاب «مناقب» مى گويد: رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم اين كار را چهل شبانه روز ادامه داد تا اينكه حسين عليه السلام از گوشت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم پرورش يافت. [۳]
----------
[۲]: علل الشرايع: ۱۹۶/۱، بحار الأنوار: ۲۴۵/۴۳ ضمن ح ۲۰، و ج: ۱۹۸/۴۴ ح ۱۴ به نقل از الكافى: ۴۶۵/۱ ح۴، المنتخب: ۱۵۸ با كمى اختلاف.
[۳]: مناقب ابن شهراشوب: ۵۰/۴.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - بخش پنجم - جلد ۱، صفحه ۴۶۳]
عصام بن مصطلق گفت: در مدينه معظّمه وارد شدم حسين بن على عليهما السلام را ديدم، جمال زيبا و هيبتى كه داشت، و نيز حركات و سكنات او مرا به تعجّب وا داشت و حسد باعث شد كه آن كينه اى كه از پدرش داشتم ظاهر كنم، به او گفتم: پسر ابوتراب تويى؟
فرمود: بلى. وقتى جوابم را گفت آنچه توانستم به او و پدرش - نعوذ باللَّه -
دشنام و ناسزا گفتم.
امام حسين عليه السلام از روى عطوفت و مهربانى نگاهى به من كرد و فرمود:
أعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم، بسم اللَّه الرحمن الرحيم
«خُذِ الْعَفْوَ وأْمُرْ بالْعُرْف وَأَعْرِضْ عَنِ الجاهِلين × وَإمّا يَنْزَغَنَّكَ مِن الشَيْطان نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّه إنَّهُ سَميعٌ عَليمٌ × إنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِن الشيْطان تَذَكَّرُوا فَإذا هُم مُبْصِرُون × وِإخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِّ ثُمَّ لايُقْصِرُون» [۱] .
از شيطان ملعون رانده شده به خدا پناه مى برم، بنام خداوند بخشنده مهربان، عفو و بخشش را پيشه خود ساز و به خوبى و شكيبائى امر كن و از مردم نادان روى بگردان × و چنانچه شيطان خواست ترا وسوسه كند به خدا پناه ببر، همانا او شنوا و دانا است × اهل تقوا هنگامى كه دچار خيالات و وسوسه هاى شيطانى مى شوند خدا را به ياد مى آورند فوراً بخود مى آيند و آگاه مى شوند × و شياطين برادران خود را در ضلالت و گمراهى مى كشانند و سپس در گمراه كردن آنها هيچگونه كوتاهى نمى كنند.
و بعد از تلاوت اين آيات به من فرمود: قدرى آهسته تر باش و آرامش خود را حفظ كن، من براى خودم و براى تو از خداوند آمرزش مى طلبم، اگر كمكى خواسته باشى تو را كمك مى كنيم، و اگر عطا و بخششى طلب كنى به تو مى بخشيم، و اگر راهنمائى خواسته باشى تو را راهنمائى مى نمائيم.
عصام گويد: من از گفته هاى زشت خود پشيمان شدم و امام عليه السلام چون آثار شرمندگى را در چهرهام مشاهده كرد فرمود:
«لا تَثْريبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْم يَغْفِرُ اللَّه لَكُم وَهُوَ أرْحَم الراحِمين». [۲] «ملامتى و سرزنشى بر شما نيست، خداوند شما را مى آمرزد، و او از همه مهربان تر است».
بعد به من فرمود: آيا از اهل شام هستى؟ عرض كردم: بلى.
فرمود: «شنشنة أعرفها من أخزم» [۱] .
سپس امام حسين عليه السلام فرمود: «حيّانا اللَّه وإيّاك» يعنى خداوند ما و شما را باقى بدارد و زنده نگهدارد، و بعد از آن فرمود:
بدون اينكه خجالت بكشى اگر حاجتى دارى از ما بخواه، و اگر خواسته ات را گفتى ما را برتر از گمان خود خواهى يافت.
عصام گويد: زمين با همه وسعت آن بر من تنگ شد و دوست داشتم شكافته شود و من به زمين فرو روم، ديگر از خجالت بيشتر نتوانستم بمانم، كم كم به كنارى رفته و دور شدم، ولى روى زمين از او و پدرش نزد من كسى محبوبتر و دوست داشتنى تر نبود. [۲]
----------
[۱]: سوره اعراف، آيه ۲۰۲ - ۱۹۹.
[۲]: سوره يوسف، آيه ۹۲.
[۱]: اين ضرب المثل است، و معمولاً در مورد كسى بكار مى رود كه از نظر بدخلقى به پدرانش شباهت دارد، و مقصود امام عليه السلام اين بود كه ناسزاگوئى به ما، عادت و خوى اهل شام است كه آن را معاويه (لعنه اللَّه) رواج داده است.
[۲]: سفينة البحار: ۱۱۶/۲، معالى السبطين: ۶۰.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - بخش پنجم - جلد ۱، صفحه ۴۶۴]
صاحب كتاب «تحف العقول» نقل مى كند: مردى از انصار خدمت امام حسين عليه السلام رسيد و مى خواست از آن
آن دارد، از شما تقاضا دارم به او سفارش كنيد به من مهلت دهد تا بتوانم به آسانى بپردازم.
وقتى امام حسين عليه السلام نوشته او را قرائت فرمود فوراً به منزل رفت و كيسه اى را كه در آن هزار دينار بود برداشت و براى او آورد و فرمود:
پانصد دينار آن را به طلبكار خود بده، و بقيّه اش را سرمايه كن تا تو را در مشكلات روزگار كمك كند، و حاجت خود را جز به يكى از اين سه نفرى كه بر مى شمارم اظهار نكن: إلى ذي دين، أو مروّة، أو حسب.
يا متديّن و ديندار باشد، يا جوانمرد و بافتوّت باشد، و يا شرافت خانوادگى داشته باشد. [۱]
----------
[۱]: تحف العقول: ۲۴۵، بحار الأنوار: ۱۱۸/۷۸.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - بخش پنجم - جلد ۱، صفحه ۴۶۷]
روايت شده است: روز عاشورا بر پشت شريف آن حضرت اثرى مشاهده كردند، از حضرت زين العابدين عليه السلام علّت آن را پرسيدند فرمود:
هذا ممّا كان ينقل الجراب على ظهره إلى منازل الأرامل واليتامى والمساكين.
اين اثر انبان هائى است كه بر پشت خود آذوقه به خانه هاى بيوه زنان و يتيمان و تهيدستان مى برده است. [۲]
----------
[۲]: مناقب ابن شهراشوب: ۶۶/۴، بحار الأنوار: ۱۹۰/۴۴ ح۳.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - بخش پنجم - جلد ۱، صفحه ۴۶۹]
سيّد شريف محمّد بن على علوى در كتاب «التعازى» نقل كرده است: امام حسن عليه السلام برادر خود امام حسين عليه السلام را بزرگ مى داشت و او را تعظيم مى كرد بطوري كه گويا آن حضرت بزرگتر از امام حسن عليه السلام است.
ابن عبّاس گويد: سبب آن را از امام حسن عليه السلام پرسيدم به من فرمود:
إنّي لأهابه كهيبة أميرالمؤمنين عليه السلام.
او هيبتى همانند هيبت اميرالمؤمنين عليه السلام در نظر من دارد. [۳]
----------
[۳]: معالى السبطين: ۵۹، سفينة البحار: ۶۱۳/۱.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - بخش پنجم - جلد ۱، صفحه ۴۶۹]
طاووس يمانى نقل كرده است كه: هنگامى كه حسين بن على عليهما السلام در مكان تاريكى مى نشست مردم به نورى كه از پيشانى مبارك و گلوى مطهّر او ساطع بود به طرف او هدايت مى شدند و آن نور جاى بوسه پيغمبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم بود، زيرا آن حضرت زياد پيشانى و گلوى حسين عليه السلام را مى بوسيد.
جبرئيل روزى به آن خانه مقدّس فرود آمد، حضرت زهرا عليها السلام را ديد كه به خواب رفته و حسين عليه السلام در گهواره اش گريه مى كند، كنار گهواره نشست و با سخنان خوش آيند خود او را نوازش كرد و آرام نمود تا اينكه فاطمه عليها السلام بيدار شد. [۲]
----------
[۲]: منتخب طريحى: ۱۹۸، بحار الأنوار: ۱۸۷/۴۴ ذيل ح ۱۶ و ص ۱۹۴ ضمن ح۷ به نقل از مناقب ابن شهراشوب: ۷۵/۴.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - بخش پنجم - جلد ۱، صفحه ۴۷۰]
مؤلّف رحمه الله گويد: همسر آن حضرت يعنى رباب رضوان اللَّه عليها در مرثيه سرائى خود براى امام حسين عليه السلام به همين كلام يمانى اشاره فرموده است:
إنّ الّذي كان نوراً يستضاء به
بكربلاء قتيل غير مدفون [۱]
كسى كه نور بود و نورافشانى مى كرد، در كربلا كشته شد، و بدن نازنين او بر روى زمين افتاده و دفن نشده بود.
----------
[۱]: سفينة البحار: ۶۱۳/۱، معالى السبطين: ۵۹، منتخب طريحى: ۱۹۸.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - بخش پنجم - جلد ۱، صفحه ۴۷۱]
امام صادق عليه السلام براى زيارت كنندگان امام حسين عليه السلام چنين دعا مى كرد:
اللّهمّ يا من خصّنا بالكرامة، ووعدنا الشفاعة وحمّلنا الرسالة وجعلنا ورثة الأنبياء، وختم بنا الاُمم السالفة، وخصّنا بالوصيّة، وأعطانا علم ما مضى وعلم ما بقي، وجعل أفئدة من الناس تهوي إلينا، اغفر لي ولإخواني ولزوّار قبر الحسين بن عليّ صلوات اللَّه عليهما.
بارپروردگارا! اى كسى كه ما را به كرامت و بزرگوارى اختصاص دادى، و به ما وعده شفاعت مرحمت كردى و رسالت را به دوش ما نهادى، و ما را ارث برنده پيامبران قرار دادى، و امّتهاى گذشته را به ما خاتمه دادى و ما را به وصايت برگزيدى، و علم گذشته و آينده را به ما عطا كردى، و دلهاى بعضى از مردمان را بسوى ما مايل ساختى، مرا و برادرانم را و زائرين قبر حسين بن على عليهما السلام را بيامرز.
خداوندا! آنها با اين عمل خواسته اند خشنودى تو را بدست آورند، آنها را از طرف ما به رضايت و خشنودى خود پاداش بده و شب و روز از آنها مراقبت كن، و براى خانواده و فرزندان آنها كه رها كرده بهترين جانشين باش، و آنها را همراهى كن و شرّ هر طغيانگر باطل گرا و هر ضعيف و قوى از آفريدگانت و شرّ هر شيطانى از طايفه انسان و جنّ را از آنها كفايت كن، و عطا كن به آنها بهتر از آنچه از تو آرزو دارند زيرا كه آنها دورى از وطن را برگزيده اند و زيارت قبر مطهّر امام حسين عليه السلام را بر ماندن كنار خانواده و فرزند و خويشان ترجيح داده اند.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - بخش پنجم - جلد ۱، صفحه ۴۷۲]
پس خداوندا! بر اين چهره هائى كه خورشيد آنها را تغيير داده ترحّم كن، و بر اين گونهها كه بر قبر مطهّر اباعبداللَّه عليه السلام زير و رو شده رحم نما، و بر اين چشمها كه اشك آنها به خاطر دلسوزى براى ما جارى گشته، و اين دلهائى كه به خاطر ما بى تابى مى كند و آتش گرفته است، و اين فريادهائى كه از جگر بخاطر ما بيرون مى آيد رحم كن.
پس آن حضرت پياپى اين دعا را در حال سجده مى خواند، وقتى سجده و دعايش را پايان داد عرض كردم: فداى شما گردم، اگر آنچه از شما شنيدم در حقّ كسى بود كه حتّى خدا را نمى شناخت گمان مى كنم آتش به او ضررى نمى رسانيد، و به خدا قسم آرزو مى كردم كه آن حضرت را زيارت كرده بودم و به حجّ نرفته بودم.
امام عليه السلام به من فرمود:
تو چقدر نزديك هستى به آن قبر مطهّر! چه چيزى تو را از زيارت او مانع مى شود؟
سپس فرمود: اى معاويه! اين كار را هرگز ترك مكن.
عرض كردم: فدايت شوم، نمى دانستم زيارت امام حسين عليه السلام اين مقدار اهميّت دارد. فرمود:
يا معاوية ومن يدعو لزوّاره في السماء أكثر ممّن يدعو لهم في الأرض لاتدعه لخوف أحد، فمن تركه لخوف رأى من الحسرة ما يتمنّى أنّ قبره كان بيده.
اى معاويه! كسانى كه براى زوّار امام حسين عليه السلام در آسمان دعا مى كنند بيش از آنهائى هستند كه در زمين دعا مى كنند، هيچگاه بخاطر ترسيدن از كسى زيارت را رها مكن، كسى كه بخاطر ترس آن را ترك كند بعداً دچار حسرت و ندامتى مى شود كه آرزو مى كند كاش همواره ملازم آن قبر شريف مى بود. [۱]
----------
[۱]: ثواب الأعمال: ۹۵، كامل الزيارات: ۲۲۸ ح ۳۳۶، بحار الأنوار: ۵۱/۱۰۱ ح۱، المستدرك: ۲۳۲/۱۰.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - بخش پنجم - جلد ۱، صفحه ۴۷۳]
ابن عبّاس نقل كرده است كه گفت: در خدمت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بودم، آن بزرگوار فرزندش ابراهيم را بر پاى چپ و حسين بن على عليهما السلام را بر پاى راست خود نشانيده بود، گاهى ابراهيم و گاهى حسينش را مى بوسيد كه ناگهان جبرئيل عليه السلام فرود آمد و
حامل وحى الهى بود. وقتى پيغام پروردگار را به رسولش رسانيد و آنجا را ترك كرد، پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: جبرئيل از طرف پروردگارم آمد و به من خبر داد كه خداوند به تو سلام مى رساند و مى فرمايد، اين دو طفلى را كه بر روى زانو نهاده اى هر دو را برايت باقى نخواهم گذاشت، يكى از آن دو را بايد فداى ديگرى كنى.
رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نگاهى به ابراهيم كرد و اشك از چشمانش جارى شد، و نگاهى به حسين عليه السلام كرد و گريه كرد. سپس فرمود:
إنّ إبراهيم اُمّه أمة، ومتى مات لم يحزن عليه غيري، واُمّ الحسين عليه السلام فاطمة، وأبوه عليّ ابن عمّي لحمي ودمي، ومتى مات حزنت ابنتي وحزن ابن عمّي وحزنت أنا عليه، وأنا اُؤثر حزني على حزنهما، يا جبرئيل تقبض إبراهيم فقد فديت الحسين به.
ابراهيم مادرش كنيزكى بيش نيست و وقتى بميرد غير از من كسى بر او غمگين نمى شود، امّا مادر حسين عليه السلام فاطمه عليها السلام و پدرش پسر عموى من على است كه گوشت و خون من است، و هنگامى كه حسين عليه السلام از دنيا رود دخترم و پسر عمويم و من همگى دچار غم و اندوه خواهيم شد و من غمناك بودن خود را بر غمناكى آن دو بزرگوار ترجيح مى دهم.
اى جبرئيل! ابراهيم را از من بگير، من او را فداى حسينم كردم.
پس از سه روز ابراهيم از دنيا رفت و بعد از آن هر زمان حسين عليه السلام بطرف او مى آمد، او را در برمى گرفت و مى بوسيد، لبها و دندانهاى ثناياى او را مى مكيد و مى فرمود:
فديت من فديته بإبني إبراهيم.
من به فداى كسى كه فرزندم ابراهيم را فداى او كردم. [۱]
----------
[۱]: تاريخ بغداد: ۲۰۴/۲، مستدرك حاكم: ۲۹۰/۲، ذخائر العقبى: ۱۵۰، طرائف: ۲۰۲ ح ۲۸۹، بحار الأنوار: ۱۴۵۳/۲۲ ح۷، و ج: ۲۶۱/۴۳ ح۲ به نقل از مناقب ابن شهراشوب: ۸۱/۴، مدينة المعاجز: ۵۷/۴ ح ۱۳۷ به نقل از طرائف، منتخب طريحى: ۵۱.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - بخش پنجم - جلد ۱، صفحه ۴۷۳]
يعلى بن مرّه نقل كرده اند كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:
حسين منّي وأنا من حسين، أحبّ اللَّه من أحبّ حسيناً، حسين سبط من الأسباط. [۱]
حسين از من است و من از حسينم، خدا دوست بدارد هر كس كه حسين را دوست دارد، حسين سبطى [۲] از اسباط است.
----------
[۱]: فردوس الأخبار: ۱۵۸/۲ ح ۲۸۰۵، حلية الأبرار: ۱۲۷/۳ ح ۱۷ به نقل از مصابيح السنّة: ۱۹۵/۴ ح ۴۸۳۳، معالي السبطين: ۵۶. طبرانى در معجم الكبير: ۲۲/۳ ذيل ح ۲۵۸۹، ترمذى در صحيح: ۱۹۵/۱۳، ابن ماجه در سنن: ۶۴/۱، احمد در مسند: ۱۷۲/۴، ابن شهراشوب رحمه الله در مناقب: ۷۱/۴، اربلى رحمه الله در كشف الغمّة: ۶/۲، طبرسى رحمه الله در اعلام الورى: ۳۱۷، شيخ مفيدرحمه الله در الإرشاد: ۲۸۰، و مجلسى رحمه الله در بحار الأنوار: ۳۱۶/۴۳ به نقل از فردوس، ص ۲۹۶ به نقل از مناقب و ص ۲۶۱ به نقل از «كشف الغمّة» نقل كرده اند.
[۲]: سبط به معناى فرزندزاده و نوه است يعنى حسين عليه السلام نوه اى از نوه هاى من است، ولى از قاموس نقل شده كه «سبط من الأسباط» را «امّة من الاُمم» معنا كرده است و بنابراين معناى سبط جماعت و قبيله است، يعنى حسين عليه السلام از نظر بلندى مقام و مرتبه يا دارا بودن اجر و ثواب و پاداش و يا عظمتِ كارى كه از او صادر شده در حكم يك امّت است.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - بخش پنجم - جلد ۱، صفحه ۴۷۵]
انس مى گويد: در خدمت امام حسين عليه السلام بودم، كنيزكى وارد شد و دسته گلى به آن حضرت هديه كرد، امام عليه السلام فرمود:
«أنت حرّة لوجه اللَّه»، تو در راه خدا آزادى.
عرض كردم: او براى شما دسته گلى آورد كه ارزش چندانى ندارد و شما او را آزاد مى كنيد؟
فرمود: خدا اين گونه به ما ادب آموخته است، او در قرآن فرموده است: «وَإذا حُيّيتُمْ بِتَحِيَّة فَحَيُّوا بِأحْسَن مِنْها أوْ رُدُّوها» [۱] «هر گاه كسى به شما درودى فرستد يا احسانى كند شما هم سلام يا احسان او را همانگونه و يا بهتر از آن پاسخ دهيد» و بهتر از احسان او آزاد ساختن او بود. [۲]
----------
[۱]: سوره نساء، آيه ۸۶.
[۲]: كشف الغمّة: ۳۱/۲، بحار الأنوار: ۱۹۵/۴۴.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - بخش پنجم - جلد ۱، صفحه ۴۷۸]