معجزات عیسی (ع) در منابع مسیحیت  پرسش : کتاب مقدّس، معجزات حضرت مسیح را چه چیزهایی بیان می کند؟  پاس

معجزات عیسی (ع) در منابع مسیحیت

پرسش : کتاب مقدّس، معجزات حضرت مسیح را چه چیزهایی بیان می کند؟

پاسخ اجمالی :بعضی از معجزات عیسی(ع) که منابع اسلامی و مسیحی در آن اتفاق نظر دارند، عبارتند از : ۱- شفای بیماران. ۲- معجزه ی برکت دادن غذا. ۳- راه رفتن بر روی آب. ۴- زنده کردن مردگان. 
اما معجزاتی مثل خشکاندن درخت انجیر، پرداختن پول جزیه به باجگیران، صید مقدار زیادی ماهی و آرام کردن طوفان را تنها در کتاب مقدس می توان دید. به علاوه، انجیل تبدیل شدن آب به شراب را هم از معجزات مسیح (ع) می داند که آموزه های دینی ما، پیامبران خدا را از انجام دادن چنین اقدامی بری می شمارد.

 

پاسخ :معجزات کارهایی خارج از توان مردم است که پیامبران به اذن خداوند برای اثبات حقانیت خود انجام داده اند. گاه بر این غرض اصلی که تقویت باورهای عمومی و توجه دادن مردم به قدرت خداوند است، فواید دیگری، از جمله: شفای بیماران و برطرف شدن مشکلات مردم نیز مترتب می شود.
در میان معجزات عیسوی، شفای بیماران به مراتب بیش از دیگر موارد رخ داده است. این معجزه گاه در قالب شفای دیوانگان،(۱) گاه به صورت شفای مبتلایان به برص (پیسی)(۲) شفای بیمار زمین گیر،(۳) مفلوج،(۴) کور،(۵) کرولال(۶) و یا زنی که به خونریزی دائمی مبتلا بود،(۷) ظاهر شده است.
معجزه ی برکت دادن غذا نیز از معجزات مشهور عیسی (علیه السلام) است: «عیسی (علیه السلام) بیرون آمده گروهی بسیار دیده بر ایشان ترحم فرمود زیرا ایشان گوسفندان بی شبان بودند و بسیار به ایشان تعلیم دادن گرفت و چون بیشتر از روز سپری شد شاگردانش نزد وی آمده گفتند: این مکان ویرانه است و وقت منقضی شده، اینها را رخصت ده تا به اراضی و دهات این نواحی رفته نان به جهت خود بخرند که هیچ خوراکی ندارند. در جواب ایشان گفت: شما ایشان را غذا دهید. وی را گفتند: مگر رفته دویست دینار نان بخریم تا اینها را طعام دهیم. بدیشان گفت: چند نان دارید؟ رفته و تحقیق کنید. پس دریافت کرده گفتند: پنج نان و دو ماهی، آنگاه ایشان را فرمود که همه را دسته دسته بر سر سفره بنشانید. پس صف در صف و پنجاه در پنجاه نشستند و آن پنج نان و دو ماهی را گرفته به سوی آسمان نگریسته و برکت داد و نان را پاره نمود و به شاگردان خود سپرد تا پیش آنها بگذارند و آن دو ماهی را بر همه ی آنها تقسیم نمود. پس جمیعاً خورده و سیر شدند ... و خورندگان نان قریب پنج هزار نفر بودند.»(۸)
راه رفتن بر روی آب از دیگر معجزاتی است که عیسی (علیه السلام) شب هنگام در پیش چشم رسولان انجام داده است.(۹)
زنده کردن مردگان از معجزات دیگر عیسی (علیه السلام) است. این معجزه دست کم در سه مورد انجام شده است. در یک جا دختری که از دنیا رفته است، مورد لطف وی قرار می گیرد.(۱۰) در مورد دوم، پسر بیوه زنی به دنیا بر می گردد(۱۱) و در مورد سوم برادر مریم و مرتا به عنایت مسیح از مرگ بر می خیزد.(۱۲)
این معجزات را منابع اسلامی هم از عیسی (ع) گزارش کرده اند. اما معجزاتی مثل خشکاندن درخت انجیر،(۱۳) پرداختن پول جزیه به باجگیران،(۱۴) صید مقدار زیادی ماهی(۱۵) و آرام کردن طوفان(۱۶) را تنها در کتاب مقدس می توان دید. به علاوه، انجیل تبدیل شدن آب به شراب را هم از معجزات مسیح (ع)(۱۷) می داند که آموزه های دینی ما، پیامبران خدا را از انجام دادن چنین اقدامی بری می شمارد.(۱۸)

پی نوشت :

(۱). لوقا ۳۵:۴، ۲۱:۷، ۲۶:۸، ۴۲:۹.

(۲). متی ۳:۸؛ لوقا ۱۲:۵، ۱۲:۱۷.

(۳). یوحنا ۴:۵.

(۴). مرقس ۳:۲؛ لوقا ۱۸:۵، ۶:۶.

(۵). مرقس ۲۴:۸، لوقا ۲۱:۷؛ یوحنا ۱:۹.

(۶). مرقس ۳۲:۷.

(۷). متی ۲۰:۹.

(۸). مرقس ۳۳:۶؛ متی ۱۷:۱۴؛ لوقا ۱۲:۹؛ یوحنا ۱۰:۶.

(۹). متی ۲۵:۱۴.

(۱۰). متی ۱۸:۹.

(۱۱). لوقا ۱۲:۷.

(۱۲). یوحنا ۲۱:۱۱.

(۱۳). متی ۹:۲۱.

(۱۴). متی ۲۷:۱۷.

(۱۵). لوقا ۴:۵.

(۱۶). متی ۱۳:۸؛ مرقس ۳۷:۴.

(۱۷). یوحنا ۱:۲.

(۱۸). گرد آوری از کتاب: مسیحیت شناسی مقایسه ای ،محمد رضا زیبائی نژاد، انتشارات صداوسیما جمهوری اسلامی ایران ،تهران، ۱۳۸۴، ص ۵۳.

غرق فرعونیان و نجات بنى اسرائیل  پرسش :عبور بنى اسرائیل از آب با اسباب طبیعى بود یا از راه اعجاز؟  پ

غرق فرعونیان و نجات بنى اسرائیل

پرسش :عبور بنى اسرائیل از آب با اسباب طبیعى بود یا از راه اعجاز؟

پاسخ اجمالی :

گروهی از مفسران حادثه نجات بنی اسرائیل از چنگال فرعونیان و غرق شدن آنان را با اسباب طبیعی و عادی توجیه کرده اند؛ اما واقعیت آن است که این مسئله از معجزات پیامبران است و به فرمان خدا  که حاکم بر قانون علیت است، آبهای رود نیل متراکم شده و سپس قوم بنی اسرائیل از آن عبور کرده اند و بعد از بیرون آمدن آنها رود نیل به حال طبیعی بازگشته است. این موضوع استثناء در قانون علیت نیست بلکه اعتراف به تأثیر علل غیرعادی است که برای ما ناشناخته است.

 

پاسخ : 

بعضى از مفسران که مایل نیستند زیر بار معجزات بروند، اصرار دارند حادثه غرق فرعونیان، و نجات بنى اسرائیل را که در آیات قرآن آمده، به نحوى توجیه کنند که با اسباب طبیعى و عادى بسازد!
لذا، گاه گفته اند: این امر قابل تطبیق با پُل هاى متحرک است که امروز معمول مى باشد.(۱)
بعضى دیگر گفته اند: موسى(علیه السلام) به راه ها آشنائى داشته و از برزخ هائى که در دریاى «سوف» (خلیج سوئز) وجود داشته، مى توانسته بگذرد، و به «جزیره سینا» وارد گردد، و «انفلاق بحر» که در آیات آمده، نیز اشاره به همین است.(۲)
بعضى دیگر شاید این احتمال را تقویت کرده اند که: موسى درست به هنگام پایان جزر دریا به آن نقطه رسید، و توانست که از نقاط خشک بگذرد، اما بلافاصله مد شروع شد، و فرعونیان در امواج آب فرو غلطیدند و هلاک شدند!
ولى حق این است که: هیچ یک از این احتمالات، با ظاهر آیات قرآن، ـ اگر نگوئیم با صریح آن ـ سازگار نیست، و با قبول مسأله اعجاز، که بارها در شرح حالات پیامبران در قرآن آمده، خصوصاً داستان عصاى موسى(علیه السلام)، هیچ لزومى بر چنین توجیهاتى وجود ندارد، چه مانعى دارد که به فرمان خدا که حاکم بر قانون علیت در جهان هستى است، آب هاى نیل بعد از نواختن عصا تحت جاذبه مرموزى به فرمان الهى جمع و متراکم گردند، به گونه اى که راه قابل عبور در میان آن آشکار شود، و بعد از مدتى این جاذبه خنثى گردد و آب ها به حال طبیعى اول بازگردند؟.
این، استثناء در قانون علیت نیست، بلکه اعتراف به تأثیر علل غیر عادى مى باشد که براى ما ـ با معلومات محدودى که داریم ـ ناشناخته است.(۳)

 

پی نوشت :

(۱). «اعلام القرآن»، صفحه ۶۲۲.

(۲). همان.

(۳). گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ بیست و پنجم، ج ۱۵، ص ۲۷۴.

تنوع در معجزات پیامبران الهی  پرسش :چرا معجزات پیامبران الهی بسیار متنوع و مختلف است؟  پاسخ اجمالی :

تنوع در معجزات پیامبران الهی

پرسش :چرا معجزات پیامبران الهی بسیار متنوع و مختلف است؟

پاسخ اجمالی :

خداوند حکیم، معجزات انبیاء را چنان قرار مى داده که هر کدام از معجزات در آن شرایط زمانى و مکانى، قوى ترین اثر را داشته باشد؛ و به همین دلیل معجزات پیامبران در طول تاریخ با یکدیگر متفاوت بوده است.

 

پاسخ : 

خداوند حکیم، معجزات انبیاء را چنان قرار مى داده که هر کدام از معجزات در آن شرایط زمانى و مکانى ، قوى ترین اثر را داشته باشد.
مثلا اگر مى بینیم قرآن به عنوان بزرگ ترین معجزه پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى درخشد به خاطر آن است که اوّلا پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) براى همه مردم جهان تا پایان دنیا مبعوث شده و باید معجزه اى جاویدان داشته باشد که با گذشت زمان کهنه نشود، ثانیاً: او درس نخوانده بود؛ و آوردن چنان کتابى به وسیله چنین انسانى، در حدّ اعلاى اعجاز خواهد بود و ثالثاً: پایین بودن سطح افکار مردم آن محیط و بلند بودن محتواى قرآن، قرینه آشکار دیگرى براعجاز قرآن است.
از اینها گذشته ادبیات عرب - برخلاف افکار و معارفشان - در آن روز در اوج شکوفایى بود؛ و شعراى بزرگ و سخنوران نامى ـ که نمونه هاى آن در اشعار جاهلى به چشم مى خوردـ وجود داشتند.
هنگامى که چنین افرادى در برابر فصاحت و بلاغت قرآن زانو بزنند، عظمت این معجزه آشکارتر مى شود.
همچنین معجزه حضرت سلیمان(علیه السلام) که مسأله تسخیر بادها و شیاطین و مانند آن و آگاهى از سخن پرندگان بود، تناسب با وسعت ملک و حکومت او داشت؛ زیرا قلمرو حکومت او را از جهان انسان ها فراتر مى برد.
وسعت سحر در عصر موسى بن عمران(علیه السلام)، و پیشرفت طبّ در عصر مسیح(علیه السلام) هر کدام ایجاب مى کرد که معجزات آنها چنان باشد که پیشرفته ترین علوم و دانش هاى زمان در مقابل آن عاجز بماند.
این سخن را مى توانیم از گفتار امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) در پاسخ به سؤال ابن سکّیت - عالم معروف ادبیّات عرب -، به خوبى استفاده کرد.
هنگامى که ابن سکّیت پرسید: «چرا خداوند موسى بن عمران(علیه السلام) را با معجزه ید بیضاء و عصا و عیسى(علیه السلام) را با معجزه طب و محمد(صلى الله علیه وآله) را با معجزه اى از قبیل کلام و خطبه ها، مبعوث کرد؟» امام(علیه السلام) فرمود: «خداوند متعال هنگامى موسى(علیه السلام) را برانگیخت که سحر ساحران بر اهل آن زمان چیره شده بود و موسى(علیه السلام) از سوى خداوند متعال چیزى آورد که آنها توانایى مقابله با آن را نداشتند و سحر آنها را باطل کرد و حجّت را بر آنها تمام نمود.
و خداوند متعال عیسى (علیه السلام) را در وقتى برانگیخت که بیمارى هاى فلج کننده آشکار شده بود؛ و مردم نیاز شدید به طب داشتند ـ و طبعاً بازار طب و طبیبان داغ بود ـ مسیح (علیه السلام) از نزد خدا چیزى آورد که همانند آن نزد آنان یافت نمى شد. مردگان را براى آنها زنده کرد، کور مادر زاد و مبتلاى به برص (پیسى) را به اذن خداوند شفا داد و حجّت را بر آنها تمام نمود.
و خداوند متعال محمد(صلى الله علیه وآله) را در وقتى مبعوث کرد که خطبه ها و سخنان نغز - و تصور مى کنم فرمود و شعر - بر اهل آن زمان غالب بود؛ لذا او کتاب و مواعظ و احکامى از سوى خداوند متعال آورد که سخنان آنها را باطل کرد و حجت را بر آنان تمام نمود» هنگامى که ابن سکّیت این سخنان را شنید گفت: «به خدا سوگند مثل امروز را هرگز ندیده بودم.» - یا مثل تو را در امروز هرگز ندیده ام-.(۱)(۲)

 

پی نوشت :

(۱). بحارالانوار، جلد ۱۱، صفحه ۷۰، باب علّة المعجزة، حدیث ۱.

(۲). گرد آوری از کتاب: پیام قرآن‏، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ ه. ش‏ ‏،ج۷ ،ص ۲۸۵.

این آیه مى گوید: «جمعى از ملاحده (کفّار) بر مسلمین به این آیه اعتراض کرده و گفته اند: "آیه دلالت بر

 این آیه مى گوید: «جمعى از ملاحده (کفّار) بر مسلمین به این آیه اعتراض کرده و گفته اند: "آیه دلالت بر این دارد که خداوند آیتى بر محمّد(صلى الله علیه وآله) نازل نکرده است؛ چرا که اگر نازل کرده بود در پاسخ مشرکان به آن اشاره مى کرد."»
از کلام این محقّق معلوم مى شود که این گونه وسوسه ها در مورد معجزات از قدیم بوده است و منحصر به عصر و زمان ما نیست.
توجّه به چند نکته مى تواند تفسیر و مفهوم این آیات را روشن سازد و به بهانه ها پایان دهد.
۱- روشن است که هیچ یک از این آیات معجزات را به طور مطلق نفى نمى کند، و به فرض که دلالتى بر آنچه استدلال کنندگان به آن مى پندارند داشته باشد، تنها دلیل بر نفى معجزه از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) است؛ اضافه بر این مسلّماً معجزه بودن قرآن را نفى نمى کند؛ چرا که در چندین آیه از قرآن مجید، این کتاب آسمانى به عنوان یک معجزه جاویدان معرفى شده و از تمام مخالفان دعوت به معارضه گردیده، و در مقابل آن عاجز مانده اند. چه معجزه اى از این برتر و بالاتر که جن و انس را دعوت به مقابله کند و امّا توانایى مقابله نداشته باشند؟ (۶)
۲- لحن این آیات نشان مى دهد که هدف، نفى معجزات حقیقى نبوده؛ بلکه هدف، نفى معجزات اقتراحى بوده است.
توضیح این که: آنچه وظیفه پیامبران است، اثبات صدق دعوى خود، از طریق معجزات یا طرق دیگر مى باشد؛ بنابراین هرگاه به قدر کافى معجزه نشان دهند دیگر هیچ گونه وظیفه اى در این رابطه ندارند؛ پیامبر(صلى الله علیه وآله) یک خارق العاده گر نیست که در جایى بنشیند و هرکس از در وارد شود مطابق میل و سلیقه خود پیشنهاد معجزه اى کند؛ و پس از مشاهده آن اگر مایل بود باز پیشنهاد دیگرى مطرح کند؛ و قوانین و سنن آفرینش را به بازى بگیرد؛ و بعد از این همه نیز دعوت پیامبر(صلى الله علیه وآله) را بپذیرد یا اگر میلش اقتضا نکرد به بهانه اى شانه خالى کند.
۳- مسلّماً معجزات در واقع کار خداوند است و پیامبران هر معجزه اى داشته باشند به اذن و فرمان او است؛ ولى گاه این تصور براى گروهى از مردم پیدا مى شده که پیامبران در زمینه معجزات فعّال ما یشاء هستند و هرچه بخواهند انجام مى دهند. این امر زمینه غلوّ را درباره انبیاء فراهم مى ساخته، و اى بسا سبب مى شده که مردم آنها را همچون خدا بدانند; به همین دلیل گاه انبیاء و پیامبران الهى تسلیم پیشنهاد معجزات نمى شدند و مى گفتند: این کار از ناحیه ما نیست؛ بلکه منوط به اذن و فرمان خداوند است و باید ببینیم او چه اراده کرده است.
شاهد این سخن آن که در آیه ۳۸ سوره رعد مى خوانیم: «وَمَا کَانَ لِرَسُول أَنْ یَأْتِىَ بِآیَة إِلاَّ بِإِذْنِ اللهِ»؛ (و هیچ پیامبرى نمى توانست معجزه اى بیاورد، مگر به اذن خدا).
همین معنا به وضوح در سوره انعام، آیه ۱۰۹ نیز آمده است؛ مى فرماید: «وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آیَةٌ لِّیُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الاْیَاتُ عِنْدَ اللهِ وَمَا یُشْعِرُکُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لاَ یُؤْمِنُونَ»؛ (آنها با نهایت اصرار، به خدا سوگند یاد کردند که اگر معجزه اى براى آنان بیاید، حتماً به آن ایمان مى آورند؛ بگو: "معجزات فقط به اراده خدااست [و در اختیار من نیست]؛ و شما از کجا مى دانید که هر گاه معجزه اى بیاید [ایمان مى آورند؟ خیر،] ایمان نمى آورند!").
این آیه از یک سو لجاجت آنها را در امر تقاضاى معجزات؛ و از سوى دیگر وابستگى معجزات را به اراده مطلقه پروردگار روشن مى کند.
آخرین سخن در این زمینه این که: قرآن مجید خارق عادات و معجزات فراوانى براى انبیاى سلف بیان کرده است؛ مسلّماً پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) هرگز نمى توانسته است این معجزات را در کتاب آسمانى اش ذکر کند و از طریق وحى الهى از آنها پرده بردارد بدون آن که خودش چیزى از آنها را ارائه دهد؛ در حالى که خود را به عنوان خاتم انبیاء و بزرگترین آن ها به مردم معرفى مى کند؛ و آیین خویش را آیین جاودانى و برترین آیین ها مى دانند.
چگونه مردم قانع مى شوند که انبیاى دیگر آن همه معجزات داشته باشند و پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) با آن همه مقام و عظمتش معجزه اى همچون آنها نداشته باشد.
این تحلیل نشان مى دهد که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) غیر از قرآن مجید معجزات چشم گیر دیگرى - که بى شباهت به معجزات انبیاى سلف نبوده -، داشته است. آیاتى از قرآن نیز گواه بر این موضوع است. بنابراین اصرار بر نفى معجزات دیگر از سوى بعضى از ناآگاهان به هیچ وجه صحیح به نظر نمى رسد.(۷)

 

پی نوشت :

(۱). سوره اسراء، آیات ۹۰ تا ۹۳.

(۲). سوره اسراء، آیه ۵۹.

(۳). سوره هود، آیه ۱۲.

(۴). سوره رعد، آیه ۷.

(۵). سوره انعام، آیه ۳۷.

(۶). به آیات ۳۸ سوره یونس و ۱۳ سوره هود و ۸۸ سوره اسراء مراجعه شود.

(۷). گرد آوری از کتاب: پیام قرآن‏، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ ه. ش‏ ‏،ج۷ ،ص ۲۹۲.

 

معجزات اقتراحى  پرسش :منظور از معجزات اقتراحى چیست؟  پاسخ اجمالی :  معجزات اقتراحى، معجزاتى است که ب

معجزات اقتراحى

پرسش :منظور از معجزات اقتراحى چیست؟

پاسخ اجمالی :

معجزات اقتراحى، معجزاتى است که به بهانه جوئى هاى مشرکان به هنگام سر باز زدن از ایمان و اسلام پایان مى داد. مشرکین هراز گاهی درخواست معجزه می کردند و  بعد با بهانه های واهی از ایمان آوردن سر باز می زدند.

 

پاسخ : 

منظور از معجزات اقتراحى، معجزاتى است که به بهانه جوئى هاى مشرکان به هنگام سر باز زدن از ایمان و اسلام پایان مى داد. در واقع منظور این است که، هر وقت معجزه اى به میل خود پیشنهاد کنند، فوراً پیامبر(صلى الله علیه وآله) باید آن را انجام دهد.
مشرکان چنین مى پنداشتند: اعجاز امرى است در اختیار پیامبر(صلى الله علیه وآله) و هر وقت و هر گونه اراده کند مى تواند انجام دهد.
علاوه بر این، موظف است از این نیروى خود، در برابر هر مدعى لجوج و بهانه جو استفاده کند، و مطابق میل او عمل نماید.
گوئى پیامبر انسان بیکارى است که کلید همه معجزات را در دست گرفته و منتظر است کسى از راه برسد و پیشنهادى به او بکند! غافل از این که:
اوّلاً ـ معجزه کار خدا است، و تنها به فرمان او انجام مى گیرد.
ثانیاً ـ معجزه براى شناخت پیامبر و هدایت است، و یک مورد آن هم براى این منظور کافى است، و پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) علاوه بر آن، به اندازه کافى معجزه به آنها نشان داده بود، و بیش از آن، چیزى جز یک مشت اقتراحات هوس آلود نبود.
لذا، خداى متعال در آیه ۲۰ سوره «یونس » به پیامبر(صلى الله علیه وآله)چنین دستور داده مى شود: (به آنها بگو: معجزه مخصوص خدا، و مربوط به جهان غیب و ماوراء طبیعت است)؛ «فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلّهِ».
بنابراین، معجزه چیزى نیست که در اختیار پیامبر(صلى الله علیه وآله) باشد، و پیامبر(صلى الله علیه وآله) بر طبق هوس هاى کافران هر روز معجزه تازه اى انجام دهد، و بعداً هم با عذر و بهانه اى از ایمان آوردن خوددارى کنند.
و در پایان آیه، با بیانى تهدیدآمیز به آنها مى گوید: (اکنون که شما دست از لجاجت بر نمى دارید در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم)؛ «فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَمظِرینَ»
شما در انتظار مجازات الهى باشید، و من هم در انتظار پیروزیم!
و یا این که شما در انتظار آمدن چنین معجزاتى باشید، و من هم در انتظار مجازات شما افراد لجوجم!(۱)

 

پی نوشت :

(۱). گردآوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دارالکتب الإسلامیه، چاپ سی و چهارم، ج ۸، ص ۳۱۷.