(جلد ۲ ؛ خلاصه ای از صفحه ۷۲. با مقداری اضافات

(جلد ۲ ؛ خلاصه ای از صفحه ۷۲. با مقداری اضافات.)


کسی که قصد فرار از کشور دارد سعی می کند زود خانه، زمین، یخچال، تلویزیون و هرچه غیر نقد دارد بفروشد و بعد پول خودش را به ارز آن کشوری تبدیل کند که می‌خواهد به آن فرار کند مثلاً اگر آمریکا باشد ریال را به دلار تبدیل کند.

شب و روز وقت و بی وقت نمی شناسد می گوید : «یک ساعت هم یک ساعت است. اگر تاخیر کنم شاید پرونده‌ای لو برود و من دستگیر و ممنوع الخروج بشوم»

قرآن می فرماید: «فَفرّوا اِلی اللّه» پس به سوی خدا بگریزید. (سوره ذاریات، آیه ۵۰) از چه فرار کنیم؟ فرار از گناه.

ریشه گناه هم محبت دنیاست. پس فرار از گناه، یعنی فرار از محبت دنیا. «حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَة» (اصول کافی ، ج 2 ، ص 131)

(جلد ۲ ؛ خلاصه ای از صفحه ۱۳۱.)

مومن اگر خواست به سوی خدا فرار کند وقت و مال و هر چه دارد را نقد می‌کند، یعنی ارز دنیا که فانی است را به ارز آخرت که باقی است تبدیل می کند، مؤمن وقتی کارهایش را برای خدا کرد و حساب هایش را صاف کرد اگر به او بگویند امروز بیا راحت تر است تا بگویند فردا بیا. چون می گوید : «تا الان لغزیدم ولی ممکن است یک اتفاقی بیفتد و من سقوط کنم تا پاک هستم بروم».

قرآن در سوره جمعه آیه ۶ می فرماید: دوستان واقعی خدا آرزوی مرگ می کنند تا به سوی خدا فرار کنند.

شخصی به بنای گفته بود : «اگر مسجدی در فلان جا بسازی چقدر می آید؟» او حدس زد و گفت: ۲۵ هزار تومان. ـ ۲۵ هزار تومان آن وقت پول زیادی بود ـ او این مبلغ را گذاشت توی دست بنا و گفت بساز. بعد به بچه هایش گفت که امروز رفتم یک خانه خریدم.

هرچه بچه ها پرسیدند : «این خانه را به ما نشان بده. آدرسش کجاست؟ سندش کو؟» او فقط می‌گفت: «یک خانه عالی و مجلل و بسیار باشکوه خریدم». چند روز اینها را معطل کرد بعد آوردشان آن مسجد را نشان داد و گفت این را برای آخرت هم خریدم. انسان مومن پول و وقت خود را به ارز خدا تبدیل می‌کند چون می‌خواهد پیش خدا و به کشور خدا فرار کند.

(جلد ۲ ؛ خلاصه‌ای از صفحه ۷۳ تا ۷۵.)


«ایاک نعبد» جهت را مشخص می‌کند و «ایاک نستعین» موانع حرکت را قطع زنجیر وابستگی به دیگران را از دست و پا باز می‌کند. مسائلی مانند اینکه آیا کمک می کنند؟ می گذارند کار کنم؟

خداوند نسبت به استعانت و کمک خواستن از غیر خودش حساس است، زیرا کسی که از غیر خدا کمک بخواهد مجبور است او را هم عبادت کند. چون این دو از هم جدا نیستند می‌گوید «عبادتم کن ـ یعنی به حرفم گوش کن ـ تا کمکت کنم»

خداوند با این آیه بر ما منت گذاشته که فقط از من کمک بجویید و از ذلت استثمار و استعمار دیگران رها باشید.

«ایاک نعبد» به منزله روشن کردن موتور کشتی برای حرکت است و «ایاک نستعین» آزاد کردن طناب ها از لنگرگاه.

بسیاری از انسان ها مشکل در «ایاک نعبد» ندارند. واقعاً خدا را می خواهند ولی در «ایاک نستعین» مشکل دارند. خدا می‌خواهد بدون انتظار از کمک دیگران به سوی خدا حرکت کنیم. حتی اگر سنگ اندازی هم کنند باز در مسیر «ایاک نعبد» پیش رویم، یعنی فقط به حرف خدا گوش کنیم پیش رویم و فقط و فقط از او انتظار یاری داشته باشیم.

(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۵۸)


خداوند در قرآن می فرماید: «از پروردگار آموزش بخواهید و توبه کنید تا برایتان باران بفرستد و نیروی شما را زیاد کند» (سوره هود، آیه ۵۲)

«وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَىٰ قُوَّتِكُمْ »

ممکن است کسی بپرسد : «آنها که بی نماز و بی عبادت هستند باران مفصل و مرتب دارند، پس چرا ما که اهل نمازیم با یک یا چند گناه گرفتار کم بارانی بشویم؟»

جوابش این است که بین شما و خدا یک رابطه تربیتی برقرار است‌. تنبیه و تشویق خدا در دنیا برای کسانی است که در حوزه تربیتی او باشند.

کودکی که به مدرسه می‌رود با کودکی که کوچه نشین است و سرپرست ندارد فرق می‌کند. از بچه‌ی ولگرد کسی نمی‌پرسد مشق تو چطور شد؟ اما اگر بچه ای که پدر دارد، اگر تکلیفش را انجام ندهد پدر پول تو جیبی او را کم یا قطع می‌کند.

[علت اینکه گاهی اهل نماز، دچار گرفتاری و مشکلات می شوند این است خدا در حال تربیت آنان است و وسیله تربیت گرفتاری و مشکل است، اما اگر خدا از تربیت کسی قطع امید کند و او را لایق تربیت نداند، او را دچار مشکل و گرفتاری که ریشه آن تربیت باشد نمی‌کند.]

امیرالمومنین می‌فرماید : اگر دیدی معصیت خدا کردی [مثلاً نماز را ترک کرده ای] و خدا به جای گرفتاری، نعمت فرستاد بترس چون از حوزه تربیت خدا خارج شده‌ای‌.

«يَابْنَ‌ آدَمَ‌ إِذَا رَأَيْتَ‌ رَبَّكَ‌ سُبْحَانَهُ‌ يُتَابِعُ‌ عَلَيْكَ‌ نِعَمَهُ‌ وَ أَنْتَ‌ تَعْصِيهِ‌ فَاحْذَرْهُ‌»

(اى پسر آدم اگر ديدى كه پروردگار منزّهت نعمت‌هايش را پى در پى بر تو عطا مى‌فرمايد و حال آن كه تو او را نافرمانى مى‌كنى پس از او برحذر باش.)

(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۹۵ با اندکی اضافات)


هر فردی که عضو هر حزبی است اصول اساسی و قوانین آن حزب را در هر فرصت و نوبت به خود یادآور می شود که من عضو این حزب هستم و آیین نامه حزب ما این است.

عقیده و آیین نامه یک مسلمان که در هر نماز آن را تکرار می‌کند این است که «ایّاکَ نَعْبُدُ وَ ایّاکَ نَسْتَعین» یعنی فقط باید خدا را عبادت کرد و جز خدا هیچ چیز مستقل و آزاد نیست که بتوان از او کمک گرفت.

[در نماز امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف در هر رکعت صد بار این آیین نامه را تکرار می کنیم]

(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۱۴۰)


اگر همه فضایل انسانی مثل جهاد، زکات ایثار، صداقت، وفای به عهد و... را به دانه‌های تسبیح، تشبیه کنیم نماز یکی از آنها نیست بلکه بند تسبیح است.

هر یک از این فضایل اگر آسیب ببیند یک دانه تسبیح ناقص شده است اما نماز اگر آسیب دید همه دانه های تسبیح از دست می روند.

انبیای الهی در ساختن انسان ها ابتدا بند تسبیح را آماده می کردند و بعد مُهره‌ها را بر سر آن می زدند به عبارت دیگر اول ارتباط انسان با خدا را درست می کردند و بعد بقیه فضایل را در چارچوب ارتباط با او قرار می‌دادند و به این ترتیب دیگر فضایل را حفظ می کردند همانگونه که بنده تسبیح دانه ها را حفظ می‌کند.

شیطان که به دنبال انحراف انسان است تمام تلاش خود را می کند تا به جای شکستن دانه ها بند تسبیح را پاره کند تا دانه ها خودشان بریزند. ابتدا نماز را ضایع می‌کند و سپس انسان را به سمت شهوات می کشاند.

فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ.

ﺳﭙﺲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ نسلی ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ [ﺁﻧﺎﻥ] ﺷﺪ ﻛﻪ [ابتدا] ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺿﺎﻳﻊ ﻛﺮﺩﻧﺪ [سپس] ﺍﺯ ﺷﻬﻮﺍﺕ ﭘﻴﺮﻭی ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ. (سوره مریم، آیه ۵۹)

البته شیطان مثل سارق و دزد کنار بانک می ماند. آنکه از بانک بیرون می آید و پولی در جیب ندارد، سارق حتی نیم نگاهی به او نمی کند. تمام تلاش شیطان برای این است که نماز مسلمان واقعی را سرقت و نابود کند.

(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۱۴۷ با اندکی اضافات)


نماز مثل شیری است که خدا در پستان مادر برای رشد طفل گذاشته است و مادر وعده به وعده طفل را تغذیه می کند خدای تعالی نیز برای تغذیه روح ما نماز را در پنج وعده قرار داده است.

همان‌گونه که غذا زمینه رشد بدن و تأمین نیازهای جسم است و بدون آن بدن می‌میرد روح هم بدون نماز، رشد نخواهد کرد و خواهد مرد.

امیرالمومنین علیه السلام فرمودند یاد خدا غذای روح است. «ذِكرُ اللّهِ قُوتُ النُّفوسِ» (غررالحکم ، حدیث ۵۱۶۶)

(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۱۵۰ با اندکی اضافات)


«منزل» جلوه خود و «مسجد» جلوه الهی است. نمازگزار با خروج از «منزل» و ورود به «مسجد» از خود به خدا هجرت می‌کند.

هرچه خروج انسان از منزل کاملتر باشد و ورود او به مسجد کاملتر است مثلاً کسی که هنگام خروج فقط بدنش از منزل خارج می‌شود و دل و فکر و حواسش در منزل جا می ماند نمی‌تواند در مسجد دل و فکر خود را به خدا بسپارد، چون آن را در منزل جا گذاشته است.

یک نفر در نجف مدتی خدمت علامه قاضی رضوان الله علیه رسیده بود. آن فرد گله کرده بود که ما به نزد آقای قاضی می رفتیم ولی استفاده ای نبردیم. وقتی این مطلب به گوش علامه قاضی رسید، فرمودند : «ایشان کی از خودشان بیرون آمدند که به اینجا آمده باشند؟!»

لفظ ساده ای است اما بار معنایی بالایی دارد. یعنی اگر «خود»ش را بیرون در می‌گذاشت و بعد وارد می شد می‌توانست استفاده کند.

گاهی یکی می گوید که مدت‌ها در مسجد نماز خواندم ولی استفاده چندانی نکردند علتش آن است که «خود»ش را بیرون مسجد نگذاشته است. یعنی تعلقات خود را کم نکرده است.

اگر بار کشتی زیاد باشد، برای جلوگیری از غرق شدن در طوفان چیزهای بی ارزش و کم ارزش را به دریا می ریزند تا کشتی سبکبار شود و با سرعت بیشتری به راه خود ادامه دهد. خدا وقتی می بیند تعلقات ما زیاد است و احتمال غرق شدن ما در طوفان گناهان زیاد است یا سرعت حرکت ما به سوی خدا کم می باشد، با گرفتاری و بلا، کشتی ما را سبکبار می کند.

(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۱۵۰)


انسان برای اینکه از دعا [و نماز] نتیجه بگیرد باید آن را با روح بخواند و از قلب او تراوش کند.

اگر صاحب‌خانه به طوطی خانه یاد دهد که به مهمان سلام کند یا به او تعارف غذا کند و خود صاحب خانه دیگر به مهمان توجه نکند. مهمان سلام طوطی را جایگزین، سلام صاحب‌خانه نمی داند زمانی جواب سلام را می‌دهد که خود صاحب‌خانه سلام کرده باشد نه طوطی او.

زبان انسان در حکم طوطی است و قلب و روح و اعتقاد انسان در حکم صاحب خانه. خدا به سلام صاحب‌خانه جواب می‌دهد نه به طوطی خانه.

[بایستی تلاش کنیم دعا و نماز ما از قلب ما جاری شود نه از زبان ما، حضور قلب یعنی اینکه صاحب خانه سلام و تعارف کند و بعد از آن طوطی تکرار کند، نه این که طوطی سخن بگوید و صاحبخانه ساکت باشد]

خداوند در قرآن می فرماید وقتی در کشتی نشسته‌اید همین که باد تند و امواج بلند شد دعا خواهید کرد، در آن لحظه طوطی انسان نیست که اظهار حاجت می کند، بلکه روح و قلب انسان که صاحبخانه است ـ چون مضطر می‌شود و کارد به استخوانش رسیده ـ با سوز و التهاب طلب نجات از خدا دارد.

برای اینکه نماز و دعای ما حضور قلب باشد بایستی احساس اضطرار کنیم یعنی توجه به پیدا کنیم که در حال غرق شدن هستیم. امامان به ما می‌گویند انسان کشتی عمر تو در حال غرق شدن است کافی است مجرای یک رگ بگیرد یا خون لخته شود تا از بین بروی ...

(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۱۵۹ با اندکی اضافات)


گلچین مطالب نمازی کتاب خاطرات آموزنده ؛ محمدی ری شهری


اذان برای انسان سازی

آية الله شيخ مرتضي طالقاني رضوان الله علیه یکی از علمای بزرگ بود که آية الله العظمي بروجردي رضوان الله علیه در زمينه مسائل عرفاني و اخلاقي از محضر ایشان استفاده ‌كرده است.

يكي از برنامه‌هاي این عالم بزرگوار، التزام به اذان گفتن بود و اين امر را لازمه انسان سازي مي‌دانستند و مقيّد بودند كه در هر سه نوبت، روي پشت بام مدرسه بروند و اذان بگويند. ايشان حتّي در شب وفاتشان نيز روي پشت بام رفتند و اذان صبح را گفتند.

[صفحه ۳۰۸]


لذت نماز!

مرحوم آية الله سيّد احمد فهري زنجاني رضوان الله علیه که پنج سال محضر آية الله قاضي رضوان الله علیه را درك كرده بود فرمودند :

از آية الله قاضي شنيدم كه فرمود: «دو سه روز است فكر مي‌كنم اگر در بهشت نگذارند ما نماز بخوانيم، چه كنيم!»

[صفحه ۳۳۲]


نقش نماز در دوری غم

آية الله خويي رضوان الله علیه نقل كرد كه فرزند آية الله قاضي از دنيا رفته بود، براي تسليت رفته بوديم، ايشان فرمود: همه هَمّ و غمّ ما در دنيا تا تكبيرةُالإحرام است!

[صفحه ۳۳۲]


چرا امیرالمؤمنین از خواندن هزار رکعت نماز خسته نمی شدند؟

آية الله سيّد احمد فهري زنجاني رضوان الله علیه فرمودند:

سيد علي اكبر اَعمی [که طلبه باتقوایی بود و در مدرسه رضویه قم حجره داشت] مي‌گفت: مدت ده روز براي من حالي دست داد كه هر مشكلي داشتم حل مي‌شد. شبهه اي در حال نماز برايم پيش آمد و آن اين بود كه چگونه ممكن است افرادي مانند اُويس قَرَن و... يك شب تا صبح سجده كنند.

با اين ذهنيت به ركوع رفتم و گفتم: «سُبحانَ رَبِّيَ العظيمِ وبِحَمدِهِ». خيلي لذت بردم. دوباره گفتم. لذتم بيشتر شد. همچنان هر چه بيشتر اين ذكر را مي‌گفتم بيشتر لذت مي‌بردم.... بدين سان شبهه من برطرف شد كه اهل معرفت كه از انس با خدا خسته نمي شوند به دليل لذّتي است كه از نظر معنوي احساس مي‌نمايند.

[صفحه ۳۳۲]


گلچین کتاب هشت گام تا حضور قلب ؛ اصغر آیتی و حسن محمودی

گلچین کتاب هشت گام تا حضور قلب ؛ اصغر آیتی و حسن محمودی


باید این گونه شویم

درفرهنگ دینی اینگونه است که اگر مطلبی را در دعا درخواست می نماییم مراد این است که ما باید اینگونه شویم، مثلاً امام سجاد علیه السلام می‌فرمایند:

«وَ مَتّعنا بِلَذیذِ مُناجاتِکَ؛ خدایا ما را از لذت سخن گفتن با خودت بهره‌مند گردان» (مفاتیح الجنان ، مناجات المریدین)

پس مراد این است که ما باید راهی را طی کنیم که سبب بهره مندی از لذت مناجات شود چرا که رسیدن به این لذت اکتسابی است.

[در نماز هم وقتی می‌گوییم «ایّاک نَعبُد وَ ایاکَ نَستَعین» مراد این است که باید راهی را طی کنیم که سبب شود فقط خدا را بپرستیم و فقط از او یاری بجوییم]

(صفحه 10)


بالاترین لذت

انسان می تواند از نظر معنوی به جایی برسد که هر لذتی را به جز لذت یاد او را زشت بداند و از آن، در درگاه خدا معذرت‌خواهی کند‌ چنان که امام سجاد علیه السلام به درگاه خدا می فرمود : « وَ أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لَذَّةٍ بِغَيْرِ ذِكْرِكَ ؛ از هر لذتی به جز یاد تو استغفار می کنم» (مفاتیح الجنان ، مناجات ذاکرین)

[ در روایات است که «اَقِمِ الصّلاةَ لِذِکری ؛ نماز بالاترین یاد خداست» و انسان با تمرین و کسب مهارت می تواند بالاترین لذت زندگی را از نماز ببرد. چنان که ] آیت الله بهجت رضوان الله علیه فرمودند: اگر سلاطین عالم می دانستند که انسان ممکن است در حال عبادت چه لذت هایی ببرد، هیچ گاه به دنبال وسایل مادی نمی رفتند.

(صفحه ۱۰ و ۴۶)


دو نکته مهم

  1. نماز زیبا ترین و کاملترین پاسخ به عالی‌ترین نیاز انسان؛ یعنی نیاز به ستایش و پرستش است.
  2. هر چه نماز بهتر باشد ، یعنی عیار و ارزش آن بیشتر و بالاتر باشد، آثار و برکات آن در زندگی وسیع تر، عمیق تر و ملموس تر خواهد بود.

(صفحه 15 و ۱۶)


آنچه دلم می خواهد یا آنچه دلش می خواهد؟

پرسش: من با خدا خودمانی هستم و نیازی نمی‌بینم خیلی رسمی با او برخورد کنم به همین خاطر با لباس راحت و هر زمان و مکان و حالتی که راحت باشم به نماز می ایستم؟

پاسخ : آیا شما به خدا نزدیکتر هستید یا پیامبر اکرم و امیرالمومنین صلوات الله علیهما ؟ چرا آن بزرگواران رعایت خودمانی بودن را در محضر خدا نکرده اند؟

شما بیشتر با خدا خودمانی هستی یا امام حسن مجتبی علیه السلام که زیباترین و بهترین لباس هایش را برای نماز می پوشید و می فرمود: خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد.

اگر با دستور خدا نماز می خوانی بدان همان خدا فرمان داده با این آداب و در این زمان و مکان و حالت در گفتگویی رسمی با من حاضر شوید. البته فرموده که در غیر نماز می توانی آن حالت خودمانی را تا ساعت ها داشته باشی و به یاد من باشی.

[باید توجه کنیم که نماز تمرین ادب است. ادب بی نهایت کوچک در برابر بی نهایت بزرگ و ادب یعنی رعایت آنچه خدا دستور داده چه به صورت واجبات و چه به صورت مستحب نماز]

(صفحه ۲۴)


تلنگر

زنگ تلفن خانه به صدا در می آید ، همه اهل خانه به تکاپو افتاده به سمت گوشی خیز بر می‌دارند. مؤذن زنگ دیدار و گفتگوی خدا را به صدا در می‌آورد، اما حرکتی در خانه دیده نمی‌شود.

(صفحه ۲۷)


تلنگر

مهمانی پشت در خانه شما آمده و می‌‌داند در خانه‌ هستی، به شوخی زنگ می‌زند تا عکس العمل شما را ببیند، شما تلفن را پاسخ نمی دهید. پسر نوجوان شما به سمت گوشی می رود. با صدای بلند می گویی : «ولش کن باز هم آقای فلانی است!»

ناگهان متوجه حضور و توجه او می شوید چه حالی به شما دست می دهد؟ چقدر شرمنده می شوید؟

[خدا لحظه اذان کنار ما قرار گرفته زنگ می زند تا مهمان خانه دل ما شود، ولی ما می‌گوییم : «ولش کن باز هم نماز !!!» ]

(صفحه ۲۸)


حضور قلبی در نماز مفید تر از حرکت جسمی

[نماز و عبادت ما دو جز دارد : یکی توجه قلبی و دیگری حرکت‌ اعضای بدن] امام جواد علیه السلام فرمود: «اَلقَصدُ اِلَي اللهُ تَعالي بِالقُلُوبِ اَبلَغُ مِن اِتعابِ الجَوارِحِ بِالاَعمالِ» . با دل ها آهنگ خدا کردند انسان را زودتر به مقصد می رساند تا با به رنج انداختن اعضای بدن با عبادت. (بحارالانوار ، جلد ۸۱ ، صفحه ۲۴۹)

البته اگر کسی عبادتش با حضور قلب شد و آن عبادت را با اعضا و جوارح زیاد انجام داد، آن دیگر نورٌ علی نور است. [مثل امیرالمومنین و دیگر امامان که روزهای زیادی هزار رکعت نماز می‌ خواندند ، آن هم با توجه و حضور قلب کامل]

(صفحه ۴۵)

اثر لقمه حرام در دوری از نماز خداوند متعال در سوره مومنون آ


اثر لقمه حرام در دوری از نماز

خداوند متعال در سوره مومنون آیه ۵۱ به پیامبران علیهم السلام دستور می‌دهد: از غذای پاکیزه بخورید و عمل صالح انجام دهید. «يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا».

از مرحوم محدّث قمی (رضی الله عنه) نقل شده که فرمود: من سفری به همدان رفتم و بر شخص معتمدی وارد شدم. یک شب او به من گفت: فلان جا شام مهمانم، دلم می خواهد خدمت شما باشم. با هم آنجا برویم. من امتناع کردم. گفت: آقا اگر شما همراه من بیایید آبروی من بیشتر می شود، برای من خوب است.

با هم رفتیم. شام آوردند و خوردیم، بعد از شام به منزل برگشتیم. من صبح برخلاف هر شب که با کمال راحتی برای نماز شب بر می خاستم، زمانی از خواب بیدار شدم که نزدیک طلوع آفتاب بود و نزدیک بود، نماز صبحم قضا شود. خیلی ناراحت شدم. عجب! آدم یک عمر زحمت بکشد که نماز شبش ترک نشود، ولی حالا چطور شده که نماز صبحم نزدیک است قضا شود؟

با عجله برخاستم، با ناراحتی وضو گرفتم و نماز صبح را خواندم تا قضا نشود بعد به فکر افتادم چرا این طور شد؟... گفتم: شاید به خاطر شام دیشب بوده است.

صاحبخانه آمد، به او گفتم: صاحب آن منزل که دیشب رفتیم چه کاره بود!؟ قدری تأمّل کرد و گفت: ایشان بانک بعدازظهر است. من نفهمیدم یعنی چه؟ بعد ادامه داد: بانک ها قبل از ظهر، ربا می دهند، این آقا بعدازظهر ربا می دهد.

من خیلی ناراحت شدم، گفتم: عجب! مرا به خانه یک رباخوار بردی و سر سفره او نشاندی. چرا این کار را کردی؟ به من خدمت کردی!؟ این مهمان نوازی بود؟

ایشان فرمود: اثر این غذا این طور شد که تا چهل شب نمی‌توانستم خوب برای نماز شب برخیزم. تا چهل شب موفّق نشدم آن گونه که باید، نماز شب را انجام بدهم.

به [همین جهت] ما می‌گویند، اگر می‌خواهید صالحُ ‌العَمل باشید، غذایتان را پاک کنید.

(صفحه ۶۹)


توقع بیجا از خدا

علامه حسن زاده آملی فرمود: اخوی مرحوم آقای طباطبایی رضوان الله علیه فرمود: صبر و پایداری لازم است. نباید شتاب کرد. مبادا اگر به مسجد رفتی و دو رکعت نماز خواندی و بیرون آمدی منتظر باشید که ملائکه کفش‌هایت را جفت کنند...

حضرت آیت الله ملا حسینقلی همدانی رضوان الله علیه بعد از ۲۲ سال نتیجه گرفت و کسانی که دیر نتیجه می‌گیرند پخته تر، قوی تر، بهتر می گیرند، چون آمادگی و استعداد شان بیشتر می‌شود... به خاطر همین مقام روحی بود که آخوند ۳۰۰ تن از اولیا الله را تربیت کرد.

(صفحه ۷۴)


شرط مهم درک آثار نماز

امیرالمومنین علیه السلام فرمود: سَكِّنوا في أنفُسِكُم مَعرِفَةَ ما تَعبُدونَ؛ حَتّى يَنفَعَكُم ما تُحَرِّكونَ مِنَ الجَوارِحِ بِعِبادَةِ مَن تَعرِفونَ‌.

در جان‌هایتان ساکن کنید معرفت کسی را که عبادتش می کنید تا حرکاتی که با جوارح انجام می دهید به حال شما سود داشته باشد. (تحف العقول ، صفحه ۲۲۳)

(صفحه ۸0)


نماز عاشقانه شیخ حسنعلی نخودکی

آقای نظام التولیه ـ سَر کشیک آستان قدس رضوی ـ در وصف نماز حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی نقل کرد است که:

شبی در حرم مطهر نوبت کشیک من بود. اول شب خادمان آستان مبارک حضرت رضا علیه السلام به من مراجعه کردند و گفتند به علّت سردی هوا و بارش برفْ زائری در حرم نیست، اجازه دهید حرم را ببندیم، من نیز به آنها اجازه دادم.

مسئولین، درها را بستند و کلیدها را آوردند. مسئول بام حرم مطّهر آمد و گفت: حاج شیخ حسنعلی اصفهانی از اول شب تا کنون بالای بام و در پای گنبد مشغول نماز می باشند و مدّتی است که در حال رکوع هستند، اگر اجازه دهید به ایشان عرض کنیم که می خواهیم درها را ببندیم.

گفتم: خیر، ایشان را به حال خود بگذارید، و مقداری هیزم در اطاق پشت بام، که مخصوص مستخدمین است، بگذارید که هرگاه از نماز فارغ شدند استفاده کنند و درِ بام را نیز ببندید.

مسئول مربوطه مطابق دستور عمل کرد و همه به منزل رفتیم. آن شب برف بسیاری بارید. هنگام سحر که برای باز کردن درهای حرم مطّهر آمدیم، به خادم بام گفتم برو ببین حاج شیخ در چه حالند.

پس از چند دقیقه خادم مزبور بازگشت و گفت: ایشان همان طور در حال رکوع هستند و پشت ایشان با سطح برف مساوی شده است. معلوم شد که ایشان از اول شب تا سحر در حال رکوع بوده اند و سرمای شدیدِ آن شب سخت زمستانی را هیچ احساس نکرده اند، نماز ایشان هنگام اذان صبح به پایان رسید.

(صفحه ۸۴)


نماز مفصّل یا مختصر؟

در مدرسه ای برای سخنرانی رفتم ، یکی از مادران نزد من آمد و گفت :

«حاج آقا می شود به بچه ها بگویید یکم بهتر با پدر و مادر ها صحبت کنند؟ راستش آرزوی من این است که بچه من یک بار هم که شده با من مثل دوستش صحبت کند، گرم بگیرد، لبخند بزند، او با دوستش با آب و تاب حرف می‌زند ، تعریف می کند اما به ما که می رسد فقط با کلمات آره، بله، خب، دست و پا شکسته جواب می‌دهد»

تا حرف‌های این مادر را شنیدم یاد حرف زدن خودم با خداوند متعال افتادم. این گله خداوند از ما هم هست که با دیگران گرم گفتگو می شویم ولی تا نوبت گفتگو با خدای رحمان می‌شود خیلی مختصر حرف می زنیم. اَللّهُ اَکبر ... اَلسّلامُ عَلیکُم وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرکاتُه . نماز تمام. [و با عجله فرار می کنیم]

(صفحه ۸۶)


راه مفید برای افزایش حضور قلب

[در دعای ندبه آمده است که نماز ما به واسطه امام زمان عجّلَ الله تعالی فَرجَهُ الشّریف قبول می‌شود و گناهان ما به واسطه‌ی ایشان بخشیده و دعایمان مستجاب می‌شود : «وَ اجْعَلْ صَلَاتَنَا بِهِ مَقْبُولَةً وَ ذُنُوبَنَا بِهِ مَغْفُورَةً وَ دُعَاءَنَا بِهِ مُسْتَجَاباً» ]

همچنین در زیارت جامعه کبیره می‌گوییم: «وَ بِمُوَالاتِكُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ ؛ به واسطه دوستی شما اهل بیت عبادت واجب، قبول می‌شود»

از آیت الله بهجت رضوان الله علیه سوال شد: برای اینکه در نماز با خشوع [و حضور قلب] باشیم چه کنیم؟ فرمود: در اول نماز توسل حقیقی به امام زمان عجّلَ الله تعالی فَرجَهُ الشّریف داشتن که عمل را با تمامیت مطلقه انجام بدهید. (به سوی محبوب ، ص 63)

بنابراین ادب حکم می کند قبل از گفتن تکبیره الاحرام، سلامی با توجه به محضر نماز کامل، امام زمان داشته باشیم تا از یاد نورانی آن بزرگوار برای حضور قلب مدد بگیریم.

(صفحه ۱۰۹)


دو نشانه مؤمن

در ابتدای سوره مومنون آمده است که: از نشانه های مؤمن خشوع در نماز و دوری از هر کار لغو است.

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذينَ هُمْ في‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ * وَ الَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»

هر کاری که در زندگی ما نمود مثبت نداشته باشد لغو است، یعنی کاری که نه به درد دنیا بخورد و نه به درد آخرت.

کارهای لغو به شدّت تمرکز انسان را گرفته و سبب حواس‌پرتی می شود و او را از هدف خلقت دور می سازد.

آیت الله بهجت رضوان الله علیه فرمود: «اگر بدانیم اصلاح همه امور به اصلاح عبادت و در رأس آن به اصلاح نماز است که آن هم با خشوع محقق می‌شود و خشوع هم با اعراض از لغو، کار تمام است».

(صفحه ۱۰۳ و ۱۱۲)


توصیه علامه طباطبایی برای کسب حضور قلب

مردی از علامه طباطبایی رضوان الله علیه سوال کرد «برای اینکه در نماز حضور قلب داشته باشم چه کنم؟» علامه فرمود: «کم حرف بزن»

کم گوی و بجز مصلحت خویش مگوی

چیزی که نپرسند تو از پیش مگوی

دادند دو گوش و یک زبانت زآغاز

یعنی دو بشنو و یکی بیش مگوی

ایشان در کلام دیگری فرمودند : «از سکوت آثار گرانبهایی را مشاهده کرده ام. چهل شبانه روز سکوت اختیار کنید و جز در موارد لازم سخن نگویید و به فکر و ذکر خدا مشغول باشید تا برایتان صفا و نورانیت حاصل شود»

(صفحه ۱۱۳)


عوامل حواس پرتی در نماز

در جایی مهمانی بودم صاحب‌خانه به نماز ایستاد. پسرش در حال تماشای تلویزیون بود. پدرش سرفه کرد. من گفتم : «پسر جان پدرت در حال نماز است. صدای تلویزیون حواسش را پرت کرده و الان هم که سرفه کرد یعنی خواست بفهماند که تلویزیون را خاموش کنید.»

پسر گفت: «نه آقا! پدرم دوتا سرفه کرد، منظورش این بود که بزنم کانال دو. الان فیلم مورد علاقه شروع می‌شود!!»

یکی از عوامل حواس پرتی، نماز خواندن در محیط شلوغ است. تصاویر تلویزیون، صدای رادیو، گریه کودک، صدای بازی و... بچه ها حواس نمازگزار را به خود مشغول می‌سازد. [هر چه این عوامل را حذف کنیم حضور قلب بیشتری در نماز خواهیم داشت]

(صفحه ۱۱۵)


مراقبت شرط حضور قلب

آیت الله شیخ عبدالقائم شوشتری فرمود: «مدتی بود که در فکر این بودم از استاد اخلاق هم بپرسم که چرا در نمازهایم توجه‌ام کم شده است؟ نماز ظهر و عصر را خواندم در حالی که حال خوشی در نماز داشتم. غروب به محضر استاد رسیدم بعد از سلام و احوال پرسی بدون اینکه چیزی بپرسم، ایشان فرمود امروز که از صبح حواست به خودت بود و مراقب خودت بودی، دیدی در نماز چه حالی پیدا کردی، اگر در طول روز مراقب خودتان باشید نمازتان درست می‌شود».

مراقبت از ورود افکار مسموم به ذهنمان، مراقبت از تصاویر نامربوط به قلبمان و در یک کلام مراقبت از هر چیزی که ما را مشغول به غیر خدا می کند در رسیدن به حضور قلب بسیار موثر است. اگر در طول روز مراقب چشم، گوش، زبان و به ویژه قلب خود باشیم در نماز حضور خدا را بیشتر درک خواهیم کرد.

(صفحه ۱۱۶)


چقدر از ترجمه نماز را می دانی؟

نداشتن حضور قلب در نماز معمولاً از آن ناشی می‌شود که نمازگزار ترجمه جملات نماز را نمی داند و الفاظی که از کودکی آموخته را ـ بدون دانستن معانی آن ـ طوطی وار تکرار می کند.

شیخ بهایی در این باره می فرماید: «سزاوار آن است که نمازگزار معانی اذکار و آنچه در نماز می‌خواند و نیز معانی ادعیه و تعقیبات آن را ملاحظه نماید... تا ذکر گفتن و دعا خواندن و قرائت کردن او، مجرد حرکت دادن زبان ـ به غیر ملاحظه معانی مقصوده آن ـ نبوده باشد.

(صفحه ۱۲۷)


در ورزشگاه نمان و سریع برگرد

یکی از راهکارهای عملی حضور قلب، این است که به محض متوجه شدن غفلت در بین نماز دیگر آن غفلت را به اختیار خود ادامه ندهیم ، بلکه از آن دوری گزینیم و دوباره به نماز توجه کنیم.

به عنوان مثال اگر جوانی در وسط نماز متوجه شد که فکرش در زمین فوتبال است به محض اینکه متوجه این حواس پرتی شد، همان لحظه از ورزشگاه بیرون بیاید [و به خدا توجه کند] نه اینکه فرصتی طلب کرده آن توپ را به گل تبدیل کند!!!

(صفحه ۱۲۸)


شارژ با مطالعه

باتری برای کارایی مجدد و بیشتر، نیاز به شارژ دارد. ما همیشه حالمان در عبادات یکسان نیست. برای کم نشدن انرژی و حال معنوی باید خود را با مطالعه شارژ نماییم. مطالعه حالات اهل بیت و علما و شهدا در نماز انسان را به عبادت بیشتر می‌کند.

(صفحه ۱۴۲)


توجه کامل به خدا در نماز

حجت الاسلام والمسلمین راشد یزدی فرمودند: موقعی که در ایرانشهر در محضر آیت الله خامنه ای در تبعید بودم، روزی عده ای از علما از قم برای ملاقات ایشان آمده بودند، وقت نماز همه برای اقامه نماز جماعت به امامت معظم له آماده شدند. همین طور که نماز جماعت بر پا بود، ناگهان بزغاله ای وارد اتاق شد و شروع کرد به این طرف و آن طرف پریدن و در آخر، سجاده یکی از نمازگزاران را برداشت و با خود برد.

چند نفر از نمازگزاران به کلی آرامش شان به هم خورد و خندیدند که یکی از آنها من بودم و از خنده ما دیگران نیز به غیر از حضرت آیت الله خامنه ای خندیدند . ولی آقا نمازشان را بدون هیچگونه حرکت اضافی به پایان رساندند . بعد از نماز از آقا پرسیدم که شما چطور توانستید نمازتان را ادامه دهید؟ آقا فرمودند: در مورد چی؟ عرض کردم: به خاطر بزغاله ای که وارد اتاق شده بود . آقا فرمودند: ذره ای از این جریان را متوجه نشدم!!

(صفحه ۱۴۴)


تنبیه نفس به خاطر حواس پرتی در نماز

گفتم: «امروز دربی پایتخت است بیا خانه ما تا با هم تماشا کنیم» خندید و گفت : «کمیته انضباطی مرا از دیدن این بازی محروم کرده است!» با تعجب پرسیدم: «کمیته انضباطی؟»

گفت: «پریروز که نماز می خواندم در نماز مدام به فکر بازی دربی بودم بعد از نماز خیلی خجالت کشیدم و با خودم گفتم این نماز بود یا فوتبال؟ برای اینکه دیگر در نماز حواسمان به فوتبال نرود خودم را جریمه کردم و عهد بستم که این دربی را نبینم!!»

از همتش خوشم آمد. خندیدم و گفتم: «من اگر بخواهم به خاطر فکرهایی که در نمازم می‌آید خودم را جریمه کنم، از زندگی ساقط می شوم!!»

نفس انسان سرکش است اگر مهار نگردد افسارگسیخته آینده را به تباهی می کشاند، تنبیه نفس را رام کرده به اصلاح می رساند.

(صفحه ۱۴۶