اهمّیّت و آثار «نماز» از زبان علی(ع)

 

پرسش :امام علی(علیه السلام) در خطبه ۱۹۹ نهج البلاغه درباره اهمّیّت و آثار «نماز» چه فرموده است؟

 

پاسخ اجمالی :

 

امام علی(ع) در ارتباط با اهمیت و آثار «نماز» می فرماید: «برنامه نماز را به خوبى مراقبت کنید و در محافظت آن بکوشید؛ زیرا نماز بر همه مؤمنان در اوقات مخصوص واجب است، به عنوان فریضه واجب بر مؤمنان مقرّر شده است، آیا پاسخ دوزخیان را در برابر این سؤال که چه چیز شما را به دوزخ کشانید؟ نمى شنوید که مى گویند: ما از نمازگزاران نبودیم، گناهان را فرو مى ریزد؛ همچون فرو ریختن برگ از درختان و طناب هاى معاصى را از گردن ها مى گشاید، پیامبر(ص) نماز را به چشمه آب گرمى تشبیه فرمود که بر در خانه انسان باشد و او هر شبانه روز پنج مرتبه خود را در آن شستشو دهد که بى شکّ چرک در بدنش باقى نخواهد ماند و ...».

 

 

 

پاسخ :

 

امام علی(علیه السلام) در بخشی از خطبه ۱۹۹ «نهج البلاغه» به آثار مهم معنوى و تربیتى «نماز» و عاقبت شوم تارکان و سبک شمرندگان آن پرداخته، نمازگزاران واقعى را معرفى مى کند، نخست مى فرماید: (برنامه نماز را به خوبى مراقبت کنید و در محافظت آن بکوشید. بسیار نماز بخوانید و به وسیله آن به خدا تقرّب جویید؛ زیرا نماز بر همه مؤمنان در اوقات مخصوص واجب است)؛ «تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلَاةِ، وَ حَافِظُوا عَلَیْهَا، وَ اسْتَکْثِرُوا مِنْهَا، وَ تَقَرَّبُوا بِهَا، فَإِنَّها (کَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ کِتَاباً مَّوْقُوتاً)(۱)». در این عبارت کوتاه چهار دستور درباره نماز داده شده است: «تعاهد»، «محافظت»، «استکثار»، و «تقرب جستن به آن».

منظور از «تعاهد»؛ سرکشى و اصلاح کردن است. این تعبیر در مورد کسى که به املاک و مزارع خود سرکشى کرده و در اصلاح آن مى کوشد به کار مى رود، بنابراین جمله بالا اشاره به این است که آموزش هاى خود را در مورد واجبات و مستحبات و مکروهاتِ نماز ادامه دهید به گونه اى که هر روز، نماز شما از نمازهاى روزهاى گذشته بهتر باشد.

منظور از محافظت - که در آیه ۲۳۸ سوره «بقره» نیز به آن اشاره شده: «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَ الصَّلَوةِ الْوُسْطَى» - نگاهدارى نماز از موانع و ریا و سُمعه و مانند آن است. بعضى نیز احتمال داده اند که منظور، حفظ اوقات هر نماز در وقت فضیلت آن است.

در چهارمین جمله که در واقع نتیجه جمله هاى سه گانه قبل است، مى فرماید: «به وسیله نماز به درگاه خدا تقرّب جویید». امام على بن موسى الرضا(علیهما السلام) در حدیث معروفی می فرمایند: «اَلصَّلاةُ قُربانُ کُلِّ تَقِىٍّ»(۲)؛ (نماز، وسیله تقرّب هر پرهیزکارى است).

سپس امام(علیه السلام) به ذکر دلیل براى این دستورات مهم در مورد نماز پرداخته و به هفت نکته اشاره مى کند و به آیاتى از قرآن مجید و سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله) استدلال مى فرماید. نخست مى فرماید: (زیرا نماز به عنوان فریضه واجب [در اوقات مختلف شب و روز] بر مؤمنان مقرّر شده است)؛ «إِنَّ الصَّلَاةَ کَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ کِتَاباً مَوْقُوتاً».(۳) سپس به ذکر دلیل دوم پرداخته، مى فرماید: (آیا پاسخ دوزخیان را در برابر این سؤال که چه چیز شما را به دوزخ کشانید؟ نمى شنوید که مى گویند: ما از نمازگزاران نبودیم)؛ «أَلَا تَسْمَعُونَ إِلَى جَوَابِ أَهْلِ النَّارِ حِینَ سُئِلُوا: (مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ(۴) * قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ)(۵)».

امام(علیه السلام) در سومین و چهارمین دلیل براى اثبات اهمّیّت نماز مى فرماید: (نماز، گناهان را فرو مى ریزد؛ همچون فرو ریختن برگ از درختان [در فصل پاییز] و طناب هاى معاصى را از گردن ها مى گشاید)؛ «وَ إِنَّهَا لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ(۶) الْوَرَقِ، وَ تُطْلِقُهَا إِطْلاَقَ الرِّبَقِ(۷)».

سپس امام(علیه السلام) در پنجمین استدلال خود با استناد به کلام معروف رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره اهمّیّت نماز مى فرماید: (پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نماز را به چشمه آب گرمى تشبیه فرمود که بر در خانه انسان باشد و او هر شبانه روز پنج مرتبه خود را در آن شستشو دهد که بى شکّ چرک و آلودگى در بدنش باقى نخواهد ماند [نمازهاى پنج گانه روزانه نیز آن چنان روح و قلب انسان را شستشو مى دهد و آثارى از گناه در آن باقى نمى گذارد])؛ «وَ شَبَّهَهَا رَسُولُ اللهِ(صلى الله علیه وآله) بِالْحَمَّةِ تَکُونُ عَلَى بَابِ الرَّجُلِ، فَهُوَ یَغْتَسِلُ مِنْهَا فِی الْیَوْمِ و اللَّیْلَةِ خَمْسَ مَرَّاتٍ، فَمَا عَسَى أَنْ یَبْقَى عَلَیْهِ مِنَ الدَّرَنِ(۸)».(۹)

با توجّه به اینکه در متن خطبه تعبیر به «حمّه» (چشمه آب گرم یا آب هاى گرمى که به عنوان درمان بیمارى ها مورد استفاده قرار مى گیرد) شده روشن مى شود که نماز همچون چشمه آب معمولى نیست، بلکه چشمه خاصّى است که آثار فوق العاده اى در زدودن آلودگى ها دارد؛ ولى باید توجّه داشت که این تعبیر تا آنجا که ما تفحّص کردیم تنها در کلام امام(علیه السلام) و در این خطبه آمده است.

امام(علیه السلام) در ادامه سخن در ششمین استدلال خود به آیه دیگرى در قرآن مجید در ارتباط به مقام والاى نمازگزاران مى فرماید: (گروهى از مؤمنان که زینت متاع دنیا و فرزندان، اموالى که مایه چشم روشنى است آنها را به خود مشغول نداشته، حق نماز را خوب شناخته اند. خداوند سبحان درباره آنها مى فرماید: «آنها مردانى هستند که تجارت و بیع آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداختن زکات باز نمى دارد)؛ «وَ قَدْ عَرَفَ حَقَّهَا رِجَالٌ مِنَ الْمُؤْمِنیِنَ الَّذِینَ لَا تَشْغَلُهُمْ عَنْهَا زِینَةُ مَتَاعٍ، وَ لَا قُرَّةُ عَیْنٍ مِنْ وَلَدٍ وَ لَا مَالٍ، یَقُولُ اللهُ سُبْحَانَهُ: (رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللهِ وَ إِقَامِ الصَّلَاةِ وَ إِیتَاءِ الزَّکَاةِ)(۱۰)».

باید توجّه داشت که آیه فوق به فاصله یک آیه از «آیه نور» در «قرآن مجید» واقع شده و در آیه قبل از آن سخن از بیوت مرتفعى است که نور پرفروغ الهى در آن مى درخشد و صبح و شام در آن تسبیح و تحمید خدا مى شود و افرادى که در آیه مورد بحث به آنان اشاره شده، همانند پاسداران نور الهى هستند که زرق و برق دنیا آنها را به خود مشغول نمى کند و از یاد خالق و کمک به خلق باز نمى دارد.

سرانجام در بیان هفتمین و آخرین دلیل براى اهمّیّت نماز به برنامه پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که برگرفته از قرآن مجید است اشاره کرده و مى فرماید: «(رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از بشارت به بهشت خویش را براى نماز به تعب و مشقّت مى انداخت، زیرا خداوند به او فرموده بود: خانواده خویش را به نماز دعوت کن و در برابر آن شکیبا باش [زیرا نماز کلید ورود به بهشت است] لذا آن حضرت پى درپى اهل بیت خود را به نماز دعوت مى کرد و خود را بر آن وادار مى کرد [و در انجام آن اصرار و شکیبایى داشت])؛ «وَ کَانَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله علیه وآله) نَصِباً(۱۱) بِالصَّلَاةِ بَعْدَ التَّبْشِیرِ لَهُ بِالْجَنَّةِ، لِقَوْلِ اللهِ سُبْحَانَهُ: (وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْهَا)(۱۲)، فَکَانَ یَأْمُرُ بِهَا أَهْلَهُ وَ یُصَبِّرُ(۱۳) عَلَیْهَا نَفْسَهُ».

این دلایل هفت گانه که امیرمؤمنان على(علیه السلام) براى بیان اهمّیّت نماز از آیات قرآن و سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله) آورده و ده ها دلایل دیگر که به یقین، امام(علیه السلام) در مقام بیان همه آنها نبوده است، نشان مى دهد که نماز چه گوهر گران بهایى است و چه تأثیرى در تربیت و سعادت انسان دارد و دورماندن از نماز و برکات آنچه خطراتى ایجاد مى کند.(۱۴)

 

 

 

پی نوشت :

 

(۱). سوره نساء، آیه ۱۰۳.

 

(۲). الکافی، کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر و آخوندى، محمد، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ‏۱۴۰۷ قمری، چاپ: چهارم، ج ‏۳، ص ۲۶۵، (باب فضل الصلاة).

 

(۳). سوره نساء، آیه ۱۰۳.

 

(۴). «سقر» در اصل از ریشه «سقر» بر وزن «فقر» به معناى دگرگون شدن و ذوب گشتن و تغییر رنگ دادن و آزار دیدن بر اثر تابش آفتاب گرفته شده است و چون جهنّم، این آثار را به نحو اشدّ دارد، یکى از نام هایش «سقر» است. از بعضى روایات استفاده مى شود که «سقر» نام بخش خاصى از دوزخ است که جایگاه متکبّران است.

 

(۵). سوره مدثر، آیات ۴۲ و ۴۳.

 

(۶). «حتّ» در اصل به معناى جدا کردن برگ هاى درختان است و گاه در جدا کردن اشیاء دیگر نیز به کار مى رود.

 

(۷). «ربق» بر وزن «عنب» جمع «ربق» بر وزن «فعل» به معناى طنابى است که دستاویزهاى متعدّدى در آن است و معمولا هنگامى که مى خواهند حیوانات را به صفّ کنند هر کدام را به یکى از آن دستاویزها مى بندند.

 

(۸). «درن» بر وزن «لجن» به معناى چرک و آلودگى است.

 

(۹). این حدیث را مرحوم شیخ حر عاملى در وسائل الشیعة، عاملى، شیخ حر، محمد بن حسن‏، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)‏، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام‏)، قم، ‏‏۱۴۰۹ قمری‏، چاپ: اول، ج ‏۴، ص ۳۰، (باب تحریم إضاعة الصلاة و وجوب المحافظة علیها) آورده است. با این تفاوت که به جاى «حمّه»، «نهر» و «النهر الجارى» ذکر شده است. همین مضمون در مسند أبی داود الطیالسی، سلیمان بن داود، تحقیق: الترکی، محمد بن عبد المحسن، دار هجر، ۱۴۱۹ قمری / ۱۹۹۹ میلادی، الطبعه: الأولى، ج ۱، ص ۷۱؛ الجامع الصحیح المسمى بصحیح مسلم، القشیری النیسابوری، مسلم بن الحجاج، تحقیق: عبد الباقی، محمد فؤاد، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، بی تا، ج ۱، ص ۴۶۲ نیز آمده است.

 

(۱۰). سوره نور، آیه ۳۷.

 

(۱۱). «نصب» بر وزن «خجل» به معناى خسته و فرسوده است و صفت مشبّهه از ریشه «نَصَب» بر وزن «حسب» به معناى خستگى و کوفتگى است.

 

(۱۲). سوره طه، آیه ۱۳۲.

 

(۱۳). «یصبر» از ریشه «صبر» به معناى شکیبایى است و قابل توجّه است که این فعل غالباً به صورت لازم استعمال مى شود؛ ولى گاه معناى متعدّى هم دارد؛ یعنى وادار به صبر نمودن و در جمله بالا همین معنا اراده شده است.

 

(۱۴). گردآوری از کتاب: پیام امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)‏، مکارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعى از فضلاء، دار الکتب الاسلامیة‏، تهران‏، ۱۳۸۶ شمسی‏، چاپ: اول‏، ج ۷، ص ۷۲۴.

 

 

 

نرم افزار شبهات کلامی

 

https://makarem.ir