گلچین شعرهای متفرقه ؛ قسمت 7
- از نسیمى دفتر ایام برهم مى خورد از ورق گردانى لیل و نهار اندیشه كن
- 5 ـ بگو به خواب كه ديگر ميا به ديده ما جزيره اي كه مكان تو بود آب گرفت
- 6 ـ من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
- 7 ـ به بستر افتم و مردن کنم بهانه خویش بدین بهانه مگر آرمت به خانه خویش
- 8 ـ سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل بیرو ن نمی توان کرد الّا به روزگاران
- 9 ـ قدرت صد لشکر شمشیر زن کم بود از ناله یک پیرِ زن
- 10 ـ مرد آن دان که خود را بشکند مرد آن نبود که صف ها بشکند ( جهاد اصغر و جهاد اکبر )
- 11 ـ خلاف طریقت بود کاولیاء تمنّا کنند از خدا جز خدا
- گر از دوست چشمت به احسان اوست تو در بند خویشی نه در بند دوست
- 12 ـ ز خاک آفریدت خداوند پاک پس ای بنده اُفتادگی کن چو خاک
- 13 ـ هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان
- 14 ـ هر کسی را بهر کاری ساختند میل آن را در دلش انداختند
- 15 ـ به پای خویش چو صیدت به پیش می آید چه حاجت است که دیگر بگسترانی دام
- 16 ـ به گورستان گذر کردم صباحی شنیدم ناله و افغان و آهی
- شنیدم کلّه ای با خاک می گفت که دنیا نمی ارزد به کاهی
- 17 ـ در جهان هر چیز چیزی جذب کرد گرم گرمی را کشید و سرد، سرد
- 18 ـ بخشودگی اهل گنه در صف محشر وابسته به یک گردش چشمان حسین است
- 19 ـ رشته ای بر گردم افکنده دوست می کشد هر جا که خاطر خواه اوست
- 20 ـ صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست بیار نفحه ای از گیسوی مُعَنبر دوست
- 21 ـ شب خیز که عاشقان به شب راز کنند گِرد در بام دوست پرواز کنند
- 22 ـ اگر با دیگرانش بود میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
- 23 ـ نَصرُ مِنَ الله و فَتحٌ قَریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
- 24 ـ افسوس كه روح در بدن نيست مرا جز خواندن حمد آرزو نيست مرا
- ياران و برادران ، مرا ياد كنيد رفتم سفرى كه آمدن نيست مرا
- 25 ـ مرد خردمند پسنديده را عمر دو بايست ، در اين روزگار
- تا به يكى تجربه اندوختن با دگرى تجربه بستن به كار
- 26 ـ آن را که علم و دانش و تقوا مسلّم است هر جا قدم بنهد خیر مقدم است
- 27 ـ تو نیک و بد خود هم از خود بپرس چرا بایدت دیگری مُحتَسب
- 28 ـ نیش و نوش جهان که پیش و پس است در دم و در دُم یکی مگس است (مگس : زنبور عسل)
- 29 ـ زلیخا مُرد از حسرت که یوسف گشت زندانی چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
- 30 ـ شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی هر لحظه به دام دگری پــا بستی
- گفت شیخا هر آن چه گویی هستم آیا تو چنان که می نمایی هستی؟ خیام
- چون نور چراغ راه ما الله است آغاز سخن هميشه بسم الله است
- گر بگویم شرح این معنا تمام صد قیامت بگذرد وین ناتمام
- دزد جاهل گر یکی ابریق برد دزد عالم دفتر تحقیق برد
- جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است ... هزار بار کرده ام تحقیق
- اى هيچ، بَهْرِ هيچ، بر هيچ، مپيچ
- 31 ـ صمت و جوع و سهر و عزلت و ذکری به دوام ناتمامان جهان را کند این پنج تمام
- 32 ـ آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
- دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد
ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ ساعت توسط هدیه به شهیدان مدافع حرم صلوات
|