مبانی نظری و عرفانی پوشش در اسلام (2)
مبانی نظری و عرفانی پوشش در اسلام (2)
در توحید عملی یا عبادی از یگانه شدن انسان برای خدا سخن به میان می آید . تمام تلاش بنده این باید باشد که در راهی قدم بردارد که تمامی اعمال او در جهت رضای خدا باشد . به عبارت دیگر قبله و محور زندگی او در عمل ، خداوند باشد ...
نویسنده : خدیجه رحمتی
رابطه ی حجاب با توحید عبادی
در توحید عملی یا عبادی از یگانه شدن انسان برای خدا سخن به میان می آید . تمام تلاش بنده این باید باشد که در راهی قدم بردارد که تمامی اعمال او در جهت رضای خدا باشد . به عبارت دیگر قبله و محور زندگی او در عمل ، خداوند باشد . مصداق انّ صلاتی نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین باشد . از این رو تمامی تلاش انسان موحد هماهنگ و یگانه کردن واقعیت وجودی خویش با آن محور و قبله است . و این هماهنگی و یگانه شدن رنگ عمل نمی گیرد مگر اینکه در نظامی باشد که هماهنگ با روح و فطرت او باشد ( شهید مطهری ، 1375 ، 105 ) .
از این رو نظام هماهنگ با روح و فطرت او در زندگی را ، خداوند در قالب قوانین و دستورات زندگی برای او ارسال می کند . و آنکه این قوانین را اطاعت کند در واقع خداوند را قبله قرار داده است . و زندگی او در جهتی سیر می کند که او را برای خداوند یگانه کند . بنابراین با اجرای آن قوانین تمامی سکنات و اعمال زندگی انسان رنگ عبادت می گیرد و هر عمل او هرچند جز عبادات مرسوم نیست عبادت محسوب می شود . و چون انسان ها دارای مراتب روحی متفاوتی هستند با توجه به هموار بودن هر فرد برای اجرای این دستورات عبادت هم مراتب و درجاتی به خود می گیرد . و البته این عبادت دارای اشکال متفاوتی هم می شود . گاه در شکل نماز جلوه گر می شود و گاه در شکل جهاد . گاه در کلام خود را می نمایاند و گاه در قلم . و همین طور است عمل زنی که نحوه ی حضور خود را در جامعه متناسب با دستورات الهی انجام دهد . بنابراین جدای از آثار مثبتی که پوشش برای زن هنگام حضور او در جامعه دارد ، حضور او در جامعه به شکلی که خدا فرموده چون اطاعت ار اوست هم چون نماز ، روزه ، حج و ... عبادت محسوب می شود .
و چون هر چه که عبادت محسوب شود وسیله ی تقرب اوست همان طور که الصلوه قربان کل تقی ( بحار الانوار ، ج.10 ، ص99 به نقل از جوادی آملی ، 1371 ، 72) است . پوشش هم برای او وسیله ی تقرب است « الستر قربان کل تقیه » . وزن محجبه در واقع سالک طریق الی الله است و پوشش او قربانی اوست .
ارتباط پوشش با حکمت خداوند
« لازمه ی حکمت و عنایت حق این است که جهان و هستی هدف و معنی داشته باشد . آنچه موجود می شود یا خود خیر است و یا برای وصول به خیر » ( مطهری ، 1357 ، 71).
« منظور از حکیم بودن خداوند این است که نظام آفرینش – نظام احسن و اصلح – یعنی نیکوترین نظام ممکن است ( همان ) . و چون فعل حکیم – جهان آفرینش – هدف دارد برای ایصال به این هدف آفریدگان باید مجهز به امکاناتی شوند که رسیدن به این هدف را برای آنان میسر سازد . در غیر این صورت خلقت عبث و بیهوده خواهد بود و خداوند برتر از این است .
از این رو موجودات جهان همگی از نوعی هدایت به نام هدایت تکوینی برخوردارند که حرکت به سوی کمال و هدف لحاظ شده از سوی خداوند برای آنها را امکان پذیر می سازد . اما نوع ایصال موجودات مختار – که یکی از آنها انسان است – با سایر موجودات فرق می کند . به این سبب این موجودات – انسان ها – باید به نوع دیگری از هدایت مجهز شوند . هدایتی که انسان ها به آن نیاز دارند خود به دو قسم تقسیم می شود : یکی هدایت فطری که عبارت است از این که بشر به نوعی خلقت ، آفریده شده و هستی اش به الهامی مجهز شده که با این الهام اعتقاد حق و عمل صالح را تشخیص دهد. ( طباطبایی ، 1363 ، 344 ) .
قسم دوم هدایتی کلامی و زبانی است که از طریق دعوت انجام می شود یعنی خدای متعال انبیاء و پیامبران را مبعوث و ارسال می کند و به همراه آنان کتب و شرایعی را می فرستد که به وسیله ی آنها بشر راه سعادت و شقاوتش را روشن ببیند ( همان ، 345) . و با طی آن به کمال مطلوب خود – هدف از آفرینش – برسد .
چون پوشش برای زن یکی از شروط نیل او به کمال فردی است لذا شریعت های آسمانی به وجوب آن تصریح شده است .
و از آنجا که « نوع انسان به حکم فطرتی که در او به ودیعه نهاده شده است طالب کمال و سعادت حقیقت خود یعنی استیلای بر عالی ترین مراتب زندگی مادی و معنوی به صورت اجتماعی است » ( طباطبایی ، ج4 ف ص 14 به نقل ازمطهری ، مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی ، جامعه و تاریخ ، 49) نیاز به برنامه ای جامع برای نیل به این سعادت دارد .
ادیان الهی – که کامل ترین آنها دین مبین اسلام است – هم ، در واقع برنامه ی چنین سعادتی اند . از این رو در همه ی ادیان الهی عموما و اسلام خصوصا بدون هیچ اغماضی بر رعایت پوشش زن نه از جهت کمال فردی بلکه به جهت کمال نوعی انسان نیز هنگام حضور در جامعه تاکید بسیار شده است .
با عنایت به این مسائل خواننده ی منصف درمی یابد که پوشش زن ، نه تنها برای کمال فردی وی بلکه برای کمال نوعی بشر هم اثر بخش و تعیین کننده است . و این است راز تاثیر مضاعف زنان در کمال و سعادت جوامع بشری .
ارتباط پوشش با اصل عدل
یکی از مسائلی که در مذهب ما روی آن به عنوان اصل تاکید بسیار شده است اصل عدل است . همان طور که در تقسیم اعتقادات معلوم است در اصول دین از ذات و صفات و افعال خداوند بحث می شود . و در فروع دین از وظایف فرد در قبال خداوند بحث می شود .
بنابراین اصل – عدل – فرد موحد معتقد است « که نظام هستی و آفرینش که فعل خداوند است بر عدل و توازن و استحقاق و قابلیت ها است . در قرآن عدل دارای چهره های گوناگونی است همچون عدل تکوینی ، عدل تشریعی ، عدل اخلاقی ، عدل اجتماعی می باشد . در عدل تشریعی بحثمی شود که در نظام تشریع قوانین ، همواره اصل عدل رعایت شده و می شود و بعثت و ارسال انبیاء در واقع برای این است که عدل و قسط بر زندگی بشر حاکم شود » ( مطهری ، 57، 36 ) .
« بدیهی است که برقراری اصل عدل در نظامات اجتماعی منوط به این است که اولا نظام تشریعی و قانون ، نظامی عادلانه باشد » و ثانیا به اجرا درآید » ( همان ، 37 ) .
در این جهت برای اقامه ی کامل عدل بایستی تمامی قوانین شرعی که از سوی خداوند نازل شده است پیاده شود . که از جمله ی این قوانین ، احکام مربوط به حضور زنان و مردان در جامعه به نحوی است که در سوره های نور و احزاب به آنها اشاره شده است که سیره و سنت معصومین هم تفسیر آیات مذکورند .
از این رو اقامه ی عدل اخلاقی و اجتماعی منوط به رعایت این قوانین از سوی دو صنف مرد و زن است . و آنکه در این راه بیشتر نقش دارد طبیعتا وظیفه ی سنگین تری دارد . و همه می دانند که نقش زنان با نوع خاص آفرینشی که مظهر جمال خداوند است در اقامه ی عدل اخلاقی و اجتماعی بیش از مردان است . چون زنان دارای نقش حساس تری از مردان در جامعه هستند اسلام عنایتی خاص به زن و پوشش او دراد .
اگر اسلام درجایی از زن می خواهد که خود را مسلح به پوشش کند به این دلیل است که نظام تشریعی عادلانه در مورد زنان این است که اولا حضورشان در جامعه امکان داشته باشد و ثانیا در این حضور در حد ابزاری برای شهوات متنوع صاحبان زر و زور و تزویر پایین نیایند .
به عبارت دیگر پوشش در واقع وسیله ای است که از طریق آن زن مسلمان بتواند احقاق حقش را در شکلی سالم و کامل صورت دهد .
مبنای فطرت حجاب
در جای خود ثابت شده است که انسان ها دارای دو دسته خواسته و گرایش هستند . گرایشات و خواسته هایی که زاییده ی شرایط اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی می باشد . این خواسته ها امری خارج از وجود انسان و اعتباری هستند و با تغییر شرایط ، تغییر می یابند . دسته ی دوم خواسته هایی هستند که زاییده ی شرایط نیستند بلکه ساختار روحی انسان به شکلی است که به سوی آنها گرایش دارد و با تغییر شرایط ، تغییر نمی یابند . این خواسته ها ریشه در فطرت ، جان و روح انسان دارد ( مطهری ، شهریور 62 ، 21-18 ) .
دلیل فطری بودن دسته یدومخواسته ها حضور این گرایشات و خواسته ها در گستره ی تاریخ و جغرافیایبشری است .
بحثی که در میان علمای فن مطرح است این است که آیا آدمی در تشخیص مصادیق این گرایشات مستقل است . آیا عقل آدمی به تنهایی قادر به درک و تشخیص آنها است یا نیازمند به کمک و راهنمایی شرع؟
آنچه ازسرگذشت آدمی بر می آید نیازمندی انسان به کمک شرع برای تشخیص مصادیق است .به عبارت دیگر با وجود فطری بودن این گرایشات تشخیص این مصادیق بدون راهنمایی خالق امکان پذیرنیست . انزال قوانینی که درقالب دین برای هدایت انسان آمده است مرتبط با این بخش از وجود انسان است . گرایشات فطری خود به چهار دسته تقسیم می شوند که عبارتند از خیر اخلاقی ، پرستش ، حقیقت جویی و زیبایی طلبی آنچه از چهار مقوله به بحث ما مربوط می شود گرایش به خیر اخلاقی است – که در قالب گرایش انسان به افعال اخلاقی مانند نیکی ، احسان ، گذشت ، ایثار ، عفت و پاکدامنی خود را نشان می دهد .
گرایش به عفت و پاکدامنی از جمله مسائلی است که در اصل آن هیچ زنی با فطرت سالم تقابلی ندارد اما از آنجا که عقل در ادراک و تشخیص مصادیق این گرایش مستقل نیست و نیازمند به کمک و راهنمایی شرع است قرآن در آیات مربوط به پوشش زنان مسلمان با صحه گذاشتن به فطری بودن این گرایش ، مصداق و راه پرورش این امر فطری را به صورت قوانین بیان کرده است .
پوشش زن از مصادیق جهاد اکبر
همه می دانیم که غریزه خود خود آرایی و شکارچی گری در غریزه ی زن او را محبوب مرد می سازد ( شهید مطهری ، 1386 ، 100 ) . زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است . از این رو تمایل او به خود نمایی بیشتر است (همان ، 131).
اما زنی که خواست دوست – خدا – را به این غریزه ترجیح دهد بی شک در راه جهاد اکبر است . جهادی که از جهاد اصغر که « فتحه الله لخاصه اولیائه» است بارزش تر می باشد . او با پوشش مادامی که آن را به تن دارد و مادامی که جان را به آن می آراید لباس جهاد اکبر را به تن دارد .
نگرش عرفانی به پوشش ، که پوشش نه تکلیف است که لطف است
تمامی وجود و اعمال انسان موحد وقتی به کنه توحید عملی می رسد که در تمامی زندگی اش جز خشنودی خدا را جستجو و دنبال نکند . او خود را در طبق اخلاص می گذارد و تقدیم خدا می کند. چرا که« اخلاص رازی از نهان خداست که آن را در قلب آن کس که دوستش می دارد به سپرده می گذارد » (جامع احادیث شیعه ، ج1، ص375 ، حدیث 772 به نقل از جوادی آملی ، 1382 ، 72 ) .
او می کوشد که محبوب خداوند شود ، او می کوشد که در همین دنیا مصداق این فراز از مناجات شعبانیه باشد . که :
« الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر اروحنا معلقه بعز قرسک ، الهی و اجعلنی ممن نادیته فاجابک و لا حظته فصعق لجلالک فناجیبته سرا وعمل لک جهرا ...»
« الهی و الحقنی بنور عزک الابهج فلکون لک عرفا و عن سواک منحرفا و منک خائفا مراقبا یا ذاالجلال و الاکرام ».
او می کوشد که حجاب های نورانی را پاره کند و جلال خداوند را بدون حجاب های نوری مشاهده کند . و این زمانی است که تمام وجودش هموار خواست های محجوب گردد . هرچه او می خواهد ، بخواهد و خود را تحت ولایت او قرار دهد . و این امکان ندارد مگر آن که دستورات او را از آن جهت که از دوست صادر شده است انجام دهد نه به طمع بهشت و نه ترس از جهنم .
از نظر موحد مخلص تکلیفی در کار نیست زیرا تکلیف از ماده ی کلفت به معنی سختی است در حالی که احکام صادر شده از سوی خداوند در واقع لطفی است که برای حضور در ساحتش بنده را ضروری و لازم ست . منتهی چون بنده ی ظلوم و جهول راز لطف را نمی فهمد به صورت تکلیف بر او خوانده می شود .
از این رو زن مسلمان عارف خود را می پوشاند نه برای اینکه ارزش خود را بالا ببرد و نه برای این که موقعیت خود را در برابر مرد حفظ کند . او خود را می پوشاند نه برای که رابطه ای وجود دارد میان دست نارسی و فراق از یک سو و گرانبهایی ازسوی دیگر ؛ و نه برای اینکه استحکام پیوند خانوادگی به حضور با پوشش او در جامعه وابسته است . او خود را می پوشاند نه برای اینکه استواری اجتماع به وجود فداکاری او وابسته است و نه هیچ چیز دیگر .
او خود را می پوشاند چون حکم مولای اوست ، محبوب اوست . او خود را می پوشاند زیرا که محبوب او ، دوست دارد او را پوشیده ببیند . او جمال خود را در پوشش می برد تا جلال خداوند را عیان کند .
منابع و مآخذ
1. جوادی آملی ، عبدالله ، زن در آئینه ی جلال و جمال ، تهران ، مرکز نشر فرهنگی رجا ، چاپ دوم ، 1371
2. ............................... ، رازهای نماز ، مترجم حجه الاسلام علی زمانی قمشه ای ، قم ، مرکز نشر اسدی ، چاپ اول ، مرداد 1382 .
3. طباطبایی ، سید محمد حسین ، تفسیر المیزان ، ج 20 ، ترجمه ی سید محمد باقر موسوی ، تهران ، بنیاد علمی و فرهنگی طباطبایی با همکاری مرکز نشر فرهنگی رجا ، پاییز 1363 .
4. مطهری ، مرتضی ، عدل الهی ، قم ، انتشارات صدرا ، چاپ دهم ، شهریور 1357 .
5. .........................، علل گرایش به مادیگری ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی ، تابستان 1361 .
6. ........................، فطرت ، تهران ، انجمن اسلامی دانشجویان عمران ( مدرسه ی عالی ساختمان ) ، چاپ سوم ، شهریور1362 .
7. .........................، مجموعه آثار (2) بخش اصول عقاید مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی ، جهان بینی توحیدی ، قم ، انتشارات صدرا ، چاپ ششم ، زمستان 1375 .
8. .........................، مساله ی حجاب ، قم ، انتشارات صدرا ، چاپ هفتاد و دوم ، تیر 1386 .
9. .........................، مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی ، جامعه و تاریخ ، بی جا ، انتشارات دفتر مرکزی جهاد سازندگی ، بی تاریخ.