خلاصه کتاب نماز از آیت الله حائری شیرازی
نماز در اسلام به معنی «ذکر» است
«ذکر» یعنی التفات و توجه داشتن به واقعیت عینی (خدا) که در نتیجه علت های مختلف از قبیل مشاغل، روابط، تعلقات و... ، نادیده گرفته می شود.
«ذکر» یعنی به خاطر آوردن چیزی که در بررسی مورد قبول است و در حالت عادی از آن غفلت گردیده.
انسان گاهی می نشیند و بررسی می کند که مثلاً این عالم مدبّری دارد؛ ولیکن عادت و روزمرگی، شیوه زندگی، فرهنگ محیط، نوع روابط او و...، این ها همگی باعث می شود که در عمل خلاف بررسی اش را انجام دهد. در چنین مواردی، ذکر موجب یادآوری و به خاطرآوردن فرد می شود؛ مانند کسی که می داند سیگار برای بدنش مضر است، در هنگام استعمال سیگار نوشته روی پاکت را نیز می خواند که «استعمال سیگار برای بدن مضر است؛ اما در عمل سیگار می کشد. این نوشته روی پاکت سیگار «ذکر» است. [به او یادآوری می کند آنچه را که میداند]
مجموعه آثار آیت الله حائری شیرازی، کتاب نماز، ص ۱۱.
چرا برخی نمازها جلوی گناه را نمی گیرد؟
نماز برای سلب عادت [های قبیح] است؛ پس باید مواظب بود که خودش عادت نشود، وگرنه قدرت عادت شکنی اش را از دست می دهد.
علت اینکه بسیاری از نمازها، آن خواص ذاتی خودشان را بروز و نشان نمی دهند، این است که در اجزا، نماز را طبق عاداتی که به او گفته اند، به جا می آورد.
نماز باید «ذکر» باشد تا بتواند اثر بگذارد. نماز به خاطر آوردن است؛ پس این جنبه اش باید محفوظ باشد و لذاست که رسول اکرم ، می فرمایند: «لا صَلاةَ الّا بِحضورِ القَلب»؛ یعنی جنبه ذکری آن باید زنده باشد تا مؤثر واقع شود.
رسول اکرم نمی فرمایند الّا بِحضورِ الذهن ، بلکه می فرمایند «بِحضورِ القلب». پس اگر خود نماز در غفلت صورت بگیرد، دیگر هیچ.
هرچه بگندد نمکش می زنند
وای به روزی که بگندد نمک
[پس در نماز با حضور قلب ، ذکر و یادآوری خدا است و چنین نمازی میتواند جلوی عادت های زشت را بگیرد]
مجموعه آثار آیت الله حائری شیرازی، کتاب نماز، ص ۱۸.
در نماز با قلبت بازی نکن
در حین نماز ، نگاه کردن به اطراف و صحبت کردن ممنوع است؛ ولی شخص غافل، آثار مشاهداتش را در خاطر و خیالات و افکار و بازی های خودش دارد:
ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ
هيچ يادآورى تازهاى از طرف پروردگارشان براى آنها نمىآيد، مگر آنكه با بازى (و شوخى) به آن گوش مىدهند!
(سوره انبیاء ، آیه ۲)
تذکری که از جانب پروردگار برایشان می آید گوش نمی دهند، مگر آنکه دارند بازی میکنند.
بعد معنای «يَلعَبون» را می گوید: «لاهیةً قُلُوبُهم» قلوبشان در حال بازی است. ممکن است که انسان با دست و چشم بازی نکند، ولی قلبش مشغول بازی می باشد.
گاهی در نماز، مسئلهی حل نشده را حل می کند یا گم شده ای را پیدا می نماید. با این وضع می خواهد که نماز برایش سازندگی هم داشته باشد! از خود می پرسد که این سازندگی که به ما وعده داده بودند، چه شد؟ می گفتند با نماز قُرب به حق پیدا میکنی. من بیست سال است که نماز به جا می آورم ، قُرب کو؟ همان جایی که بودم هستم!
این درست مثل این است که ما غذا را بجویم، ولی فرو نبریم، بلکه در يقه واستین خود بریزیم. البته که مریض مان خوب نمی شود. وقتی انسان نماز را بر سر زبان آورد و این نماز را فرو نبرد، مثل این است که دارو را در دهان گذاشته و بعد آن را بیرون ریخته است.
[نمازی دارویی است که باید به قلب خورانده شود و اگر قلب به جای خوردن آن ، مشغول بازی شود، از آلودگی و گناه خوب نمی شود و چنین قلبی به خدا نزدیک نخواهد شد]
مجموعه آثار آیت الله حائری شیرازی، کتاب نماز، ص ۲۰.
چگونه با نماز و عبادت تکبر ما را نگیرد؟
هرچه انسان پاکی وسبّوح بودن خدا را بهتر درک کند، آنچه [از پاکی] در خودش می بیند، در مقایسه با او کم می بیند و کم می شمارد. نه اینکه فرض کند کم است؛ بلکه واقعاً احساس می کند که برای او کم است.
چرا؟ چون با کس دیگری مقایسه می کند.
[امیرالمؤمنین اهل تقوا را این گونه توصیف میکند] «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ»
وقتی خالق در نظر کسی عظیم شد، [نماز و] عبادات و اعمالی که انجام می دهد در نزد او کم خواهد شد.
مجموعه آثار آیت الله حائری شیرازی، کتاب نماز، ص ۲۴.
ریشه های عدم حضور قلب درنماز
هر نمازی مزد اعمال آن روز انسان است. اگر انسان در آن روز عمل صالح به جا آورده باشد، زمینه خواندن یک نماز خوب برایش فراهم می شود. اینکه انسان دقت کند که نمازش با حضور باشد، درست است؛ اما با دقت انسان و زور او مسئله حل نمی شود. انسان باید زورهایش را قبل از نماز بزند. اینکه فرد بگوید حالا من تصمیم می گیرم که در حال نماز حضور قلب داشته باشم درست نمیشود و به اواسط حمد که رسید می بیند مرغ از قفس پرید! دیگر اوست و خیالات خودش در همان کارهایی که در غیرنماز بوده است. به هر چیزی که انس داشته باشد، در حال نماز فوری انس او به همان چیز متوجه می شود؛ اما اگر قبل از نماز کار صالحی کرده باشد، در حال نماز انسی برایش حاصل می شود که خودش می فهمد برایش بی سابقه بوده است و غیرمنتظره. حضور برایش فشاری ندارد؛ حضور برای او سکون و تسکین و سکینه وطمأنینه دارد. پس باید ریشه نداشتن حضور قلب و غفلت و حواس پرتی را در امور قبل از نماز مشاهده کرد.
مجموعه آثار آیت الله حائری شیرازی، کتاب نماز، ص ۳۵
اگر انسان با افرادی که با آنها شش دانگ انس دارد یک ساعت بنشیند خیال می کند پنج دقیقه گذشته است. می گوید: اصلاً چقدر عمرها کم برکت شده، من الان دو ساعت است که خدمت شما نشسته ام، خیال می کردم که ربع ساعت است. این به خاطر انس است. روح وقتی که انسان انس دارد، حضورش حفظ می شود، اصلاً خستگی ندارد، چرت ندارد. اگر خواب هم داشته باشد از سرش می پرد، حتی نشاط پیدا می کند.
اما وقتی باکسی باشید که با او انسی ندارید، خیال می کنید دو ساعت گذشته، نگاه به ساعت می کنید می بینید نه، پنج دقیقه بیشتر نگذشته. خسته کننده، فشاردهنده و سردرد آورنده است. به خاطر چیست؟ به خاطر این است که بین این فرد و آن رفیقش، رفاقت ها به هم خورده و کاری کرده که او از دستش رنجیده، مثلاً انسان با یکی از دشمنان خونی رفیقش دوستی کرده است. رفيقش میگوید: او چگونه دوست من است که با دشمن من دوستی می کند؟
[خدا و دنیا دو دشمن هم هستند] وقتی انسان با دنیا شش دانگ می شود، معنایش این است که رفاقت او با خدا به هم خورده [و به همین دلیل نماز برایش سنگین و مشقت آور میشود]
مجموعه آثار آیت الله حائری شیرازی، کتاب نماز، خلاصه ای از ص ۳۸.
چرا نماز بهترین عمل بنده «حیَّ عَلی خَیرِ العَمَل» و بهترین دستور خدا معرفی شده است؟
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «اَلصَّلاةُ خَيرُ مُوضوعٍ»؛ نماز بهترین دستور خداست.
(مستدرک الوسائل، ج۳، ص۴۲)
کسی که با خدای تعالی انسی پیدا کرده، زشت است که به او بگویند: اگر تو با خدا صحبت کردی به تو این مزد را می دهند. اینکه خدا با من صحبت کند یا من با خدا صحبت کنم به مزد و پاداش بفروشم ؟! این را بدهم چه چیزی از این بهتر می توانم به دست بیاورم؟
کسی که معنای نماز را فهمیده باشد، چیزی بالاتر از آن نمی شناسد؛ یعنی برای انسان چیزی بالاتر از ملاقات با خدا [که منبع لذّت، قدرت، ثروت، رحمت و... است] نیست تا انسان بگوید من این ملاقات را با خدا انجام میدهم تا آن را به من بدهند!
از این جهت در اذان می گوییم : «حيَّ عَلى خَيرِ العَمَل». پس خود نماز جنبه مزدی و اجری دارد و اگر کسی به حقیقت نماز معرفت داشته باشد، خود عالیترین پاداش است.
پس اگر تمام اعمال انسان در طول روز صحیح باشد نمازش صحیح خواهد بود و با چنین نمازی به حقیقت ملاقات با خدا میرسد؛ بنابراین انسان برای تمام اعمالش [اگر خوب و صحیح و برای رضای خدا انجام داده باشد] با نماز مزد می گیرد.
مجموعه آثار آیت الله حائری شیرازی، کتاب نماز، خلاصه ای از صفحه ۶۷.
امام صادق علیهالسلام به فرزندش فرمود:
«يَا بُنَيَّ إِنَّهُ لاَ يَنَالُ شَفَاعَتَنَا مَنِ اِسْتَخَفَّ بِالصَّلاَةِ»
بحار الانوار، ج۴۷، ص۷.
پسرم ، شفاعت ما به کسی که نماز را سبک شمارد، نمیرسد.
روش شیطان برای شکستن نماز، «استخفاف» یعنی سبک شمردن نماز است. استخفاف به وقت نماز، کاری است که معمولاً همه انجام می دهیم و آن را هم به گونه ای توجیه می کنیم؛ مثلاً بعضی مسئولان در برنامه ریزی برای گردهمایی ها خجالت می کشند که وقت نماز را در برنامه بگنجانند و فکر میکنند که این کار تظاهر و جانماز آب کشیدن است! دستاویز شیطان همین فکرها است. ما باید بدانیم که اگر وقت نماز به هر عذری از ما گرفته شد، تأثیر و سازندگی آن کمتر شده و چیزی را باخته و از دست داده ایم. شاید بتوان نماز اول وقت را به نان تازه از تنور درآمده تشبیه کرد که بدون قاتق هم می توان آن را خورد؛ اما هر چه بیشتر بماند تازگی آن کمتر شده و جاذبه اش را از دست می دهد.
مجموعه آثار آیت الله حائری شیرازی، کتاب نماز، ص ۱۰۵.
[ خداوند در آیه ۳ سوره بقره می فرماید مهمترین ویژگی اهل تقوا اقامه نماز است]. تقوا و ولایت در عرض هم نیستند که فرد با هر یک از آنها که بخواهد به هدف [ بهشت] واصل شود. کسی که تقوا داشته باشد، محبت اهل بیت عالی را پیدا می کند و کسی هم که اهل بیت را دوست می دارد، خودبه خود به دنبال تقوا خواهد رفت. اگر کسی گفت من «نادعلی» می خوانم و نادعلی پدر جدّ نماز است، باید گفت کسی که نماز نمی خواند و با نادعلی ادعای محبت اهل بیت می کند، محبّ صادق [ دوست واقعی] آنها نیست. چطور می شود که انسان علی را دوست داشته باشد، اما نماز را که علی دوستدار آن است، دوست نداشته باشد؟!
مجموعه آثار آیت الله حائری شیرازی، کتاب نماز، ص ۱۱۷.
لطفاً این روایت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله که فرمودند مؤمن در مسجد مانندِ ماهی در آب است «المُؤمِنُ فِی المَسجدِ کَالسَّمکِ فِی الْماء» را توضیح دهید؟
انسان موجودی دوبعدی است. مثل حیوانات که بعضی آبزی و بعضی خشکزی هستند. حیوان خشکزی مثل پلنگ، اگر در آب بیفتد، یا ماهی اگر در خشکی انداخته شوند، چون راه نجاتی ندارند، خفه می شوند؛ بنابراین، نه ماهی می تواند در خشکی زندگی کند و نه پلنگ می تواند در دریا زنده بماند. انسان هم موجودی دوجنبه ای است. قلبش با ذکر خدا آن چنان انس دارد که ماهی با دریا و نفْسش با دنیا آن چنان انس دارد که پلنگ با خشکی. همین دو خصوصیت باعث جنگ در درون انسان می شود؛ دل مانند ماهی به طرف خدا و ذکر معاد و معنویات می رود و نفْس مانند پلنگ میخواهد به طرف تملک و شهرت وتمتعات دنیوی. به ماهی درونی که با آب زنده است « فطرت» می گوییم که در مقابل آن غریزه است و می خواهد همیشه پایش در خشکی باشد. دل می خواهد که همیشه در آب و ذکر خدا باشد تا زنده بماند. پنج وقت نماز، به منزله آب برای ماهی دل است و مسجد منبع آن می باشد.
مجموعه آثار آیت الله حائری شیرازی، کتاب نماز، ص ۱۲۲.
آداب ورود به خانه پادشاه آسمان ها و زمین
روایت در کیفیت خروج از خانه و ورود به مسجد میگوید: خارج شواز خانه به سوی مسجد، مانند کسی که از خانه و زندگی و بچه و تعلقات دل کنده باشد و بنای برگشتن ندارد. امام صادق درباره ورود به مسجد می فرمایند: «وقتی به در مسجد رسیدی بدان که تو درگاه سلطان عظیمی را قصد کردهای» یعنی ورود به مسجد قدم گذاشتن بر بساط پادشاه آسمانها و زمین است و باید هیبت پادشاه به دل انسان وارد شود.
انسان ممکن است هر روز به مسجد رود؛ اما یکی از آن مسجد رفتنها آنگونه که ذکر شد نباشد و محتوای انسان سازی نداشته باشد. بحث در تعداد نیست، در شوق رفتن به مسجد و بیزاری از برگشتن به خانه است. یکی ممکن است یک بار به مسجد بیاید و مقداری به خدا نزدیک بشود؛ یکی هم ممکن است چند سال به مسجد برود، اما به اندازه همان یک بار هم به خدا نزدیک نشود.
رسول اکرم به علی علیه السلام فرمودند وقتی مردم به کثرت [زیادیِ] عمل مشغول هستند تو عمل خود را خالص کن!
مجموعه آثار آیت الله حائری شیرازی، کتاب نماز، ص ۱۲۳.
اقامه نماز اول وقت در پارک و سینما کار خوبی است. با چنین کاری وجدان بعضی که این منظره را می بینند، بیدار می شود. فطرتشان به آن ها می گوید: مگر ادعای خوب بودن نداری؟ ببین آنها چگونه با خدای خود راز و نیاز می کنند! خدا که فقط مال آنها نیست، مال همه است. از طرفی دیگر، شیطان وسوسه می کند که ریاکارها را ببین! آمده اند
اینجا نماز می خوانند جا قحط بود مسجد را گذاشته اند برای این کارها. [ اگر شما را به ریاکاری متهم کردن عقب نشینی نکنید و بدانید که این وسوسه شیطان است برای منزوی کردن اهل نماز]
همینطور در مسافرت و محافل دیگر [مثل مهمانی ها] نماز اول وقت باعث ترویج و رغبت به نماز میشود.
مجموعه آثار آیت الله حائری شیرازی، کتاب نماز، ص ۱۲۶.
برای اینکه مردم به نماز علاقه پیدا کنند، باید بزرگان را بینند که نماز می خوانند یا اذان می گویند؛ مثلاً کسی که در بازار از همه محترم تر است، شاگردش را به جای خود بگذارد و خودش اذان بگوید؛ در مدرسه ، مدیر اذان بگوید؛ در ادارات، مدیر کل و استاندار اذان بگوید.
ما در چیزهایی که خودمان را می شکنیم، اجر می بریم. وقتی پیشخدمت اذان بگوید، ترقی میکند؛ ولی وقتی مدیر کل اذان بگوید، دیگران تعجب میکنند و او کمی شکسته می شود؛ اما همین شکسته شدنها ما را می سازد و در آخرت و در بهشت دری می شود که انسان را از آن داخل می کنند. چه بهتر که انسان با اذان گفتن کوچک شود، چون این کوچک شمرده شدنها او را بزرگ می کند. مسلمان هر وقت دید که با عبادتی کوچک می شود، آن را به دیگری ندهد؛ بلکه خودش انجام دهد؛ چون او را بزرگ میکند و تکبر را از وجود او بیرون می نماید. هرچه عبادت سخت تر باشد، بیشتر انسان را بزرگ می کند و می سازد.
مجموعه آثار آیت الله حائری شیرازی، کتاب نماز، ص ۱۲۷.