برهان صدیقیین در آیه۳ سوره حدید
برهان صدیقیین در آیه۳ سوره حدید
پرسش :در آیه ۳ سوره حدید چگونه از طریق برهان صدیقین وجود خدا اثبات می شود؟
پاسخ اجمالی :
قرآن در سوره حدید، و در بیان اوصاف الهى مى فرماید: «اوست اول و آخر و پیدا و پنهان؛ و به هر چیز دانا است». اوصافی که ترسیم نامتناهى بودن خدا است. او «اول» است، یعنى ازلى است، و بدون آغاز. او «آخر» است یعنى ابدى است، و بى انتها. هم چنین «ظاهر» است، بى آن که پنهان باشد، و «باطن» است، یعنى کنه ذاتش پیدا نیست. هم چنین پیامبر(ص) می فرماید: «خداوندا! تو سرآغاز هستى و قبل از تو هیچ نبود، و تو آخر هستى و چیزى بعد از تو نیست، تو ظاهرى و برتر از تو چیزى نیست، و تو باطنى و فراتر از تو چیزى نیست».
پاسخ :
قرآن در آیات آغازین سوره حدید، که از آیاتى است که بیانگر اوصاف الهى در شکلى بسیار عمیق و گسترده است؛ مى فرماید: (اوست اوّل و آخر و پیدا و پنهان؛ و او به هر چیز دانا است)؛ «هُوَ الاَْوَّلُ وَالاْخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَىْء عَلِیمٌ».
این اوصاف پنجگانه که در این آیه جمع شده؛ ترسیم روشنى از نامتناهى بودن ذات پاک خدا است.
او «اوّل» است، یعنى ازلى است، بى آن که آغازى داشته باشد. او «آخر» است یعنى ابدى است، بى آن که انتهایى داشته باشد.
او «ظاهر» و آشکار است، بى آن که بر کسى پنهان باشد.
او «باطن» است، یعنى کنه ذاتش بر هیچ کس پیدا نیست - چرا که درک حقیقت بى نهایت براى موجودات محدود مثل انسان ممکن نیست - بى آن که از بندگان اش محجوب و پوشیده باشد.
به همین دلیل او نسبت به هر چیز عالم است؛ چرا که از آغاز بوده و تا پایان باقى است و در همه جا، در ظاهر و باطن جهان، حضور دارد.
در تفسیر اوصاف چهارگانه «اوّل» و «آخر» و «ظاهر» و «باطن»، مفسّران تفسیرهاى متعدّدى ذکر کرده اند که منافاتى با هم ندارند و همه را مى توان در مفهوم آیه جمع کرد.
گاه گفته اند: او سرآغاز است قبل از وجود هرچیزى، و سرانجام است بعد از هلاک هر چیزى، دلایل وجودش ظاهر، و باطن ذات اش غیر قابل درک است.
گاه گفته اند: او آغازگر است در نیکى، چون ما را هدایت کرد، و آخر است در عفو و بخشش، چون توبه را پذیرفت، و ظاهر است در احسان و توفیق به هنگام اطاعت، و باطن است در پوشاندن عیوب بندگان به هنگام معصیت: «اَلأَوَّلُ بِبِرِّهِ اِذْ هَداکَ وَ الاْخِرُ بِعَفْوِهِ اِذْ قَبِلَ تَوْبَتَکَ وَ الظّاهِرُ بِاِحْسانِهِ وَ تَوْفِیقِهِ اِذا اَطَعْتَهُ وَ الْباطِنُ بِسَتْرِهِ اِذا عَصَیْتَهُ».(۱)
در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده است که به هنگام دعا عرضه مى دارد: «اَللّهُمَّ اَنْتَ الأَوَّلُ فَلَیْسَ قَبْلَکَ شَىءٌ وَ أَنْتَ الاْخِرُ فَلَیْسَ بَعْدَکَ شَىءٌ وَ اَنْتَ الظّاهِرُ فَلَیْسَ فَوْقَکَ شَىءٌ وَ اَنْتَ الباطِنُ فَلَیْسَ دُونَکَ شَىءٌ»؛ (خداوندا! تو سرآغاز هستى و قبل از تو هیچ نبود، و تو آخر هستى و چیزى بعد از تو نیست، تو ظاهرى و برتر از تو چیزى نیست، و تو باطنى و فراتر از تو چیزى وجود ندارد).(۲)
اوّل او، اوّل بى ابتدا *** آخر او، آخر بى انتها
بود و نبود آنچه بلند است و پست *** باشد و این نیز نباشد که هست
به هر حال آیه فوق در عین این که برخلاف پندار صوفیان، جدایى خدا را از مخلوق، و مخلوق را از خالق، ثابت مى کند؛ بیانگر این حقیقت است که ذات پاک او هستى بى انتها و مطلق است، یعنى هستى غیرآمیخته با عدم، و اگر ما درست به حقیقت هستى بیندیشیم و آن را از آلودگى به عدم، پاک سازیم، به ذات پاک او مى رسیم؛ و این همان جان و عصاره برهان صدّیقین است.
بدیهى است اگر موجودى محدود باشد یا باید در آغاز قرار گیرد یا در پایان، یا در ظاهر اشیاء باشد یا در باطن، و این که خداوند هم آغاز است و هم انجام، و هم ظاهر است و هم باطن، به خاطر این است که وجودش بى نهایت و هستى اش نامتناهى است.(۳)
پی نوشت :
(۱). تفسیر مجمع البیان، تفسیر المیزان، تفسیر فخررازى، تفسیرروح البیان.
(۲). تفسیر قرطبى، جلد ۹، صفحه ۶۴۰۶.
(۳). گرد آوری از کتاب: پیام قرآن، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ ه. ش ،ج۳ ،ص ۸۲.