در فضای آلوده دنیا

استغفار سیرۀ مستمرۀ پیغمبر خدا و ائمه علیهم السلام است. امام کاظم علیه السلام فرمودند:

إنی أستغفر الله فی کل یوم خمسة آلاف مرة؛ [۲] من، در هر روز، پنجاه هزار مرتبه از خدا، طلب آمرزش می‌کنم.

معانی بلندی برای استغفار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و اهل بیت علیهم السلام وجود دارد که به پاره ای از آنها اشاره ای کردیم. استغفار آنها به خاطر غباری بوده که بر قلب

می نشسته است. غباری که فضای عالم دنیا را آلوده می‌سازد.

جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی

غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

از آن عوالم بالا به عالم پایین آمده ایم. غبارهایی در این عالم پیدا شده است. از این غبارها توبه و استغفار می‌کنیم.

عالم دنیا و عالم ماده دورترین عوالم است. به فرمایش امیر المؤمنین علیه السلام تنها عالمی که در آن معصیت و گناه می‌شود عالم دنیاست. فرمودند:

من هوان الدنیا علی الله أنه لا یعصی إلا فیها ولا ینال ما عنده إلا بترکها؛ [۱] از خواری و بی مقداری دنیا در نزد خداست که او، جز در دنیا نافرمانی نمیشود و جز با ترک آن، به آنچه نزد خداست، (از بهشت و نعمتهای ابدی) نمی توان رسید.

خیلی عجیب است. در عالم برزخ و عالم ملکوت، گناه و معصیت معنا ندارد. قتل و جنایت و فساد همه مربوط به عالم دنیا و ماده است. اصلا کلمه دنیا یعنی پست. حضرت امیر علیه السلام می‌فرمایند:

سمیت الدنیا دنیا لأنها أدنی من کل شیء؛ [۲] دنیا را دنیا نامیده اند، چون فرومایه تر از هر چیزی است.

فرمودند: کسی به خدا نمی رسد، جز این که به دنیا پشت کند. محال است کسی به برکات و رحمت و قرب خداوند دست یابد، مگر این که پشت به دنیا کند. از این رو خداوند بر همه انبیا و اولیای خود شرط کرده است که زهد در دنیا داشته باشند.

شاید یک بخش استغفار این است که در این عالم طبیعت و ماده که در قفس تن و بدن و مادیات هستیم. اهل بیت علیهم السلام چون خدا را می‌بینند، در این عالم هر کاری می‌کنند، از خوردن و خوابیدن، پا دراز کردن و آن را دون شأن خدا می‌دانند. چون خود را در محضر او می‌بینند، پیوسته استغفار می‌کنند و در محضر خدا اظهار شرمندگی می‌کنند. وقتی بزرگی او و کوچکی خود را ببینیم اگر یک ذره فکرمان به طرف دیگر متمایل بشود، احساس شرم می‌کنیم.

----------

[۲]: الزهد للحسین بن سعید، ص ۷۴، ح ۱۹۹؛ بحار الأنوار، ج ۹۳، ص ۲۸۲، ح ۲۶.

[۱]: نهج البلاغه، حکمت ۳۸۵؛ غرر الحکم، ح ۳۶۶۲؛ بحار الأنوار، ج ۷۳، ص ۱۳۲، ح ۱۳۶.

[۲]: علل الشرائع، ص ۲، ح ۱؛ بحار الأنوار، ج ۵۷، ص ۳۵۵، ح ۱.

[استغفار راه رهایی از تنگناها - صفحه ۳۸]