خرما فروشی محمد بن مسلم

محمد بن مسلم از بهترین یاران امام باقر و امام صادق علیه السلام بود. بزرگ قبیله و متشخّص و اهل فقه بود. از طرف امامها عده ّای را اداره می‌کرد. راوی بسیاری از احادیث است. چهار نفر هستند که از اوتاد زمین هستند. یکی از آنها محمّد بن مسلم است..

یک موقعی خدمت امام صادق علیه السلام آمد. حضرت حس کردند یک مقداری ممکن است پایبند به این عنوان شده باشد. حضرت با اشاره به او فرمودند: تواضع کن. او وقتی به کوفه برگشت. رفت یک دکهای یا مغازهای اجاره کرد. شروع به خرمافروشی کرد.

فامیل‌ها آمدند به او گفتند: این چه کاری است؟ گفت: امام به من فرمودند: تواضع کن. حس کردند که در خطر غرور باشم. چه اشکالی دارد؟ می‌آیم خرمافروشی می‌کنم. کنار کارهایم یک کسب خوبی هم دارم، برای این که از آفت غرور دور شوم. خود را فوراً شکست. یک کاری که از نظر اجتماعی به شخصیت او نمی خورد، انجام داد.

خود را بشکنیم یعنی کارهایی که پیش خدا و خوبها شریف است، ولی عنوانی ندارد، انجام دهیم. شخصیت‌های بزرگی را دیدم که می‌آیند و جاروکش حرم امام رضا علیه السلام می‌شوند. خیلی از کسانی که در کفشداری‌ها هستند، می‌بینید متخصص است، مدیر کل است، امّا می‌آید کفش زوار را می‌گیرد، یا جارو می‌کشد. حتّی بعضی می‌روند دستشویی‌ها را تمیز می‌کنند. این‌ها مبارزه با منیت‌ها و خودیّت هاست.

فامیل‌ها آمدند به محمد بن مسلم گفتند و التماس کردند که ما خجالت می‌کشیم. آنها نمی توانستند عنوان‌های خود را بشکنند. ایشان را وادار کردند یک آسیابی را بخرد و آسیابانی کند.

افرادی هستند که اگر بیایند چوپانی کنند، دامداری کنند، کشاورزی کنند، به آنها می‌خندند. یعنی این را عنوان سبک حساب می‌کنند. در صورتی که شغل انبیاست. از این که کاری پیش خدا با شرافت است، ولی از نظر اجتماعی ممکن است عنوان و اسم و رسم نداشته باشد، برای ما عار نباشد.

[یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی - صفحه ۴۲۲]