گلچین تفسیر سوره ناس (114) از تفسیر نور استاد قرائتی
گلچین تفسیر سوره ناس (114) از تفسیر نور استاد قرائتی
ﭑ ﭒ ﭓ
ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ
ﮐ ﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ
به نام خداوند بخشنده مهربان
( اى پيامبر! ) بگو: پناه مىبرم به پروردگارِ آدميان * پادشاهِ آدميان * معبودِ آدميان * از شرّ وسوسه شيطان *
آن كه انديشه بد در دل مردمان اَفكند * از جنسِ جنّ باشد يا انسان *
نكتهها و پيامها:
1 ـ در قرآن، بيش از 300 مرتبه كلمه « قُلْ » آمده كه بسيارى از آنها در پاسخِ به {سؤالات یا اعمالِ} مخالفان يا موافقانِ اسلام مىباشد.
2 ـ كلمه « وسواس » به معناى موجودِ وسوسهگر و معناى افكار ناروا مىآيد ، و در اينجا به معناى وسوسهگر است.
3 ـ گفتنِ كلمه « أَعُوذُ » براى نجات از خطرات كافى نيست . خانه را در مسير سيل ساختن و نوشتن « أعُوذُ بِاللّهِ مِنَ السِّيل » بر سر در خانه به مَنزله مسخره است. كسى كه مىگويد: « أَعُوذُ بِاللَّه »، بايد در عمل نيز از عواملِ خطرساز دورى كند.
4 ـ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: شيطان بر دل انسان آرميده است، هرگاه ياد خدا كند پنهان مىشود و هرگاه غافل شود او را وسوسه مىكند. « فإذا ذَكَرَ العَبدُ اللهَ خنس ... وَ إذا غَفَلَ وَسوَس » « بحارالانوار، ج 67، ص 49 »
5 ـ « خَنّاس » از « خنوس » به معناى پنهان شدن و عقب نشينى است. شيطان هم خودش مخفى است و هم كارش، اگر وسوسه او عَلنى باشد بر مردم مسلط نمىشود، ولى با تظاهر در لباسِ زيبا موفق مىشود.
6 ـ حضرت على عليه السلام مىفرمايد: شيطان با ظاهر نمايى حق و باطل را به هم در مىآميزد و بدين شكل بر طرفداران خود غالب مىشود. « فَهُنالِكَ يَستَولَى الشَّيطانُ عَلى اَولِيائِهِ » « نهج البلاغه، خطبه 50 »
7 ـ حالا كه شيطان، خَنّاس است ( یعنی آنقدر مىرود و مىآيد تا موفق شود ) ما هم بايد مُدام ياد خدا كنيم.
8 ـ در روايات است كه شيطان از قبول توبه انسان از سوى خداوند ناراحت شد. ياران خود را جمع و از آنان اِستمداد كرد. هر كدام مطلبى گفتند. يكى از آنها گفت: من او را وسوسه مىكنم و توبه را از يادش مىبرم. ابليس اين طرحِ فراموشى توبه را پسنديد. « تفسير نورالثقلين »
9 ـ وسوسه شيطان نسبت به اولياى خدا در حدّ اِلقا و پرتاب وسوسه است: « فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ » « طه، 120 » و « أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ » « حج، 52 » امّا نسبت به عموم مردم، ورود و نفوذ وسوسه در جان آنهاست. « يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ » البته نه به شكل سُلطه بر دل، به گونهاى كه راه فراری از آن نباشد. زيرا در آیه 201 سوره اعراف آمده است: هنگامى كه شيطانها به سراغِ افراد با تقوا مىروند تا از طريقِ تماس، آنان را وسوسه كنند، آنان متوجه شده و اجازه نفوذ نمىدهند.« إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ »
10 ـ خداوند به نيازهاى انسان و خطراتى كه او را تهديد مىكند آگاه است، ولى شيوه تربيتِ الهى آن است كه انسان فقر و احتياج و پناهندگى خود را به زبان آورد و تا روحيه تواضع و تسليم در او شكوفا شود. « قُلْ أَعُوذُ... »
11 ـ به گفته پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خاطرات و وسوسههايى كه بىاختيار بر انسان عارض مىشود، مادامى كه از طرف انسان عملى صورت نگيرد، چيزى بر او نيست. « وُضِِعَ عَن اُمَّتى ما حَدَّثَت بِهِ نَفسَها ما لَم يَعمَل بِهِ اَو يَتَكَلَّمَ » « بحارالانوار، ج 17، ص 54 »
12ـ خطرات به قدرى شديد است كه خدا به پيامبرش دستور پناه بردن مىدهد. « قُلْ أَعُوذُ » وقتى پيامبر، به خدا پناه مىبرد، وظيفه ما روشن است.
13 ـ انسان بىايمان، به قدرت و جمعيّت و قوميّت و ثروت خود پناه مىبرد، ولى مردان خدا به پروردگار و پادشاه و معبود هستى پناهنده مىشوند. « بِرَبِّ النَّاسِ * مَلِكِ النَّاسِ * إِلهِ النَّاسِ »
« ﰅ ﮅ ﮆ ﮇ»
خاتمه
* حضرت على عليه السلام همواره هنگام پايان دادن و ختم قرآن اين گونه دعا مىكردند:
أللّهُمَّ اشرَح بِالقُرآنِ صَدرى وَ استَعمِل بِالقُرآنِ بَدَنى وَ نَوِّر بِالقُرآنِ بَصائِرى وَ اَطلِق بِالقُرآنِ
لِسانى وَ اَعِنّى عَلَيهِ ما اَبقَيتَنى فَاِنَّهُ لا حَولَ وَ لا قُوّة اِلّا بِكَ
« بحارالانوار 89 ص 209 »