گلچین تفسیر سوره توحید (112) از تفسیر نور استاد قرائتی

* برخى از اهلِ كتاب و مشركان، از پيامبر خواستند كه خدايت را براى ما مُعرفى كن؛ اين سوره كه به مَنزله ی شناسنامه خداوند است، نازل شد و خداوند را از داشتن پدر و مادر يا فرزند و همسر و يا شبيه و شريك، پاك و مُنزَّه دانست.

* اين سوره چون شامل خالص‏ترين عقايد توحيدى است، سوره توحيد و اخلاص نام گرفته است.

* در فضيلت اين سوره، روايات بسيارى وارد شده است كه به برخى از آنها اشاره مى‏شود:

1 . در هر شبانه روز، لااقل يك بار اين سوره را در نمازهاى خود بخوانيد و پس از آن بگوييد: « كَذلِكَ اللهُ رَبّى : پروردگار من چنين است »

2 . اين سوره در اهميّت، به مَنزله يك سوّم قرآن است. يك بار تلاوت آن، برابر تلاوت يك سوّم قرآن و دوبار تلاوت آن، معادل دو سوّم و سه بار تلاوت آن برابر تلاوت كُلّ قرآن است.

3 . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: سوره توحيد مثل على بن ابى‏طالب است كه هر كس او را قلباً دوست دارد يك سوم ايمان را داراست و هر كس با قلب و زبان دوست بدارد دو سوم ايمان را دارد و هر كس با قلب و زبان و عمل ، همراه او باشد ايمانش كامل است.

4 . تلاوت اين سوره به عنوان يكى از تعقيبات نماز به شمار آمده و هركس تلاوت آن را بعد از هر نماز ترك نكند، خداوند خير دنيا و آخرت را به او مى‏دهد و او و والدين و فرزندانش را مى‏آمرزد.

5 . امام سجاد عليه السلام فرمود: چون خداوند مى‏دانست كه در دوره آخر الزمان گروهى دقيق و عميق خواهند آمد، سوره توحيد و شش آيه اوّل سوره حديد را نازل فرمود. « مجموع این پنج روایت در تفسير نور الثقلين، ج 5، ص 699- 715 آمده است »

6 . تلاوت اين سوره به شش سمت، سبب حفظ شدن انسان از خطرات و حوادث مى‏گردد. « مصباح كَفعَمى، ص 246 »

ﭑ ﭒ ﭓ

ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭕ ﭖ ﭗ ﭘ

به نام خداوند بخشنده مهربان‏

بگو: او خداوند يگانه است * خداوندى كه مقصود همگان است *

نكته‏ها و پيام‏ها:

1 ـ كلمه‏ « اللَّه » از « وَلَه » به معناى تَحيّر است، يعنى آفريده‏ها در شناخت ذات او مُتحيّر و از درك حقيقت او ناتوان هستند . چنان كه امير مؤمنان على عليه السلام مى‏فرمايد: معناى اللّه آن است كه او معبودى است كه آفريده‏ها در او حيرانند، زيرا از ديدگان مستور و از دسترس عقل ها، محجوب است. « بحارالانوار، ج 3، ص 222 »

2 ـ تفاوت كلمه « واحد » با کلمه « أَحَد » : « واحد » در جايى به‏كار مى‏رود كه دوّمی و سوّمی براى آن فرض شود، بر خلاف « أَحَد » كه در مورد يكتا و يگانه استعمال مى‏شود. چنانكه اگر گفتى: يك نفر حريف او نيست، يعنى چند نفر حريف او مى‏شوند، اما اگر گفتى: اَحدى حريف او نيست، يعنى هيچ حريفى ندارد.

3 ـ اولين سخن تبلیغیِ پيامبر صلى الله عليه و آله كلمه توحيد بود: « قُولُوا لا اِلهَ اِلا الله تُفلِحُوا » و کلمه « لا اِلهَ اِلا الله » ذكرى است كه در گفتنش حتّى لب تكان نمى‏خورد ولى عملش تا اطاعت از امامانِ معصوم و جانشينان آنان ادامه دارد؛ زيرا شرط توحيد طبق فرمايش امام رضا عليه السلام ايمان به امام و اطاعت از اوست.

4 ـ در سفرى كه امام رضا عليه السلام با اجبار مأمون وادار به هجرت از مدينه به مرو شد، در مسير راه وقتى به نيشابور رسيد، مردم دور آن حضرت جمع شدند و از او هديه و رهنمود خواستند. امام رضا عليه السلام فرمود: پدرم از پدرش و او از اجدادش و آنان از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كردند كه خداوند فرموده است: « كَلِمَةُ لا اِله اِلا الله حِصنى فَمَن دَخَلَ حِصنى أمِنَ مِن عَذابى : توحيد، قلعه من است و هر كس داخل اين قلعه شود از قهر من در امان است » آنگاه امام رضا عليه السلام فرمود: البتّه توحيد شروطى دارد و من (كه امام حاضر هستم) شرط آن هستم، يعنى توحيدِ بى‏ولايت پذيرفته نيست. در زمان غيبتِ امام معصوم نيز، بنا بر فرمانِ خودشان بايد به سراغِ فقهاى عادلى كه از هوى و هوس دورند، برويم.

5 ـ حضرت على عليه السلام در نامه‏اى به فرزندش امام حسن عليه السلام مى‏نويسد: « لَو كانَ لِرَبّكَ شَريكٌ لَأتَتكَ رُسُلَهُ » اگر پروردگارت شريكى داشت، او نيز پيامبرانى مى‏فرستاد تا مردم او را بندگى‏ كنند. « نهج البلاغه، نامه 31 »

6 ـ در معرکه جنگِ جمل، يك عرب صحرانشين درباره معناى توحيد از حضرت على عليه السلام سؤال كرد. ديگر رزمندگان از سؤال نابجاى او ناراحت شدند ، امّا آن حضرت فرمود: جنگ ما براى توحيد است و آنگاه معناى صحيح توحيد را براى او بيان فرمود.« تفسير نورالثقلين »

7 ـ خداوند علم و قدرت دارد ولى اين صفات براى او پيدا نشده، بلكه همراه ذات او بوده است، چنانكه صفتِ مخلوق بودن و فقير بودن هيچ گاه از ما جدا نبوده و جدا نخواهد شد.

8 ـ خداوند مثل ما نيست كه صفاتش از ذاتش جدا باشد، بلكه همراه ذات اوست. بر خلاف ما که صفاتِ ما همراه ذاتِ ما نیست. ما علم و قدرت داريم ولى در كودكى نداشتيم و در پيرى نيز از دست مى‏دهيم.

9 ـ « صَمَد » به معناى قصد كردن است. همه موجودات در امورشان خداوند را قصد مى‏كنند و او مقصود همگان است. {چون محتاج او هستند} امام جواد عليه السلام در معناى « صَمَد » فرمود: سيِّدٌ مَصمُودٌ اِلَيه: او بزرگى است كه موجودات به او رجوع مى‏كنند و محتاج اويند.

10 ـ كلمه صَمَد مُطلَق است و شامل تمام احتياجات مادى و معنوى مخلوقات مى‏شود. {یعنی مخلوقات در هیچ کاری بی نیاز از خداوند نیستند}

ﭙ ﭚ ﭛ ﭜ ﭝ ﭞ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ ﭣ

فرزند نياورده و فرزند كسى نيست * و هيچ همتايى براى او نباشد *

نكته‏ها و پيام‏ها:

1 ـ رابطه خداوند با موجودات، رابطه آفرينش است نه زايش. او موجودات را مى‏آفريند، يعنى از نيستى به هستى مى‏آورد، نه آنكه خود بزايد. زيرا نوزاد از جنس والدين و در واقع جزئى از آنهاست، در حالى كه هيچ چيز از جنس خداوند و يا جزئى از او نيست.

2 ـ چون مسيحيان عيسى را فرزند خدا و يهودیان عُزير را فرزند خدا مى‏دانستند و بیشتر مشركان جاهلى فرشتگان را دختران خدا مى‏پنداشتند، و برای او فرزند قائل بودند لذا « لَمْ يَلِدْ » كه به معناى نداشتن فرزند است، مقدّم بر « لَمْ يُولَدْ » آمده است. « تفسير نوين »

3 ـ مولود، معلول است و معلول نمى‏تواند خدا باشد. « وَ لَمْ يُولَدْ » ( چگونه مسيحيان عيسى را مُولود مريم، ولى باز هم او را خدا مى‏دانند؟ )

4 ـ « كُفو » به معناى شبيه و نظير و مانند است. « نهاية ابن اثير » چنانكه در بحث ازدواج، توصيه شده همسرى انتخاب كنيد كه « كُفو » شما باشد. يعنى در دين و اخلاق شبيه شما باشد.

5 ـ آيه قبل، فرزند بودن و فرزند داشتن را از خدا نفى كرد، اين آيه وجود هرگونه همسر را از او نفى مى‏كند. چنانكه در آيه‏اى ديگر مى‏فرمايد: « مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً » او نه همسرى انتخاب كرده و نه فرزندى دارد. « جنّ، 3 »

« ﮅ ﮆ ﮇ»