گلچین تفسیر سوره قارعه (101) از تفسیر نور استاد قرائتی

ﭑ ﭒ ﭓ

ﭜﭝﭞ ﭟﭠﭡ ﭢﭣ ﭤ ﭥﭦ ﭧ ﭨﭩ ﭪﭫ

ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ

ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ

ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﮊ

به نام خداوند بخشنده مهربان‏

حادثه كوبنده * آن حادثه كوبنده چيست؟ * و تو چه دانى آن حادثه كوبنده چيست؟ * روزى كه مردم مانند پروانه‏ها پراكنده

باشند * و كوهها مانند پشمِ رنگارنگِ زده شده * پس هر كس كفّه‏هاى (عمل خير در) ترازويش سنگين باشد *

پس او در زندگى رضايت بخشى است * ولى هر كس كفّه‏هاى (كار خير در) ترازويش سبك

باشد * پس در آغوش آتش است * و تو چه دانى آن چيست؟ * آتشى سوزان *

نكته‏ها و پيام‏ها:

1 ـ يكى از نام‏ هاى قيامت « قارعة » به معناى كوبيدن چيزى بر چيزى است، و قیامت با صيحه‏ى كوبنده آغاز مى‏شود و عذاب آن نیز كوبنده است.

2 ـ در روايات مى‏خوانيم: امامان عليهم السلام ، ميزان و معيار سنجش‏ اعمال انسان‏ها در قيامت هستند. « بحارالانوار، ج 7 ص252 »

3 ـ « مَوازين » جمع « ميزان » به معناى وسيله سنجش است . روشن است كه اعمال انسان، امرى مادى و داراى جِرم نيست كه با ترازوهاى معمولى سنجيده شود و شايد دليل آنكه كلمه « مَوازين » به صورت جمع آمده، اين باشد كه كارهاى گوناگون انسان با ابزارهاى گوناگون سنجيده مى‏شود و هر دسته از اعمال انسان، معيار سنجش مخصوص به خود دارد.

4 ـ سبك و سنگينى مخصوصِ مادّيات نيست. لذا به سخنان بى‏محتوى مى‏گويند: سخن سبك. شايد مُراد از « ثَقُلَتْ و خَفَّتْ » ارزشِ عمل باشد و شايد مراد، کمی و زیادیِ آن باشد.

5 ـ امام على عليه السلام فرمودند: مراد از سبكى و سنگينى عمل، کمی و زیادیِ عمل است. « قِلَّةُ الحِسابِ وَ كِثرَتِهِ » « احتجاج طبرسی، ج 1، ص 363 به نقلِ تفسیر راهنما »

6 ـ مادر براى همه فرزندان، مأوى و پناهگاه است، امّا در آنجا مادر و پناهگاه گروهى از انسان‏ها دوزخ است.

7 ـ « هاوِيَة » به معناى سقوط است و دوزخ، محلّ سقوط گروهى است. « حامِيَة » به معناى شدّت حرارت است.

8 ـ كوه‏هاى رنگارنگ در اثر قطعه قطعه شدن و خورد و خاك شدن، مثل پشمِ زده، رنگارنگ مى‏شوند.« كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوش » . « منفوش » به معناى باز كردن و كشيدنِ پشم تا آنجا كه اجزاى آن از هم جدا شود، می باشد. « تفسير راهنما »

9 ـ قيامت فراتر از فكر بشر است. حتّى پيامبر بدون بيان الهى از آن خبر ندارد. « وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ »

10 ـ زندگىِ سراسر شاد، مخصوصِ آخرت است. زيرا در دنيا در كنار كاميابى‏ها، دغدغه بيمارى، سِرقت، حِسادت، از دست دادن و گُذرا بودن هست. « عِيشَةٍ راضِيَةٍ »

« ﮅ ﮆ ﮇ»