گلچین تفسیر سوره عادیات (100) از تفسیر نور استاد قرائتی
گلچین تفسیر سوره عادیات (100) از تفسیر نور استاد قرائتی
ﭑ ﭒ ﭓ
ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﮣ ﮤ ﮥ
به نام خداوند بخشنده مهربان
سوگند به اسبان دونده كه ( در ميدان جهاد ) نفسشان به شماره افتاد * و ( به هنگام تاختن، از برخورد نعل اسبان با
سنگهاى بيابان ) به شدّت برق افروزند * و صبحگاهان بر دشمن هجوم برند * و گَرد و غبار
برانگيزند * و در ميان مَعركه و جمع دشمنان در آمدهاند *
نكتهها و پيامها:
1 ـ « عَدو » به معناى تجاوز است. چون دويدن، تجاوز از حدّ حركت عادى است، به آن « عدو » گفته مىشود. « ضَبح » به معناى صداى نفسِ اسب است.
3 ـ « قَدح » به معناى خروج آتش از سنگ چخماق، « المُغيرات » از « اغارة » به معناى تاختن سريع. « صُبْحاً » كنايه از غافلگير كردن دشمن و پنهان كردن زمان هجوم است.
4 ـ « أثَرنَ » از « اثارة » به معناى منتشر ساختن، « نَقع » به معناى غبار است.
5 ـ هنگام غفلت دشمن براى حمله استفاده كنيد.{مانند بیشتر عملیات های دفاع مقدس که نیمه های شب شروع می شد} « فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً »
6 ـ دشمن را چنان غافلگير كنيد كه ناگاه در وسط آنان باشيد تا فرصت مقابله با شما را نداشته باشند. « فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً »
ﮦ ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﮮ ﮯ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯗ ﯘ ﯙ
ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭕ ﭖ ﭗ ﭘ ﭙ ﭚ ﭛ
همانا انسان نسبت به پروردگارش بسيار ناسپاس است * و بىشك بر اين (ناسپاسى) گواه است * و همانا او
علاقه شديدى به مال دارد * آيا انسان نمىداند كه وقتى آنچه در گورهاست برانگيخته شود *
و آنچه در سينههاست فاش شود * همانا خداوند در آن روز به كارشان آگاه است *
نكتهها و پيامها:
1 ـ « كَنود » به معناى كَفور است. در كلمه « بُعْثِرَ » معناى بَعث و اِثاره نهفته است يعنى بيرون كشيدن و زيرو رو كردن .
2 ـ « حُصِّلَ » به معناى استخراج مغز از پوسته و جدا شدن خصلتهاى نيك و بد در آن روز از يكديگر است.
3 ـ قرآن از مالِ دنيا به « خَير » تعبير كرده است: « لِحُبِّ الْخَيْرِ » تا بفهماند مال بايد از راه خير بدست آيد و در راه خير با نيّت خير و با شيوه خير مصرف گردد.
{در آیه 215 بقره نیز از مال به « خَير » تعبير شده است: يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ }
4 ـ معاد جسمانى است زيرا سخن از قبر است. « بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُور » قرآن در آيهاى ديگر مىفرمايد: « يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُور » « حج، 7 »
5 ـ روز قيامت اسرارِ درونى كشف و حسابرسى خواهد شد. « حُصِّلَ ما فِي الصُّدُور »
6 ـ قرآن در برخى آيات انسان را سرزنش کرده و او را « يــَؤُساً » نااميد « اسراء، 83 » ، « كَفُـوراً » ناسپاس « اسراء، 67 » ، « هَلُوعاً » حريص «معارج، 19 » ، « جَـزُوعاً » بى صبر « معارج، 20 » ، « مَنـُوعاً » بخيل « معارج، 21 » و « ظَلـُوماً جَهُـولًا » ستمگر و نادان « احزاب، 72 » خوانده است.
ولى از سوى ديگر مىفرمايد: « كَرَّمْنا » گرامى داشتيم « اسراء، 70 » ، « فَضَّلْنا » برترى داديم « اسراء، 70 » ، « نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » روح الهى در او دميديم « حِجر، 29 » و « أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » بهترين قِوام را به او داديم « تين، 4 »
اين دوگانگى به خاطر آن است كه در انسان دو نوع عامل حركت وجود دارد: يكى عقل و يكى غريزه. اگر در مسير بندگى خدا و تربيت اولياى خدا قرار گيرد، به گونهاى است و اگر در مسير هوسها و طاغوتها قرار گيرد، به گونه ديگر.
« ﰅ ﮅ ﮆ ﮇ»