گلچین تفسیر سوره قدر (097) از تفسیر نور استاد قرائتی
گلچین تفسیر سوره قدر (097) از تفسیر نور استاد قرائتی
* روايات متعدّدى در فضيلت تلاوت اين سوره بعد از سوره حمد در نماز وارد شده است و به كسى كه آن را در نماز واجب بخواند خطاب مىشود: « غَفَرَ اللهُ لَكَ ما مَضى فَاستَأنِفِ العَمَلَ » خداوند گذشته تو را بخشيد، از نو آغاز كن. « وسائل الشيعه، ج 6، ص 79 »
* امام رضا عليه السلام فرمود: كسى كه در زيارت قبور مؤمنين، سوره قدر را هفت مرتبه بخواند، خداوند آن مردگان و تلاوت کننده اين سوره را مىآمرزد. « تفسير نورالثقلين »
ﭑ ﭒ ﭓ ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭕ ﭖ
به نام خداوند بخشنده مهربان * همانا ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم *
نكتهها و پيامها:
1 ـ خداوند، امور عالم را با واسطه فرشتگان به انجام مىرساند. لذا در بسيارى از آيات ، فعلها و ضميرهاى مربوط به خداوند به صورت جمع آمده است. « إِنَّا أَنْزَلْناهُ »
2 ـ قرآن دو بار نازل شده است. يكبار به صورت يكپارچه در شب قدر كه اين سوره به آن اشاره دارد و بار ديگر به صورت تدريجى در مدت بيست و سه سال دوره رسالت پيامبر. تعبيرات قرآن نيز دو گونه است. برخى با واژه « اَنزَلنا » از ريشه اِنزال به معناى نزولِ دفعى آمده و برخى ديگر با واژه « نَزَّلنا » از ريشه تَنزيل به معناى نزول تدريجى آمده است. « تفسير الميزان »
3 ـ از اِنضمام آيه « إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ » با آيه « شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ » « بقره، 185 » معلوم مىشود كه شب قدر در ماه رمضان است، امّا اينكه كدام يك از شبهاى ماه رمضان است، در قرآن چيزى بر آن دلالت ندارد.
4 ـ در روايات شب قدر به صورت مُردَّد ميان يكى از سه شب آمده است. چنانكه از امام صادق عليه السلام در مورد شب قدر پرسيدند: آن حضرت فرمود: در شب نوزدهم یا بیست و یکم یا بیست وسوّم رمضان جستجويَش كن. « وسائل الشيعه، ج 10، ص 360 » البته معروف ميان اهل سنّت آن است كه شب 27 رمضان، شب قدر است.
5 ـ ظرف و مَظروف بايد متناسب باشند. بهترينِ كتاب در بهترينِ شب بر بهترينِ انسانها نازل مىشود. « ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭕ »
ﭗ ﭘ ﭙ ﭚ ﭛ ﭜ ﭝ ﭞ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ ﭣ
و تو چه دانى كه شب قدر چيست؟ * شب قدر از هزار ماه بهتر است *
نكتهها و پيامها:
1 ـ در روايات آمده است كه دهه آخر ماه رمضان، پيامبر بستر خواب خود را جمع نموده و ده شب را اِحيا مىداشت. « تفسير مجمع البيان »
2 ـ كلمه « قدر» در قرآن، در چند معنا به كار رفته است:
الف) مَقام و منزلت. چنانكه مىفرمايد: « وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ » آن گونه كه بايد، مقام و منزلت الهى را نشناختند. « انعام، 91 »
ب) تَقدير و سرنوشت. چنانكه مىفرمايد: « جِئْتَ عَلى قَدَرٍ يا مُوسى » اى موسى تو بنا بر تقدير (اِلهى به اين مكان مقدّس) آمدهاى.« طه،40 »
ج) تنگى و سختى. چنانكه مىفرمايد: « وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ » كسى كه رزق و روزى بر او تنگ و سخت شود ... « طلاق، 7 »
دو معناى اول در مورد « ﭚ ﭛ » مناسب است، زيرا شب قدر، هم شب با منزلتى است و هم شب تقدير و سرنوشت است.
3 ـ خداوند در شب قدر، امور يك سال تا شبِ قدر بعد را تقدير مىكند، چنانكه قرآن مىفرمايد: « فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ » « دخان، 4 » در آن شب، هر امر مُهمّى، اندازهگيرى و مُقدّر مىشود. بنابراين، شب قدر مُنحصر به شب نُزول قرآن و عصر پيامبر نيست.
4 ـ بيدار بودن شب قدر و اِحياى آن با دعا و نماز و قرآن، مورد سفارش معصومین علیهم السلام بوده است و در ميان سه شب، بر شب بيست و سوّم تأكيد بيشترى داشتهاند. چنانكه شخصى از پيامبر پرسيد: منزل ما از مدينه دور است، يك شب را مشخّص كن تا به شهر بيايم. حضرت فرمود: شب بيست و سوم به مدينه داخل شو. « وسائلالشيعه، ج 3، ص 307 »
5 ـ امام صادق عليه السلام در حالى كه بيمار بودند، خواستند كه شب بيست و سوم ايشان را به مسجد ببرند « بحار الانوار، ج 95، ص 169 » و حضرت زهرا عليها السلام در اين شب با پاشيدن آب به صورت بچهها، مانع خواب آنها مىشدند. « بحار الانوار، ج 94، ص 10 »
6 ـ از وقايع عجيب تاريخ، ضربت خوردن حضرت على عليه السلام در شب قدر، در محراب عبادت و به هنگام نماز است. آرى، اَشرف خَلق خدا، در اَشرف مكانها، در اَشرف زمانها، در اَشرف حالات، شهيد شد.
7 ـ شايد رمز اينكه شب قدر مخفى است، آن باشد كه مردم شبهاى متعدّد را به عبادت بپردازند و كسانى كه يك شبِ آنرا درك كردند مغرور نشوند و كسانى كه آنرا درك نكردند، از باقى شبها مأيوس نشوند.
8 ـ طول شب قدر، يك شب كامل كره زمين است كه 24 ساعت مىشود، نه آنكه مخصوصِ مكان خاصّى همچون مكّه و آن هم به ميزان 8 ساعت شب آن منطقه باشد.
9 ـ در روايات آمده است: « اَلعَمَلُ الصّالِحُ فِيها خَيرٌ مِنَ العَمَلِ فِى اَلف شَهرٍ لَيسَ فِيها لَيلَةُ القَدرِ » كار نيك در شب قدر، بهتر از كار نيك در هزار ماه بدون شب قدر است. « من لايحضر، ج 2، ص 158 »
10 ـ زمانها يكسان نيست، بعضى زمانها بر بعضى ديگر برترى دارد.{ جوانی بر پیری برتری دارد } « لَيْلَةِ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»
11 ـ شب جايگاه ويژهاى در مسائل معنوى دارد كه به چند مورد اشاره مىكنيم:
الف : خداوند براى اِهداى تورات، حضرت موسى را به مناجات شبانه فراخواند: « أَرْبَعِينَ لَيْلَةً » « بقرة ، 51 »
ب : قرآن، زمان مناسب براى استغفار را، هنگام سحر مىداند: « وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ » « ذاريات، 18 »
پ : عروج پيامبر به آسمان، به هنگام شب بود. « أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ » « اسراء، 1 »
ت : پيامبر مأمور بود كه عبادات شبانه داشته باشد. « وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ » « اسراء، 79 »
ث : خداوند از عابدان در شب ستايش مىكند. « يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ » « آلعمران، 113 » و به تسبيح در شب سفارش مىكند. « وَ سَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا » « انسان، 26 »
10 ـ در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه حضرت موسى عليه السلام به خدا عرض كرد:
خدايا مقام قربت را خواهانم. پاسخ آمد: « قُربِى لِمَنِ استَيقَظَ لَيلَةَ القَدرِ »، قرب من، در بيدارى شب قدر است.
عرضه داشت: خدایا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: « رَحمَتى لِمَن رَحِمَ المَساكِينَ لَيلَةَ القَدرِ »، رحمت من در ترحّم بر مساكين در شب قدر است.
گفت: خدايا، جواز عبور از صراط مىخواهم. پاسخ آمد: « ذلِكَ لِمَن تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ لَيلَةَ القَدرِ »، رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است.
عرض كرد: خدايا بهشت و نعمتهاى آن را مىطلبم. پاسخ آمد: « ذلِكَ لِمَن سَبَّحَ تَسبيحَة فِى لَيلَةِ القَدرِ »، دستيابى به آن، در گروِ تسبيح گفتن در شب قدر است.
عرضه داشت: خدایا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: « ذلِكَ لِمَنِ استَغفَرَ فى لَيلَةِ القَدرِ »، رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.
در پايان گفت: خدايا رضاى تو را مىطلبم. پاسخ آمد: « رِضاىَ لِمَن صَلّى رَكعَتَينِ فِى لَيلَةِ القَدرِ »، كسى مشمول رضاى من است كه در شب قدر، نماز بگذارد. « وسائل الشيعه، ج 8، ص 20 »
ﭤ ﭥ ﭦ ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ
در آن شب، فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان براى انجام هر كارى فرود آيند *
نكتهها و پيامها:
1 ـ از امام صادق عليه السلام پرسيدند: آيا روح همان جبرئيل است؟ فرمود: جبرئيل از ملائكه است و روح برتر از ملائكه است. سپس اين آيه را تلاوت فرمودند: « تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ... » « تفسير برهان »
2 ـ در روايات آمده است كه با مُنكرانِ امامت، با سوره قَدر احتجاج كنيد.« تفسير نورالثقلين» زيرا بر اساسِ اين سوره، فرشتگان هر سال در شب قدر نازل مىشوند. در زمان حياتِ پيامبر بر وجود شريف حضرتش وارد مىشدند. پس از آن حضرت بر چه كسانى نازل مىشوند؟
روشن است كه هر كسى نمىتواند ميزبانِ فرشتگان اِلهى باشد و بايد او همچون پيامبر، مَعصوم بوده و ولايتِ امورِ بشر به عهده او باشد و او كسى جز امامِ معصوم نيست كه در زمان ما، حضرت مهدى عليه السلام مىباشد.
ﭮ ﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ( آن شب ) تا طلوع فجر، ( سراسر ) سلام و درود است *
نكتهها و پيامها:
1 ـ « سَلام »، يكى از نامهاى خداوند در قرآن است. « هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ ... » « حشر، 23 »
2 ـ مراد از « سَلام » در آيه، عنايتِ ويژه خدا به بندگان در این شب است و وسوسه شيطان در آن شب مؤثر واقع نشود. « تفسير الميزان »
3 ـ در شب قدر، فرشتگان به زمين نازل مىشوند و بر هر مرد و زنى كه در حال عبادت باشند، سلام مىكنند. « تفسير مجمع البيان »
نگاهى به فرشتگان در قرآن
* فرشتگان، كارگزاران خداوند در اداره امور هستند و هر دسته از آنها مأموريّت خاصّى دارند؛ مثلاً برخى براى حفاظت گماشته شدهاند. « إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ » « انفطار، 10 » برخى مسئول گرفتن جان مردم هستند. « يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ » « سجده، 11» و دستهاى ديگر، مسئول امور عرش. « يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ » « حاقّه، 17 »
* از وظايف ديگرِ فرشتگان، دعا و استغفار براى مؤمنين « يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ » « شورى، 5 » و صلوات بر پيامبر « إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ » « احزاب، 56 » و امداد به رزمندگان در جبهههای جنگ است؛ چنانكه در جنگ بدر، خداوند سه هزار فرشته را به يارى مسلمانان فرستاد. « يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ » « آل عمران،124 »
* بعضى فرشتگان با اولياء الهى گفتگو دارند. مثلاً با حضرت زكريّا علیه السلام سخن گفتند و او را به تولّد فرزندى به نام یحیی بشارت دادند « فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ » « آل عمران، 39 » و همين فرشتگان با حضرت مريم گفتگو كردند. « إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ » « آل عمران، 42 »
* از امتيازات فرشتگان، عبادتِ دائمى و خستگىناپذير آنهاست: « وَ مَنْ عِنْدَهُ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا يَسْتَحْسِرُونَ * يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ » و كسانى كه نزد او هستند (فرشتگان) از (براى) عبادت او تكبّر نمىورزند و خسته و درمانده نمىشوند. آنان شبانه روز بى آنكه سستى ورزند، خداوند را به پاكى مىستايند. « انبياء، 19 ـ 20 »
* فرشتگان همه در يك سطح و مقام نيستند. و همان گونه كه خداوند بعضى از انبيا را بر برخى ديگر برترى داده، از ميان فرشتگان نيز بعضى را برگزيده است. « اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ » « حجّ، 75 »
* ايمان به همه فرشتگان لازم است، « كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ » « بقره، 285 » و انكار آنان در كنار انكار خداوند آمده است. « وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ » « نساء، 136»
* تعداد فرشتگان را جز خدا هيچكس نمىداند. « وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ » « مدّثر، 31 » و اگر گاهى سخن از تعداد اندك آنان است، نظير آيه « عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ » مأموران دوزخ نُوزده نفرند « مدّثر، 30 » دلايل ديگرى دارد، نه آنكه به خاطر نداشتن نيرو باشد.
* فرشتگان، اطاعت مطلق از خداوند دارند و هرگز نافرمانى ندارند. « لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ » « تحريم، 6 »
* پيامبر اسلام فرمود: جنس آفرینشِ فرشتگان، از نور است. « اِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ المَلائِكَةَ مِنَ النُّورِ » « اختصاص، ص 109 » و خداوند هيچ موجودى را به اندازه فرشتگان نيافريده است. « ما مِن شَىءٍ مِمّا خَلَقَ اللهُ اَكثَرَ مِنَ ا المَلائِكَةِ » « تفسير قمى، ج 2، ص 260 »
* امام صادق عليه السلام فرمودند : فرشتگان، اهل خوردن و آشاميدن و آميزش جنسى نيستند. « اِنَّ المَلائِكَةَ لا يأكُلُونَ وَ لا يَشرَبُونَ وَ لا يَنكَـحُونَ » « بحار الانوار، ج 56، ص 174 »
« ﰅ ﮅ ﮆ ﮇ»
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۳ ساعت توسط هدیه به شهیدان مدافع حرم صلوات
|