گلچین تفسیر سوره لیل (092) از تفسیر نور استاد قرائتی

ﭑ ﭒ ﭓ

ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﮣ ﮤ ﮥ ﮦ

به نام خداوند بخشنده مهربان‏

به شب سوگند، آنگاه كه ( زمين را در پرده‏ى سياه ) فرو پوشاند * به روز سوگند، آنگاه كه روشن شود *

سوگند به آن كس كه نر و ماده را آفريد * همانا تلاش‏هاى شما پراكنده است *

نكته‏ها و پيام‏ها:

1 ـ در خانه شخصى ثروتمند، درختى بود كه كودكان همسايه هنگامى كه ميوه آن درخت به زمين مى‏ريخت، آن را برگرفته و مى‏خوردند ولى صاحب درخت، ميوه را از دهان اطفال مى‏گرفت. پدر کودکان مسئله را به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله گزارش داد.

حضرت نزد صاحب خانه رفته و پيشنهاد كردند درخت را در برابر درختى در بهشت به من بفروش. آن مرد جواب رد به پيامبر داد و گفت: دنياى نقد را به آخرت نسيه نمى‏فروشم. پيامبر برگشت. يكى از ياران پرسيد: آيا اگر من آن درخت را بگيرم، با من نيز چنين معامله‏اى مى‏كنيد؟ حضرت فرمود: آرى. آن شخص توانست با بهايى چندين برابر، درخت را خريدارى كند و در اختيار پيامبر گذارد.

آن حضرت به نزد آن خانواده فقير آمده و درخت را به آنها بخشيد. در اين هنگام آيات اين سوره نازل شد. « تفسير نمونه »

2 ـ « شَتّى » جمع « شتيت » به معناى متفرّق است.

3 ـ در حديث مى‏خوانيم: خداوند به هر چه از مخلوقاتش كه بخواهد، حق دارد سوگند ياد كند ولى مردم بايد تنها به خدا سوگند ياد نمايند. « تفسير نورالثقلين »

ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﮮ ﮯ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ

ﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ

امّا آن كه انفاق كرد و پـروا داشت * و پاداش نيكِ ( روز جزا ) را تصديق كرد * به زودى مـا او را براى

پيمودن بهـترين راه آماده خواهـيم كرد * ولى آنكه بُخـل ورزيد و خود را بى‏نياز پنـداشت *

و پاداش نيك ( روز جزا ) را تكذيب نمود * پس او را به پيمودن دشوارترين راه خواهيم

انداخت * و چون هلاك شد، دارايى‏اش براى او كارساز نخواهد بود *

نكته‏ها و پيام‏ها:

1 ـ شايد مراد از عطاى همراه با تقوا، اين باشد كه عطا با نيّت خالص و بدون منّت، از مال حلال و در مسير خدا باشد كه تمام اين ها در كلمه تقوا جمع است. « ﮨ ﮩ ﮪ »

2 ـ قرآن مى‏فرمايد: « ﮯ ﮰ » او را براى آسان‏ترين راه آماده مى‏كنيم و نفرمود: « سَنُيَسِّرُ لَهُ اليُسرى » كار را براى او آسان مى‏كنيم. و فرق است ميان آنكه انسان روان باشد يا كارش روان باشد. انسان مى‏تواند با توكّل و دعا داراى چنان سكينه و سعه صدری شود كه انجام هر كارِ خير براى او آسان باشد.

3 ـ امام باقر عليه السلام در تفسير «ﮧ ﮨ ﮩ ... ﮯ ﮰ » فرمودند : « لا يُريدُ شَيئاً مِنَ الخَيرِ اِلّا يَسَّرَهُ اللهُ لَهُ » کار خیری را اراده نمى‏كند مگر آنكه خداوند انجام آن را براى او آسان مى‏كند. و در تفسير« ﯓ ﯔ ﯕ ... ﯛ ﯜ » فرمودند : « لا يُريدُ شَيئاً مِنَ الشَّرِّ اِلّا يَسَّرَهُ اللهُ لَهُ » کار شرّی را اراده نمى‏كند مگر آنكه خداوند انجام آن را براى او آسان کرده و او مرتكب مى‏شود. « كافى، ج 4، ص 46 »

4 ـ در كربلا وقتی زينب كبرى عليها سلام بدن قطعه قطعه امام حسين عليه السلام را ديد گفت: « رَبَّنا تَقَبّل مِنّا هذَا القَليلِ » پروردگارا اين شهيد در نزد عظمت تو كوچك است او را بپذير!

5 ـ مُراد از كلمه « يُسرى » و « عُسرى » كارها يا راه‏هاى آسان و مشكل است.

6 ـ شرط پذيرفته شدن عطا، تقواست. « ﮩ ﮪ» وگرنه عطاى مال حرام يا با نيّتِ غير خالص اجرى ندارد، زيرا خداوند تنها از متقین قبول می کند « إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِين » « مائده، 27 »

7 ـ اهل بخل بدانند كه ثروت نجات دهنده نيست. « ﯔ ﯕ ... ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ »

ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭕ ﭖ

ﭗ ﭘ ﭙ ﭚ ﭛ ﭜ ﭝ ﭞ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ ﭣ ﭤ ﭥ

ﭦ ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ ﭱ

همانا هدايت ( مردم ) بر عهده ماست * و بى شك آخرت و دنيا از آنِ ماست * پس شما را از آتشى كه زبانه مى‏كشد بيم دادم *

( آتشى كه ) جز بدبخت‏ترين افراد در آن در نيايد * همان كه ( حق را ) تكذيب كرد و روى بر تافت * ولى با تقواترين مردم

از آن آتش دور داشته خواهد شد * همان كه مال خود را مى‏بخشد تا پاك شود * در حالى كه براى اَحدى

( از كسانى كه به آنان مال مى‏بخشد ) نعمت و منّتى كه بايد جزا داده شود، نزد او نيست *جز رضاى

پروردگار بلند مرتبه‏اش، نمى‏طلبد * و به زودى خشنود شود *

نكته‏ها و پيام‏ها:

1 ـ هدايت كردنِ خداوند، امرى حتمى است « ﯥ ﯦ ﯧ » ولى پذيرش آن از سوى مردم حتمى نيست. چنانكه قرآن مى‏فرمايد: « وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى‏ عَلَى الْهُدى ‏» و امّا قوم ثمود، آنان را هدايت كرديم ولى كوردلى را بر هدايت ترجيح دادند « فصّلت، 17 »

2 ـ خُلود و جاودانگى در دوزخ مخصوصِ افراد شقى است. « ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ » در كلمه « صَلى » مُلازمت و همراهى نهفته است.

3 ـ « » شعله آتش بدون دود است كه سوزندگى زيادترى دارد.

4 ـ شايد « ﯯ ﯰ » كه نوع خاصى از آتش است مخصوص افراد شقى باشد و ساير مجرمان به انواع ديگرى از آتش گرفتار شوند.

5 ـ آيه‏ « ﭯ ﭰ ‏» را دو گونه مى‏توان معنا كرد: يكى آنكه انسان از خدا راضى مى‏شود، ديگر آنكه خداوند از او راضى مى‏شود. البتّه در قرآن، هر دو مورد در كنار هم آمده است: « رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ » « بيّنه، 8 » « ارْجِعِي إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » « فجر، 28 »

6 ـ كمك‏هاى مالى كه براساس جُبران خوبى‏هاى ديگران باشد، مايه رشد نيست. « ﭢ ﭣ ﭤ ﭥ ﭦ ﭧ » انفاقى ارزش بالايى دارد كه انسان مديون ديگران نباشد و چشم داشتى هم نداشته باشد.

« ﮅ ﮆ ﮇ»