گلچین تفسیر سوره نبأ (078) از تفسیر نور استاد قرائتی

ﭑ ﭒ ﭓ

ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭕ ﭖ ﭗ ﭘ ﭙ ﭚ ﭛ ﭜ ﭝ ﭞ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ ﭣ

ﭤ ﭥ ﭦ ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ

ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ

به نام خداوند بخشنده مهربان

درباره چه از يكديگر مى‏پرسند؟ * از خبرِ بزرگ * همان كه ايشان در باره آن اختلاف دارند * چنين نيست؛ زود

است كه بدانند * باز چنين نيست؛ زود است كه بدانند * آيا زمين را بستر قرار نداديم؟ * و كوهها را

(همچون) ميخ‏ها؟ * و شما را جفت آفريديم * و خواب را مايه آرامش شما قرار داديم *

و شب را پوششى ساختيم * و روز را وقت تلاش و معاش قرار داديم *

نكته‏ها و پيام‏ها:

1 ـ « نبأ » به معناى خبرِ مهمّ و حتمى است كه مُراد از آن خبر بر پاشدن قيامت است.

2 ـ در روايات، حضرت على عليه السلام به عنوان يكى از مصاديقِ‏ « ﭕ ﭖ » معرّفى شده است. « تفسیر نورالثقلین »

3 ـ سؤالی که براى فهميدن مطلب است، مورد تأييد قرآن است، چنانكه قرآن مى‏فرمايد: « فَسـْئَلُوا أَهْـلَ الذِّكْرِ نحل، 43 » امّا سؤالی که براى ايجاد تشكيك و ترديد در ذهن ديگران است ـ آن هم در امور حتمى مانند وقوع قيامت ـ مورد مذمّت قرآن است .

4 ـ « اَوتاد » جمع « وَتد » به معناى ميخ است .

5 ـ تشبيه كوه به ميخ، از معجزاتِ علمى قرآن است. كوهها همچون ميخ چند برابر آنچه در بيرون‏اند، در دل زمين فرورفته‏اند.

6 ـ ريشه كوه‏ها در عمقِ زمين، مانع حركت لايه‏هاى زمين و وقوع زلزله‏هاى دائمى است. كوه‏ها همچنین حافظ برفها براى تابستان، مانع تند بادها، محل معادن و سنگها و غارها است كه هر يك براى زندگى ضرورى است.

7 ـ « سُبات » به معناى قطع كار و تعطيل كردن آن است كه موجبِ آرامش جسم و روان مى‏شود.

ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ

ﮎﮏ ﮐ ﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ

ﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﮣ ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ

و بر فراز شما هفت (آسمان) استوار بنا كرديم * و ( خورشيد را ) چراغى فُروزان قرار داديم * و از ابرهاى مُتراكم و فشرده، آبى

فراوان فرو فرستاديم * تا بوسيله آن دانه و گياه و باغهاى پر درخت بيرون آوريم * همانا روز جدايى، وعده‏گاه

( ما با شما ) است * روزى كه در صُور دميده شود و گروه گروه مى‏آييد * و آسمان گُشوده شود

و به صورت درهايى باز درآيد * و كوه‏ها روان شوند و چون سراب گردند *

نكته‏ها و پيام‏ها:

1 ـ « مُعصِرات » از « عصر » به معناى فشردن، يا صفتِ ابرهاى باران ‏زاست ( گويا چنان خود را مى‏فِشرند كه باران ببارند ) و يا صفتِ بادهايى كه ابرها را متراكم و فشرده مى‏سازد ( تا از آنها باران ببارد ) « تفسير الميزان »

2 ـ قيامت هم « يَومُ الجَمع » است ( روزِ اجتماع همه انسانها ) و هم‏ « يَوْمَ الْفَصْل » است ( روزِ جدایی خوبان از بدان و حق از باطل و فِيصله دادن به اختلافات ) پس به پيوندها و روابط دنيوى دلخوش نباشيد كه روزى همه چيز گُسسته مى‏شود. « يَوْمَ الْفَصْل »

3 ـ حركت كوه‏ها مقدّمه به هم خوردن آنها و خُرد شدن و ذرّه ذرّه شدن سنگها و در نهايت روان شدن آنهاست، به گونه‏اى كه از دور سراب به نظر آيند. « وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً »

4 ـ در قيامت مردم به گروه‏هاى مختلف و هر گروه به شكلى محشور می شوند. « اَفْواجاً » سخن چين در قيافه ميمون، حرام‏خوار در شكل خوك، ربا خوار در قالب وارونه، قاضىِ ظالم به صورت كور، خودپسند كر و لال، عالمِ بى عمل در حال جويدن زبان، همسايه آزار بى‏دست و پا، سِعايت كننده آويخته بر آتش، هوسباز بدبو، و فخر فروشانِ به لباس با لباس دوزخى محشور مى‏شوند. « تفسير نورالثقلين »

5 ـ زمان قيامت از قبل نزد خداوند معلوم است. « كانَ مِيقاتاً »

ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﮮﮯ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ

ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ

ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﯶ ﯷ ﯸ

همانا دوزخ، كمين‏گاهى است * براى سركشان، جايگاه و بازگشتگاهى است * روزگارانى در آن به سر برند * در آن دوزخ، نه

خُنكى چِشند و نه آشاميدنى * مگر آب جوش و خُونابه و چركابه‏اى * كه اين، كيفرى مناسبِ گناه آنهاست * آنان

بودند كه به روز حساب، اُميد و باورى نداشتند * و آيات ما را به سختى تكذيب مى‏كردند * (ولى) ما

حساب همه چيز را در كتاب خود داشتيم * پس بچشيد كه جز عذاب بر شما نمى‏افزاييم *

نكته‏ها و پيام‏ها:

1 ـ « مِرصاد » يعنى كمين‏گاه و « طاغِين » از « طُغيان »، به معنای بى‏اندازه پيش رفتن در معصيت است.

2 ـ « » از « اَوب» به معناى قرارگاه و رجوع است. ( فرجام را به جهت مَآب گويند كه انسان با عمل خود آن را فراهم كرده و به آن باز مى‏گردد. )

3 ـ « اَحقاب » جمع « حُقب » به معناى مدت طولانى است.

4 ـ هر حُقب طبق روایات شصت سال ـ و به گفته برخی هشتاد سال ـ است كه هر روز آن مثل هزار سال دنيا است. « تفسير نورالثقلين »

4 ـ « حَميم » آب داغ و « غَسّاق » آب زردى است كه از زخم و چرك و خون خارج مى‏شود.

5 ـ با توجّه به عدالت الهى كه كيفر مطابق عقائد و كِردار است « جَزاءً وِفاقاً » . پس زيادى عذاب در آيه‏ « فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلَّا عَذاباً » به خاطر زيادى كُفر و فرار از حق است. « فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً » « نوح، 6 » چون در برابر هر دعوتى از انبيا، فرار كُفّار بيشتر مى‏شود، خداوند نيز عذاب آنان را بيشتر مى‏كند.

ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭕ ﭖ ﭗ ﭘ ﭙ ﭚ ﭛ ﭜ ﭝ ﭞ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ ﭣ ﭤ ﭥ

ﭦ ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ

همانا براى اهل پروا، كاميابى بزرگى است * انواع باغ‏ها و انگورها * و همسرانى زيبا و دلربا، همانند و هم‏سال * و

جام ‏هايى سرشار * در آنجا نه بيهوده‏اى شِنوند و نه تكذيبى * پاداشى از طرف پروردگارت و عطايى از

روى حساب * ( پروردگار تو ) پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست مى‏باشد، او

سر چشمه رحمت است، ( با اين وصف ) كسى را ياراى خطاب با او نيست *

نكته‏ها و پيام‏ها:

1 ـ « مَفاز » يا به معناى محلِ كاميابى است و يا خودِ كاميابى.

2 ـ « حَدائِق » جمع « حديقة » باغ ديواردار را گويند. « كَواعِب » جمع « كاعب » دخترى را گويند كه تازه سينه‏اش بر آمده باشد .

3 ـ « اَتراب » جمع « ترب » به معناى هم سنّ و سال و هم شكل و شمائل است. شايد مراد اين باشد كه حوريان بهشتى در زيبائى بر يكديگر برترى ندارند.

4 ـ كلمه « كأس » به معناى جامِ بلورين است.

5 ـ « دِهاق » به معناى لبريز است. بعضى از ريشه دَهَقَ به معناى گره زدن پى در پى می دانند. ( يعنى جام‏هاى شراب پياپى عرضه مى‏شود )

6 ـ نعمت‏هاى بهشتى، انسان را گرفتار غرور و غفلت و ياوه‏گوئى و بد مستى نمى‏كند. « لا يَسْمَعُون »

7 ـ جلساتى كه در آن لغو و دروغ نباشد، {شبیه } جلسات بهشتى است. « لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا كِذَّاباً »

ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉﮊ

ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ ﮐ ﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ

ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟﮠ ﮡ

روزى كه روح و فرشتگان به صف ايستند، كسى سخن نگويد جز آن كه ( خداى ) رحمان به او اجازه دهد و او سخن صواب گويد *

آن روز، روز حق است ( و محقَّق خواهد شد.) پس هر كه بخواهد، راه بازگشتى به سوى پروردگارش انتخاب كند * همانا ما شما

را از عذابى نزديك بيم داديم، روزى كه انسان به آنچه از پيش فرستاده بنگرد و كافر گويد: اى كاش خاك بودم *

نكته‏ها و پيام‏ها:

1 ـ از روايات بر مى‏آيد كه منظور از رُوح، يا مخلوقى است برتر از فرشته و يا اگر فرشته است، برترينِ فرشتگان است.

2 ـ در روايتى از امام صادق عليه السلام مى‏خوانيم: روح، فرشته‏اى برتر از جبرئيل و ميكائيل است. « تفسير نمونه »

3 ـ در روايات مى‏خوانيم كه مراد از « إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً » امامان معصوم هستند كه از جانب خداوند اِذن دارند سخن صواب و حق گويند. « تفسير نورالثقلين »

4 ـ انسان در انتخاب راه آزاد است. « فَمَنْ شاءَ » و پشيمانى، دليل بر اختيار او می باشد. « يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً »

5 ـ دليلِ غفلت مردم آن است كه، قيامت را دور مى‏پندارند. « عَذاباً قَرِيباً »

« ﮅ ﮆ ﮇ»