جهت قبله
جهت قبله
اگر براى پيدا کردن قبله وسيلهاى ندارد يا با اين که کوشش کرده گمانش به طرفى نمىرود چنانچه وقت نماز وسعت دارد بايد چهار نماز به چهار طرف بخواند و اگر به اندازه چهار نماز وقت ندارد بايد به اندازهاى که وقت دارد نماز بخواند. مثلًا اگر فقط به اندازه يک نماز وقت دارد بايد يک نماز به هر طرفى که مىخواهد بخواند.[1] اگر يقين يا گمان کند که قبله در يکى از دو طرف است بايد به دو طرف نماز بخواند.[2] کسى که يقين به قبله ندارد اگر بخواهد غير از نماز کارى کند که بايد رو به قبله انجام داد مثلًا بخواهد سر حيوانى را ببرد بايد به گمان عمل نمايد و اگر گمان هم ممکن نيست به هر طرف که انجام دهد صحيح است.[3]
احکام معيارى؛ محمود اکبری؛ ص 136
تيمم
در تيمم بايد پيشانى و کف دستها پاک باشد و اگر کف دست نجس باشد و نتواند آن را آب بکشد بايد با همان کف دست نجس تيمم کند.[4] اگر پيشانى يا پشت دستها زخم است و پارچه يا چيز ديگرى را که بر آن بسته نمىتواند باز کند بايد دست را روى آن بکشد و نيز اگر کف دست زخم باشد و پارچه يا چيز ديگرى را که بر آن بسته نتواند باز کند بايد دست را با همان پارچه بر چيزى که تيمم بر آن صحيح است بزند و به پيشانى و پشت دستها بکشد.[5]
نماز
تا انسان مىتواند ايستاده نماز بخواند نبايد بنشيند ولو اينکه مجبور است به چيزى تکيه دهد ولو به صورت خميده و اگر نتواند به هيچ نحو بايستد بايد راست بنشيند و نشسته نماز بخواند.[6] تا انسان مىتواند بنشيند نبايد خوابيده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشيند بايد هرطور که مىتواند بنشيند و اگر به هيچ قسم نمىتواند بايد به پهلوى راست طورى بخوابد که جلوى بدن او رو به قبله باشد و اگر ممکن نيست بايد به پهلوى چپ طورى بخوابد که جلوى بدن او
احکام معيارى؛ محمود اکبری؛ ص 137
رو به قبله باشد و اگر اين را هم نتواند بايد به پشت بخوابد به طورى که کف پاى او رو به قبله باشد.[7] اگر در بين نماز از ايستادن عاجز شود بايد بنشيند و اگر از نشستن هم عاجز شود بايد بخوابد ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.[8]
رکوع
کسى که نمىتواند به مقدار رکوع خم شود بايد به چيزى تکيه دهد و رکوع کند. و اگر موقعى هم که تکيه داده نمىتواند به طور معمول رکوع کند به هر اندازه که مىتواند براى رکوع خم شود.
کسى که اصلًا نتواند براى رکوع خم شود بايد موقع رکوع بنشيند و نشسته رکوع کند.
کسى که حتى نمىتواند نشسته رکوع کند بايد ايستاده نماز بخواند ولى براى رکوع با سر اشاره کند.[9][10]
احکام معيارى ؛ ص137
سجده
کسى که نمىتواند پيشانى را به زمين برساند بايد به قدرى که مىتواند خم شود و مهر يا چيز ديگرى را که سجده بر آن صحيح است روى چيز بلندى گذاشته و طورى پيشانى را بر آن بگذارد که بگويند
احکام معيارى؛ محمود اکبری؛ ص 138
سجده کرده است ولى بايد کف دستها و زانوها و انگشتان پا را به طور معمول بر زمين بگذارد.[11] کسى که هيچ نمىتواند خم شود بايد براى سجده بنشيند و با سر اشاره کند و اگر نتواند بايد با چشمها اشاره نمايد و در هر دو صورت احتياط واجب آن است که اگر مىتواند به قدرى مهر را بلند کند که پيشانى را بر آن بگذارد و اگر نمىتواند احتياط مستحب آن است که مهر را بلند کند و به پيشانى بگذارد و اگر با سر يا چشمها هم نمىتواند اشاره کند بايد در قلب نيت سجده کند و بنا بر احتياط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نمايد.[12] اگر در پيشانى دُمل يا مانند آن باشد چنانچه ممکن است بايد به جاى سالم پيشانى سجده کند.[13] اگر دمل يا زخم تمام پيشانى را گرفته باشد بايد به يکى از دو طرف پيشانى سجده کند و اگر ممکن نيست به چانه و اگر به چانه هم ممکن نيست بايد به هر جا از صورت که ممکن است سجده کند و اگر به هيچ جاى از صورت ممکن نيست بايد با جلو سر سجده نمايد.[14] کسى که مقدارى از شصت پايش بريده بايد بقيه آن را به زمين بگذارد و اگر چيزى از آن نمانده يا اگر مانده خيلى کوتاه است بايد بقيه انگشتان
احکام معيارى؛ محمود اکبری؛ ص 139
را بگذارد و اگر هيچ انگشت ندارد بايد هر مقدارى از پا باقى مانده به زمين بگذارد.[15] در سجده بايد کف دست را بر زمين بگذارد ولى در حال ناچارى پشت دست هم مانعى ندارد و اگر پشت دست ممکن نباشد بايد مچ دست را بگذارد و چنانچه آن را هم نتواند بايد تا آرنج هرجا که مىتواند بر زمين بگذارد و اگر آن هم ممکن نيست گذاشتن بازو کافى است.[16] براى سجده بهتر از هر چيز تربت حضرت سيدالشهداء عليه السلام مىباشد، بعد از آن خاک، بعد از خاک سنگ و بعد از سنگ گياه است.[17] اگر چيزى که سجده بر آن صحيح است ندارد يا اگر دارد به واسطه سرما يا گرماى زياد نمىتواند بر آن سجده کند بايد به لباسش اگر از کتاب باشد يا پنبه سجده کند و اگر از چيز ديگر است بر همان سجده کند و اگر آن هم نيست بايد بر پشت دست و چنانچه آن هم نباشد بر چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.[18] اگر در بين نماز چيزى که بر آن سجده مىکند گم شود و چيزى که سجده بر آن صحيح است نداشته باشد چنانچه وقت وسعت دارد بايد نماز را بشکند و اگر وقت تنگ است بايد به لباسش اگر از پنبه يا کتان
احکام معيارى؛ محمود اکبری؛ ص 140
است سجده کند و اگر از چيز ديگر است بر همان چيز و اگر آن هم ممکن نيست بر پشت دست و اگر آن هم نمىشود به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.[19]
[1] ( 1). توضيح المسائل مراجع، ص 456، م 784.
[2] ( 2). همان، م 785.
[3] ( 3). همان، م 787.
[4] ( 1). توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 409.
[5] ( 2). همان، ص 409، م 708.
[6] ( 3). همان، ج 1، م 970.
[7] ( 1). توضيح المسائل مراجع، ص 454، م 779 و 971.
[8] ( 2). همان، م 969.
[9] ( 3). همان، ج 1، م 1037.
[10] اكبرى، محمود، احكام معيارى، 1جلد، گلستان ادب - قم، چاپ: دوم، 1387 ه.ش.
[11] ( 1). توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 602، م 1068.
[12] ( 2). همان، ج 1، م 1069 و 1070.
[13] ( 3). همان، ج 1، م 1066.
[14] ( 4). همان، ج 1، م 1067.
[15] ( 1). توضيح المسائل مراجع، م 1063.
[16] ( 2). همان، م 1061.
[17] ( 3). همان، ج 1، ص 609، م 1083.
[18] ( 4). همان، م 1084.
[19] ( 1). توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 1087.