عوامل فکری ترک نماز در جامعۀ امروزی و راه درمان آن چیست؟
عوامل فکری ترک نماز در جامعۀ امروزی و راه درمان آن چیست؟
بعضی از عوامل فکر و اعتقادی ترک نماز عبارتند از: ضعف ایمان به خداوند، ضعف ایمان به معاد، غفلت، جهل، عدم تفکر.
ضعف ایمان به خداوند
خداوند آنجا که به نماز فرمان میدهد از تعبیر "یا ایها الذین امنوا" (ای کسانی که ایمان آوردهاید)، استفاده میکند. از این نکته به خوبی میتوان دریافت که یکی از ریشههای اصلی کمتوجهی به نماز، ضعف ایمان است؛ بهراستی کسی که از نعمت ایمان به خدا بهرهای نبرده باشد یا بهرهاش ناچیز باشد، نمیتواند از نماز لذت ببرد. اینگونه افراد یا نمازی بیاثر و بیکیفیت میخوانند یا نماز را ترک میکنند.[1]
درمان:
برای درمان این بیماری راهکارهای زیر پیشنهاد میشود:
- افزایش دانش دینی خود؛
- انس و قرائت مداوم آیات قرآن و روایات اهل بیتD؛
- تفکر در نشانههای عظمت خداوند در عالم هستی؛
- تصمیم گرفتن و تلاش برای انجام هر چه بهتر و بیشتر تکالیف دینی؛
- یاد معاد و بهشت و جهنم؛
- همنشینی با انسانهای متدین و معنوی و شرکت در مراسم مذهبی؛
- رفت و آمد به مکانهای مذهبی از قبیل قبور اهل بیتD، مساجد، امامزادگان؛
- توجه به حلال بودن لقمه؛
- دوری از هر چیزی که او را از یاد خدا غافل میکند.
ضعف ایمان به معاد
قرآن کریم یقین داشتن به معاد را عامل اقامۀ نماز معرفی کرده است: "الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ و يُؤْتُونَ الزَّكاةَ و هُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ"؛[2] آنان كه نماز را بر پا مىدارند و زكات مىدهند و به آخرت يقين دارند.
درمان: (به درمان ضعف ایمان به خداوند رجوع شود.)
غفلت
غافل کسی است که نسبت به سرنوشت و سعادت دنیوی و اخروی خود بیتوجه است؛ غرق در دنیا شده و نیازهای اساسی فطریاش را فراموش کرده است. غفلت سبب میشود که قلب او دیگر نفهمد، چشم او نبیند، گوشش نشنود.[3] در حقیقت انسان غافل به تعبیر قرآن کریم در زمرۀ حیوانات به شمار میآید و حتی بدتر؛ "أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ، بَلْ هُمْ أَضَلُّ…"؛[4]و همانا بسیارى از جنّ و انس را براى دوزخ آفریدیم، [که سرانجامشان به آنجا مىكشد، چرا كه] آنان دلهایى دارند كه [با آن حقّ را] درك نمىكنند و چشمانى دارند كه با آن نمىبینند و گوشهایى دارند كه با آن نمىشنوند، آنان همچون چهارپایان، بلكه گمراهترند، آنان همان غافلاناند.
انواع غفلت:
ـ غفلت از یاد خدا؛
ـ غفلت از معاد (ثبت اعمال، مرگ، شب اول قبر، حشر، حساب، بهشت و جهنم و…)؛
ـ غفلت از نعمتها و نشانههای الهی؛
ـ غفلت از ناپایداری زندگی دنیا؛
ـ غفلت از انجام تکالیف دینی از جمله نماز.
عوامل غفلت:
ـ شیطان
ـ رفیقان بد
ـ مشغول شدن بیاندازه به کسب ثروت و قدرت و شهرت
ـ سرگرمی بیش از حد به نعمتها و لذتهای دنیوی
درمان غفلت:
ـ تفکر در اینکه از کجا آمده؟ برای چه آمده؟ و به کجا میرود؟؛
ـ یاد خدا به طور پیوسته در قلب و بر زبان؛
ـ یاد معاد و زندگی پس از مرگ؛
ـ انس با آیات و روایات اهل بیتDو قرائت مستمر آنها؛
ـ توجه به آثار منفی دنیوی و اخروی غفلت؛
ـ دوری از انسانهای غافل و پیوستن به دوستان خدایی؛
ـ فرار از محیطهای آلوده به گناه؛
ـ کنترل چشم و گوش و زبان از گناه؛
ـ دوری از امور لهو و بیهوده؛
ـ محاسبه و مراقبه؛
ـ دیدار با عالمان وارسته و رفتن به قبرستان، زیارت مکانهای مقدس و عیادت از مریض؛
ـ مواظبت در استفاده از فناوریهای جدید غفلتزا از قبیل تلویزیون، موبایل، ماهواره و اینترنت.
جهل
انسان نادان قدرت تشخیص خیر و صلاح واقعی خود را ندارد. حضرت علىAمیفرماید: نادان كسى است كه نافرمانى خدا كند، اگرچه دارای چهرهای زیبا و موقعيتى بزرگ باشد.[5]با توجه به این روایت، میتوان گفت که احمق و جاهل کسی است که از فرمان خداوند تبارک و تعالی سرپیچی میکند و نماز را که ستون دین است و از بالاترین عبادتها بهشمار میرود، کنار میگذارد.
انواع جهل:
ـ جهل به خدا، صفات و نعمتهای او؛
ـ جهل به جایگاه خود در عالم هستی؛
ـ جهل به ارزش، احکام، اسرار نماز و عواقب ترک نماز؛
عوامل جهالت:
ـ بیسوادی یا کمسوادی دینی؛
ـ تکبر و خود بزرگبینی؛
ـ تعصب بیجا؛
ـ تقلید کورکورانه؛
ـ استفاده نکردن از نعمت عقل؛
ـ غرق شدن در گناهان و مهر شدن قلب او به همین سبب؛
ـ دنیازدگی؛
ـ همنشینی با جاهلان؛
درمان جهل:
ـ افزایش اطلاعات دینی؛
ـ معاشرت با اهل علم و ایمان؛
ـ تفکر و تامل در نشانههای الهی؛
ـ عمل کردن به دانستهها؛
ـ دوری از محیطهای آلوده.
عدم تفکر
خداوند در قرآن کریم بندگانش را توصیۀ اکید به تفکرکرده و آنان را که اهل تفکر نیستند به شدت توبیخ کرده است؛ برای مثال در این آیۀ میفرماید: "آیا آنان در وجود خودشان فكر نكردند؟ خداوند آسمانها و زمین و آنچه را كه میان آن دو است، جز بر اساس حق و زمانبندى معیّن نیافریده است و بىشك بسیارى از مردم به لقاى پروردگارشان [در قیامت] كفر مىورزند".[6] در آیۀ دیگری کسانی را که اهل تعقل و تفکر نیستند را بدترین موجودات دانسته است؛ "همانا بدترین جنبندگان نزد خداوند، (كسانى هستند كه نسبت به شنیدن حق) از كرها (و نسبت به گفتن حقّ) لالهایند، آنها كه تعقّل نمىكنند".[7] پیامبر اعظمBفرمودند: "یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت برتر است".[8] اهل تفکر قطعا از نجاتیافتگان هستند و آنان که تفکر را رها کرده، عاقبتشان گمراهی است در حالی که در جهنم معذب هستند. به فرمودۀ قرآن آنها میگویند: "اگر تعقل میکردیم امروز در بین جهنمیان نبودیم".[9] بنابراین کسی که نماز نمیخواند اهل تفکر نیست؛ زیرا کسی که در دین و خلقت خود تفکر کند حتما سر به بندگی مینهد و نماز را بر پا میدارد؛ زیرا نجات خود را در نماز میبیند.
عوامل عدم تفکر صحیح:
ـ وابستگی به دنیا و اشرافیگری و تجملپرستی؛
ـ اشتغال به سرگرمیهای بیفایده؛
ـ اشتغال به کار و کسب درآمد به صورت افراطی؛
ـ تعصب؛
ـ پیروی از نفس اماره؛
ـ آلودگی به رذائل اخلاقی؛
ـ احساس بیهویتی و پوچی؛
ـ داشتن آرزوهای طولانی؛
ـ بینظمی و بیبرنامگی؛
ـ بیخیالی.
درمان:
ـ توجه به هدف زندگی؛
ـ برطرف کردن موانع تفکر (همان عواملی که در بالا بیان شد)؛
ـ توجه کردن به آثار مثبت تفکر و آثار منفی بیفکری؛
[1]. نساء: 142.
[2]. نمل: 3.
[3]. اعراف: 179.
[4]. اعراف: 179.
[5]: سید رضی، نهج البلاغه، خطبه 178.
[6]. روم: 8.
[7]. انفال: 22.
[8]. مصباح الشريعة، ترجمه مصطفوى، ص 423.
[9]. ملک: 10.