روش‌هاي جايگزين تنبيه بدني

ارسال شده توسط hasani در تاریخ پنجشنبه, 1391/05/12 - 16:02

  • نکات مهم تربيتي

1.فرستادن كودك به اتاقش

فرستادن كودك به اتاقش، روش مؤثري است كه مي‌تواند جايگزين داد‌كشيدن، بد و بيراه‌گفتن، تهديد‌كردن و كتك‌زدن او باشد. اين روش، هم‌چنين از عصبانيت شما جلوگيری می‌کند. با اين اقدام، كودك را دقايقي به اتاق خودش مي‌فرستيد تا در آن‌جا تنها باشد. در اين مدت او از جمع ديگران خارج شده و برای مدتی نمی‌تواند بازي و تفريح کند. محروم شدن از فعاليت نوعي مجازات است. اين اقدام از آن جهت مؤثر است كه بچه‌ها آن را دوست ندارند. هم‌چنين بيشترين اثربخشي را بر كودكان دو تا دوازده ساله دارد. اجراي اين روش در آغاز ممكن است كه با دشواري‌هايي همراه باشد. بعضي از بچه‌ها شما را در آغاز ناراحت مي‌كنند. بنابراين بايد آمادگي كامل داشته باشيد. در اين روش به نكاتي بايد توجه كرد كه در ادامه به آن‌ها اشاره می‌کنيم.

الف. محيطي كه كودك را به آن‌جا مي‌فرستيد مهياي اين كار كنيد.

• پيش از هر چيز بايد اتاق ايمن باشد.

• وسايل سرگرم‌كننده را از آن‌جا خارج کرده باشيد.

ب‌. اين روش را براي كودكتان توضيح دهيد.

• به او بگوييد به اتاق خود رفتن، يعني چه.

• اگر كودك شما هنوز زمان را متوجه نمي‌شود از ساعت زنگ‌دار استفاده كنيد.

• رفتار نادرست مورد نظر را به او يادآوری کنيد.

ج‌. مدت زماني كه كودك بايد به اتاق خود فرستاده شود:

• براي كودكان دو تا سه ساله، يك يا دو دقيقه كافي است.

• براي كودكان سه تا پنج ساله، دو يا سه دقيقه كافي است.

• براي بچه‌هاي پنج سال به بالا، پنج دقيقه كافي است.

البته بايد براي كودك توضيح داد كه زمان‌های ياد‌شده از هنگامی محاسبه مي‌شود كه كودك آرام گرفته باشد. اگر كودك از رفتن به اتاقش امتناع كرد، بايد از روش ديگري سود جست. وقتي كودك از رفتن به اتاقش خوداري مي‌‌کند، يك دقيقه صبر كنيد و دوباره از او بخواهيد. اشكالي ندارد كه به كودكتان یک دقيقه فرصت فكر‌كردن بدهيد. به او بگوييد: «خوب فكر كن! اگر به اتاقت نروي، اجازه نداري سوار دوچرخه‌ات بشوي. من با تو بحثي ندارم. تصميمش با خودت است». اگر كودكتان به اين نتيجه رسيد كه به اتاقش برود، شما به مقصودتان رسيده‌ايد؛ وگرنه بايد او را از يكي از امتيازاتش محروم كنيد؛ برای مثال، مي‌توانيد دوچرخه‌اش را قفل كنيد. به او بگوييد در صورتي مي‌تواند از آن استفاده كند كه براي مدت تعيين‌شده به اتاقش برود. البته به اين نكته توجه داشته باشيد كه بايد چيزي را انتخاب كنيد كه به راحتي بتوانيد از كودك بگيريد.

نكته مهم ديگری كه بايد به آن توجه داشت اين است كه هنگام فرستادن كودك به اتاقش، به هيچ وجه نبايد عصباني شد و از كوره در رفت، زيرا در اين‌صورت كودك می‌آموزد كه چگونه می‌تواند شما را عصباني كند و در آينده نيز همين كار را تکرار خواهد كرد. افزون بر اين، اگر هدفش از بي‌نظمي، جلب توجه شما بوده، با عصباني‌شدن نه‌تنها او را به مقصودش می‌رسانيد بلكه باعث تقويت رفتارش نيز می‌شويد. هم‌چنين در هر بار فقط براي اطلاح يك رفتار ناپسند از اين روش استفاده كنيد و هنگامي كه آن رفتار اصلاح شد از اين روش براي اصلاح رفتار ديگر استفاده كنيد، زيرا اگر در يك زمان، كودك را براي رفتارهاي ناپسند متعددش، تنبيه كنيد، كودك، گيج مي‌شود و نمي‌‌تواند علت اصلي اين تنبيه را دريابد.

2. استفاده از پيامدهاي مناسب

براي كاستن از رفتار نامطلوب، مي‌توان كودك را با پيامدهاي رفتارش مواجه كرد. پيامدها مي‌توانند به دو صورت باشند:

الف. پيامدهاي طبيعي

اين پيامدها حاصل رفتار خود كودك است؛ براي مثال، اگر كودك، سر ميز ‌شام دير حاضر شود، شام او سرد خواهد شد. و يا اگر كودك، به اجاق ‌گاز دست بزند، پيامد ‌آن، سوختن دستش مي‌باشد. استفاده از پيامدهاي طبيعي دو امتياز دارد: اول آن‌كه، به كودك اجازه مي‌‌دهد در مقابل اعمالش مسئول باشد، و دوم اين‌كه والدين در اين پيامدها دخالتي ندارند.

ب. پيامدهاي منطقي

در برخي موارد، پيامدهاي طبيعي ممكن است كه به كودك آسيبي جدي وارد آورد و يا اين‌كه آن عمل، پيامدي طبيعي به دنبال نداشته باشد؛ مثلاً اگر كودك بخواهد شيئي ‌فلزي را داخل ‌پريز ‌‌برق كند پيامد ‌طبيعي اين كار، بسيار خطرناك است و يا اين‌كه كودك، با ماژيك روي ديوارها نقاشي كشيده است؛ كه اين كار عملاً پيامد طبيبعي به دنبال ندارد. در اين موارد، مي‌توان عمل‌كودك را با يك پيامد‌ منطقي همراه كرد؛ براي مثال، در مورد بالا، او را مجبور كرد كه تمام ‌ديوارها را تميز كند. اگر كودك بداند، كه خودش بايد، كار اشتباهش را جبران كند، بسيار‌ كم‌تر، اتفاق مي‌افتد، كه آن كار‌اشتباه را انجام دهد.

استفاده از روش پيامدهاي مناسب مي‌تواند به ما كمك كند، كه رفتارهاي نامطلوب را در كودكمان كنترل كرده و تا حدّ زيادي كاهش دهيم.

3. روش جايگزيني

در اين روش، ما رفتاري‌ مطلوب را جايگزين رفتار ‌نامطلوب مي‌كنيم. جايگزيني، به كودك نشان مي‌دهد كه چگونه همان ‌رفتار را به صورت مورد ‌قبولي انجام دهد؛ براي مثال، كوبيدن به شيشه، با يك چكش چوبي، كار مناسبي نيست، اما كوبيدن روي سندان، با همان چكش، اشكالي ندارد. اگر كودك، در حال كندن صفحه ‌مجله‌اي است كه شما آن را لازم داريد، مجله ‌باطله‌اي در اختيارش بگذاريد. اگر كودك ‌شما، با شيئي‌‌ خطرناك، بازي مي‌كند شما مي‌توانيد با يك اسباب‌بازي يا چيزي كه او دوست دارد، آن شيء‌ خطرناك را از او بگيريد؛ بدون آن‌كه، به زور متوسل شده و يا او را تنبيه كنيد. بايد توجه داشت كه اين روش، با منحرف‌كردن حواس‌ كودك، تفاوت دارد، زيرا در منحرف‌كردن‌ حواس، سعي مي‌شود رفتار ‌نامطلوب‌ كودك قطع شود، اما مشخص نمي‌شود كه چگونه بايد آن فعاليت را انجام دهد.

روش پرت‌كردن‌ حواس، ممكن است در كودكان‌ نوپا جواب دهد، اما در كودكان بزرگ‌تر اين روش مؤثر نيست. هم‌چنين در سيره اهل‌بيت‌‌(عه) شاهديم، كه در برخي مواقع، از جايگزيني استفاده مي‌كردند. عموي ‌ابو‌رافع بن عمرو مي‌گويد: «در كودكي به نخل‌هاي ‌انصار سنگ مي‌زدم، تا خرما بيفتد و بخورم. انصار به پيامبر‌‌‌(ص) شکايت بردند. ايشان به سراغ من آمد و فرمود: چرا به نخل‌ها سنگ ميزني؟ گفتم: براي اين‌كه خرما بخورم. ايشان گفت: به نخل‌ها سنگ نزن، بلكه از آنچه ريخته است بخور. و دستي بر سر ‌‌من كشيد و فرمود: خدايا، شكم ‌او را سير كن.» در اين‌جا، رسول خدا‌‌‌(ص) او را تنبيه يا نهي نكردند، بلكه با محبت، از روش‌ جايگزيني استفاده كرده و كار ‌نادرست او را اصلاح فرمودند.

4. بي‌اعتنايي به كودك

از ديگر روش‌هايي كه مي‌تواند جايگزين تنبيه ‌بدني شود، بي‌اعتنايي به كودك است. اگر كودك ‌شما رفتاري انجام مي‌دهد كه موجب ناراحتي شما مي‌شود، در چنين مواقعي، بي‌اعتنايي به او در روحيه‌اش تأثير بسزايي دارد و اين احساس را به او منتقل مي‌كند كه گويي، تمام درها به رويش بسته شده و هيچ راهي جز دست‌كشيدن از كار‌ خلافش ندارد؛ پس مي‌كوشد، از كار ‌‌زشت ‌خود، دست بردارد و از والدين يا مربي‌اش، عذر‌خواهي كند.

اما بي‌اعتنايي، نبايد خيلي طولاني شود و زمينه آشتي را بايد فراهم كرد. و‌گرنه بازتاب‌هاي ‌منفي ديگري در پي‌ خواهد داشت. در اين روش، بايد علت ‌بي‌اعتنايي والدين براي كودك مشخص باشد و اگر كودك، متوجه عمل ‌اشتباه خود شد و عذر خواست، بايد عذر ‌او را پذيرفت و در صورت امكان، به علت درك ‌درستش، هديه‌اي به او داد. البته والدين، بايد توجه داشته باشند كه براي هر امر ‌جزئي، نبايد از اين روش استفاده كرد، زيرا اين عمل، براي او عادي شده و اثرش را از دست مي‌دهد. امام‌موسي‌كاظم‌‌(ع) به يكي از ياران خود، كه از دست فرزندش به ستوه آمده بود و از دست ‌او شكايت داشت، فرمود: « او را كتك نزن، بلكه به او بي‌اعتنايي كن، اما خيلي طول نكشد.»

5. ناديده‌گرفتن

ناديده‌گرفتن، روشي ‌مؤثر، براي برطرف‌كردن رفتارهاي نامطلوب ‌كودك است. از اين روش، زماني استفاده مي‌شود که کودک قصد داشته باشد با کارهايش توجه شما را به خود جلب کند. ممكن است در استفاده از اين روش، احساس كنيد در ‌واقع، كاري براي بهبود وضعيت انجام نمي‌دهيد، اما بعداً در‌مي‌يابيد كه با ناديده‌گرفتن ‌برخي ‌رفتارها، به طور حساب‌شده و مداوم، اين‌گونه رفتارها، ترك شده و به اين ترتيب، به نتايج ‌حيرت‌انگيزي مي‌رسيد.

وقتي كودك بخواهد توجه شما را جلب كند، حاضر است هر كاري انجام دهد تا به مقصود خود برسد. او به خوبي مي‌داند چه رفتاري و در چه موقعي، شما را بيشتر آزار مي‌دهد؛ براي مثال، درست موقعي كه مهمانان وارد اتاق ‌پذيرايي مي‌شوند و يا وقتي، در حالِ صحبت‌كردن با تلفن هستيد، او شروع به شلوغ‌‌‌کردن مي‌کند. حال اگر بتوانيد، اين رفتارها را تحمل كنيد و آن‌ها را ناديده بگيريد، كودك ‌شما از آن‌ها دست‌ خواهد كشيد، زيرا به هدف‌ خود، كه جلب‌ توجه ‌شما بوده، رسيده است. البته در كنار اين ‌عمل، بايد از رفتارهاي ‌مثبت ‌كودك، تعريف كرد. در ادامه توجه‌ شما را، به چند نکته، جهت انجام ‌بهتر اين مهارت، جلب مي‌کنيم:

 هر‌بار كه رفتار ‌آزار‌دهنده، اتفاق مي‌افتد، بي‌توجهي را به كار ببريد. اگر والدين، تنها گاهي اوقات نسبت به رفتاري بي‌توجه باشند، ممكن است، ناخواسته به كودكانشان آموزش دهند كه اگر رفتار مشكل‌آفرين را در بيشتر ‌وقت‌ها انجام دهند، توجه ‌والدين را جلب مي‌كنند.

 هنگامي كه به مشكلي، بي‌توجهي مي‌كنيد ممكن است قبل از بهتر‌شدن، بدتر شود. اگر كودكان، به خاطر بدرفتاري به طور منظم مورد توجه قرار گرفته باشند، آن رفتار، با شروع بي‌توجهي از سوي والدين، بلافاصله كاهش نمي‌يابد. همان‌طور كه مدتي طول مي‌كشد تا مشكلي ايجاد شود، از بين رفتن آن نيز زمان مي‌برد.

 برخي كارها كه حواستان را پرت مي‌كند، به بي‌توجهي شما كمك مي‌كند. هنگامي كه كودك، به صورت زننده‌اي رفتار مي‌كند، بي‌توجهي‌كردن، بسيار دشوار است. شمردن تا ده، صحبت‌كردن با همسر و يا ترك‌كردن ‌اتاق، به والدين كمك مي‌كند، تا نسبت به رفتار آزار‌دهنده كودكشان، به طور مداوم و كامل، بي‌توجهي كنند.

 بي‌توجهي را همراه با تحسين به كار بريد. اگر بعد از بي‌توجهي، رفتار ‌صحيح او را تحسين كنيد، اثر بيشتري دارد؛ براي مثال، اگر فرزندتان به هنگام غذا‌خوردن، غذايش را با قاشق، به اطراف پرتاب مي‌كند، شما بايد تا زماني كه او اين‌ رفتار را انجام مي‌دهد به او بي‌توجهي كنيد و بعد از متوقف‌شدن رفتار، لحظه‌اي درنگ كرده، تا زماني كه فرزندتان به صورت مناسبي رفتار کند، سپس او را تحسين كنيد؛ مانند: « آفرين! به جاي اين‌كه غذايت را به اطراف بريزي، همه‌اش را خوردي.»

پيش از به كار‌بردن اين راهبرد، بايد رفتارها را طبقه‌بندي كنيد و سپس ببينيد، كدام‌يك را مي‌توانيد ناديده بگيريد. روشن است كه نمي‌توانيد اعمال‌خطرناكي، مثل دويدن به سمت خيابان، يا رفتن به سمت لبه پشت‌بام را‌ ناديده بگيريد. همان‌طور که تحمل برخي از رفتارها، مانند، گاز‌گرفتن و كتك‌زدن، به سادگي ممكن نيست، به همين علت، نمي‌توان آن‌ها را ناديده گرفت، كه در اين صورت، مي‌توانيد از روش‌هاي ديگر استفاده كنيد.

6. تغيير محيط

در بسياري از مواقع مي‌توان، از طريق اصلاح ‌محيط، به جاي به کار‌بردن زور و قدرت، رفتار ناپسند كودك را تغيير داد؛ براي مثال، اگر كودك ‌شما برگ‌هاي گلدان را مي‌كند، شما مي‌توانيد، با جا‌به‌جا‌كردن گلدان و قرار‌دادن آن در جايي كه کودکتان نتواند، به آن دست زند، محيط را تغييرداده و مانع بروز آن رفتار شويد. هم‌چنين مي‌توانيد، با فراهم‌كردن وسايل ‌بازي ‌مناسب و معرفي فعاليت‌هاي جديد به كودك، محيط را غني كرده و مانع انجام رفتار نامناسب، از ناحيه كودك شويد.

بسياري از والدين و معلمان، مي‌دانند وقتي رفتارهايي نظير: ناآرامي، سر و صدا و اذيت‌‌‌کردن، از بچه‌ها مشاهده نمي‌شود، چيزهايي مثل، خاک رس، رنگ، جدول، تصاوير کتاب و فعاليت‌هاي ديگر، توجه آنان را به خود جلب کرده است. گاهي اوقات نيز، بايد محيط را از اشياء و مواد محرك، خالي كرد؛ براي مثال، وقتي كودك، قبل از خواب، پر جنب و جوش و پرتحرك است، والدين عاقل مي‌دانند، كه بايد، محيط را از هر‌گونه محركي كه حواس كودك را به خود جلب مي‌كند، خالي كنند. با استفاده از اين روش مي‌توان، بسياري از رفتارهاي ناپسند كودكان را كنترل كرد و مانع ‌بروز آن‌ها شد.

7. تذكر ‌تلويحي

انسان موجودي فراموش‌كار است و البته كودكان بيشتر؛ براي همين بايد همواره قوانين را به آن‌ها يادآوري كرد. اين اصل به اندازه‌اي اهميت دارد كه خداوند در قرآن، پيامبر خود را به عنوان يادآوري كننده معرفي مي‌كند. در بسياري از مواقع اگر والدين، كودك را با اشاره و تلويح، بدون اين‌كه ديگران بفهمند متوجه خطايش كنند، اثر آن بسيار بيشتر است از اين‌كه به طور مستقيم به او تذكر دهند. براي همين، در روايت نيز آمده است كه خطا‌كار را با پاداش‌دادن به درستكار تنبيه كنيد. البته اين روش بيشتر در كودكان دبستاني و نوجوانان اثر دارد، تا در خردسالان و كودكان زير شش سال.

8. استفاده از «پيام ‌من»

«پيام من»، به کودک اعلام مي‌کند، بزرگ‌ترها چه احساسي در برابر بعضي از رفتارهاي ‌ناپسند او دارند؛ براي مثال، زماني كه كودك شما صداي ‌تلويزيون را خيلي بلند كرده است به او مي‌گوييد: «وقتي صداي تلويزيون اين‌قدر بلند است، من نمي‌توانم با مادرت صحبت کنم»، و يا معلم مي‌گويد: «وقتي اين همه سر ‌و صدا در کلاس است، من نمي‌توانم صداي دوستتان را بشنوم». پيام من، فاقد بار ‌سرزنش و ارزيابي است. برخلاف «پيام تو» كه شامل بار ‌سنگين ‌سرزنش، داوري، ارزشيابي، انتقاد و اجبار است؛ مانند: «ساکت مي‌شوي يا بيرونت کنم»، «تو بايد از خودت خجالت بکشي»، «تو داري مرا ديوانه مي‌کني». وقتي بچه‌ها تحقير و سرزنش مي‌شوند، نوعي حالت دفاعي در آن‌ها ايجاد شده و در رفتار خود پافشاري مي‌کنند. چنين پيام‌هايي براي رشد عزت ‌نفس کودکان نيز زيان‌آور است. «پيام‌تو» جرّ‌ و ‌بحث‌هاي مخرّب دو جانبه را برمي‌انگيزد و باعث احساس‌ گناه، تحقير و آزردگي کودکان مي‌شود.

والدين بهتر است، براي اين‌که بچه‌‌هاي کوچک‌تر بتوانند «پيام‌من» را درک کنند، از پيام غير‌کلامي استفاده کنند؛ براي مثال، وقتي پدر، سينا‌‌ کوچولو را در فروشگاه بغل گرفته، او مرتب به شکم ‌پدر لگد مي‌زند و با هر لگد خنده‌اي سر‌مي‌دهد. پدر فوراً سينا را به زمين گذاشته و دستش را روي شکمش به علامت اين‌که درد مي‌کند مي‌گذارد و به راه مي‌افتد. اين پيام غيرکلامي، به سينا مي‌گويد: وقتي به شکمم لگد مي‌زني، دردم مي‌گيرد، بنابراين دوست ندارم تو را بغل کنم. پيام‌ من، نوعي در‌خواست كمك از كودك است. وقتي چنين درخواست کمکي از کودک مي‌شود، او بسيار بيشتر تمايل به تغيير و اصلاح رفتارش دارد، نسبت به زماني که مورد توبيخ، سرزنش، تنبيه يا تحقير قرار مي‌گيرد.

پيام‌ من، روشي نيست که از طريق آن بزرگترها، کوچکترها را کنترل کنند، بلکه در اين روش مسئوليت کنترل، به خود بچه‌‌ها واگذار مي‌شود و باعث پرورش خود‌کنترلي و خود‌انضباطي در آن‌ها مي‌شود. اين اصل ‌مهم را «دايانا بامريند» در دانشگاه برکلي‌کاليفرينا، روي بچه‌‌هاي مهد‌کودک، امتحان کرده است. او در سال 1947 دريافت، بچه‌‌هايي که در مهد‌کودک از خود‌کنترلي و خود‌انضباطي بالايي برخوردار بودند والديني داشتند که از تنبيه، يا تهديدِ ‌به ‌تنبيه، خودداري کرده، و به جاي آن از «پيام‌من»، استفاده منطقي، معقول و همه‌جانبه مي‌‌‌کردند.

فوائد استفاده از «پيام من»

مطالعات نشان مي‌دهد کودکاني که از عزت ‌نفس بالايي برخوردارند: دوستان بيشتري دارند، در برابر فشار‌هاي گروهي بهتر مقاومت مي‌کنند، در برابر انتقاد يا فکر ديگران حساسيت کمتري به خرج مي‌دهند، هوش ‌هيجاني بيشتري دارند، بهتر آموزش مي‌ببينند، از هماهنگي فيزيولوژيکي بهتري برخوردارند، کمتر خجالتي هستند، کمتر مي‌ترسند، قاطعيت بيشتري دارند و بهتر نياز‌هاي‌شان را تأمين مي‌کنند و مي‌توان با جرأت گفت که عزت ‌نفس، هسته و پايه اصلي سلامت روحي و رواني انسان است.

استانلي کوپراسميت، روان‌شناس معروف، در تحقيقي عوامل شکل‌گيري و افزايش عزت ‌نفس را در انسان تعين کرد. او دريافت، مادراني که پسرا‌نشان از عزت ‌نفس بالائي برخوردارند، از بحث و استدلال کلامي (شبيه پيام ‌من) استفاده کرده‌اند. در مقابل، مادراني که پسرانشان عزت ‌نفس پائيني دارند، از تنبيه براي برقراري انضباط استفاده کرده‌اند. او توصيه مي‌کند، وقتي رفتار کودک نامطلوب است، از «پيام‌من» استفاده کنيد. وي هم‌چنين، اثرات زيان‌بار «پيام‌تو» را که سرزنش‌آميز بوده و ما اغلب آن‌ها را پيام‌هاي تحقيرآميز، انتقاد‌آميز و منکوب‌کننده مي‌ناميم، در مطالعات ‌تجربي خود نشان داده است.

9. عتاب (تهديد)

تهديد نيز يكي از روش‌هايي است كه مي‌توان به جاي تنبيه از آن استفاده كرد. اساس‌ تهديد بر ترساندن‌ كودك از وقوع امري است كه از آن بيم دارد. البته بايد توجه داشت كه امكان عملي‌كردن تهديد‌ها در مواقع ضروري وجود داشته باشد و از تهديد‌هاي ظاهري بايد، جداً پرهيز كرد. خوب است، به اين نكته نيز توجه داشته باشيم كه هرچند تهديد به عنوان عامل بازدارنده ممكن است كودك را از ارتكاب كار‌هاي زشت بازدارد، اما معمولاً انگيزه‌هاي دروني او را تغير نمي‌دهد و به اصلاح دروني ‌‌ِرفتار نمي‌‌انجامد؛ براي همين بقيه روش‌ها بر اين روش تقدم دارند.

10. حذف پاداش‌ها و امتياز‌ها (جريمه)

حذف‌پاداش‌ها و امتياز‌ها، روش‌ديگري براي جلوگيري از بدرفتاري‌‌هاي شديد است. حذف پاداش‌ها و امتياز‌ها، در پاسخ به برخي از رفتار‌هاي خطرناك يا غير قابل تحمل‌کودک انجام مي‌گيرد. در اين روش مي‌توانيد به او تذكر دهيد که براي مثال، اگر يك‌بار ديگر داخل اتاق توپ‌بازي كند، توپ را گرفته و داخل كمد مي‌گذاريد. پاداش‌ها و امتياز‌ها را بايد بلافاصله بعد از رفتار نامناسبي كه دوست داريد متوقف شود حذف كنيد. هر چه فاصله ميان رفتار ‌مشكل‌آفرين و حذف ‌امتياز بيشتر باشد، اثر بخشي آن كمتر مي‌شود. هنگامي كه والدين براي حذف امتياز خيلي معطل مي‌كنند كودكان نمي‌فهمند به خاطر چه رفتاري تنبيه شده‌اند، و رفتار بدشان متوقف نمي‌شود.

11. کاهش بد‌رفتاري با پاداش دادن به رفتار مناسب

اين روش، در نگاه اول بسيار ساده به نظر مي‌رسد، اما در عمل بسيار کار‌ساز بوده و تأثير بسزايي در تغيير رفتار نامناسب کودک دارد. در اين روش، والدين به رفتار پسنديده‌اي که در مقابل (متضاد) رفتار ناپسند است پاداش مي‌دهند؛ براي مثال اگر کودکان شما هنگام بازي با هم دعوا مي‌کنند، شما براي از بين بردن اين بدرفتاري آن‌ها مي‌توانيد به اين صورت عمل کنيد: ابتدا مدت زماني محدود؛ مثلاً بيست دقيقه را مشخص کرده به روشني براي آن‌ها بيان کنيد، که اگر دراين مدت با هم دوستانه و بدون دعوا بازي کنند، پاداش مورد ‌علاقه آن‌ها را به ايشان خواهيد داد. مدتي اين کار را انجام داده به تدريج زمان ‌بازي را افزايش دهيد. در پايان، نتيجه‌ کار، شما را شگفت‌زده خواهد کرد. اين روش شما باعث مي‌شود تا رفتار نامناسب کودکتان بدون اينکه او را تنبيه ‌بدني کرده باشيد اصلاح شود.

الگو‌دهي به کودکان

والدين افزون بر آگاه ساختن کودک باید در ارائه رفتار درست و مقررات، خود بهترين نمونه براي وی باشند. به همين دلیل، در روايات اين نكته نغز را می‌بینیم كه: «افراد را با عملتان به كار خير دعوت كنيد». در نظم‌آموزي به كودك باید به اين مسئله توجه داشت، زيرا پدر و مادر، نخستین الگوهاي رفتار كودك‌اند. تأثير عمل والدين از گفتار آنان بسيار بيشتر است. استاد مطهري در اين‌باره مي‌گويد: «هيچ چيزي بشر را بيشتر از عمل تحت تأثير قرار نمي‌دهد. شما مي‌بينيد مردم از انبيا و اوليا زياد پيروي مي‌كنند، ولي از حكما و فلاسفه آن‌قدرها پيروي نمي‌كنند، زیرا فلاسفه فقط مي‌گويند، فقط مكتب دارند، فقط تئوري مي‌دهند، ... ولي انبياء و اولياء، تنها تئوري و فرضيه ندارند؛ عمل هم دارند. هر چه مي‌گويند ابتدا خود عمل مي‌كنند. حتي اين‌طور نيست كه اول بگويند و بعد عمل كنند، اول عمل مي‌كنند و بعد مي‌گويند. وقتي انسان بعد از آن‌كه خودش عمل كرد، گفت، اثر آن گفته چندين برابر مي‌شود».

اگر والدين خود منظم نباشند، تنبيه يا توصيه‌های پیاپی به نظم، براي ايجاد آن و رفع بي‌نظمي‌هاي كودك، سودي ندارد، زيرا كودك بخش مهمي از آموخته‌هاي خود را از راه مشاهده نمونه‌ها و الگوها فرا مي‌گيرد. امام‌كاظم‌‌‌(ع) ‌در اين‌باره مي‌فرمايند: «رفتار كودك بر اثر رفتار درست والدين محفوظ مي‌ماند».

در نوشته بعدی به شرایطی که در تنبیه باید رعایت شود اشاره خواهیم کرد.

مجید همتی