چند نکته برای برنامه ریزی اوقات فراغت

واژه فراغت برگرفته شده از لغت leisure می­باشد و در فرهنگ عمید دربارة اوقات فراغت چنین آمده است: فراغت در فارسی به معنی آسودگی و آسایش از کار و شغل است و فرد در این اوقات می­خواهد به اشتغالی بپردازد که با کمال میل به آن علاقه نشان می­دهد، خواه به منظور استراحت، خواه برای ایجاد تنوع. در مفهوم اوقات فراغت، رضایت، انگیزه و عامل انتخاب نقش اساسی دارد. در حقیقت بارزترین ویژگی اوقات فراغت این است که انسان از روی رضایت باطنی و با انگیزة شخصی، از میان مجموعة متنوع و گسترده­ای از فعالیت­ها به اختیار خویش یکی را بر می­گزیند. در دین اسلام بر اهمیت اوقات فراغت و نقش آنان در تکامل انسان تأکید شده است. به طوری که امام صادق علیه­السلام می­فرمایند: «انسان اگر به کاری مشغول نباشد، از فرط خوشی و بیکاری و بیهودگی به کارهایی دست می­زند که ضررش برای او و نزدیکانش بسیار است.»

اگر برنامه­های اوقات فراغت با جهت­گیری صحیح و سالم انتخاب شود، بسیاری از نابسامانی­های روحی، جسمی و اجتماعی درمان شده، خلاقیت­های فردی و اجتماعی به بار خواهد نشست. باید توجه داشت که اوقات فراغت به معنای بیکاری نیست؛ چون در اوقات بیکاری، فرد کاری برای انجام دادن ندارد، ولی در اوقات فراغت کارهای متعددی می­تواند داشته باشد. که تفاوت آن با اوقات دیگر، که در آن­ها نیز به انجام کار و فعالیت مشغول است. در هدف این کارها و فعالیت­ها نهفته است.

ضرورت اوقات فراغت

اوقات فراغت پدیده­ای است که برخاسته از جوامع جدید می­باشد. لازم است در برنامه­ریزی­های مربوط به آن، اقتضائات و ویژگی­های جامعة جدید مدنظر باشد و در سازمان دادن آن، رویکردها و ابزارهای مدرن مورد استفاده قرار گیرد. امروزه تفریح و چگونگی گذران اوقات فراغت وسیله­ای مؤثر برای پرورش قوای فکری، جسمی و اخلاقی افراد است و نیز عاملی برای جلوگیری از کج­روی­های اجتماعی به شمار می­آید. به عقیدة دکتر غلامعلی افروز، استاد تعلیم و تربیت دانشگاه تهران، اوقات فراغت حساس­ترین، ارزشمندترین و پربارترین اوقات زندگی آدمی است. این اوقات مانند شمشیر دو دمی است که یک لبة آن می­تواند زمینه­ساز خلاقیت و هنرآفرینی و لبة دیگر آن عاملی در جهت گرایش به بزهکاری و آسیب­های اجتماعی باشد. بنابراین، برای بهره­برداری هر چه بهتر از این اوقات، لزوم طرح برنامه­ای صحیح و منطقی، که منطق بر نیازها و علایق افراد باشد، انکار ناپذیر است و پژوهش­های مربوط نشان می­دهد که با پیشرفت و صنعتی شدن جوامع، اوقات فراغت نیز افزایش می­یابد و از سوی دیگر، بهره­گیری از فناوری پیشرفته باعث کاهش فعالیت­های جسمانی در حیطه­های مختلف گردیده است.

دیدگاه­های مختلف در مورد اوقات فراغت

دو دیدگاه معتبر در چگونگی گذراندن اوقات فراغت در حوزة علوم اجتماعی مطرح می­باشد که به شرح زیر است:

دیدگاه اول: دیدگاه نظری حاصل از تأثیر روانی و معنوی در برنامه­ریزی اوقات فراغت می­باشد که شامل سه نظریه است. نظریة اول حاکی از آن است که مبنای تفریح، اشتغال و فراغت، سنن مذهبی است، به طوری که در جوامع اولیه عملاً مراسم مذهبی از تحریکات جمعی و اجتماعات و جماعات جدا نبود و نیایش دسته جمعی به صورت سرودهای دینی و آواز و نمایش و سرودخوانی و نظایر آن، رابطه­ای تنگاتنگ با سنن مذهبی داشته است. نظریة دوم راجع به فراغت و فرضیة غریزی بازی و تفریح است که بازی را یک نیاز فطری انسان می­داند و وظیفة اصلی بازی در دورة کودکی را آماده­سازی برای دورة نوجوانی به شمار می­آورد. نظریة سوم مربوط به استراحت و کسب لذت است. طرفداران این نظریه می­گویند که سلامت روانی فرد با بازی و ورزش تأمین می­شود و توضیح آن، این است که فرد با پرداختن به گونه­ای از امور، به نحوه تخلیة هیجانی می­شود، برخی از عواطف منفی، عوارض، تضادها و تعارضات درونی شخصیت او برون­ریزی می­شود و بدین وسیله تنش­های روانی از بین می­رود و از به وجود آمدن یک شخصیت ضد اجتماعی جلوگیری می­شود.

دیدگاه دوم: دیدگاه کارکردگرایی اوقات فراغت است که این دیدگاه به سه موضوع اشاره دارد.

موضوع اول مربوط به اقتصادانان است که در زمینة تولید و سودآوری به بررسی پدیدة فراغت پرداخته است. موضوع دوم، مربوط به نگاه اجتماعی در مورد اوقات فراغت است و می­گوید: حرکت انسان به سوی انزواگرایی سوق می­یابد، فرصت کمتری برای تعامل بین فردی در جامعه فراهم می­شود وگذراندن اوقات فراغت به شکل غیر متعارف ترویج می­یابد که این امر موجب کم­رنگ شدن نشاط، تحریک و جذابیت می­گردد. در این نظریه، انسان تلاش دارد با گذراندن اوقات فراغت خود با کسانی که با وی مأنوس­اند، به تعادل خوبی برسد و به دیگران نیز نفعی متناسب برساند. در نگاه اجتماعی، اوقات فراغت وقتی مناسب است که جامعه از کنش فعالانة فرهنگی و تربیتی برخوردار باشد و با در اختیار داشتن فرصت بتواند به سالم­سازی اجتماعی بپردازد. موضوع سوم، به اوقات فراغت نگاه سیاسی دارد که در این دیدگاه خدمات مربوط به اوقات فراغت متناسب با سیاست و امکانات موجود از طرف مسئولان جامعه برای مهار یا کاهش هیجانات متراکم در قشرهای مختلف جامعه و جلوگیری از سقوط در بی­هویتی ارایه می­شود تا بتوانند از انواع کجروی­ها یا احیاناً به هم زدن نظم عمومی در جامعه جلوگیری کنند.

چالش­ها و مشکلات موجود

1- تغییر در شکل زندگی، جوانان را به فرهنگ رسانه­ای برای پر کردن اوقات فراغت وابسته کرده و موجب انزوا و وابستگی به محیط خانه شده است. متأسفانه جوانان کشورمان مهارت کافی برای سرگرم کردن خود را ندارند و این امر می­تواند منجر به انفعال و خانه­نشین شدن آن­ها شود.

2- هنوز مدیرانی هستند که اوقات فراغت را مساوی با سرگرمی می­دانند، حال آن که فراغت، فرصت کسب تجربه است.

3- به اوقات فراغت، بیش­تر به صورت موردی پرداخته می­شود و متولی­هایی وارد این حوزه شده­اند که نباید وارد شوند و میان مسئولین مربوط، بعضا ناهماهنگی دیده می­شود که ناشی از نگاه متفاوت به پدیدة اوقات فراغت است.

4- فضای باز رقابت، با در نظر گرفتن ویژگی­های مناطق مختلف، موجب توسعة صنعت اوقات فراغت بومی می­شود. در صورت فقدان بازار کالاهای فراغتی و نیز آزادی عمل بنگاه­ها در تولیدات، بازار به بخش غیر رسمی و حتی به بخش زیرزمینی هدایت شده، کالاهای غیر بومی در آن جریان می­یابد.

5- اوقات فراغت پدیده­ای گسترده است که نمی­تواند آن را در حیطه­های محدود کنترل نمود و متأسفانه در برنامه­های اوقات فراغت از ظرفیت­های تاریخی، فرهنگی اجتماعی و بومی کشور به نحو مطلوب استفاده نکرده­ایم و بایستی برنامه­ریزی­های مربوط به اوقات فراغت با نگاه ملی صورت گیرد.

6- بر اساس آمار سازمان ملی جوانان، 25 دستگاه متولی برنامه­ریزی اوقات فراغت دانش­آموزان هستند، با وجود این، تمام دانش­آموزان تحت پوشش برنامه­های اوقات فراغت قرار نمی­گیرند. بر اساس همین آمار در سال 86، 15درصد دانش­آموزان مقطع تحصیلی متوسطه تحت پوشش برنامه­های مزبور قرار گرفتند و اگر چه در سال 88، این رقم به 25درصد رسیده است، آمار، خوبی نیست.

رویکردهای اوقات فراغت

ایجاد آرامش، تفریح و سرگرمی، شخصیت و برقراری تعادل، کسب معلومات و بروز خلاقیت­ها را می­توان از جمله رویکردهای اوقات فراغت برشمرد.

کارکردهای اوقات فراغت

1- رفع خستگی: یکی از کارکردهای اساسی اوقات فراغت، رفع خستگی است. انسان­­ها همه به رفع خستگی و استراحت نیاز دارند. کار مداوم بدون رفع خستگی، موجب پایین آمدن بازده عمل و لطمه خوردن به سلامت فرد می­شود. هدف از اوقات فراغت تمدد اعصاب و افزایش بازدهی در کار است.

2- نیاز به تفریح: در اسلام نیز به تفریحات سالم به طور مکرر اشاره شده است که می­تواند نقش مؤثر در سلامت روح و روان فرد داشته باشد.

3- شکوفایی استعدادها: اوقات فراغت یکی از موقعیت­های بسیار مناسب است که فرد می­تواند با استفاده از آن به شناسایی و تقویت استعدادهای خود بپردازد.

4- رشد اجتماعی فرد: اوقات فراغت، علاوه بر تأثیرات فردی که در رشد شخصیت به جای می­گذارد، به رشد اجتماعی فرد نیز کمک می­کند. شرکت فرد در شبکه­های اجتماعی­اش کمک می­کند؛ چرا که اگر فردی دارای بهترین و ارزنده­ترین استعدادها نیز باشد، تا زمانی که برای ارائه آن­ها در سطح اجتماعی توانایی نداشته باشد، چندان موفق نخواهد بود.

5- شکل­دهی شخصیت سالم: ساعات فراغت فرصتی است که انسان می­تواند به ارزیابی عملکرد گذشتة خوش بپردازد و عادت­های ناپسند و زشت گذشتة خود را با رضایت و انگیزة باطنی ترک کند و با نشاط و سروری باطنی و روحیه­ای عالی به کسب عادات خود شکل ­هی شخصیت سالم بپردازد.

راه­کارهایی برای برنامه­ریزی اوقات فراغت (ویژة مدیران)

1- برنامه­ریزی در سطح کلان و در سطوح پایین­تر بایستی همراه با تعیین وضعیت موجود و شناسایی ظرفیت­ها و پتانیسل­ها باشد و انواع تجهیزات سخت­افزاری مشخص شود و بالاخره با توجه به متغیرهای مؤثر بر شیوه­های گذران اوقات فراغت که شامل موارد زیر است، برنامه­ریزی صورت می­گیرد.

الف) متغیرهای اجتماعی و فرهنگی مانند تحصیلات، پایگاه اجتماعی، فرهنگ ملی، اعتقادات دینی، موقعیت طبقاتی و...

ب) متغیرهای اقتصادی مانند شغل و درآمد، کالاها و خدمات فراغتی، نقش اقتصاد فراغتی وگردشگری و...

ج) متغیرهای فردی و شخصی مانند جنیست، سن، مرحلة زندگی و...

د) متغیرهای خانوادگی مانند نقش ازدواج، مراحل زندگی خانوادگی، هویت و فرهنگ خانوادگی.

ه) عوامل محیطی و کالبدی – فضایی مانند وجود امکانات با قابلیت دسترسی، آگاهی و اطلاع و...

و) عوامل مدیریتی مانند نقش دولت، نقش بخش خصوصی، نهادهای داوطلب، مدیریت کارآمد، تبلیغات و...

2- به منظور برنامه­ریزی اوقات فراغت، باید از فرهنگ حاکم و امکانات موجود در هر استان و شهر به نحو مطلوب استفاده کرد و با بهره­گیری از انواع و اشکال فعالیت­های فراغتی که شامل موارد زیر می­باشد، فرایند بومی­سازی اوقات فراغت را برنامه­ریزی کرد.

انواع و اشکال فعالیت­های فراغتی عبارت­اند از:

الف) انواع ورزش­ها و بازی­ها.

ب) انواع فعالیت­های هنری، فرهنگی و صنایع دستی.

ج) انواع فعالیت­های علمی، آموزشی و پژوهشی.

د) انواع فعالیت­های داوطلبانة گروهی و اجتماعی.

ه) انواع سرگرمی­ها، بازی­ها و تفریحات عامه­پسند.

ی) انواع فعالیت­های گردشگری، مسافرت و سیاحت.

و) انواع فعالیت­های دید و بازدید، خرید تفریحی و شهرگردی.

3- فرهنگ­سازی و اطلاع­رسانی، دو امر همراه­اند که مدیران قبل از اجرای برنامه­های خود بایستی به نحو مطلوب و در زمان مناسب آن­ها را انجام دهند و اطلاعات لازم و کافی دربارة ضرورت استفاده از زمان فراغت و برنامه­­های دستگاه­های متولی را در اختیار والدین قرار دهند تا آنان علاوه بر پی بردن به اهمیت این اوقات در رشد همه جانبة فرزندانشان، با جزئیات برنامه­ها آشنا شوند و در زمانی مناسب بتوانند تصمیم­گیری نمایند.

حمید دامرودی

کارشناس ارشد تربیت بدنی

چند نکته برای برنامه ریزی اوقات فراغت

واژه فراغت برگرفته شده از لغت leisure می­باشد و در فرهنگ عمید دربارة اوقات فراغت چنین آمده است: فراغت در فارسی به معنی آسودگی و آسایش از کار و شغل است و فرد در این اوقات می­خواهد به اشتغالی بپردازد که با کمال میل به آن علاقه نشان می­دهد، خواه به منظور استراحت، خواه برای ایجاد تنوع. در مفهوم اوقات فراغت، رضایت، انگیزه و عامل انتخاب نقش اساسی دارد. در حقیقت بارزترین ویژگی اوقات فراغت این است که انسان از روی رضایت باطنی و با انگیزة شخصی، از میان مجموعة متنوع و گسترده­ای از فعالیت­ها به اختیار خویش یکی را بر می­گزیند. در دین اسلام بر اهمیت اوقات فراغت و نقش آنان در تکامل انسان تأکید شده است. به طوری که امام صادق علیه­السلام می­فرمایند: «انسان اگر به کاری مشغول نباشد، از فرط خوشی و بیکاری و بیهودگی به کارهایی دست می­زند که ضررش برای او و نزدیکانش بسیار است.»

اگر برنامه­های اوقات فراغت با جهت­گیری صحیح و سالم انتخاب شود، بسیاری از نابسامانی­های روحی، جسمی و اجتماعی درمان شده، خلاقیت­های فردی و اجتماعی به بار خواهد نشست. باید توجه داشت که اوقات فراغت به معنای بیکاری نیست؛ چون در اوقات بیکاری، فرد کاری برای انجام دادن ندارد، ولی در اوقات فراغت کارهای متعددی می­تواند داشته باشد. که تفاوت آن با اوقات دیگر، که در آن­ها نیز به انجام کار و فعالیت مشغول است. در هدف این کارها و فعالیت­ها نهفته است.

ضرورت اوقات فراغت

اوقات فراغت پدیده­ای است که برخاسته از جوامع جدید می­باشد. لازم است در برنامه­ریزی­های مربوط به آن، اقتضائات و ویژگی­های جامعة جدید مدنظر باشد و در سازمان دادن آن، رویکردها و ابزارهای مدرن مورد استفاده قرار گیرد. امروزه تفریح و چگونگی گذران اوقات فراغت وسیله­ای مؤثر برای پرورش قوای فکری، جسمی و اخلاقی افراد است و نیز عاملی برای جلوگیری از کج­روی­های اجتماعی به شمار می­آید. به عقیدة دکتر غلامعلی افروز، استاد تعلیم و تربیت دانشگاه تهران، اوقات فراغت حساس­ترین، ارزشمندترین و پربارترین اوقات زندگی آدمی است. این اوقات مانند شمشیر دو دمی است که یک لبة آن می­تواند زمینه­ساز خلاقیت و هنرآفرینی و لبة دیگر آن عاملی در جهت گرایش به بزهکاری و آسیب­های اجتماعی باشد. بنابراین، برای بهره­برداری هر چه بهتر از این اوقات، لزوم طرح برنامه­ای صحیح و منطقی، که منطق بر نیازها و علایق افراد باشد، انکار ناپذیر است و پژوهش­های مربوط نشان می­دهد که با پیشرفت و صنعتی شدن جوامع، اوقات فراغت نیز افزایش می­یابد و از سوی دیگر، بهره­گیری از فناوری پیشرفته باعث کاهش فعالیت­های جسمانی در حیطه­های مختلف گردیده است.

دیدگاه­های مختلف در مورد اوقات فراغت

دو دیدگاه معتبر در چگونگی گذراندن اوقات فراغت در حوزة علوم اجتماعی مطرح می­باشد که به شرح زیر است:

دیدگاه اول: دیدگاه نظری حاصل از تأثیر روانی و معنوی در برنامه­ریزی اوقات فراغت می­باشد که شامل سه نظریه است. نظریة اول حاکی از آن است که مبنای تفریح، اشتغال و فراغت، سنن مذهبی است، به طوری که در جوامع اولیه عملاً مراسم مذهبی از تحریکات جمعی و اجتماعات و جماعات جدا نبود و نیایش دسته جمعی به صورت سرودهای دینی و آواز و نمایش و سرودخوانی و نظایر آن، رابطه­ای تنگاتنگ با سنن مذهبی داشته است. نظریة دوم راجع به فراغت و فرضیة غریزی بازی و تفریح است که بازی را یک نیاز فطری انسان می­داند و وظیفة اصلی بازی در دورة کودکی را آماده­سازی برای دورة نوجوانی به شمار می­آورد. نظریة سوم مربوط به استراحت و کسب لذت است. طرفداران این نظریه می­گویند که سلامت روانی فرد با بازی و ورزش تأمین می­شود و توضیح آن، این است که فرد با پرداختن به گونه­ای از امور، به نحوه تخلیة هیجانی می­شود، برخی از عواطف منفی، عوارض، تضادها و تعارضات درونی شخصیت او برون­ریزی می­شود و بدین وسیله تنش­های روانی از بین می­رود و از به وجود آمدن یک شخصیت ضد اجتماعی جلوگیری می­شود.

دیدگاه دوم: دیدگاه کارکردگرایی اوقات فراغت است که این دیدگاه به سه موضوع اشاره دارد.

موضوع اول مربوط به اقتصادانان است که در زمینة تولید و سودآوری به بررسی پدیدة فراغت پرداخته است. موضوع دوم، مربوط به نگاه اجتماعی در مورد اوقات فراغت است و می­گوید: حرکت انسان به سوی انزواگرایی سوق می­یابد، فرصت کمتری برای تعامل بین فردی در جامعه فراهم می­شود وگذراندن اوقات فراغت به شکل غیر متعارف ترویج می­یابد که این امر موجب کم­رنگ شدن نشاط، تحریک و جذابیت می­گردد. در این نظریه، انسان تلاش دارد با گذراندن اوقات فراغت خود با کسانی که با وی مأنوس­اند، به تعادل خوبی برسد و به دیگران نیز نفعی متناسب برساند. در نگاه اجتماعی، اوقات فراغت وقتی مناسب است که جامعه از کنش فعالانة فرهنگی و تربیتی برخوردار باشد و با در اختیار داشتن فرصت بتواند به سالم­سازی اجتماعی بپردازد. موضوع سوم، به اوقات فراغت نگاه سیاسی دارد که در این دیدگاه خدمات مربوط به اوقات فراغت متناسب با سیاست و امکانات موجود از طرف مسئولان جامعه برای مهار یا کاهش هیجانات متراکم در قشرهای مختلف جامعه و جلوگیری از سقوط در بی­هویتی ارایه می­شود تا بتوانند از انواع کجروی­ها یا احیاناً به هم زدن نظم عمومی در جامعه جلوگیری کنند.

چالش­ها و مشکلات موجود

1- تغییر در شکل زندگی، جوانان را به فرهنگ رسانه­ای برای پر کردن اوقات فراغت وابسته کرده و موجب انزوا و وابستگی به محیط خانه شده است. متأسفانه جوانان کشورمان مهارت کافی برای سرگرم کردن خود را ندارند و این امر می­تواند منجر به انفعال و خانه­نشین شدن آن­ها شود.

2- هنوز مدیرانی هستند که اوقات فراغت را مساوی با سرگرمی می­دانند، حال آن که فراغت، فرصت کسب تجربه است.

3- به اوقات فراغت، بیش­تر به صورت موردی پرداخته می­شود و متولی­هایی وارد این حوزه شده­اند که نباید وارد شوند و میان مسئولین مربوط، بعضا ناهماهنگی دیده می­شود که ناشی از نگاه متفاوت به پدیدة اوقات فراغت است.

4- فضای باز رقابت، با در نظر گرفتن ویژگی­های مناطق مختلف، موجب توسعة صنعت اوقات فراغت بومی می­شود. در صورت فقدان بازار کالاهای فراغتی و نیز آزادی عمل بنگاه­ها در تولیدات، بازار به بخش غیر رسمی و حتی به بخش زیرزمینی هدایت شده، کالاهای غیر بومی در آن جریان می­یابد.

5- اوقات فراغت پدیده­ای گسترده است که نمی­تواند آن را در حیطه­های محدود کنترل نمود و متأسفانه در برنامه­های اوقات فراغت از ظرفیت­های تاریخی، فرهنگی اجتماعی و بومی کشور به نحو مطلوب استفاده نکرده­ایم و بایستی برنامه­ریزی­های مربوط به اوقات فراغت با نگاه ملی صورت گیرد.

6- بر اساس آمار سازمان ملی جوانان، 25 دستگاه متولی برنامه­ریزی اوقات فراغت دانش­آموزان هستند، با وجود این، تمام دانش­آموزان تحت پوشش برنامه­های اوقات فراغت قرار نمی­گیرند. بر اساس همین آمار در سال 86، 15درصد دانش­آموزان مقطع تحصیلی متوسطه تحت پوشش برنامه­های مزبور قرار گرفتند و اگر چه در سال 88، این رقم به 25درصد رسیده است، آمار، خوبی نیست.

رویکردهای اوقات فراغت

ایجاد آرامش، تفریح و سرگرمی، شخصیت و برقراری تعادل، کسب معلومات و بروز خلاقیت­ها را می­توان از جمله رویکردهای اوقات فراغت برشمرد.

کارکردهای اوقات فراغت

1- رفع خستگی: یکی از کارکردهای اساسی اوقات فراغت، رفع خستگی است. انسان­­ها همه به رفع خستگی و استراحت نیاز دارند. کار مداوم بدون رفع خستگی، موجب پایین آمدن بازده عمل و لطمه خوردن به سلامت فرد می­شود. هدف از اوقات فراغت تمدد اعصاب و افزایش بازدهی در کار است.

2- نیاز به تفریح: در اسلام نیز به تفریحات سالم به طور مکرر اشاره شده است که می­تواند نقش مؤثر در سلامت روح و روان فرد داشته باشد.

3- شکوفایی استعدادها: اوقات فراغت یکی از موقعیت­های بسیار مناسب است که فرد می­تواند با استفاده از آن به شناسایی و تقویت استعدادهای خود بپردازد.

4- رشد اجتماعی فرد: اوقات فراغت، علاوه بر تأثیرات فردی که در رشد شخصیت به جای می­گذارد، به رشد اجتماعی فرد نیز کمک می­کند. شرکت فرد در شبکه­های اجتماعی­اش کمک می­کند؛ چرا که اگر فردی دارای بهترین و ارزنده­ترین استعدادها نیز باشد، تا زمانی که برای ارائه آن­ها در سطح اجتماعی توانایی نداشته باشد، چندان موفق نخواهد بود.

5- شکل­دهی شخصیت سالم: ساعات فراغت فرصتی است که انسان می­تواند به ارزیابی عملکرد گذشتة خوش بپردازد و عادت­های ناپسند و زشت گذشتة خود را با رضایت و انگیزة باطنی ترک کند و با نشاط و سروری باطنی و روحیه­ای عالی به کسب عادات خود شکل ­هی شخصیت سالم بپردازد.

راه­کارهایی برای برنامه­ریزی اوقات فراغت (ویژة مدیران)

1- برنامه­ریزی در سطح کلان و در سطوح پایین­تر بایستی همراه با تعیین وضعیت موجود و شناسایی ظرفیت­ها و پتانیسل­ها باشد و انواع تجهیزات سخت­افزاری مشخص شود و بالاخره با توجه به متغیرهای مؤثر بر شیوه­های گذران اوقات فراغت که شامل موارد زیر است، برنامه­ریزی صورت می­گیرد.

الف) متغیرهای اجتماعی و فرهنگی مانند تحصیلات، پایگاه اجتماعی، فرهنگ ملی، اعتقادات دینی، موقعیت طبقاتی و...

ب) متغیرهای اقتصادی مانند شغل و درآمد، کالاها و خدمات فراغتی، نقش اقتصاد فراغتی وگردشگری و...

ج) متغیرهای فردی و شخصی مانند جنیست، سن، مرحلة زندگی و...

د) متغیرهای خانوادگی مانند نقش ازدواج، مراحل زندگی خانوادگی، هویت و فرهنگ خانوادگی.

ه) عوامل محیطی و کالبدی – فضایی مانند وجود امکانات با قابلیت دسترسی، آگاهی و اطلاع و...

و) عوامل مدیریتی مانند نقش دولت، نقش بخش خصوصی، نهادهای داوطلب، مدیریت کارآمد، تبلیغات و...

2- به منظور برنامه­ریزی اوقات فراغت، باید از فرهنگ حاکم و امکانات موجود در هر استان و شهر به نحو مطلوب استفاده کرد و با بهره­گیری از انواع و اشکال فعالیت­های فراغتی که شامل موارد زیر می­باشد، فرایند بومی­سازی اوقات فراغت را برنامه­ریزی کرد.

انواع و اشکال فعالیت­های فراغتی عبارت­اند از:

الف) انواع ورزش­ها و بازی­ها.

ب) انواع فعالیت­های هنری، فرهنگی و صنایع دستی.

ج) انواع فعالیت­های علمی، آموزشی و پژوهشی.

د) انواع فعالیت­های داوطلبانة گروهی و اجتماعی.

ه) انواع سرگرمی­ها، بازی­ها و تفریحات عامه­پسند.

ی) انواع فعالیت­های گردشگری، مسافرت و سیاحت.

و) انواع فعالیت­های دید و بازدید، خرید تفریحی و شهرگردی.

3- فرهنگ­سازی و اطلاع­رسانی، دو امر همراه­اند که مدیران قبل از اجرای برنامه­های خود بایستی به نحو مطلوب و در زمان مناسب آن­ها را انجام دهند و اطلاعات لازم و کافی دربارة ضرورت استفاده از زمان فراغت و برنامه­­های دستگاه­های متولی را در اختیار والدین قرار دهند تا آنان علاوه بر پی بردن به اهمیت این اوقات در رشد همه جانبة فرزندانشان، با جزئیات برنامه­ها آشنا شوند و در زمانی مناسب بتوانند تصمیم­گیری نمایند.

حمید دامرودی

کارشناس ارشد تربیت بدنی

واژه فراغت برگرفته شده از لغت leisure می­باشد و در فرهنگ عمید دربارة اوقات فراغت چنین آمده است: فراغت در فارسی به معنی آسودگی و آسایش از کار و شغل است و فرد در این اوقات می­خواهد به اشتغالی بپردازد که با کمال میل به آن علاقه نشان می­دهد، خواه به منظور استراحت، خواه برای ایجاد تنوع. در مفهوم اوقات فراغت، رضایت، انگیزه و عامل انتخاب نقش اساسی دارد. در حقیقت بارزترین ویژگی اوقات فراغت این است که انسان از روی رضایت باطنی و با انگیزة شخصی، از میان مجموعة متنوع و گسترده­ای از فعالیت­ها به اختیار خویش یکی را بر می­گزیند. در دین اسلام بر اهمیت اوقات فراغت و نقش آنان در تکامل انسان تأکید شده است. به طوری که امام صادق علیه­السلام می­فرمایند: «انسان اگر به کاری مشغول نباشد، از فرط خوشی و بیکاری و بیهودگی به کارهایی دست می­زند که ضررش برای او و نزدیکانش بسیار است.»

اگر برنامه­های اوقات فراغت با جهت­گیری صحیح و سالم انتخاب شود، بسیاری از نابسامانی­های روحی، جسمی و اجتماعی درمان شده، خلاقیت­های فردی و اجتماعی به بار خواهد نشست. باید توجه داشت که اوقات فراغت به معنای بیکاری نیست؛ چون در اوقات بیکاری، فرد کاری برای انجام دادن ندارد، ولی در اوقات فراغت کارهای متعددی می­تواند داشته باشد. که تفاوت آن با اوقات دیگر، که در آن­ها نیز به انجام کار و فعالیت مشغول است. در هدف این کارها و فعالیت­ها نهفته است.

ضرورت اوقات فراغت

اوقات فراغت پدیده­ای است که برخاسته از جوامع جدید می­باشد. لازم است در برنامه­ریزی­های مربوط به آن، اقتضائات و ویژگی­های جامعة جدید مدنظر باشد و در سازمان دادن آن، رویکردها و ابزارهای مدرن مورد استفاده قرار گیرد. امروزه تفریح و چگونگی گذران اوقات فراغت وسیله­ای مؤثر برای پرورش قوای فکری، جسمی و اخلاقی افراد است و نیز عاملی برای جلوگیری از کج­روی­های اجتماعی به شمار می­آید. به عقیدة دکتر غلامعلی افروز، استاد تعلیم و تربیت دانشگاه تهران، اوقات فراغت حساس­ترین، ارزشمندترین و پربارترین اوقات زندگی آدمی است. این اوقات مانند شمشیر دو دمی است که یک لبة آن می­تواند زمینه­ساز خلاقیت و هنرآفرینی و لبة دیگر آن عاملی در جهت گرایش به بزهکاری و آسیب­های اجتماعی باشد. بنابراین، برای بهره­برداری هر چه بهتر از این اوقات، لزوم طرح برنامه­ای صحیح و منطقی، که منطق بر نیازها و علایق افراد باشد، انکار ناپذیر است و پژوهش­های مربوط نشان می­دهد که با پیشرفت و صنعتی شدن جوامع، اوقات فراغت نیز افزایش می­یابد و از سوی دیگر، بهره­گیری از فناوری پیشرفته باعث کاهش فعالیت­های جسمانی در حیطه­های مختلف گردیده است.

دیدگاه­های مختلف در مورد اوقات فراغت

دو دیدگاه معتبر در چگونگی گذراندن اوقات فراغت در حوزة علوم اجتماعی مطرح می­باشد که به شرح زیر است:

دیدگاه اول: دیدگاه نظری حاصل از تأثیر روانی و معنوی در برنامه­ریزی اوقات فراغت می­باشد که شامل سه نظریه است. نظریة اول حاکی از آن است که مبنای تفریح، اشتغال و فراغت، سنن مذهبی است، به طوری که در جوامع اولیه عملاً مراسم مذهبی از تحریکات جمعی و اجتماعات و جماعات جدا نبود و نیایش دسته جمعی به صورت سرودهای دینی و آواز و نمایش و سرودخوانی و نظایر آن، رابطه­ای تنگاتنگ با سنن مذهبی داشته است. نظریة دوم راجع به فراغت و فرضیة غریزی بازی و تفریح است که بازی را یک نیاز فطری انسان می­داند و وظیفة اصلی بازی در دورة کودکی را آماده­سازی برای دورة نوجوانی به شمار می­آورد. نظریة سوم مربوط به استراحت و کسب لذت است. طرفداران این نظریه می­گویند که سلامت روانی فرد با بازی و ورزش تأمین می­شود و توضیح آن، این است که فرد با پرداختن به گونه­ای از امور، به نحوه تخلیة هیجانی می­شود، برخی از عواطف منفی، عوارض، تضادها و تعارضات درونی شخصیت او برون­ریزی می­شود و بدین وسیله تنش­های روانی از بین می­رود و از به وجود آمدن یک شخصیت ضد اجتماعی جلوگیری می­شود.

دیدگاه دوم: دیدگاه کارکردگرایی اوقات فراغت است که این دیدگاه به سه موضوع اشاره دارد.

موضوع اول مربوط به اقتصادانان است که در زمینة تولید و سودآوری به بررسی پدیدة فراغت پرداخته است. موضوع دوم، مربوط به نگاه اجتماعی در مورد اوقات فراغت است و می­گوید: حرکت انسان به سوی انزواگرایی سوق می­یابد، فرصت کمتری برای تعامل بین فردی در جامعه فراهم می­شود وگذراندن اوقات فراغت به شکل غیر متعارف ترویج می­یابد که این امر موجب کم­رنگ شدن نشاط، تحریک و جذابیت می­گردد. در این نظریه، انسان تلاش دارد با گذراندن اوقات فراغت خود با کسانی که با وی مأنوس­اند، به تعادل خوبی برسد و به دیگران نیز نفعی متناسب برساند. در نگاه اجتماعی، اوقات فراغت وقتی مناسب است که جامعه از کنش فعالانة فرهنگی و تربیتی برخوردار باشد و با در اختیار داشتن فرصت بتواند به سالم­سازی اجتماعی بپردازد. موضوع سوم، به اوقات فراغت نگاه سیاسی دارد که در این دیدگاه خدمات مربوط به اوقات فراغت متناسب با سیاست و امکانات موجود از طرف مسئولان جامعه برای مهار یا کاهش هیجانات متراکم در قشرهای مختلف جامعه و جلوگیری از سقوط در بی­هویتی ارایه می­شود تا بتوانند از انواع کجروی­ها یا احیاناً به هم زدن نظم عمومی در جامعه جلوگیری کنند.

چالش­ها و مشکلات موجود

1- تغییر در شکل زندگی، جوانان را به فرهنگ رسانه­ای برای پر کردن اوقات فراغت وابسته کرده و موجب انزوا و وابستگی به محیط خانه شده است. متأسفانه جوانان کشورمان مهارت کافی برای سرگرم کردن خود را ندارند و این امر می­تواند منجر به انفعال و خانه­نشین شدن آن­ها شود.

2- هنوز مدیرانی هستند که اوقات فراغت را مساوی با سرگرمی می­دانند، حال آن که فراغت، فرصت کسب تجربه است.

3- به اوقات فراغت، بیش­تر به صورت موردی پرداخته می­شود و متولی­هایی وارد این حوزه شده­اند که نباید وارد شوند و میان مسئولین مربوط، بعضا ناهماهنگی دیده می­شود که ناشی از نگاه متفاوت به پدیدة اوقات فراغت است.

4- فضای باز رقابت، با در نظر گرفتن ویژگی­های مناطق مختلف، موجب توسعة صنعت اوقات فراغت بومی می­شود. در صورت فقدان بازار کالاهای فراغتی و نیز آزادی عمل بنگاه­ها در تولیدات، بازار به بخش غیر رسمی و حتی به بخش زیرزمینی هدایت شده، کالاهای غیر بومی در آن جریان می­یابد.

5- اوقات فراغت پدیده­ای گسترده است که نمی­تواند آن را در حیطه­های محدود کنترل نمود و متأسفانه در برنامه­های اوقات فراغت از ظرفیت­های تاریخی، فرهنگی اجتماعی و بومی کشور به نحو مطلوب استفاده نکرده­ایم و بایستی برنامه­ریزی­های مربوط به اوقات فراغت با نگاه ملی صورت گیرد.

6- بر اساس آمار سازمان ملی جوانان، 25 دستگاه متولی برنامه­ریزی اوقات فراغت دانش­آموزان هستند، با وجود این، تمام دانش­آموزان تحت پوشش برنامه­های اوقات فراغت قرار نمی­گیرند. بر اساس همین آمار در سال 86، 15درصد دانش­آموزان مقطع تحصیلی متوسطه تحت پوشش برنامه­های مزبور قرار گرفتند و اگر چه در سال 88، این رقم به 25درصد رسیده است، آمار، خوبی نیست.

رویکردهای اوقات فراغت

ایجاد آرامش، تفریح و سرگرمی، شخصیت و برقراری تعادل، کسب معلومات و بروز خلاقیت­ها را می­توان از جمله رویکردهای اوقات فراغت برشمرد.

کارکردهای اوقات فراغت

1- رفع خستگی: یکی از کارکردهای اساسی اوقات فراغت، رفع خستگی است. انسان­­ها همه به رفع خستگی و استراحت نیاز دارند. کار مداوم بدون رفع خستگی، موجب پایین آمدن بازده عمل و لطمه خوردن به سلامت فرد می­شود. هدف از اوقات فراغت تمدد اعصاب و افزایش بازدهی در کار است.

2- نیاز به تفریح: در اسلام نیز به تفریحات سالم به طور مکرر اشاره شده است که می­تواند نقش مؤثر در سلامت روح و روان فرد داشته باشد.

3- شکوفایی استعدادها: اوقات فراغت یکی از موقعیت­های بسیار مناسب است که فرد می­تواند با استفاده از آن به شناسایی و تقویت استعدادهای خود بپردازد.

4- رشد اجتماعی فرد: اوقات فراغت، علاوه بر تأثیرات فردی که در رشد شخصیت به جای می­گذارد، به رشد اجتماعی فرد نیز کمک می­کند. شرکت فرد در شبکه­های اجتماعی­اش کمک می­کند؛ چرا که اگر فردی دارای بهترین و ارزنده­ترین استعدادها نیز باشد، تا زمانی که برای ارائه آن­ها در سطح اجتماعی توانایی نداشته باشد، چندان موفق نخواهد بود.

5- شکل­دهی شخصیت سالم: ساعات فراغت فرصتی است که انسان می­تواند به ارزیابی عملکرد گذشتة خوش بپردازد و عادت­های ناپسند و زشت گذشتة خود را با رضایت و انگیزة باطنی ترک کند و با نشاط و سروری باطنی و روحیه­ای عالی به کسب عادات خود شکل ­هی شخصیت سالم بپردازد.

راه­کارهایی برای برنامه­ریزی اوقات فراغت (ویژة مدیران)

1- برنامه­ریزی در سطح کلان و در سطوح پایین­تر بایستی همراه با تعیین وضعیت موجود و شناسایی ظرفیت­ها و پتانیسل­ها باشد و انواع تجهیزات سخت­افزاری مشخص شود و بالاخره با توجه به متغیرهای مؤثر بر شیوه­های گذران اوقات فراغت که شامل موارد زیر است، برنامه­ریزی صورت می­گیرد.

الف) متغیرهای اجتماعی و فرهنگی مانند تحصیلات، پایگاه اجتماعی، فرهنگ ملی، اعتقادات دینی، موقعیت طبقاتی و...

ب) متغیرهای اقتصادی مانند شغل و درآمد، کالاها و خدمات فراغتی، نقش اقتصاد فراغتی وگردشگری و...

ج) متغیرهای فردی و شخصی مانند جنیست، سن، مرحلة زندگی و...

د) متغیرهای خانوادگی مانند نقش ازدواج، مراحل زندگی خانوادگی، هویت و فرهنگ خانوادگی.

ه) عوامل محیطی و کالبدی – فضایی مانند وجود امکانات با قابلیت دسترسی، آگاهی و اطلاع و...

و) عوامل مدیریتی مانند نقش دولت، نقش بخش خصوصی، نهادهای داوطلب، مدیریت کارآمد، تبلیغات و...

2- به منظور برنامه­ریزی اوقات فراغت، باید از فرهنگ حاکم و امکانات موجود در هر استان و شهر به نحو مطلوب استفاده کرد و با بهره­گیری از انواع و اشکال فعالیت­های فراغتی که شامل موارد زیر می­باشد، فرایند بومی­سازی اوقات فراغت را برنامه­ریزی کرد.

انواع و اشکال فعالیت­های فراغتی عبارت­اند از:

الف) انواع ورزش­ها و بازی­ها.

ب) انواع فعالیت­های هنری، فرهنگی و صنایع دستی.

ج) انواع فعالیت­های علمی، آموزشی و پژوهشی.

د) انواع فعالیت­های داوطلبانة گروهی و اجتماعی.

ه) انواع سرگرمی­ها، بازی­ها و تفریحات عامه­پسند.

ی) انواع فعالیت­های گردشگری، مسافرت و سیاحت.

و) انواع فعالیت­های دید و بازدید، خرید تفریحی و شهرگردی.

3- فرهنگ­سازی و اطلاع­رسانی، دو امر همراه­اند که مدیران قبل از اجرای برنامه­های خود بایستی به نحو مطلوب و در زمان مناسب آن­ها را انجام دهند و اطلاعات لازم و کافی دربارة ضرورت استفاده از زمان فراغت و برنامه­­های دستگاه­های متولی را در اختیار والدین قرار دهند تا آنان علاوه بر پی بردن به اهمیت این اوقات در رشد همه جانبة فرزندانشان، با جزئیات برنامه­ها آشنا شوند و در زمانی مناسب بتوانند تصمیم­گیری نمایند.

حمید دامرودی

کارشناس ارشد تربیت بدنی