#قصه_بندگی 8
#قصه_بندگی 8
بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم
سلام به شما نوجوانِ عزیز
امیدوارم که دلت شاد و لبت خندان باشد .
راستی یک سؤال : موقعی که غم و غصّه سراغت میآید یا بیمار و گرفتار میشوی چه میکنی؟
بعضی از نوجوانها دیواری کوتاه تر از دیوار خدا پیدا نمیکنن .
دِقّ و دلِشان را سر خدا خالی میکنند و ارتباطِشان را با خدا قطع میکنند و دیگر نماز نمیخوانند .
حضرت یوسف علیه السلام بیشترین گرفتاریها سراغش آمد .
برای این که میخواست پاک بماند و گناه نکند به او تهمت زدند .
او را داخل زندان انداختند و بیش از هفت سال در زندان بود . سالها در فراق پدرش بود و در داخلِ زندان از فراق پدرش گریه میکرد . غذای نامناسب ، نور نامناسب ، تاریکیِ زندان مشکلات حضرت یوسف بود ولی حضرت یوسف میدانست که «فارِجُ الهَمّ» که غم و غصّه را از دل میبرد و «کاشِفُ الهَمّ» که ناراحتی را برطرف میکند خداست و در هر حال باید به درگاه خدا برود .
ارتباطش را با خدا قطع نکرد ، بلکه بیشتر هم نماز خواند و مناجات کرد .
بعد از چندین سال که در زندان بود یک روز جبرئیل علیه السلام نازل شد و گفت :ای یوسف ! دعایی به تو میآموزم که بعد از نمازهایت بخوان تا خدا گرفتاری اَت را برطرف میکند .
او هم آن دعا را چند روز یا چند هفته خواند .
بعد از مدتی پادشاهِ مصر خوابی دید که فقط تعبیر کننده خواب حضرت یوسف علیه السلام بود .
بعد از اینکه تعبیر خواب پادشاه را بیان کرد او دستور داد تا یوسف را از زندان بیرون بیاروند .
حضرت یوسف فرمود : به شرطی بیرون میآیم که زلیخا و زنانِ دیگر قصر به پاکیِ من شهادت بدهند . آنها به پاکی او شهادت دادن .
به این ترتیب حضرت یوسف علیه السلام که به نان شبش محتاج بود از زندان بیرون آمد و شد رئیس خزانه داری مصر و تمام ثروت مصر زیر دستش قرار گرفت . البته او در راه خدا استفاده میکرد و خدا مقدماتِ وصال او با پدرش را فراهم کرد .
آن دعا این هست : «اللّهُمَ اجْعَلْ لِی فَرَجاً وَ مَخْرَجاً وَ ارْزُقْنِی مِنْ حَیْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَیْثُ لاَ أَحْتَسِبُ» [1]
خدایا برایم گشایش و برونرفتی از مشکلات قرار بده و از آن جایی که فکرش را میکنم و از آن جایی که فکرش را نمیکنم روزی اَم را زیاد قرار بده .
ما هم مانند حضرت یوسف این دعا را برای رفع گرفتاری و افزایش رزق و روزی بعد از نمازهامان بخوانیم .
[1] بحار الانوار، ج 12، ص 256.