#قصه_بندگی 17
#قصه_بندگی 17
بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم
سلام به شما دانش آموزان عزیز .
شما که وقت شناسی و هر کاری را به موقعِ اش انجام میدهید .
تا حالا برایتان پیش آمده یک کار مهمی را آن قدر امروز و فردا کنی که عقب بیفتد و آن کار وقتش تمام بشود؟
بعدش چه حسّی به شما دست داده؟ حسّ پشیمانی ، افسردگی؛ غم و غصه؟
نوجوانهایی را دیدید که میگویند این دو روز را هیچ ! از شنبه نماز میخوانم .
این دو ماه را هیچ ! از اول ماه رمضان روزههایم را میگیرم و دیگر تمام نماز هام را میخوانم .
این داستان را گوش کنید :
وقتی آیه ۱۳۵ سوره آل عمران نازل شد ابلیس زد توی سرش و خیلی ناراحت شد به خاطر اینکه در این آیه آمده بود که خدا فرموده گناهِ بندگانی که توبه کنند میبخشم هر چند گناهشان خیلی بزرگ باشد . [1]
ابلیس فرماندهانِ سپاهش را جمع کرد و گفت: «چه خاکی به سرمان بریزیم؟ چون همه نقشه هایما نقش بر آب میشود و همه آدمها بدون گناه از دنیا میروند »
هر کسی توطئهای و نقشهای کشید ، هیچ نقشهای تصویب نشد تا «وَسواسِ خَنّاس» یعنی یکی از فرماندهانِ ابلیس گفت : «من یک نقشه خوبی دارم ، آنها را وسوسه میکنیم و داخل چاهِ گناه میاندازیم ، وقتی خواستند از آن چاه بیرون بیایند توبه را از یادشان میبریم ! [2]
یک نقشه زشت ابلیس همین است : به کسانی که میخواهند توبه کنند و نماز بخوانند نمیگوید : نماز نخوان و برو جهنم !
میگوید آفرین ! نقشه خوبی کشیدی ! تصمیمِ خیلی خوبی گرفتی ولی از شنبه !
آن قدر از شنبه از شنبه میکند که عُمر مثل برق میگذرد . یک شنبهای چشمهایش را باز میکند و میبیند داخلِ قبر هست و یک سنگ لحد رویش گذاشتند و کار از کار گذشته است .
یادمان باشد : «قبرستانها پُر است از جوانانی که دوست داشتن توبه کنند ولی از شنبه »
پس مواظب باشیم فریبِ ابلیس را نخوریم و اگر بینماز هستیم از همین امروز نماز را شروع کنیم .
[1] وَالَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلّا اللهُ.
[2] فَقَالَ الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ أَنَا لَهَا قَالَ بِمَا ذَا قَالَ أَعِدُهُمْ وَ أُمَنِّیهِمْ حَتَّی یُوَاقِعُوا الْخَطِیئَةَ فَإِذَا وَاقَعُوا الْخَطِیئَةَ أَنْسَیْتُهُمُ الِاسْتِغْفَارَ.