گلچین تفسیر سوره زِلزال (099) از تفسیر نور استاد قرائتی

 

به نام خداوند بخشنده مهربان‏

آن گاه كه زمين به لرزشِ شديد خود لَرزانده شود * و زمين بارهاىِ سنگين خود را بيرون افكند * و انسان بگويد: زمين را چه شده

است؟ (كه اينگونه سخت مى‏لرزد) * در آن روز زمين خبرهاى خود را بازگو كند * چرا كه پروردگارت به آن وَحى كرده

است * در آن روز مردم به طور پراكنده (از قبرها) بيرون آيند تا كارهايشان به آنان نشان داده

 شود * پس هر كس به مقدار ذرّه‏اى كار نيك كرده باشد همان را ببيند *

و هركس هم وزن ذرّه‏اى كار بد كرده باشد آن را ببيند *

 

نكته‏ها و پيام‏ها:

1ـ مُراد از « أَثْقالَها » مُردگان هستند كه در قيامت، زمين آنها را بيرون مى‏افكند. در آيه‏ 4 سوره اِنشقاق آمده: « وَ أَلْقَتْ ما فِيها وَ تَخَلَّتْ »

2 ـ حضور مردم در قيامت بطور پراكنده است. « أَشْتاتاً » حضور متفرّق مردم در قيامت يا به خاطر آن است كه هر كس همراه رهبرى كه در دنيا انتخاب كرده، مى‏باشد يا آنكه خوبان و بدان از يكديگر جدا مى‏شوند.

3 ـ در قيامت، نه فقط زمين، بلكه اعضاى بدن انسان عليه او گواهى مى‏دهند. « وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ »  و دوزخيان به پوستشان گويند: «چرا عليه ما گواهى داديد؟» گويند: «خدايى كه همه چيز را به نطق آورده ما را نيز به سخن آورد. « فصّلت، 21 »

 

4 ـ در روايات آمده است كه در مكان‏هاى مختلف نماز بخوانيد، زيرا آن مكان در قيامت براى شما شهادت مى‏دهد. « تفسير مجمع‏البيان » و در بيابانها نيز اذان بگوييد، زيرا به هر سنگ و كلوخى كه صداى شما برسد، گواه قيامت شماست.

5 ـ امام على عليه السلام  پس از آنكه بيت المال را تقسيم مى‏كرد، دو ركعت نماز خوانده و به زمين خطاب مى‏كرد: « اِشهَدى اَنِّى مَلَئتُكِ بِحَقٍّ وَ فَرَغتُكِ بِحَقِّ » اى زمين گواهى بده كه من تو را از بيت المال بر اساس حق پُر كردم و سپس بر اساس حقّ، خالى كردم. « لِئالى الاخبار، ج 5، ص 79 »

 

6 ـ لقمان به فرزندش ‏فرمود: اگر به اندازه وزنِ خَردلى کارِ نيك يا بد داشته باشى ـ در دلِ سنگ يا اوجِ آسمان يا زمين باشد ـ خدا در قيامت براى حساب مى‏آورد. « يـا بُنَـيَّ إِنَّهـا إِنْ تَكُ مِثْـقالَ حَـبَّةٍ مِنْ خَـرْدَلٍ فَتَـكُنْ فِي صَـخْرَةٍ أَوْ فِي السَّماواتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ » «  لقمان، 16»

 

7 ـ در روايات است كه در قیامت زمين مى‏گويد: فُلانى در فُلان زمان، فُلان عمل را روى من انجام داد. « تفسير نورالثقلين » و این شهادت دادن، بيانگر آن است كه هم اکنون، زمين آگاهانه كارهاى ما را درك می کند و در آن روز با فرمان اِلهى بازگو مى‏كند.

 

8 ـ « مِثْقال » از « ثَقيل » به معناى ميزانِ سنگينى است و كلمه‏ « ذَرَّه » يا به معناى كوچك‏ترين مورچه است و يا به معناى ذَرّات سبك پراكنده در هوا. البته امروز به اتم نيز ذرّه مى‏گويند. ولى به هر حال مُراد از آن كوچك‏ترين واحدِ وزن است.

9 ـ در روايات آمده مرد عربى وارد مسجد پيامبر اكرم شد و گفت: « عَلَّمَنى بِما عَلَّمَكَ اللهُ » از آنچه خدا به تو ياد داده مرا ياد بده!

حضرت شخصى را مأمور آموزش قرآن به او كردند. معلّم براى او این سوره‏ را خواند، همين كه به آيه‏ فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ... رسيد، مرد عرب گفت: « كَفانى » مرا بس است و سپس رفت. پيامبر فرمود: « رَجَعَ فَقيهاً » « تفسير نورالثقلين »

 

10 ـ اضافه شدن زلزله به زمين « زِلزالَها » هم رمز عظمت زلزله است و هم رمز گستردگى آن در تمام زمين. در اولين آيه سوره حجّ نيز عظمت اين زلزله مطرح شده است: « إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْ‏ءٌ عَظِيمٌ »

 

11 ـ در خطبه 157 نهج‏البلاغه مى‏خوانيم: « عِبَادَ اللَّهِ احْذَرُوا يَوْماً تُفْحَصُ فِيهِ الْأَعْمَالُ وَ يَكْثُرُ فِيهِ الزِّلْزَالُ وَ تَشِيبُ فِيهِ الْأَطْفَالُ » بندگان خدا! بترسيد از روزى كه در آن، تمام اعمال بررسى شود، زلزله‏ها زياد مى‏شود و كودكان (به خاطر طولانى بودن يا سختى آن روز) پير مى‏شوند.

12 ـ زلزله بزرگِ زمين در آستانه قيامت، امرى قطعى است. ( كلمه اِذا در موردى بكار مى‏رود كه امر قطعى باشد ) « إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها »

 

13 ـ معاد جسمانى است. (جسم انسانها در زمين دفن شده كه در قيامت خارج مى‏شود، نه روح آنها) « أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها »

14 ـ {خداوند، پیامبر و امامان، فرشتگان مامور ثبتِ عمل، قرآن، اعضای بدن، زمانِ عمل و} زمين از شاهدان قيامت هستند.« يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها »

 

15 ـ همه در دادگاه عدلِ الهى يكسان‏اند و كيفر و پاداش الهى، بر اساس عمل است {نه ثروت و مقام و فامیل و....} « فَمَنْ يَعْمَلْ... »

 

 

 

16 ـ جناب آقاى حِسان در ديوان خود، آيات سوره زلزال را اين گونه به نظم در آورده است:

اين زمين در آن زمـان پُر بلا

 

ناگـهان چـون زُلزِلَت زِلزالَها

از درونـش اَخـرَجَت اَثقـالَـها

 

با تعجّب قالَ الانسان، ما لَها

مُـردگـان خيزنـد بر پا كُلُّـهُم‏

 

تـا هـمه مردم يَرَوا اَعمالَـهُم‏

هـر كـه آرَد ذَرَّةً خَـيـراً، يَـرَه‏

 

يــا كـه آرد ذَرّةً شــرّاً، يَـرَه‏

آن زمان خورشيدِ تابان كُـوِّرَت‏

 

كوههاى سخت و سنگين سُيّرَت‏

آبـها در كـام دريـا سُـجِّـرَت‏

 

آتـشِ دوزخ به شـدّت سُـعِّرَت‏

چون در آن هنگام، جَنَّت اُزلِفَت‏

 

خود بداند هركسى، ما اُحضِرَت‏