1. پوزش وقتي انسان
پوزش
وقتي انسان بيجهت عصباني شد، بايد براي تنبيه خود و جبران حالت بدي كه ميان او و همسرش ايجاد شده، خيلي زود معذرت خواهي كند.[1] اين عمل، علاوه بر آن كه انسان را ادب ميكند تا اين كه بعد از اين به راحتي و بيجهت عصباني نشود،[2] خطر تشديد اختلاف را هم از بين ميبرد؛ البته طرف مقابل هم باید از خطاي همسرش به راحتي گذشت كند که این کار موجب نزدیک شدن دلها به هم میشود.[3]
عذر خواهی نه تنها نشانة ضعف نیست؛ بلکه دلیلی بر مدیریت عاقلانة یک اختلاف است. کسی که در رفتار خود مرتکب اشتباهی شده و خیلی زود عذر خواهی میکند، معلوم است که از بهرة عقلی بالایی برخوردار است.[4]از آن سو پذیرش عذر هم نشانة خردمندی است.[5]بنا بر این اگر هر دو طرف به عذر خواهی و عذر پذیری پایبند باشند، تنشها را به صورت عاقلانه پشت سر خواهند گذاشت. در این صورت اختلافها نه تنها موجب کدورت روابط نخواهد شد؛ بلکه به استحکام آن نیز کمک خواهد کرد.
فرهنگ پوزش بايد در خانواده در مواردي غير از عصبانيت هم حاكم باشد. گاه انسان اشتباهي را مرتكب ميشود كه موجب بروز مشكلي در محيط خانه ميگردد. در اين موارد در اولين فرصتي كه به اشتباه خود پي برديم، خيلي زود سر تواضع فرود آورده و پوزش بخواهيم. برخي به جاي اين كار، تلاش ميكنند، روزنة گريزي بيابند و تقصير را به گردن ديگري بياندازند.[6] اين روحيه، نه تنها مشكلي را حل نميكند؛ بلکه مشكل جديدی را به وجود ميآورد كه همان بگو مگوهاي بيخودي بر سر تعيين مقصّر است. اگر اشتباهی کردهایم، همسرمان را راضی نکردهایم آرام نگیریم.[7]
برخي از پوزشها با رفتار شكل ميگيرد؛ مثلاً زن اشتباهي كرده و بر اثر آن تنشي ميان او و همسرش رخ داده. به هر دليلي از پوزش زباني خودداري ميكند؛ اما وقتي همسرش به خانه ميآيد، خود را براي او آرايش كرده و با روي خندان به استقبالش ميرود. يا مرد چنين اشتباهي مرتكب شده؛ اما به جاي پوزش زباني، وقتي از بيرون به خانه ميآيد، يك جعبه شيريني ميخرد و با لب خندان به همسرش تعارف ميكند. در اين جا بايد طرف مقابل هم به راحتي گذشت كرده و انتظار نداشته باشد كه حتماً همسر با پوزش زباني عذرخواهي كند.
پذیرش اشتباه هم خود نوعی پوزش طلبی است.[8] اگر اختلافی رخ داد که مقصرش همسرمان بود، اما به جای این که بگوید معذرت میخواهم، گفت اشتباه از من بود و مقصر هستم، همین را باید به عنوان عذر خواهی پذیرفت.[9]
برای پذیرفتن عذر همسر نباید به دنبال دلیل قانع کنندهای بود. ممکن است که دلیلی که همسرمان برای اشتباهش میآورد از نظر ما منطقی نباشد؛ اما این نباید مانع پذیرش عذر او شود. در این گونه موارد نه تنها نباید عذر خواهی او را رد کرد؛ بلکه باید خودمان برای اشتباه او دلیلی بتراشیم؛[10]مثلا اگر قولی داده و حالا عمل نکرده، بگوییم شاید در توانش نبوده، شاید فراموش کرده، شاید وقتی که قول میداد، به سختی عمل کردن به آن فکر نکرده بود، شاید و هزار شاید دیگر. بالاتر از این حتی اگر میدانستیم که او در عذری که میآورد صادق نیست، باز هم باید عذرش را پذیرفت.[11]
در پذیرش عذر نباید معطل کرد. همین که همسرمان عذرخواهی کرد، باید عذر او را پذیرفت[12]که نپذیرفتن عذر، نشانة کمبود عقل بوده[13] و موجب محرومیت از بهرههای معنوی میشود.[14]
شاید این سؤال پیش بیاید که چرا تا این اندازه باید مدارا کرد؟ آیا این موجب نخواهد شد که همسرمان در اشتباهاتش جسارت بیشتری پیدا کند.
در بحث «گذشت» تا اندازهای به این پرسش پاسخ داده شد؛ اما در این جا از یک زاویة دیگر به آن جواب میدهیم. فرض کنید زن یا شوهری عصبانی شده و در همان حالت کار ناشایستی انجام داده که موجب ایجاد کدورت میان این دو شده است. این شخص وقتی به اشتباه خود پی میبرد، با عذری خواه درست و خواه نادرست پیش همسر خود آمده و پوزش میطلبد. حالا همسر او میتواند دو کار انجام دهد. اول آن که عذر او را نپذیرفته و او را نبخشد. این کار موجب میشود کدورت ادامه یافته و هیچ حرکت اصلاحی هم نتیجه ندهد. کار دوم آن است که عذر را قبول نموده و او را ببخشد. با پذیرش عذر، روابط به حالت عادی بازمیگردد. در این حالت است که اگر تصمیم به حرکت اصلاحی گرفتیم، بسیار علاقلانه و منطقی میتوانیم با در نظر گرفتن قواعدی که در همین مباحث ارائه میشود، به سوی اصلاح قدم برداریم. بنا بر این اصلیترین کارکرد پذیرش عذر، ایجاد فضایی آماده برای ثمر دادن حرکتهای اصلاحی است.
عبرت گیری
تا به حال چند بار خشمگین شده و خشم خود را ابراز کرده و پشیمان شدهایم؟ تا به حال چند بار در هنگام خشم سخنی گفتهایم که پس از آن از یادآوری آن حرفها خودمان هم خجالت کشیدهایم؟ تا به حال با چند نفر خشمگینانه برخورد کردهایم و پس از آن که به اشتباه خود پی بردهایم، روی عذر خواهی نداشتهایم؟[15]
عبرت گیری خود به تنهایی عبادت بوده[16] و انسان را از تکرار اشتباهات میترساند.[17] عبرت گرفتن از گذشته عامل مهمی برای جلوگیری از فوران غضب در آینده است.[18] عبرت گرفتن از آنچه بر سرمان آمده، لغزشها را کمتر[19] و مانع تکرار اشتباهاتمان میشود.[20]
دانایی
دانستن کلید بردباری است. اگر آنچه را که در این گام گفتیم بدانیم ما را در مسیر حلم ورزی یاری میکند.[21]
گام سیزدهم: صداقت
یکی از اصلیترین پایههای زندگی مشترک اعتماد متقابل است. اعتماد متقابل یعنی این که زن و شوهر در رفتار و گفتار به یکدیگر اطمينان داشته و نسبت به هم شک و تردید نداشته باشند. اگر اعتماد میان زن و شوهر از بین برود، تمام رفتارها و گفتارهای آن دو برای هم معنادار میشود. در این صورت دیگر آرامش از این زندگی رخت برخواهد بست.
اصلیترين عاملی که میتواند اعتماد متقابل را از بین ببرد دروغ است.[22] وقتی اعتماد از بین رفت، همسر تمام حرفهای انسان را با یک گوش شنیده و تمام رفتارهای انسان را با یک چشم میبیند. بنا بر این صداقت چنین شخصی بی مشتری خواهد شد.[23] گاه این بی اعتمادی تا اندازهای پیش میرود که فرد با دلایل محکم هم نمیتواند اعتماد همسر را به خود جلب کند؛ چرا که دروغهای زیاد، او را به عنوان یک دروغگوی تمام عیار معرفی کرده است.[24] در این صورت دیگر زندگی برای فرد دروغگو بیمعنا خواهد شد.[25]
از آن جا که دروغ یکی از نشانههای نفاق و دورویی است،[26] رفتارهای محبت آمیز و محترمانه هم که آب حیات هر زندگی است، کارکرد خود را از دست میدهد؛ چون همسرِ فرد دروغ گو، محبت و احترام او را غیر واقعی میپندارد. البته شاید برخی بگویند که ما اگر چه تا به حال چند بار دروغ گفتهایم؛ اما دورویی در فرهنگ زندگی ما جایگاهی ندارد. در پاسخ به این افراد باید گفت که اولا همان طور که گفته شد، خود دروغ، نوعی دو رویی است، ثانیا اگر انسان دست از دروغ که نفاق گفتاری است برندارد، عاقبت به نفاق باطنی هم مبتلا خواهد شد.[27]
یکی از دلایل مخرّب بودن دروغ آن است که همسر فرد دروغ گو، احساس میکند که مورد خیانت واقع شده؛ چرا که دروغ نوعی خیانت است.[28] ناگفته پیدا است که احساس خیانت تا چه اندازه میتواند رابطة زن و شوهر را آسیب پذیر و متزلزل کند.
شاید صداقت در برخی از موارد پرهزینه باشد؛ اما مایة نجات انسان بوده و در مقابل، نه تنها دروغ مشکلی را حل نمیکند؛ بلکه پایههای زندگی را خرد میکند.[29] برخی برای این که از کنار یک مشکل به راحتی عبور کنند، دروغ میگویند. اینها از هزینههای صداقت میترسند؛ در حالی که حتی اگر دروغ بتواند مشکلی را حل نماید، به دنبال خود چند مشکل جدید را تولید میکند[30] که اگر انسان بخواهد برای هر کدام از آنها یک دروغ بگوید، اولا مجبور است انبوهی از دروغهای هماهنگ را تولید کند، ثانیا بالاخره زمانی خواهد رسید که در دروغگویی خود رسوا و روسیاه خواهد شد؛[31] چرا که دروغگو فراموشکار بوده[32] و قدرت هماهنگی میان دروغهای خود را نخواهد داشت. رسوایی و روسیاهی دروغگو نیز عاقبت او را پشیمان خواهد کرد؛[33] اما چه خوب است که این پشیمانی زمانی اتفاق بیفتد که برای شخص فایدهای داشته باشد.
انسانیت با دروغ در تضاد بوده[34]و از آن سو رابطة تنگاتنگی با صداقت دارد.[35]
از نگاه روایات، زشتی برخی ازگناهان به اندازهای است که امکان ندارد، مؤمنی آن را انجام دهد. یکی از این گناهان دروغ بوده[36] که به عنوان پستترین صفات معرفی شده است.[37] علاوه بر این پرهیز از دروغ از نشانههای انسان عاقل میباشد.[38]
ترس از تبعات دروغ را فقط با ایمان به خدا میتوان از بین برد؛ چرا که طبق وعدة صریح روایات، خداوند با راستگویان است.[39] هر اندازه ایمان انسان به خداوند بیشتر باشد، انگیزة او برای راستگویی بیشتر خواهد بود؛ حتی اگر به ضرر او باشد.[40]
آثار دروغ
بهتر است در این جا به برخی از آثار شوم دروغ گویی بپردازیم تا از رهگذر آن انگیزة کافی برای پرهيز از دروغ پیدا کنیم. در معارف اسلامی علاوه بر آنچه پیش از این آمد، آثاری برای دروغ برشمرده شده که عبارتند از:
الف) از بین رفتن شخصیت و احترام
همان طور که صداقت موجب عزت انسان میشود،[41] خدشه دار شدن آن نيز ابهت و اقتدار او را لگد مال نموده و زمینة خواری انسان را فراهم میکند.[42] ما در بحث احترام خواهیم گفت که شکسته شدن دیوار احترام در محیط خانواده، بنیان زندگی را به شدت سست و لرزان خواهد کرد.
ب) از بین رفتن طعم ایمان
در گام پنجم گفتیم باید طعم معنویت را چشید. برای مقابله با بسیاری از مسائلی که با هوای نفس ما همراه است و لذت مادی دارد، باید طعم معنویت را چشید. بدون چشیدن طعم معنویت نمیشود، از خیر لذات این دنیایی گذشت. انتقام لذت دارد، نفس از لجاجت لذت میبرد، شهوترانی خواستة نفس است، نفس با تکبّر و فخر فروشی احساس بزرگی میکند و ... . وقتی انسان طعم معنویت را چشید، دیگر نمیتواند به لذات این دنیایی دل خوش کند. حتی اگر این لذات خواستة نفس او باشد، به جهت طعمی که معنویت دارد، به راحتی از کنار این لذات عبور میکند. تنها راه هم چشیدن طعم معنویت است.
برخی از کارها موجب میشود طعم ایمان و معنویت از کام دل انسان رخت ببندد که یکی از آنها دروغ است.[43]
ج) انحراف از مسیر حق
دروغگو در دروغ متوقف نخواهد شد؛ بلکه دروغ او را به انحراف از مسیر حق کشانده[44] و به رذائل دیگری مبتلا خواهد کرد.[45]
د) فقر
بدون توجه به سنتهای معنوی نمیتوان زندگی کرد. عالم بر اساس سنتها اداره میشود؛ سنتهایی که قابل تغییر هم نیست.[46] یکی از سنتهای معنوی اثر اعمال در زندگی است. این آثار غیر از نتایج عمل ما در صحنة قیامت است. علاوه بر عقوبت و پاداشی که در قیامت بر اثر اعمال خویش خواهیم دید، رفتار و گفتار ما در همین دنیا نیز نتایجی را به دنبال خود خواهد داشت. دروغ هم از جملة همین اعمال است که یکی از آثار معنوی آن فقر است.[47]
[1]. امیر مؤمنان علی فرمود: وقتی خطایی مرتکب شدی، عذر خواهی کن. «غرر الحکم»، ص195.
[2]. امیر مؤمنان علی فرمود: پوزش طلبی خود ترسانندهای خیرخواه است. «همان»، ص447.
[3]. امیر مؤمنان علی فرمود: عذر مردم را بپذیر تا از برادری آنها بهرهمند شوی. «همان».
[4]. امیر مؤمنان علی فرمود: عذر خواهی دلیل خردمندی است. «عیون الحکم و المواعظ»، ص35.
[5]. امیر مؤمنان علی فرمود: خردمندترین مردم، عذر پذیرترین آنها از مردم است. «غرر الحکم»، ص52.
[6]. امیر مؤمنان علی فرمود: انکار خطا پای فشردن بر خطا است. «همان»، ص195.
[7]. امام باقر فرمود: بهترین زنان شما کسی است که اگر عصبانی شد یا همسرش را عصبانی کرد، به همسرش بگوید: دستم در دستت، چشم بر هم نمیزنم تا از من راضی شوی. «من لایحضره الفقیه»، ج3، ص389.
[8]. امیر مؤمنان علی فرمود: اقرار به خطا، خود [نوعی] پوزش خواهی است. «عیون الحکم و المواعظ»، 60.
[9]. امیر مؤمنان علی فرمود: بسا جرمی که اقرار به آن، انسان را از عذرخواهی بی نیاز میکند. «همان»، 267.
[10]. امیر مؤمنان علی فرمود: عذر برادرت را بپذیر و اگر عذری نداشت، خودت برای [کار] او عذری پیدا کن. «تحف العقول»، ص112.
[11]. روزی امام موسی کاظم فرزندانش را به حضور طلبید و فرمود: فرزندانم! به شما سفارشی میکنم که اگر کسی آن را حفظ کند، با وجود [مراعات] آن هیچ گاه خوار نشود. اگر کسی آمد و در گوش راستتان حرف ناخوشایندی زد، سپس به سمت گوش چپتان رفته، عذر خواهی کرد و گفت من چیزی نگفتم، عذرش را بپذیرید. «بحارالانوار»، ج68، ص425.
[12]. امام سجاد فرمود: اگر کسی از سمت راستت به تو ناسزایی گفت و بعد از آن به سمت چپت آمد و عذرخواهی کرد از او بپذیر. «الکافی»، ج8، ص153.
[13]. امام صادق فرمود: کم عقلترین مردم کسی است که به زیردستش ستم کند و کسی را که از او پوزش میطلبد نبخشد. «بحارالانوار»، ج75، ص228.
[14]. رسول خدا به امیر مؤمنان علی فرمود: یا علی! کسی که پوزش کسی را که عذر میطلبد، نپذیرد؛ خواه آن کسی که عذر میخواهد؛ راست بگوید یا دروغ، به شفاعت من نخواهد رسید. «من لایحضره الفقیه»، ج4، ص353.
[15]. امیر مؤمنان علی فرمود: در هنگام خشم جایی برای خشنودیت نیز باقی بگذار و هر گاه خشم گرفتی نگذار اوج بگیرد. «غرر الحکم»، ص130.
[16]. امام صادق فرمود: بیشترین عبادت اباذر ـ که رحمت خدا بر او باد ـ دو ویژگی بود؛ یکی تفکر و دیگری عبرت گرفتن. «الخصال»، ص42.
[17]. امیر مؤمنان علی فرمود: تفکر آینهای صاف و عبرت گرفتن ترسانندهای خیر خواه است. «نهج البلاغه»، قصار365.
[18]. امیر مؤمنان علی فرمود: عبرت گرفتن، مصونیت [از خطا] را به بار مینشاند. «غرر الحکم»، ص472.
[19]. امیر مؤمنان علی فرمود: کسی که زیاد عبرت میگیرد، لغزشهایش کم میشود. «همان»، ص473.
[20]. امیر مؤمنان علی فرمود: عبرت بگیر تا از [خطا] بازداشته شوی. «همان»، ص472.
[21]. امیر مؤمنان علی فرمود: بر تو باد بر حلم که آن ثمرة دانایی است. «عیون الحکم و المواعظ»، ص335.
[22] . امير مؤمنان علی فرمود: کسی که به دروغ گویی شناخته شود، اعتماد به او کم میشود. «غرر الحکم»، ص220.
[23] . امير مؤمنان علی فرمود: کسی که به دروغ گویی شناخته شود، حرف راستش هم پذیرفته نمیشود. همان.
[24] . امير مؤمنان علی فرمود: کسی که زیاد دروغ میگوید، در گفتارش مورد اتهام است، هر چند دلیل مدعایش محکم باشد و راست بگوید. «عیون الحکم و المواعظ»، ص21.
[25] . امير مؤمنان علی فرمود: دروغگو و مرده یکسانند؛ چرا که برتری زنده بر مرده به سبب اعتماد به او است؛ پس هر گاه به گفتة او اعتماد نشود، حیاتش از بین رفته است. «غرر الحکم»، ص220.
[26] . رسول خدا فرمود: همانا دروغ دری از درهای نفاق است. الدر المنثور، ج6، ص20.
[27] . امير مؤمنان علی فرمود: روغ به نفاق میانجامد. «عیون الحکم و المواعظ»، ص29.
[28] . امير مؤمنان علی فرمود: صداقت امانتداری و دروغ خیانت است. «الخصال»، ص505.
[29] . امير مؤمنان علی فرمود: صداقت مایة اصلاح همه چیز و دروغ مایه فساد همه چیز است. همان، 44.
[30] . امير مؤمنان علی فرمود: صداقت تو را نجات میدهد؛ هر چند از آن بترسی. «غررالحکم»، ص218. باز هم ایشان فرمود: دروغ تو را نابود میکند؛ اگر چه با وجود آن احساس امنیت کنی. همان، ص220.
[31] . رسول خدا فرمود: ای علی! از دروغ بپرهیز که دروغ روسیاهی میآورد. «بحارالانوار»، ج74، ص68.
[32] . امام صادق فرمود: فراموشی از کمکهای خداوند به دروغگویان است. «وسائل الشیعه»، ج12، ص244.
[33] . امير مؤمنان علی فرمود: عاقبت دروغ گویی پشیمانی است. «بحارالانوار»، ج74، ص212.
[34] . امير مؤمنان علی فرمود: دروغ و انسانیت با هم جمع نمیشود. «غرر الحکم»، ص221. امام صادق نيز فرمود: انسانیتی برای انسان دروغگو نیست. «بحارالانوار»، ج69، ص261.
[35]. امير مؤمنان علی فرمود: ارزش مرد به اندازة همت او و صداقتش به اندازة انسانیت او است. «نهج البلاغه»، قصار47.
[36]. امام رضا فرمود: از رسول خدا پرسیدند: آیا مؤمن ترسو هم میشود؟ حضرت فرمود: آری. پرسیده شد: آیا بخیل هم میشود؟ حضرت پاسخ داد: آری. پرسیده شد: آیا دروغ گو هم میشود؟ حضرت فرمود: خیر. «بحارالانوار»، ج69، ص262.
[37]. امير مؤمنان علی فرمود: خود را از دروغ نگاه دارید؛ چرا که دروغ گفتن پستترین خویها است. «تحف العقول»، ص224.
[38]. امام کاظم فرمود: ای هشام! انسان عاقل دروغ نمیگوید؛ حتی اگر منفعت او در گرو دروغ باشد. «الکافی»، ج1، ص17.
[39]. امیر مؤمنان علی فرمود: راستگو باشید که خداوند با کسی است که صداقت دارد. «من لایحضره الفقیه»، ج1، ص205.
[40]. امیر مؤمنان علی فرمود: ایمان آن است که راستی را اگر چه به زیانت باشد بر دروغ اگر چه به سودت باشد ترجیح دهی. «نهج البلاغه»، قصار458.
[41]. امام صادق فرمود: صداقت، [مایة] عزت است. همان، ج1، ص26.
[42]. امير مؤمنان علی فرمود: راستگو در آستانة نجات و بزرگواری و دروغ گو در لبة پرتگاه و خواری. نهج البلاغه، خطبة 86. ایشان در حدیث دیگری فرمودند: راستگو محترم و ارجمند است و دروغ گو خوار و ذلیل. «غرر الحکم»، ص219. در اين باره روایات دیگری هم هست. ر.ک: «بحارالانوار»، ج69، ص192، ح8 و ص259، ح22 و 26؛ «غرر الحکم»، ص220 و221.
[43]. امير مؤمنان علی فرمود: بنده طعم ایمان را نخواهد چشید؛ مگر آن که دروغ جدی و شوخی را ترک کند. «الکافی»، ج2، ص340. امام باقر نیز فرمود: دروغ مایة تخریب ایمان است. همان، ج2، ص339.
[44]. امير مؤمنان علی فرمود: از دروغ بپرهیزید که دروغ انسان را به انحراف از حق و انحراف از حق نیز به سوی آتش میکشاند. «جامع الاخبار»، ص148.
[45]. امام باقر فرمود: خداوند برای شر قفلهایی قرار داده و برای این قفلها کلیدهایی. کلید همة قفلها شراب است؛ اما دروغ از شراب بدتر است. «الکافی»، ج2، ص339.
[46]. فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْديلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْويلاً فاطر: 35، آیة43. و هرگز براى سنّت خدا تبديلى نمىيابى و هرگز براى سنّت خدا دگرگونى نخواهى يافت.
[47]. امير مؤمنان علی فرمود: عادت به دروغ موجب فقر است. «الخصال»، ص504.
+ نوشته شده در شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۳ ساعت توسط هدیه به شهیدان مدافع حرم صلوات
|