در عصبانیت صبر کنیم و تصمیم نگیریم

قبل از هر چیز بدانید عصبانیت نوعی از جنون است. هر تصمیمی که در حالت جنون گرفته شود، پایانی جز پشیمانی ندارد.[1] کسی که از تصمیم‌های زمان عصبانیت خود پشیمان نمی‌شود، از نظر روانی انسان سالمی نیست.[2] قبل از هر تصمیمی که ناشی از عصبانیت است، کمی صبر کنیم.[3] به هنگام عصبانیت این شیطان است که به جای ما تصمیم می‌گیرد.[4] عقل در هنگام خشم، کارآیی لازم را ندارد و به همین دلیل هم نمی‌توان تصمیم صحیح گرفت.[5] بسیاری از تصمیم‌هایی که در هنگام عصبانبت گرفته می‌شود، برای فرو نشاندن خشم است. برخی از التیام‌ها با زیر پاگذاشتن حق یا آلوده شدن به گناهی شکل می‌گیرد. نتیجة این تصمیم‌ها علاوه بر پشیمانی، خواری و ذلت در این دنیا[6] و عذاب الهی در آخرت است.[7] آتش عصبانیت به همان زودی که ایجاد می‌شود، فرو می‌نشیند. به نظر می‌‌رسد که غلبه بر عصبانیت دشوار است؛ اما با اندکی صبر پی خواهیم برد که این چنین نیست.[8] ‌

اگر چه در هنگام خشم، عقل کارآیی لازم را ندارد؛ اما حلم ورزیدن موجب می‌شود، عقل در جایگاه حقیقی خود قرار بگیرد.[9] آن وقت است که تصمیم‌ها عاقلانه و به جا گرفته می‌شود.[10]

همت بلند دار

با عصبانیت چه چیزی به دست می‌آوریم؟ بیشترین چیزی که در عصبانیت به دست می‌‌آید، خالی شدن عقده‌ها به بدترین شکل ممکن و کمی هم ترسیدن اطرافیان است. این نتایج هم موقت و مقطعی است. باید همت را بلند کرد و نگاه را بالا گرفت تا به این نتایج اندک و پست قانع نشویم. انسان بلند همت به نتایج کم راضی نمی‌شود. او این همه نتایج ارزش‌مندی را که در این نوشتار آمده با یک نتیجة بسیار بی‌ارزش عوض نمی‌کند.[11]

یاد خدا

یاد خدا در هنگام غضب، بهترین عامل فرو نشستن آن است.[12] مقصود ما از یاد خدا آن است که خدا را در دل یاد کنیم و به جهت جلب رضای او خشم خود را فرو خوریم؛ اما علاوه بر این در معارف دینی، اذکار خاصی توصیه شده تا در هنگام عصبانیت گفته شود. در ذیل برخی از این اذکار را می‌آوریم:

الف) اعوذ بالله من الشیطان الرجیم؛ [13]

ب) فرستادن صلوات و گفتن: «يُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِم‏ اللَّهُمَّ اغْفِرْ ذَنْبِي وَ أَذْهِبْ غَيْظَ قَلْبِي وَ أَجِرْنِي مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيم‏»[14]

ج) «اللَّهُمَّ أَذْهِبْ عَنِّي غَيْظَ قَلْبِي وَ اغْفِرْ لِي ذَنْبِي وَ أَجِرْنِي مِنْ مَضَلَّاتِ الْفِتَنِ أَسْأَلُكَ بِرِضَاكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ سَخَطِكَ أَسْأَلُكَ جَنَّتَكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارِكَ أَسْأَلُكَ الْخَيْرَ كُلَّهُ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنَ الشَّرِّ كُلِّهِ اللَّهُمَّ ثَبِّتْنِي عَلَى الْهُدَى وَ الصَّوَابِ وَ اجْعَلْنِي رَاضِياً مَرْضِيّاً غَيْرَ ضَالٍّ وَ لَا مُضِلٍّ»َ[15]

د) زیاد صلوات فرستادن؛[16]

هـ)لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.[17]

سکوت

سعی کنیم تا چند دقیقه پس از عصبانیت حرف نزنیم و سکوت اختیار کنیم.[18] به هیچ وجه تلاش نکنید که در هنگام عصبانیت با طرف مقابلتان بحث کنید؛ چرا که در هنگام خشم، نوع فهم شما، منطق شما و دلایلی که شما را قانع می‌کند متفاوت از حالت عادی است؛ پس بحث در هنگام خشم فایده‌ای ندارد.[19]

تغییر حالت

تغییر حالت در غلبة بر خشم ما را کمک می‌کند؛ مثلا اگر نشسته‌ایم به پا خیزیم و اگر ایستاده‌ایم بنشینیم تا آتش غضب هم فرو نشیند.[20]

لمس

اگر کسی که ما را عصبانی کرده است، از نزدیکان است، دستمان را روی شانه‌اش بگذاریم.[21]

آب به صورت زدن

عصبانیت از جنس آتش است.[22] اين آتش در ظاهر و جسم انسان خیلی زود اثر می‌کند؛ به گونه‌ای که در عصبانیت‌های شدید، چهرة انسان برافروخته می‌شود، چشمان انسان را خون می‌گیرد و رگ‌های گردن باد می‌کند. نباید فراموش کرد کسی که در این آتش می‌دمد شیطان است.[23] آب، آتش ظاهری را خاموش می‌کند. اگر دنبال آب معنوی هستیم تا این آتش معنوی را خاموش کنیم، وضو بگیریم؛ البته اگر حال وضو نداریم، مشتی آب به صورت زدن بی‌‌فایده نیست.[24]

تحلُّم

بردبار کسی است که وقتی کار خلاف میل خود را می‌بیند، از جا کنده نمی‌شود. اصلا در درون او غوغایی به پا نمی‌شود تا بخواهد با آن مبارزه کند.[25] به همین دلیل هم در ظاهر خندان است، به نرمی با طرف مقابل خود برخورد می‌کند، فریاد نمی‌کشد و ... . ما اگر مانند انسان حلیم نیستیم که درونمان غوغا به پا نشود، باید در ظاهر مانند انسان حلیم برخورد کنیم. به این کار «تَحَلُّم» می‌گویند. این نوع برخورد، آرام آرام انسان را در درون هم حلیم می‌کند.[26]

حلم بزرگ‌ترین یاور

بدانید که فرشتگان الهی[27] و مردم[28] هم یاور انسان حلیم هستند و به او احترام ویژه می‌گذارند؛[29] پس خود حلم بزرگ‌ترین یاور انسان در زندگی است.[30] گاهی شیطان وسوسه می‌کند که اگر در مقابل کارهای دیگران کوتاه بیایی، اقتدار و عزتت از بین می‌رود؛ غافل از این که حلم ورزی خود مایة عزت است.[31] ناگفته نماند که در بسیاری از موارد حلم موجب می‌شود، کسی که ما را عصبانی کرده، کوتاه آمده و با ما مدارا کند.[32]

شخصي از اهل شام به قصد حج يا مقصد ديگر به مدينه آمد. چشمش افتاد به مردي كه در كناري نشسته بود. توجهش جلب شد. پرسيد: اين مرد كيست؟ گفته شد: حسين بن علي بن ابي طالب است.

سوابق تبليغاتي عجيبي كه در روحش رسوخ كرده بود، موجب شد كه خشمش به جوش آيد و قربة الی الله آن چه مي‌تواند، سبّ و دشنام نثار حسين بن علي بنمايد. همين كه هر چه خواست، گفت و عقدة دل خود را گشود، امام حسين بدون آن كه خشم بگيرد و اظهار ناراحتي كند، نگاهي پر از مهر و عطوفت به او كرد و پس از آن كه چند آيه از قرآن ـ مبني بر حسن خلق و عفو و اغماض ـ قرائت كرد، به او فرمود: «ما براي هر نوع خدمت و كمك به تو آماده‌ايم». آن گاه از او پرسيد: «آيا از اهل شامي؟»

جواب داد: «آري».

فرمود: «من با اين خلق و خوي سابقه دارم و سرچشمة آن را مي‌دانم». پس از آن فرمود: «تو در شهر ما غريبي، اگر احتياجي داري، حاضريم به تو كمك دهيم؛ حاضريم در خانة خود پذيرايي كنيم؛ حاضريم تو را بپوشانيم؛ حاضريم به تو پول بدهيم».

مرد شامي كه منتظر بود با عكس العمل شديدي برخورد كند و هرگز گمان نمي‌كرد با يك همچو گذشت و اغماضي روبرو شود، چنان منقلب شد كه گفت: «آرزو داشتم در آن وقت، زمين شكافته مي‌شد و من به زمين فرو مي‌رفتم و اين چنين نشناخته و نسنجيده گستاخي نمي‌كردم. تا آن ساعت براي من در همة روي زمين كسي از حسين و پدرش مبغوض‌تر نبود و از آن ساعت برعكس، كسي نزد من از او و پدرش محبو‌ب‌تر نيست».[33]

حالت انتظار

يكي از بهترين و مؤثرترين كارها براي جلوگيري از عصبانيت، داشتن «حالت انتظار» است. حالت انتظار، يعني اين كه من قبل از آن كه مسأله‌اي پيش بيايد كه باعث عصباني شدنم بشود، پيش خود فكر كنم كه اگر اين مسأله پيش آمد، بايد چگونه برخورد كنم؛ یعنی خودم را برای رویارویی با عصبانیت آماده کنم.[34]

ما با شناختي كه از خود و زندگي‌مان داريم، معمولاً مي‌دانيم كه چه مسائلي پیش می‌آید که ما را عصباني مي‌كند. اگر انسان حالت انتظار را در خود تقويت كند، در هنگام عصبانيت، با آمادگي بهتري به مبارزة با خود مي‌پردازد.

در حالت انتظار بايد انسان فكر كند كه چه چيزهايي ارزش عصبانيت دارد. بعضي از چيزها اين قدر ارزش ندارند كه آدم خمي به ابروي خود بياورد؛ چه برسد به اين كه عصباني بشود و با همسرش دعوا كند.

به اين مثال توجه كنيد. شب است و همه جا خاموش. من از كوچه‌مان در حال عبور هستم. صداي جيرجيرك‌ها در كوچه پيچيده. گاهي صداي زوزة سگ هم مي‌آيد. چراغ‌هاي كوچه همه خاموش است. يك خرابه در كوچه‌مان است. من به آن نزديك مي‌شوم. در خيالات خودم غرق هستم. به خرابه مي‌رسم. ناگهان صداي فريادي مي‌آيد. مو به تمام بدنم سيخ مي‌شود. دستم را روي قلبم مي‌گذارم كه ببينم مي‌زند يا ايستاده. خيلي ترسيد‌ه‌ام. کمی بعد می‌بینم که دوستم از خرابه بیرون آمده؛ در حالی که با صدای بلند می‌خندد.

چرا در اينجا اين اندازه ترسيدم؟ چون كه انتظار برخورد با اين صحنه را نداشتم.

حالا اگر مثال اين گونه تغيير كند كه: من در حال نزديك شدن به خرابه هستم. در نزد خود در اين فكرم كه اگر يكي از دوستانم در اين خرابه، منتظر آمدن من بود كه مرا بترساند، چه كنم؟ اگر فرياد كشيد، چه كنم؟ اگر ناگهان در مقابلم ظاهر شد، چه عكس العملي نشان دهم؟ در همين فكرها هستم كه دوستم فرياد مي‌كشد و ناگهان در مقابلم ظاهر مي‌شود. من هم انگار نه انگار كه كسي فريادي كشيده و مرا ترسانده؛ سلام مي‌دهم و او هم از برخورد آرام من تعجب می‌کند.

يكي از دلايل از دست دادن كنترل در هنگام عصبانيت اين است كه ما خود را از قبل آماده نكرده‌ايم. آدم عصباني هم كه مثل آدم مست است، وقتي عصباني مي‌شود، اولين قوه‌اش كه از كار مي‌افتد، عقل او است. وقتي با عامل عصبانيت روبرو مي‌شود و از قبل هم انتظار آن را نداشته و اگر انتظارش را هم داشته، برنامه‌اي براي برخورد با آن آماده نكرده، تدبير از دست عقلش خارج شده و به دست نفسش مي‌افتد و واي به حال كسي كه مديريت وجودش به دست نفس او باشد.

محاکمه

يكي ديگر از عوامل مهم براي ايجاد مبارزه با عصبانيت، «حالت محاكمه» است؛ يعني بعد از اين كه انسان عصباني شد، خود را محاكمه كند؛ چرا عصباني شدم؟ عصبانيتم چه سودي بخشيد؟ اين مسأله چه اندازه مهم بود كه مرا اين قدر عصباني كرد؟ گاهي در اين محاكمه‌ها انسان از خود خجالت مي‌كشد. مثلاً به كسي كه به جهت ريخته شدن يك ليوان آب همسرش را دعوا مي‌كند، بايد گفت آخر ریختن يك ليوان آب و خيس شدن فرش يا سفره اين اندازه اهميت داشت كه انسان با همسرش دعوا كند؟ این، همان محاسبه‌ای است که در معارف دینی نسبت به آن تأکید فراوانی شده است.[35] یکی از ثمرات اصلی محاسبه، رهایی از سستی در امور اخلاقی است. پس از این که خود را به جهت عصبانیت بی‌مورد محاکمه کردیم، انگیزة بیش‌تری برای مبارزه با عصبانیت پیدا می‌کنیم.[36] اگر محاسبه دقیق باشد، انسان عیب کار خود را می‌‌یابد و در صدد جبران برمی‌آید.[37]



[1]. امیر مؤمنان علی فرمود: بر حذر باش از غضب که اولش دیوانگی و آخرش پشیمانی است. «مستدرک الوسائل»، ج12، ص12.

[2]. امیر مؤمنان علی فرمود: خشم و تندی نوعی از دیوانگی است؛ زیرا صاحب آن پشیمان می‌شود. اگر هم پشیمان نشود، دیوانگی‌اش پایدار و مستحکم است. «نهج البلاغه»، قصار255.

[3]. امام صادق فرمود: خشم چه نیکو جرعه‌ای برای کسی است که بر آن صبر کند. «الکافی»، ج2، ص109. امیر مؤمنان علی فرمود: وقتی خشمگین شدی به پاخیز و در حالتی که عصبانی هستی قضاوت نکن[تصمیم مگیر]. «من لایحضره الفقیه»، ج3، ص14.

[4]. حضرت نوح به ابلیس فرمود: چه زمانی بیش از همه بر انسان قدرت می‌یابی؟ ابلیس پاسخ داد: در هنگام غضب. «مستدرک الوسائل»، ج12، ص10.

[5]. امیر مؤمنان علی فرمود: خشم خردها را تباه می‌کند و انسان را از راه درست دور می‌کند. «عیون الحکم و المواعظ»، ص28.

[6]. امیر مؤمنان علی فرمود: هر که به ناحق بخواهد خشم خود را فرو نشاند، خداوند به حق، طعم خواری را به او می‌چشاند. «تحف العقول»، ص207.

[7]. رسول خدا فرمود: همانا دوزخ را دری است که از آن وارد نشود؛ مگر کسی که از طریق معصیت خدای متعال خشم خود را فرو می‌نشاند. «جامع الصغیر»، ج1، ص367.

[8]. امام رضا فرمود: خداوند به یکی از پیامبران وحی نمود که وقتی صبح شد، اولین چیزی که با آن مواجه می‌شوی بخور. ... فردا صبح او با اولین چیزی که برخورد کرد کوه سیاه بزرگی بود. ایستاد و در نزد خود گفت: پروردگار من دستور داد که این را بخورم. متحیر مانده بود. سپس باز هم به خود بازگشت و گفت: پروردگار من به چیزی که در توانم نباشد امر نمی‌کند. بعد هم به سوی کوه رفت تا آن را بخورد؛ اما هر چه به کوه نزدیک می‌شد، کوه کوچک می‌شد تا این که به اندازة یک لقمه شد. او هم آن را خورد و آن را گواراترین چیزی یافت که تا به آن روز خورده بود. ... . وقتی برگشت در خواب دید که گویا به او می‌گویند: تو آن چه را که دستور داده شده بود انجام دادی؛ اما آیا می‌دانی که آن، چه بود؟ گفت: نه. به او گفته شد: آن کوه، غضب بود. بنده وقتی غضب‌ناک می‌شود، خودش را نمی‌بیند و به جهت بزرگی غضب نسبت به قدر و قیمت خود جاهل می‌شود؛ اما وقتی خود را حفظ می‌کند و قدر خود را می‌شناسد و خشمش آرام می‌گیرد، در نهایت غضب مانند لقمة گوارایی می‌شود که آن را می‌خورد. «عیون اخبار الرضا»، ج2، ص249.

[9]. امیر مؤمنان علی فرمود: حلم، تمام عقل است. «غرر الحکم»، ص286. باز هم ایشان فرمودند: حلم نوری است که گوهرش خرد است. «همان»

[10]. امیر مؤمنان علی فرمود: حلم مایة سامان یافتن کار مؤمن است. «همان»، ص285.

[11]. امیر مؤمنان علی فرمود: حلم و وقار همراه هم هستند که هر دو نتیجة بلند همتی می‌باشند. «نهج البلاغه»، قصار460.

[12]. خداوند متعال به داود وحی نمود: هرگاه بندة من در هنگام عصبانیت مرا یاد کند، روز قیامت در میان همة خلق خود او را یاد کرده و او را به همراه کسانی که نابودشان می‌‌کنم، نابود نگردانم. «بحارالانوار»، ج70، ص266.

[13]. امام صادق فرمود: اگر کسی از شما به هنگام عصبانیت بگوید «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم»، خشم او از بین می‌رود. «همان»، ج92، ص339.

[14]. ترجمه: خشم دل آن‌ها ببر. خدایا! گناه مرا ببخش و خشم دلم را ببر و از شیطان رانده شده پناهم ده که قوت و قدرتی جز خداوند بلند مرتبه و بزرگ نیست. «مکارم الاخلاق»، ص350.

[15]. ترجمه: خدایا! خشم دلم را از من بزدا و گناهم را ببخش و از فتنه‌های گمراه کننده، پناهم ده. من از تو خشنودی تو را می‌خواهم و از خشم تو به تو پناه می‌برم. از تو بهشتت را تقاضا دارم و از آتش [قهر]ت به تو پناه می‌برم. از تو تمام خیر را می‌خواهم و از تمام شر به تو پناه می‌برم. خدایا! مرا در هدایت و راه صحیح ثابت قدم بدار، مرا راضی و مورد رضایت قرار ده و نه گمراه و گمراه کننده. «مکارم الاخلاق»، ص350.

[16]. از آیت الله العظمی بهجت پرسیده شده: برای درمان عصبانیت چه کنیم؟ ایشان در پاسخ فرموده‌اند: با عقیدة کامل زیاد صلوات فرستادن. «به سوی محبوب»، ص70.

[17]. ابلیس به موسی گفت: از غضب دوری کن و آن گاه که خشمگین شدی، بگو: لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم که خشمت آرام می‌شود. «مستدرک الوسا‌ئل»، ج12، ص15. نکته: غیر از این مورد در روایات دیگری هم وارد شده که ابلیس به کسی موعظه کرده است.

[18]. رسول خدا فرمود: وقتی کسی از شما عصبانی شد، باید سکوت اختیار کند. «بحار الانوار»، ج68، ص404. امیر مؤمنان علی نیز فرمود: خشم را با سکوت درمان کنید. «عیون الحکم و المواعظ»، ص250.

[19]. امیر مؤمنان علی فرمود: شدت خشم، نحوة سخن گفتن را تغییر داده، ریشة برهان و دلیل را قطع نموده و فهم را از هم می‌گسلد. «بحارالانوار»، ج68، ص428.

[20]. در نزد امام باقر سخن از خشم پیش آمد. حضرت فرمود: همانا کسی غضبناک می‌شود و هیچ گاه راضی نمی‌شود و به همین دلیل هم وارد آتش می‌شود. هر کس که خشمگین شد و ایستاده بود، بنشیند که این کار موجی می‌شود وسوسة شیطان از او دور شود و اگر نشسته است به پا خیزد. «الامالی» شیخ صدوق، ص420. ابوذر در کنار حوضی ایستاده بود و شترش را آب می‌داد. کسی ایجاد مزاحمت کرد و حوض را شکست. در این هنگام ابوذر نشست و پس از اندکی دراز کشید. از او دلیل کارش را پرسیدند، گفت: رسول خدا به ما دستور فرمود که وقتی کسی عصبانی شد و ایستاده بود، بنشیند. اگر خشمش فرو نشست که هیچ و گرنه دراز بکشد. «شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید»، ج11، ص220. این که در روایت اول آمده کسی که غضب‌ناک می‌شود و هیچ گاه راضی نمی‌شود و به همین دلیل هم وارد آتش می‌شود، شاید از این رو باشد که خشم انسان را به کارهایی مانند قتل و جرح می‌کشاند که عقاب آن آتش است.

[21]. امام باقر فرمود: اگر کسی بر نزدیکان نسبی خویش خشم گرفت، به پاخیزد و به او نزدیک شود و دست بر بدن او بگذارد که وقتی کسی دست بر خویش نسبی خود می‌‌‌گذارد، آرام می‌شود. «الامالی» شیخ صدوق، ص420.

[22]. امیر مؤمنان علی فرمود: خشم آتش دل‌‌ها است. «عیون الحکم و المواعظ»، ص41.

[23]. امام باقر فرمود: همانا این غضب آتش برافروخته‌ای از جانب شیطان است که در دل فرزند آدم [انسان] برافروخته می‌شود. هر گاه کسی از شما خشمگین می‌شود، چشمانش سرخ می‌گردد و رگ‌های گردنش باد می‌کند و شیطان به درون او راه می‌یابد. وقتی کسی از شما از این حالت بر خود ترسید، بنشیند؛ چرا که در این هنگام وسوسة شیطان از او رخت می‌بندد. «الکافی»، ج2، ص304.

[24]. رسول خدا فرمود: وقتی کسی از شما را خشم گرفت، وضو بگیرد و خود را بشوید که غضب از جنس آتش است. «بحارالانوار»، ج70، ص272. در روایت دیگری حضرت فرمود: غضب از شیطان و شیطان از آتش آفریده شده است. آتش را با آب اطفاء می‌کنند پس اگر کسی از شما عصبانی شد، وضو بگیرد. «همان».

[25]. امیر مؤمنان علی فرمود: حلیم کسی است که بار حلم ورزی برای او سخت نباشد. «عیون الحکم و المواعظ»، ص47.

[26]. امیر مؤمنان علی فرمود: اگر بردبار نیستی، در ظاهر همانند بردباران عمل کن که کم است کسی که خود را مانند گروهی درآورد و به زودی از جملة آنان به حساب نیاید. «نهج البلاغه»، قصار208. باز هم ایشان فرمود: کسی که در ظاهر مانند انسان حلیم برخورد نکند، در واقع حلیم نمی‌شود. «بحارالانوار»، ج74، ص283.

[27]. امام صادق فرمود: وقتی میان دو نفر نزاعی درمی‌گیرد، دو فرشته پایین می‌آیند و به کسی که از میان این دو نفر نابخرد است می‌گویند: گفتی و گفتی و خودت به آنچه گفتی شایسته‌‌ای. به آنچه هم که گفتی جزا داده خواهی شد. به کسی هم که از میان این دو حلم ورزیده می‌گویند: صبر کردی و حلم ورزیدی؛ خداوند تو را ببخشاید اگر صبر و حلم را به انتها برسانی. حضرت در ادامه فرمود: اگر انسان حلیم پاسخ انسان سفیه را بدهد آن دو فرشته بالا می‌روند. «الکافی»، ج2، ص112.

[28]. امیر مؤمنان علی فرمود: اولین چیزی که در عوض حلم به انسان حلیم داده می‌شود، این است که مردم در برابر انسان جاهل یاور او می‌شوند. «بحارالانوار»، ج68، ص425.

[29]. امیر مؤمنان علی فرمود: حلم بورز تا مورد اکرام واقع شوی. «غرر الحکم»، ص287.

[30]. امیر مؤمنان علی فرمود: بردباری و تحمل را بیش از مردان شجاع یاور خود یافتم. «عیون الحکم و المواعظ»، ص506.

[31]. امیر مؤمنان علی فرمود: عزتی بالاتر از حلم نیست. «الکافی»، ج8، ص19.

[32]. امیر مؤمنان علی فرمود: ثمرة حلم مدارا است. «غرر الحکم»، ص287.

[33]. داستان راستان، ج 1، ص 28؛ به نقل از : نفثه الصدور، ص4.

[34]. امیر مؤمنان علی فرمود: از تندی غصب خود را نگه دارید و ابزار مبارزه با آن؛ یعنی فرو خوردن خشم و بردباری را آماده کنید. ««عیون الحکم و المواعظ»، ص87.

[35]. رسول خدا فرمود: بنده، مؤمن نباشد؛ مگر آن گاه که سخت‌تر از شریک از شریکش و آقا از بنده‌اش، از نفس خود حساب بکشد. «محاسبه النفس»، ص14.

[36]. امیر مؤمنان علی فرمود: کسی که تعهد کند از نفس خویش حساب‌رسی کند، از سستی نفس در امان خواهد بود. «غرر الحکم»، ص236.

[37]. امیر مؤمنان علی فرمود: هر کس از نفس خود حساب بکشد، به عیب‌‌هایش آگاه می‌شود، به گناهانش پی می‌برد، گناهان را جبران و عیب‌ها را اصلاح می‌کند. «عیون الحکم و المواعظ»، ص435.‌‌