حکایت ۷۵: دینداری فرزانه ی
حکایت ۷۵: دینداری فرزانه ی دزفول
وقتی شیخ مرتضی انصاری، یگانه مرجع تقلید عصر میشود و با همه ی آوازه و بلندی افکار در علم فقه و اصول از دنیا میرود، با آن ساعتی که به صورت یک طلبه ی فقیر دزفولی وارد نجف شده بود، فرقی نکرده بود. وقتی به خانه اش رفتند دیدند مثل فقیرترین مردم زندگی میکرده است.
یک نفر به ایشان میگوید: آقا! خیلی هنر میکنید که این همه وجوهات به دست شما میآید و شما هیچ تصرفی در آنها نمی کنید؟! شیخ میفرماید: چه هنری کرده ام؟ آن شخص عرض کرد: چه هنری از این بالاتر؟ آیا هنری از این بالاتر میشود؟! شیخ فرمود: حداکثر کار من، کار خرکچیهای کاشان است که میروند تا اصفهان و برمی گردند. آیا شما دیده اید که اینها به مال مردم خیانت کنند؟! آنها امین هستند؛ حق ندارند. این مسئله ی مهمی نیست که به نظر شما مهم آمده است! [۲]
----------
[۲]: یکصد موضوع، پانصد داستان ۱/ ۲۶۸؛ به نقل از: سیره نبوی / ۲۹. نادر شاه هنگام ملاقات با سید هاشم که از علمای مشهور نجف و به «خارکن» معروف بود و با خارکنی ارتزاق مینمود، به سید گفت: شما همت نموده اید که از دنیا گذشته اید؟ سید بی درنگ پاسخ داد: همت را شما نموده اید که از آخرت گذشته اید! طنزهای شیرین / ۱۹.
[هزار و یک حکایت اخلاقی - جلد ۱، صفحه ۷۹]
+ نوشته شده در دوشنبه ۹ مهر ۱۴۰۳ ساعت توسط هدیه به شهیدان مدافع حرم صلوات
|