#تاریخچه_نماز جلسه 17 ؛ نماز پیامبر در سفر معراج 3

در جلسه قبل بیان شد که پیامبر عزیزمان دو رکعت نماز در پیشگاه خداوند در شب معراج خواندند.

وقتی نماز پیامبر تمام شد خداوند فرمودند : ای محمد! برای امت تو پنجاه دو رکعت در شبانه روز واجب کردم.

در مسیر بازگشت وقتی پیامبر عزیزمان صلّی الله علیه و آله به حضرت موسی علیه السلام رسید ؛ حضرت موسی پرسید : چه خبر ؟ پیامبر عزیزمان فرمودند پنجاه تا دو رکعت بر من و امتم واجب شده است.

حضرت موسی فرمودند : ای احمد! برگرد و از خداوندت تخفیف بخواه « فَإِنَّ أُمَّتَكَ لَا تُطِيقُ ذَلِك‏ » [1] امت تو توانایی پنجاه تا دو رکعت در شبانه روز ندارد !

به قول بنده شخصی ۹۰ دقیقه فوتبال می‌بیند ، ده دقیقه هم تحلیلش را می‌بیند می‌شود صد دقیقه.

اما اگر بخواهد پنجاه تا دو رکعت بخواند که بشود صد دقیقه سرش درد می‌گیرد ، کمرش درد می‌گیرد ، پایش درد می‌گیرد و می‌گوید حالش را ندارم!

پیامبر عزیزمان برگشتند و درخواست تخفیف کردند. خداوند فرمودند : چهل تا دو رکعت نماز بخوانند!

وقتی به حضرت موسی اطلاع دادند حضرت فرمود : باز هم برگرد و تخفیف بگیر! خداوند فرمودند : سی تا دو رکعت بخوانند!

حضرت موسی فرمود دوباره تخفیف بگیر! شد بیست تا دو رکعت! . . . حضرت موسی فرمود : باز هم برو از خدایت تخفیف بگیر! خداوند فرمودند :ده نماز و در دفعه آخر فرمودند پنج تا دو رکعت بخوانند!

یعنی خداوند متعال به خاطر گُل روی پیامبر چهل و پنج تا ۲ رکعت را بخشید.

حضرت موسی فرمودند : باز هم دوباره تخفیف بگیر! پیامبر عزیزمان فرمودند : « إِنِّي لَأَسْتَحْيِي أَنْ أَعُودَ إِلَى رَبِّي‏ » [2] من حیا می‌کنم که برگردم باز هم درخواست تخفیف کنم! خودم و امتم بر این پنج نماز صبر می‌کنیم.

امام صادق علیه السلام بعد از بیان این مطالب فرمودند : « جَزَى اللَّهُ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ عَنَّا خَيْراً » [3] خداوند حضرت موسی را جزای خیر دهد که تخفیف گرفت برای امت پیامبر.

ممکن است بعضی‌ها این سؤال برایشان پیش بیاید که چرا خود پیامبر عزیزمان اول درخواست تخفیف نکردند ؟ چرا خداوند خودش از اول همان پنج تا نماز را واجب نکرد ؟

باید توجه داشته باشیم همانطور که پدر و مادر گاهی اوقات با هم گفت و گو می‌کنند و در ظاهر این گفتگوی شان نکات تربیتی را به فرزندشان منتقل می‌کنند ، در گفتگوی حضرت موسی و پیامبر عزیزمان و بازگشت پیامبر به سوی خدا یک اثر تربیتی وجود دارد و آن هم این است که مسلمان‌ها بفهمند خداوند اراده کرده به آنها تخفیف بدهد و کار را بر آنها آسان بگیرد و این‌ها تلاش کنند بر همین پنج تا نمازشان مواظبت داشته باشند.

وقتی پیامبر عزیزمان صلّی الله علیه و آله به زمین برگشتند جبرئیل از طرف خدا پیغامی آورد که ای محمد! « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها » [4] طبق این قاعده اگر کسی از امت تو این پنج تا نماز را خوب مواظبت کند من به اندازه پنجاه تا نماز دو رکعتی به او پاداش می‌دهم و آن اندازه او را رشد می‌دهم.

اگر هواپیمایی با سرعت هشتصد کیلومتر بخواهد حرکت کند مسیر تهران- مشهد را یک ساعته می‌رود. ولی اگر ماشینی بخواهد با سرعت هشتصد کیلومتر برود آن مسیر را ده ساعته می‌رود. پس معلوم است که مسیر ده ساعته خیلی زمان‌ نیاز دارد.

پیامبر عزیز ما دوست داشتند پنجاه تا ۲ رکعت بر امت واجب می‌شد و آنها طاقتش را داشتند تا سرعت رشدشان به سمت خدا بیشتر می‌شد.

جبرئیل این خبر خوش را آورد که اگر بر این ۵ نماز مواظبت کنند ؛ من به اندازه پنجاه نماز آنها را رشد می‌دهم و به سوی خودم نزدیک شان می‌کنم.


[1] من لا يحضره الفقيه ، ج‏ 1 ، ص 197.

[2] همان.

[3] همان.

[4]. . . لقول اللَّه عزّ وجلّ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ، ألا ترى أنّه عليه السلام لمّا هبط إلى الأرض نزل عليه جبرئيل فقال : يا محمّد ، إنّ ربّك يقرئك السلام ويقول : إنّها خمسٌ بخمسين‏. ( من لا يحضره الفقيه ، ج‏ 1 ، ص 198. )