دغدغه نیازمندان

آیت اللّه العظمی سید ابو الحسن اصفهانی از مراجع بزرگ تقلید بودند. مقامات علمی و معنوی فوق العاده ای داشتند در ایران و عراق و کشور‌های دیگر مرجعیت عامه داشتند. البته در عراق زندگی می‌کردند، ولی همه عالم تشیع از ایشان تقلید می‌کردند. حدود هفتاد سال است که از دنیا رفته اند.

این مرد بزرگ با همۀ گرفتاری‌ها و مراجعات و مرجعیت عامه ای که داشته تمام نامه‌هایی که افراد نیازمند و گرفتار به ایشان می‌دادند، شخصاً مطالعه می‌کرده است.

جالب این جاست که سحر وقتی برای نماز شب بیدار می‌شدند یکی از کار‌های شان همین بود یعنی این عالم دین، و این ولی خدا متوجه است که عبادت فقط نماز شب خواندن نیست. به ما گفته اند ما چهل مؤمن را در قنوت نماز شب دعا کنیم.

ایشان پیش از نماز شب وقتی را برای مطالعهٔ نامه‌ها می‌گذاشتند. نامه‌ها را مطالعه می‌کردند و به هر نامه ای جواب می‌دادند. آن‌هایی که نیاز مالی داشتند، مبلغی داخل پاکت نامه‌ها گذاشتند و فردا شخصاً به خود شان تحویل می‌دادند.

روزی شخصی به ایشان مراجعه می‌کند و نامه ای به ایشان می‌دهد. اتفاقاً شب همان روز حادثه بسیار تلخی در زندگی این مرد بزرگ پیش می‌آید. ایشان امام جماعت حرم حضرت امیر مؤمنان علیه السلام بودند. بین نماز مغرب و عشا، وقتى مشغول تعقیبات مغرب بودند، یک نابکار و جانی فرزند ایشان را که عالم بزرگواری بودند، به قتل می‌رساند و در صف جماعت بین نماز مغرب و عشا سر از بدن فرزند ایشان جدا می‌کند.

این آقایی که نامه نوشته بوده پیش خود می‌گوید: این هم از شانس ما. آقا همیشه نامه‌ها را جواب می‌داد با این حادثه همه چیز تمام شد.

ایشان در تشییع جنازه فرزند شان شرکت می‌کنند. آن آقا هم برای تشییع

رفته بود. گفت: یک مرتبه آقا مرا صدا کرد و فرمود: من دیشب نامه شما را خواندم، فلان مبلغ که لازم داشتی در پاکت گذاشتم این مال شماست.

[داستان های سمت خدا - مهیای رفتن - جلد ۱، صفحه ۱۷۱]