ظلم به فرزندان

پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم یک روز صبح به جنازه مسلمانی که از دنیا رفته بود نماز خواندند. بچه‌های کوچکی داشت حضرت دیدند بعد از ظهر بچه‌های کوچک او به گدایی افتاده اند. حضرت فرمودند: صبح پدر شما از دنیا رفته است. شما چرا به گدایی افتاده اید؟ گفتند: یا رسول اللّه، تمام اموال خود را صرف کار‌های خیر کرده بود.

حضرت فرمودند: چرا به من خبر ندادید؟ گفتند: اگر می‌گفتیم چه می‌کردید؟ فرمودند: اگر خبر داشتم اجازه نمی دادم جنازه او را در قبرستان مسلمان‌ها دفن کنند. [۱]

----------

[۱]: بحار الانوار، ج ۱۰۰، ص ۱۹۷

[داستان های سمت خدا - ظلم در وصیت - جلد ۱، صفحه ۱۶۱]