خوردن نان به نرخ روز

یکی از هزار چهره‌های تاریخ، شخصی است به نام شبث بن ربعی. وقتی پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم به رسالت مبعوث شد او ایمان نیاورد؛ امّا به زنی به نام سجاح، که ادعای پیامبری کرده بود، ایمان آورد و جزء مبلغین او شد. بعد از مدتی که تشت رسوایی این زن بر زمین افتاد و دروغ بودن پیامبری اش روشن شد، به پیامبر خدا ایمان آورد.

در زمان حکومت امیر مومنان علیه السلام در جنگ صفین در رکاب آن حضرت حضور داشت. وقتی به حیله عمرو عاص قرآن‌ها بر سر نیزه‌ها رفت و دید اوضاع دارد تغییر می‌کند و آن طرف تقویت می‌شود، جزء مخالفین امیر مومنان علیه السلام قرار گرفت و از خوارج شد. در گزارشی آمده است که در قتل عثمان شرکت داشت. در ماجرای نامه نگاری کوفیان به سیّد الشهداء علیه السلام جزء کسانی بود که به امام نامه نوشت. امّا وقتی ابن زیاد آمد و بر اوضاع مسلط شد، جزء یاران ابن زیاد شد و فرماندهی هزار سرباز را به عهده گرفت و به کربلا آمد و جزء سپاهیان عمر سعد شد. بعد از شهادت امام حسین علیه السلام وقتی

مختار قیام کرد و قدرت مختار و بی رنگی بساط ابن زیاد را دید، جزء سپاهیان مختار شد و به او گفت: من کسانی را که در کربلا بودند، می‌شناسم و می‌توانم در شناسایی آن‌ها به تو کمک کنم. همین فرد سست عنصر وقتی افول مختار را دید به مصعب بن زبیر پیوست و گفت: می‌دانم چطور مختار را از پای در بیاورم و لذا جزء قاتلان مختار قرار گرفت و در سال ۸۳ هجری قمری عمرش به پایان رسید.

[داستان های سمت خدا - چهار دسته قاضی - جلد ۲، صفحه ۴۰]