اَنَسِ بن مالک؛ خادم پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم روزی که پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم به
اَنَسِ بن مالک؛ خادم پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم
روزی که پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم به مدینه آمدند، همۀ مدینه شور و نشاط و شادی بود. اهل مدینه خیلی زیبا از پیامبر استقبال کردند و به مناسبت ورود پیامبر به مدینه جشنی بر پا نمودند مردم مدینه هر کدام هدیه ای در خور توان خود به پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم تقدیم میکردند.
بانویی خدمت رسول اکرم صلى اللّه عليه وسلم آمد و گفت: من هدیه ای نداشتم، ولی فرزند جوانی دارم که به شما بسیار علاقه دارد. اجازه میدهید ایشان در خدمت شما باشد؟ امتیازی که دارد این است که میتواند بنویسد. در آن زمان در تمام جزيرة العرب افرادی که خواندن و نوشتن میدانستند کم بودند. نام اين شخص أنس بن مالک است. میگوید ده سال خادم پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم بودم.
مادر این فرزند را به پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم هدیه داد فرزند دیگری داشت که آن فرزند بیمار شد. بیماری او شدت گرفت و در یک بعد از ظهری از دنیا رفت.
شب که شوهرش ابو طلحه میخواست به خانه بیاید، به کسانی که در خانه بودند گفت: نگذارید متوجه شود که این بچه از دنیا رفته است. چه فایده ای دارد خبر دار شود. خسته به خانه آمده، فردا به او خبر میدهیم. آن شب این پدر، خبر دار نشد فردا به او گفت: اگر دیگران به ما امانتی بدهند چه میکنیم؟ تحویل میدهیم؟ گفت: چرا تحویل ندهیم؟ گفت: فرزند ما امانت الهی بود که خدا از ما گرفت.
ابو طلحه گفت: تو مادر هستی اگر مادر این چنین صبر کند، من حرفی نمی توانم بزنم تحمل کرد.
به محضر پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم رسید. وقتی برای حضرت گفت که یک مادر داغ فرزند میبیند، ولی از پدر مخفی میکند تا یک شب را پدر با آسایش به صبح
برساند. پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم دعا فرمودند. [۱]
خداوند فرزندی دیگر به اینها عنایت کرد. روزی که به دنیا آمد او را خدمت پیامبر بردند پیامبر او را عبد اللّه نامیدند. این عبد اللّه از اصحاب بسیار با وفای امیر مؤمنان علیه السلام علی شد و خداوند نسل با برکت و خوبی به او عنایت کرد. همه معلم قرآن، قاری قرآن، ما باید باور کنیم که خدای حکیم و عادل هر مصیبتی که به ما رسید جبران میکند.
----------
[۱]: مسكّن الفؤاد، ص ۶۷؛ بحار الانوار، ج ۷۹، ص ۱۵۰
[داستان های سمت خدا - توجه به حکمت و عدالت خداوند - جلد ۱، صفحه ۱۹۹]