عالم پاسخگو

یکی از علما می‌گفت: پدرم در تهران امام جماعت بود. بعد از مدتی قلب ایشان را عمل کردند ما برای این که ایشان بتوانند استراحت کنند شب ها، بدون این که متوجه بشوند، تلفن را قطع

می کردیم؛ چون ایشان ۲۴ ساعت به تلفن‌ها جواب می‌داد. دو - سه شب گذشت متوجه نشدند که ما تلفن را قطع می‌کنیم. شب سوم گفت: برای چه تلفن را قطع کردید؟ گفتیم: شما عمل قلب کرده اید، باید استراحت کنید. گفتند: باشد. جوان‌هایی که پای منبر من بوده اند حالا برخی از آن‌ها به کشورهای دیگر رفته اند. شب و روز آن جا با این جا اختلاف دارد. آن‌ها می‌خواهند به من زنگ بزنند و مسائل شرعی شان را بپرسند. تلفن را وصل کنید. من باید به گرفتاری‌های آن‌ها جواب بدهم.

[داستان های سمت خدا - سفارش به نانواها - جلد ۲، صفحه ۲۳۴]