آقای حجت، آقاست

شهید صدوقی، شاگرد آیت اللّه سید صدر الدین صدر، پدر امام موسی صدر بودند. زمانی ایشان با هم مباحثه اش بر سر مطلبی اختلاف نظر پیدا می‌کنند. لذا دو نفری خدمت آیت اللّه صدر می‌رسند و می‌گویند ما با هم، بحثی طلبگی داشتیم و اختلاف علمی پیدا کردیم. گفتیم بیاییم خدمت شما، مطلبمان را مطرح کنیم تا ببینیم حق با کدام یک از ماست. آیت اللّه صدر اعجوبه ای در دانش و اخلاق بوده اند. تواضع و مردم داری ایشان مهم تر از دانش آن بزرگوار بود. علم را هر کسی می‌تواند به دست آورد اما آن چه مهم است صفات نیکوی اخلاقی است. معروف است آیت اللّه حائری فرموده بود: عالم شدن چه آسان، آدم شدن محال است!

به هر حال، اختلاف را خدمت ایشان مطرح می‌کنند. ایشان حرف هر دو نفر را می‌شنود. از آن هم مباحثه شهید صدوقی می‌پرسند: این مطلبی که شما می‌گویید از کیست؟ می‌گوید: این مطلب را از استادم آیت اللّه حجت استفاده کردم. آیت اللّه صدر می‌گویند: بله، این حرف آقای حجت است. آقای حجت، آقاست. حرف ایشان حق است، ولی من هم به ذهن و عقل قاصرم چیزی خلاف نظر ایشان می‌رسد. [۱]

----------

[۱]: صدر نامه، ج ۱، ص ۱۱۵.

[داستان های سمت خدا - آقای حجت، آقاست - جلد ۲، صفحه ۲۳۱]