گلچین كتابِ رمز پیروزی مردان بزرگ آیة الله سبحانی 6
18 ـ واقعيات را آن چنان كه هست بشناسيم
{ بازخورد بگیریم و انتقادات را بررسی کنیم }
* واقعيات را آنچنان كه هست بايد بشناسيم نه آنطورى كه به نفع ما تمام مى شود.
* روز ششم اوت 1945 نخستين بمب اتمى جهان روى شهرِ هيروشيما در ژاپن انداخته شد و يكصد و پنجاه هزار نفر كشته داد، سپس به فاصله سه روز بمب ديگرى روى شهرِ ناكازاكى انداخته شد. ژاپني ها پس از يك هفته سكوت، تسليم شدند. كشتن هزاران كودك معصوم، زنان و مردان بى گناه، موجى از تنفّر در سراسر جهان نسبت به اين عمل وحشيانه به وجود آورد.
دستور بمباران كردن اين دو شهر به فرمان ترومن رئيس جمهور امريكا بود. سرزنشِ صلح دوستانِ جهان و تنفّر عمومى حيثيّت سياسى او را متزلزل ساخت و در ميان ملتها به عنوان يك فرد آدم كش معرفى شد.
اكنون ببينيم آقاى ترومن چگونه اين حادثه را ارزيابى مى كند و وقايع تلخ را به سود خود و سود جهانيان تفسير مى كند؟ مى گويد: من اين فرمان تاريخى را براى نجات صدها هزار نفر سرباز و ملوان و خلبان امريكائى صادر نمودم. اگر اين بمبها به كار نمى رفت نيروهاى امريكا ـ که باید به سواحل ژاپن كه داراى استحكامات قوى بود حمله می برد ـ تلفات سنگينى تحمل می داد.
* انتقاد مقدمه تكامل است. يك بازرگان بايد به اعتراض مشترى به طرز كار یا معامله يا نامرغوبى کالا گوش دهد و با تدبير صحيح وضع خود را اصلاح كند. يك سياستمدار نبايد اعتراضات مردم را پيش از بررسى، مغرضانه بخواند و به عنوان اخلالگر، آنها را سركوب سازد.
* امام صادق علیه السلام فرمودند: « اَحَبّ اِخوانِى مَن اَهدَى اِلىَّ عُيُوبِی » بهترین برادرانم كسی است که عيب مرا به عنوان هديه به من بگويد.
19 ـ انعطاف پذيرى در برابر حوادث
* گياهان و درختان سرسبز در برابر طوفان هاى سهمگين، با انعطافی که نشان می دهند بقاء خود را حفظ مى نمايند، ولى درختان خشك بر اثر عدم انعطاف از جاى كنده مى شوند.
* سختگيرى و ابزار خشونت در كارهاى جزئى موجب عقب ماندگى و بدنامى است و انسان را از نيل به اهداف كلى باز مى دارد لذا يك شخص در صورتى مى تواند يك فرد اجتماعى باشد كه به طور صحيح انعطاف داشته باشد.
* فرد انعطاف پذير تا آنجا كه به اصول و هدف وى زيان وارد نشود، با مردم ـ حتّى دشمن ـ كنار مى آيد و براى حفظ مبانى فكرى و علمى خویش، از يك سلسله منافع مى گذرد و به خواسته هاى مردم جواب مثبت مى گويد.
* اگر متن پيمانى را كه پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله در سال هشتم هجرت با بت پرستان قريش نوشت بخوانید، از انعطاف پذيرى پيامبر تعجب خواهيد كرد. اين انعطاف مورد اعتراض گروهى از بى خبران واقع شد، ولى گذشتِ زمان ثابت كرد كه اين انعطاف پُل پيروزى بود.
مانع مهم براى پيشرفت اسلام قريش بود؛ زيرا اين گروه لجوج با جنگ مستقیم و تحريكات غير مستقيم، فرصت تبلیغ را از پيامبر گرفته بودند. پيامبر که مى خواست به ابلاغ رسالت خود بپزدازد پيمانى با قريش بست. دبير پيامبر، حضرت على علیه السلام در آغاز صفحه نوشت : « بسم الله الرّحمن الرّحيم » نماينده قريش گفت: « ما عربهاى بت پرست با لفظِ رحمان و رحيم آشنائى نداريم. بايد به رسم عرب نوشته شود، بِسمِكَ اللّهُمَّ » پيامبر پذيرفت و دبير پيامبر جمله « بِسمِكَ اللّهُمَّ » را نوشت . سپس على علیه السلام به دستور پيامبر نوشت : « اين پيمان صلحى است كه محمّد رسول خدا با نماينده قريش برقرار نمود » فوراً نماينده قريش گفت : « ما محمّد را فرستاده خدا نمى دانيم و وگرنه با او نمی جنگیدیم » پيامبر دستور داد كه على علیه السلام لفظ « رسول خدا » را پاك كند.
يكى از مواد پيمان اين بود كه اگر مردى از زير لواى شرك محيط مكه به مدينه بگريزد، بايد دولت اسلام او را به مقامات قريش تحويل دهد، ولى اگر مسلمانى از مدينه به مكّه پناهنده شود قريش خود را مُلزم به تحويل دادن او نمى داند. پيامبر اين ماده را نيز پذيرفت تا فكر او و پيروانش از ناحيه قريش آسوده شود تا به كارهاى اساسى و اصلى خود برسد.