1539 ـ توطئه‏ى انگليس در ايجاد اختلاف در هندوستان

دولت انگليس هر وقت مى‏خواست در هندوستان ميان مسلمانان و هندوها اختلاف و درگيرى ايجاد کند، کافى بود گاوى را مخفيانه در محله‏ى هندوها سر ببرد. هندوها مى‏گفتند: حتماً مسلمان‏ها کرده‏اند و به جان هم مى‏افتادند. بعد هم خودش مى‏آمد و ميان آن‏ها صلح مى‏کرد و از آن‏ها مال المصالحه مى‏گرفت. يک پوست گردو به اين طرف مى‏داد و پوست ديگر را به طرف ديگر و مغز را براى خودش برمى داشت. مصالحه و تقسيم عادلانه!


1543 ـ عدم لزوم ارتباط با اجنّه

خيلى لزومى ندارد که کسى با جنّ ارتباط پيدا کند، زيرا اگر براى تعليم آن‏ها باشد، کتاب‏هاى دينى هست و آن‏ها مى‏توانند استفاده کنند. علماى طايفه‏ى جنّ با بعضى از بزرگان ما ارتباط دارند. اهل علمى بود در قم که يک جنّى نزد او درس مى‏خوانده است، به حدّى که هر دو به درس آقاى بروجردى1مى‏آمدند.


1544 ـ جنّيان يا کافرند و يا شيعه!

مشايخ ما نقل مى‏کردند که طايفه‏ى جنّ يا کافر هستند يا شيعه، و سنّى ندارند. گفته شده براى چه؟!

در جواب گفته‏اند: پيرمردها و سال خوردگانى در ميان ما هستند که در روز غدير بوده‏اند و بر جانشینی حضرت على7شهادت مى‏دهند! زعفر جنّی که در کربلا براى نصرت حضرت سيّدالشهدا7آمده بود، صد سال نيست که وفات کرده است.


1547 ـ قرآن، دعا و ذکر فضايل اهل بيت :دافع و رافع بلاها

چنان که قرآن دافع و رافع بلا و غم است، ذکر فضايل اهل بيت : نيز چنين است. چنان که دعا، هم دافعِ بلا است و هم رافع. [1] بنابراين، ما بايد پيش از آمدن بلا بر سر مؤمنين و نيز براى رفع بلا بعد از آمدن آن، دعا کنيم.


1556 ـ خرما، علاج سرطان

تعجب است که با اين همه پيشرفت‏هاى علمى و طبى هنوز نتوانسته‏اند سرطان را علاج و يا از آن جلوگيرى کنند و يا اين که بفهمند از چه حاصل مى‏شود. مى‏گويند در عراق و مناطقى که نخلستان دارد، مبتلايان به سرطان خيلى کم هستند. يکى از اطبّا مدعى بود که دارويى کشف کرده است که مى‏تواند سرطان را درمان کند که عمده‏ى اجزاى آن شيره‏ى خرما است.


1573 ـ دواى درد چشم

شخصى از درد چشم به رسول خدا9شکايت نمودم، ايشان فرمودند: « أدِمِ النَّظَرَ إِلَى الْمُصْحَفِ » مُدام به قرآن نگاه کن. زيرا که چشم من درد مى‏کرد به جبرييل7شکايت نمودم، او گفت: « أدِمِ النَّظَرَ إِلَى الْمُصْحَفِ »[2]


1599 ـ پدر بنى‏صدر

سؤال: آيا پدر ابوالحسن بنى‏صدر ـ رييس جمهور فرارى ايران ـ آخوند بود؟

جواب: بله، خيلى مرد جليل و شريف و مرجع اوّل همدان و از شاگردان مرحوم آقا ضياء عراقى1بود. شنيديم که بعد از فوت، جنازه‏اش را به نجف بردند و در مقبره‏ى استادش دفن کردند. بنده هم در نجف و هم در قم با ايشان ملاقات کرده‏ام. سوابقى در خدمات داشت. وقتى مرحوم آقا سيّد ابوالحسن اصفهانى1و ديگر علماى تبعيدى نجف به ايران آمدند، بر ايشان وارد شدند.


1602 ـ با آن حال قمه مى‏زدند!

مرحوم آقا سيّد ابوالحسن اصفهانى1 عزادارى‏هايى را که در نجف مرسوم بود تا چه برسد به سينه زدن و يا قمه زدن را تجويز نمى‏کرد. وقتى ایشان عزادارى‏ها را منع کرد، خدا مى‏داند چه بلاها به سرش آوردند. با اين که مرجعيّتش منحصر به فرد بود با اين حال در زمان ايشان حسابى قمه مى‏زدند!


1608 ـ بگو نماز اوّل وقت بخوانند

از آقا سيّد عبدُ الهادى شيرازی1[3] که واقعاً عالمِ حسابى بود، نقل کرده‏اند که در کوچکى بعد از فوت پدرم ـ ميرزاى شیرازی بزرگ ـ تکفّل خانواده به عهده‏ى من بود. مى‏گويد: ايشان را در خواب ديدم. از من پرسيدند: آقا سيّد عبد الهادى، حال شما چه طور است؟ مى‏گويد در جواب گفتم: خوب نيست. فرمود: به بچّه‏ها و اهل خانه سفارش کنيد که نماز اوّل وقت بخوانند، تنگدستى شما رفع مى‏شود.


1609 ـ بيدارى شب بدون احتياج به خواندن دعا و آيات!

اين مطلب به يقين ثابت است و خيلى‏ها نيز نقل کرده‏اند که اگر از حال انسان معلوم شود که مى‏خواهد نماز شب بخواند، بيدارش مى‏کنند، بدون احتياج به دعاها و آيات مَعهوده ـ مثل آیه آخر سوره کهف ـ و اين بيدار کردن به طُرق مختلف است، يا در مى‏زنند، يا صدايى مى‏آيد و يا او را به نام صدا مى‏زنند و....


1616 ـ علم تعبير خواب من، از آن شب شروع شد!

از مرحوم شيخ عبدالنّبى اراکى 1نقل شده که در اراک، شبى در مدرسه بوديم، زنى پشت در آمد و اظهار داشت بى پناهم و جايى ندارم و نمى‏توانم در اين وقت شب به جايى بروم، هوا هم سرد بود، لذا به ناچار گفتم: بياييد داخل. پس از ورود، گفتم: سفره‏ام آن جاست باز کنيد و نان بخوريد و در داخل حُجره، آن طرف کرسى هم بخوابيد و من مطالعه دارم. رفت، خورد و خوابيد. من هم مطالعه کردم، نان خوردم و در طرف ديگر کرسى خوابيدم. يک يا دو بار با فاصله، پاى آن زن با پاى من برخورد کرد، ديدم صلاح نيست زير کرسى باشم، از جا برخاستم و بيرون حُجره رفتم و تا صبح در هواى سرد در حياط مدرسه ماندم و دور حياط قدم زدم. هوا که روشن شد، زن از اطاق بيرون آمد و رفت. علم تعبير خواب من از ماجراى آن شب شروع شد.

براى ابن سيرين نيز چنين جريانى اتّفاق افتاد و زنى از او مطالبه‏ى فحشا نمود و وى به ظاهر قبول نمود و براى تطهير به دستشويى رفت و صورت ظاهر خود را با نجاست آلوده کرد و به اين وسيله از آن مَهلکه نجات پيدا کرده و خداوند علم تعبير خواب را به وى عطا فرمود.


1639 ـ شیعه شدن بعضى از علماى عامّه در آخر کار!

بسيارى از علماى اهل سنت در آخر کار مُستبصر ـ شیعه ـ شده‏اند. نبايد احتمال را کالعدم بشماريم. البته جاى آن است که گفته شود. «ءَآلْـآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ کنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ »[4] ولى ممکن است وقتى مستبصر شده باشد که واقعاً تدارک ممکن باشد، مانند غزالى که مستبصر شد و در کتاب «سِرُّ الْعالَمَيْن» به غصب فدک تصريح نمود. در اين کتاب شواهد صدقى وجود دارد که از غزالى است. بنابراين، کسانى که با تعبيرهاى تند از غزالى ياد کرده‏اند، يا کتاب سرّ العالمين او را نديده‏اند، و يا در انتساب آن کتاب به غزالى ترديد دارند، درست عمل نمى‏کنند. معروف است که: « مَا اسْتَوْعَبَ اللَّعْنَ أَحَدٌ مِثْلُ الْغَزالِىِّ » هيچ کس به اندازه‏ى غزالى از هر دو فريق ـ شيعه و سنى ـ مورد لعن و نفرين قرار نگرفته است.


1642 ـ از اَعلى عليين گذشتيم، از اََسفلِ سافلين نباشيم!

اگر انسان در مواقع شدّت و خطر در صحنه‏هاى گناه، خدا را ياد کند و آن را بر فعل حرام ترجيح دهد و حلواى به اين لذيذى را براى خدا ترک کند، خدا مى‏داند که چه حلوايى نصيبش مى‏شود! البته در اين گونه مواقع خطر، امکان سقوط است.

خدا کند که ما واقع نشويم. از مقامات و رسيدن به اَعلى عِلّيين گذشتيم، از اَسفَل سافلين نباشيم!


1659 ـ بلای دوست

اگر بدانيم که بلا را خدا براى ما خواسته ـ خواه براى رفع درجه و اعطاى مقامات و منازل والا و يا براى تکفير و جبران گناه و رفع غلّ و غشّ از انسان ـ ديگر چرا بنده ناراحت و ناراضى باشد؟! [5]


1664 ـ لعنت کردن رسول خدا

حضرت رسول9وقت وفات بسيار سعى کرد تا منافقين با جيش اُسامه از مدينه خارج شوند، لذا فرمود: « جَهِّزُوا جَيْشَ أُسامَةَ، لَعَنَ اللّه‏ُ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْ جَيْش أُسامَةَ!» [6] ولى آن‏ها رفتند و از راه برگشتند.

حضرت فرمود: چرا برگشتيد؟ بهانه آوردند که نتوانستيم شما را در اين حال رها کنيم، در واقع فهميده بودند که قصد حضرت چيست.

سؤال: آيا خطاب و لعن آن حضرت، شامل اميرالمؤمنين7 نيز مى‏شود؟

جواب: يقيناً حضرت امير7مورد خطاب حضرت نبود؛ زيرا بنا نبود حضرت بيرون برود، وگرنه خود حضرت امير7به فرماندهى لشکر گمارده مى‏شد، چنان چه در ساير جنگ هايى که حضرت رسول9در آن شرکت نداشت، هر وقت بنا بود حضرت علی7برود، خود ایشان امير لشکر مى‏شد.


1668 ـ جاسوس انگلیس

در بازار کرمانشاه يک نفر مُدام به انگليس فحش مى‏داد، بعد معلوم شد اجير آن‏ها است. آن‏ها اين کارها را مى‏کنند تا دوست و دشمن خود را بشناسند. اصلاً جاسوسى و دروغ‏گويى و دروغ‏پردازى نزد آن‏ها علمى است که قابل تعليم و تعلّم است.

خدا کند مسلمان‏ها نجات يابند و متنبّه شوند و فريب نخورند و دوست و دشمن خود را بشناسند؛ زيرا دشمنان امروز بهتر از دوستان سلام مى‏کنند، و با تعارف‏هاى با محبّت و با تقديم سيگارهاى مُهْلِک، و اسلحه‏هاى بدون صدا به سراغ ما مى‏آيند.


1669 ـ دعا براى رفع ابتلائات مسلمانان

امروز هر کس نماز بخواند و براى رفع ابتلائات مسلمان‏ها بعد از نماز دعا نکند، معلوم مى‏شود براى رفاه حال دنياى خود هم قاصر بلکه مقصِّر است، در امر آخرت که هيچ!

از خدا بخواهيم که هر مسلمان و هر کس که به حُکم مسلمان است و يا از نسلِ آینده او مسلمان پيدا مى‏شود، از بلاها و گرفتارى‏ها در امان باشد! سيّد بن طاووس1مى‏فرمايد: دعا کردن در شب قدر براى کفّار، اعظم از دعا براى مسلمانان و اَقْرَب به استجابت است! [7]


1670 ـ وظيفه‏ى مبلّغان اعزامى به آمريکا و اروپا

به کسانى که به اروپا يا آمريکا مى‏روند، سفارش مى‏شود که در امر دعوت به اسلام نبايد کوتاهى شود ولو در حدّ اقرار به شهادتين و اعتقاد به مبدأ و معاد باشد، هر چند به فروع هم عمل نکنند. خدا مى‏داند همين قدر از هدايت چه قدر ثواب دارد!

اگر توانستند دعوت به عمل هم بکنيد؛ نگوييد اگر عمل نکنند، يا اگر اهل عمل نباشند و نشوند، فايده ندارد. مگر علم‏هاى ما همه‏اش منجرّ به عمل مى‏شود و به عمليات و تکاليف يقينى، عمل مى‏کنيم؟!


1671 ـ هر کس در هر ماه يک بار نماز بخواند...

آقايى براى تبليغ به يکى از مناطق شيعه نشين رفته بود، ولى ديده بود که اصلاً نماز نمى‏خوانند. نقشه‏اى طرح و ترتيب داده بود، به اين صورت که به آن‏ها پيشنهاد کرده بود که هر کس در هر ماه يک بار نماز بخواند، من ضمانت مى‏کنم که نجات مى‏يابد! و مردم قبول کرده بودند و در هر ماه يک بار نماز مى‏خواندند.

بعد از مدّتى، از آن‏ها درخواست کرده بود که هفته‏اى يک بار نماز بخوانند، و بدين ترتيب بعد از مدتى گفته بود که در هر شبانه روز يک بار نماز بخوانند، و سپس درخواست نموده بود که در هر روز يک بار نماز و در هر شب يک بار نماز بخوانند، و همين طور پيش رفته و مؤفّق شده بود آنان را به پنج بار نماز خواندن در شبانه روز دعوت کند.

اگر ما باشيم، مى‏گوييم که او چرا در مدّت طولانى، آن‏ها را بى نماز نگاه داشت و حال آن که آن آقا آن‏ها را بى نماز نکرد، بلکه آن‏ها خودشان بى نماز بودند، ولى او توانست و مؤفّق شد آن‏ها این گونه اهل نماز کند.

بنابراين، اگر بتوانيم يک کافر را به ايمان دعوت کنيم، بايد بکنيم، ولو اين که نماز نخواند!


1672 ـ ترک نماز صبح آسان شده بود

در زمان پهلوى، ترک نماز صبح در پيش مردم سهل و آسان شده بود، به طورى که براى تعريف از اشخاص هنگام خواستگارى، مى‏گفتند: نزديکانش و يا خود او نماز صبح مى‏خوانند.


1676 ـ تا آقاى بروجردى 1در قيد حيات است، علمدار است!

آقايى از متوسّلين و مشتاقان لقاى حضرت مهدی عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف بود و کارهاى عجيبى براى ملاقات آن حضرت انجام مى‏داد. کسى از ايشان نقل کرد که حضرت فرمودند: تا آقاى بروجردى1در قيد حيات است، عَلمدار است؛ ولى بعد از فوت او، اختلاف مى‏شود و اين اختلاف تا زمان ظهور ادامه خواهد داشت و ديگر مرجعيّت، مثل ايشان، انحصارى نخواهد بود! اگر بعد از آقاى بروجردى1تا زمان ظهور خيلى فاصله باشد، اين مطالب خيلى مشکل است.


[1] دافع بلا یعنی جلوی نزول بلا را می گیرد و رافع بلا یعنی بلای نازل شده را برطرف می کند.

[2] مستدرك الوسائل، ج 4، ص 264

[3] از مراجع تقليد زمان آيت اللّه‏ العظمى حكيم 1 كه واقعاً عالمِ حسابى بود

[4] آيا حالا [وقت توبه است؟!] كه پيش از اين عصيان نمودى و از تباه گران بودى. (سوره‏ى يونس، آيه‏ى 91)

[5] شاعر مى‏گويد: اين بلاى دوست تطهير شما است علم او بالاىِ تدبير شما است

[6] لشكر اسامه را آماده و فراهم كنيد، خداوند لعنت كند كسى را كه از رفتن به لشكر اُسامه سرپیچی کند! بحارالانوار، ج 30، ص 432 و شواهد التنزيل، ج 1، ص 338

[7] مقصود دعا براى هدايت كفّار است. (اقبال الاعمال، ص 212 )