اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى 3
60. مشروعيت تقيّه
پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) با اينكه در وضعيت سخت و دشوارى قرار گرفت، با اين حال تقيه نكرد، پس چگونه امامان شيعه از تقيه استفاده كرده اند؟
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 113
پاسخ اينكه تقيه به معناى سپر شدن در برابر دشمن است عقل انسان حكم مى كند كه براى پيشبرد مقاصد عالى از ابزار مشروع بهره گرفت، اگر معناى تقيه اين است پيامبر اكرم نيز سه سال دعوت خود را در مكه با تقيه گذراند يعنى تبليغ علنى نداشت بعد از نزول آيه شريفه: فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ* إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِءِينَ الحجر 94، 95 تقيه برداشته شدعلاوه قرآن كريم در يك آيه مى فرمايد:
لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ آلعمران، 28
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 114
و در آيه ديگر در مورد عمار ياسر مى فرمايد: مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ ... النحل، 106
و نيز آيه «28 سوره غافر» (وَ قَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَ قَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ ...) در مورد مؤمن آل فرعون دلالت بر جواز تقيه دارد
مفسران اسلام در شرح اين دو آيه همگى اصل تقيه را اصلى مشروع مى دانندآيات تقيه
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 115
گرچه در مورد تقيه از كافران وارد شده ولى ملاك آن كه همان حفظ جان و عرض و مال مسلمين است اختصاص به كفار ندارد.
فخررازى مى گويد: مذهب شافعى اين است كه هر گاه وضع مسلمانان در ميان خود همان حالتى را به خود گرفت كه مسلمان ها در ميان كفار (حربى) دارند تقيه براى حفظ جان آن ها لازم است[1]
61. عدم شمول آيه تطهير درباره همسران پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)
آيه «33 سوره احزاب» كه مربوط به عصمت خمسه طيبه است (... إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)
گرچه در لابلاى آياتى كه مربوط به همسران پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) واقع شده لكن شامل آن ها نمى شود زيرا اولا: ضمير مؤنث حاضر تبديل به ضمير مذكر شده (عنكم) (يطهركم)
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 116
ثانيا: شأن نزولى كه مربوط به همسران پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) است با شأن نزول آيه تطهير مختلف است
ثالثا: همسران پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بهترين زنان نبودند كه داراى عصمت باشند، بنابراين آيه شريفه (تطهير) را بايد در كنار دو آيه ديگر گذاشت تا معلوم گردد كه همسران پيامبر مشكلات اخلاقى و اجتماعى داشتند
إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا ... التحريم، 4
عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَ أَبْكَاراً التحريم، 5
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 117
از اينكه قرآن كريم همسران پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) را تهديد مى كند كه اگر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) آن ها را طلاق دهد خداوند متعال همسرانى كه داراى اسلام و ايمان و قنوت و توبه و عبادت هستند به پيامبر اكرم عطا مى كند روشن مى شود كه برخى از همسران قبلى پيامبر داراى اين اوصاف و كمالات نبوده اند و چگونه آيه تطهير شامل آن ها مى شود!؟
62. اقرار ابن اثير به ايثارگرى اهل بيت (علیهم السلام)
ابن اثير از دانشمندان اهل سنت گويد: ايثارگرى خسمه طيبه (اطعام به مسكين و يتيم و اسير) كه در آيه «8 سوره دهر» بيان شده است (وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً* إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَ لَا شُكُوراً) بعد از آن خداوند سوره دهر را در فضيلت و ارزش اهل بيت نازل كرده نقل كرده است[2]
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 118
63. اقرار سيوطى به عظمت خانه پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بيت (علیهم السلام)
قرآن كريم نور خداوند را به چراغ پر نورى تشبيه مى كند كه مانند ستاره فروزان مى درخشد
«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَ لَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» النور، 35
در آيه بعدى آدرس اين نور را بيوتى مى داند كه مردان الهى صبح تا شام در آن خداوند را تسبيح مى كنند (فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ النور، 36)
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 119
و در آيه بعدى اوصاف عبادتگران آن بيوت را ياد آور مى شود
رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَاةِ وَ إِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَارُ النور، 37
جلال الدين سيوطى از انس بن مالك نقل مى كند زمانى كه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) آيه شريفه (فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ ...) را در مسجد تلاوت كرد، فردى از ياران آن حضرت بلند شد و گفت: مقصود از اين خانه ها چيست؟ پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: خانه هاى پيامبران، در اين موقع ابوبكر برخاست و گفت: اى پيامبر خدا آن خانه (اشاره به خانه على و فاطمه) از همين خانه هاست كه خداوند به رفعت و عظمت آن اذن داده است، و پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: آرى از برترين آن هاست
(نعم هى من افاضلها)[3]
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 120
64. اقرار دانشمندان اهل سنت به انفاق امير المومنين (علیه السلام) در حال نماز
از جمله آياتى كه دلالت بر فضيلت انفاق در حال نماز دارد «آيه شريفه 55 سوره مائده» است (إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ)
در بيش از 30 كتاب از منابع اهل سنت اين حديث نقل شده كه آيه شريفه در مورد انگشتر دادن حضرت على (علیه السلام) در حال نماز بوده است، از جمله ذخائر العقبى طبرى ص 88؛ فتح القدير شوكانى ج 2 ص 50؛ تذكره سبط ابن جوزى ص 148؛ در المنثور ج 3 ص 393؛ تفسير كبير فخر رازى ج 3 ص 431؛ تفسير طبرى ص 165؛ كنز العمال ج 6 ص[4] 391
65. اقرار فخر رازى به عظمت امامان معصوم (علیه السلام)
فخر رازى از دانشمندان اهل سنت گويد: درباره معناى كوثر پانزده قول نقل شده، قول سوم اين
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 121
است كه اين سوره بر ردّ كسانى نازل شده كه عدم وجود فرزند را بر پيامبر اكرم عيب مى گرفتند.
بنابراين معناى اين سوره اين است كه خداوند به پيامبر نسلى عطا مى كند كه در طول زمان باقى مى ماند، خود بنگر چه اندازه از اهل بيت را شهيد كردند در عين حال جهان از آن ها مملو است اين در حالى است كه از بنى اميه شخص قابل ذكرى در دنيا باقى نمانده، پس بنگر و ببين چقدر علماى بزرگ در ميان ذريه پيامبرند، مانند: باقر، صادق، رضا و نفس زكيه ...[5]
66. اقرار آلوسى به عظمت ولايت امير المومنين (علیه السلام)
آلوسى از دانشمندان اهل سنت در ذيل «آيه شريفه 24» صافات (وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ) گويد: در روز قيامت از عقايد و اعمال سوال مى كنند و برخى از اماميه روايت كرده اند از ابن جبير از ابن عباس كه از ولايت امير المومنين (علیه السلام) سوال مى كنند[6]
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 122
67. اقرار فخر رازى به عظمت امير المومنين (علیه السلام)
فخر رازى در ذكر ادلّه جهر به «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» گويد: به تواتر ثابت شده كه اميرالمؤمنين (علیه السلام) بسم الله الرحمن الرحيم را بلند مى گفتند: بعد گويد هر كسى در دين خود به آن حضرت اقتدا كند قطعا هدايت يافته است زيرا پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند حق را بر محور على قرار بده
(فقد ثبت بالتواتر انّ امير المؤمنين يجهر بالتسميه و من اقتدى بعلىّ ابن ابى طالب فى دينه فقد اهتدى، لقوله (صلی الله علیه و آله) اللهم ادر الحق مع على حيثما دار)
در ادامه گويد: هر كسى على (علیه السلام) را امام خود در دين قرار دهد به عروة الوثقى تمسك جسته است
(و من اتخذ عليا اماما فى دينه فقد استمسك بالعروة الوثقى فى دينه و نفسه)[7]
68. اقرار فخر رازى به محبوبيت اميرالمومنين (علیه السلام) در نزد خدا
فخر رازى گويد آيه شريفه: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ ...» المائدة، 54 به دو دليل درباره حضرت على (علیه السلام)
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 123
نازل شده زيرا پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در روز جنگ خيبر پرچم را به على داد و فرمود:
«لادفعن الرأية غدا الى رجل يحب الله و رسوله و يحبه الله و رسوله»
و اين محب و محبوب بودن آن حضرت در نزد خداوند در آيه شريفه نيز بيان شده است
دليل دوم اينكه آيه «55 سوره مائده» (إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ) در حق امير المومنين (علیه السلام) نازل شده، سزاوار آن است كه آيه قبل نيز درباره وى باشد[8][9]
پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى ؛ ص123
69. پاسخ به چهار نقد فخر رازى
فخر رازى درباره آيه شريفه: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ «المائدة، 55 چندين نقد و اشكال كرده، او مى گويد:
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 124
«انما» مفيد حصر نيست، زيرا اين كلمه درباره تمثيل حيات دنيا به كار رفته است (إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ ... يونس، 24) در حالى كه بدون شك دنيا تمثيلات ديگرى هم دارد
پاسخ اينكه: «انما» براى حصر است و در برخى موارد مانند آيه «24 يونس» با قرينه در مورد حصر اضافى بكار مى رود
در آيه شريفه هفت كلمه جمع به كار رفته (الذين امنوا الذين يقيمون يوتون هم راكعون) و كاربرد جمع در مفرد مجاز است
پاسخ اينكه: استعمال لفظ جمع در مفرد با تطبيق جمع بر فرد تفاوت دارد، و فخر رازى اين دو را با هم خلط كرده است، آنچه مجاز است استعمال لفظ جمع بر مفرد است، نه تطبيق جمع بر فرد، چنانكه خود فخررازى آيه «52 مائده» با اينكه 10 جمع در آن بكار رفته (فَتَرَى
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 125
الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ...) بر عبد الله بن ابىّ حمل كرده است و همينطور آيه 8 منافقون را.
تاخير زكات واجب به فتواى بيشتر فقها حرام است و نمى توان اين معصيت را به حضرت على (علیه السلام) نسبت داد.
پاسخ اينكه: اولا زكات واجب نبوده بلكه مستحب بوده، ثانيا فوريت در اداى واجبات از جمله پرداخت زكات فوريت عرفى است نه عقلى، از اينرو با خواندن نماز منافاتى ندارد.
دادن انگشتر در حال نماز به سائل فعل كثير است و مبطل نماز است
پاسخ اينكه: اين عمل فعل قليل است نه كثير، به علاوه اين آيه را فخر رازى شأن نزول آن را درباره ابوبكر دانسته، بنابراين اشكال سوم و چهارم به كار ابوبكر نيز وارد است، علاوه اينكه آيه شريفه در مقام ستايش از حضرت على (علیه السلام) است و خداوند هيچ گاه عمل حرام را ستايش نمى كند[10]
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 126
[1] ( 1) تفسير كبير ج 8 ص 13.
[2] ( 1) اسد الغابه ج 5 ص 530؛ نور الابصار ص 102.
[3] ( 1) در المنثور ج 6 ص 203.
[4] ( 1) تفسير نمونه ج 4 ص 425
[5] ( 1) تفسير كبير ج 32 ص 124
[6] ( 2) روح المعانى ج 23 ص 80؛ صواعق المحرقه ص 89.
[7] ( 1) تفسير كبير ج 1 ص 207.
[8] ( 1) تفسير كبير ج 12 ص 22.
[9] دهقان، اكبر، پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، 1جلد، حوزه نمايندگى ولى فقيه در امور حج و زيارات - تهران - ايران، چاپ: 1، 1393 ه.ش.
[10] ( 1) الميزان ج 6 ص 12، 13؛ تسنيم ج 23 ص 129- 132.