گلچین کتاب در محضر آيت الله العُظمى بهجت 1 جلد 1 تا 3 ؛ محمّد حسين رُخشاد

خداوند توفیق تلخیص این کتاب را عنایت فرمود، لازم به ذکر است که عنوان برخی نکات را به علت خلاصه کردن تغییر دادم و از نکته 600 تا 1300، جلد دوم و از آن تا پایان، مربوط به جلد سوم کتاب است و شماره هر نکته کنار آن ذکر شده است.

مجموعه اى که فرا روى شما است، گلچين نکات دل نشين و جذّابى است که شيخُ الفقها و المُجتهدين، عارف کامل، عالم ربانی حضرت آيت الله العُظمى بهجت ـ مُدّ ظِلُّه ـ در سال هاى متمادى، پيش از درس خارج فقه و اصول و يا بعد از آن، و گاه در اثناى درس ـ که در منزل شخصى ايشان برگزار مى شد ـ بيان فرموده اند.

لازم به ذکر است که اين نکات براى دانش آموختگان سطح عالى حوزه که درصدد نيلِ به مقام اجتهاد هستند، مطرح شده است و هدف اصلى از ايراد این مطالب افزايش بصيرت فراگيران در بعد معارف نظرى و عملى است. محمّد حسين رخشاد


7 ـ زنده کردن مردگان توسط علما

ديده ايم افرادى « وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ »[1] مُردگان را به اِذن خدا زنده مى کردند و کراماتى از اين قبيل داشته اند و این شدنى است و اختصاص به انبيا :هم ندارد، بلکه هر که از آن ها متابعت کند، مى تواند از اين راه به مقامات و کمالات و کرامات آن ها دست يابد، البته بدون تَحدّى نُبوت و کذّابيت مُدّعى آن.


15 ـ من غیبت را انتخاب می کردم!

آقايى ـ یکی از علماء ـ مى پرسيد : اگر خداوند اجازه مى داد که از ميان مُحرّمات يکى را انسان مرتکب شود و ما را در آن مُخيّر مى کرد، به نظر شما آن کار حرام کدام است؟ هر کس حرامى را مى گفت ؛ ولى خود او مى گفت : من غيبت را اختيار مى کردم ؛ زيرا آتش و سوز دلم خاموش نمى شود و از غصه ها راحت نمى شوم، مگر اين که اسم طرف را در بدگويى و عيبگويى ببرم.


16 ـ فوراً می گویی : غیبت نکن!

مرحوم حاج آقا حسين قمى 1خيلى مُقيّد بود که در مجلسش غيبت نشود، حتّى بعضى از معاصرين به او اعتراض مى کردند که تو نمى گذارى ما حرف بزنيم ، فوراً مى گويى : غيبت نکن!


19 ـ عمومیّت مکان و زمان در ادعیه

دعاهاى وارده در اَمکنه و اَزمنه ى خاص ـ مانند دعاهاى وارده در مقام هاى مسجد کوفه و دعاهاى رجب و شب قدر و... ـ اختصاصى نيست، به گونه اى که نتوان در وقت و يا جاى ديگر خواند؛ بلکه مى شود دعا را در غير آن زمان و مکان خواند.



48 ـ رابطه امام شناسی و خداشناسی

اگر مسأله ى امام شناسى بالا رود، خداشناسى هم بالا مى رود؛ زيرا ما بایستی خدا را از آیات و نشانه هایش بشناسیم و چه آيتى بالاتر از امام 7؟!


52 ـ برتر از خون شهیدان!

شيخ انصارى1در جايى از کتاب رسائل مى فرمايد: « وَفَّقَنَا اللهُ لِلإجتِهادِ الَّذى هُوَ أشَدُّ مِن طُولِ الجِهادِ » [2] خداوند، اجتهاد را، که از ايستادگى در جهاد سخت تر است ، به ما روزى کند! آرى، کسى مى فهمد اجتهاد أشَدّ و سخت تر است که معنای « مِدادُ العُلَماءِ أفضَلُ مِن دِمآءِ الشُّهدآء »[3] را بفهمد.


56 ـ مبادا روزی بر تو بگذرد که...

شهيد اوّل و ثانی0 بعد از شهادت به جرم تشيّع سوزانده شدند. در تشرّف يکى از اهلِ علم در سفر حجّ، به محضر حضرت حجّت عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف حضرت به او فرموده بودند : شهیدين آش و پلو شيعه را نخوردند، مع ذلک کتاب هاى با برکت به جا گذاشتند، مبادا روزى بر تو بگذرد که یکى از کتاب هاى آن ها را مطالعه نکرده باشی. به نظر مى رسد منظور از آش و پلو، مقام مرجعيّت باشد.


59 ـ کرامتی از عبدالکريم حايرى 1

از کرامات مرحوم حاج عبدالکريم حايرى 1 اين است که زمانى رودخانه ى قم در اثر سيل طغيان کرده و آب تا لبه ى پل علیخانى رسيده بود، به گونه اى که عدّه اى از روى پل با آب رودخانه وضو مى ساختند و لذا براى جلوگيرى از نفوذ آب تمام فرش هاى مسجد امام را جمع نمودند. مرحوم حاج شيخ روى پل رفت و مقدارى تربت سيّد الشّهدا در دست گرفت و چيزى بر آن خواند و در آب انداخت، از همان وقت به تدريج آب پايين آمد و بعد از چند ساعت، چند متر آب پايين رفت.


60 ـ اذیّت محجّبه ها در حرم حضرت معصومه 3

آقاى مرعشى 1 فرمود: زمان رضا شاه در قم، پاسبانى در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه 3 در صفوف نماز جماعت، زن ها را ضرب و شتم و اذیّت مى نمود که چرا مُحجّبه هستند؟! عِرق دينى و مذهبى من باعث شد که یک سيلى محکم به صوت او زدم، برگشت به من گفت : خدمت شما هم مى رسم. رفت تا به خدمتشان برسد.


89 ـ مقامات برخی صحابه بزرگ و علمای ربّانی

ابوذر مقامش عالى است و معلوم نيست از مقام سلمان کمتر باشد و درباره ى مِقداد هم در روايت است: « فَإِنَّ قَلْبَهُ‏ کانَ‏ مِثْلَ‏ زُبَرِ الْحَدِيدِ » [4] رِضوانُ اللهِ عَلَيهِم، سَلامُ اللهِ عَلَيهِم، خوشا به سعادتشان! البته در ميان علما هم افرادى به مقام آن ها بوده اند و اين را نمى شود انکار کرد. اَلحَق علما مقاماتى داشته اند که حکايت از انبيا و اوصيا : مى کرده است.


94 ـ رعایت عناوین ثانویّه در دادن فتوا

اين باب بزرگى است که انسان عناوين ثانويه را ملاحظه کند و چنان نشود که از حقگويى او مردم در باطل قرار گيرند و جايى که مناسب نيست، نگويد ولو اصل مطلب حقّ باشد.

رضاخان پهلوی در جریان کشف حجاب از علما خواست که فتوى دهند وَجه و کفيّن[5] از حجاب مُستثنى است و کشف آن دو مانعى ندارد، ولی علما حاضر نشدند، زيرا در آن زمان معناى اين فتوى، کشف حجاب بود؛ لذا علما حاضر شدند کشته شوند و اين فتوى را امضا نکنند.


99 ـ تقسیم گرفتاری ها به صورت مساوی

فُقرا در کمبودها و فقر بايد صبر و شکيبايى داشته باشند و بدانند که آن ها هم از نعمت هاى ديگرى برخوردارند که اغنيا برخوردار نيستند و ثروتمندان بلاها و گرفتارى هايى دارند که مستضعفان و محرومان ندارند. طاووس را مى بينى، پايش را هم ببين، زيرا خوبى و خوشى و آرامشِ دل تنها به زيادی وسايل رفاه و راحتى نيست. وسايل رفاه اسباب نگرانى و ناراحتى و اضطراب درونى را فراهم کنند. در کلمات اميرَالمؤمنین 7آمده است : « اَلـمَصَائِبُ‏ بِالسَّوِيَّةِ مَقْسُومَةٌ بَيْنَ الْبَرِيَّةِ » [6]


101 ـ حدیث ثقلین و اثبات غیبت امام زمان عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف

حديث ثَقلَين از اَدلّه ى اثبات غيبت امام زمان عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف است، زيرا در آن حديث مى فرمايد : « اِنَّهُما لَن يَفتَرِقا » قرآن و عترت از هم جدا نمى شوند.[7] يعنى چه حاضر باشند يا غايب. اگر کسى معناى حديث را تحصيل کند، مسأله ى غيبت خيلى براى او واضح خواهد بود؛ زيرا در غير اين صورت، « لَزِمَ الإنفِکاک بَينَ القُرآنِ وَ العِترَةِ » لازمه ى آن جدايى بين قرآن و عترت خواهد بود.


106 ـ اشاره به مقام علمی سید ابوالحسن اصفهانی 1

در پرکارى مرحوم آقا سيّد ابوالحسن اصفهانى 1 همين بس که گويى دوره ى فقه را حاضرُ الذّهن بود. ما خود ديديم که بدون مطالعه درس گفت: زيرا هم خودشان و هم شاگردان در روز شروع درس نمى دانستند که درس از کجا بايد شروع شود، ايشان درس خارج فقه را به صورت اتّفاقى از جايى شروع نمود و مانند کسى که مطالعه کرده باشد، به آخر رساند.


141 ـ فقه آل محمد 9بهترین ختم!

شخصى به ديگرى گفت : براى گرفتارى ها ختمى به ما ياد بدهيد. او فرمود: ختمى مجرّب در نظر دارم و آن فقه آل محمد 9است . به تعليم و تعلّم و مباحثه و مذاکره ى فقه مشغول و ملتزم باشيد. خدا مى داند چه اثراتى دارد؟!


159 ـ مطالعه تراجمِ علماىِ سَلَف

مراجعه به تراجمِ علماىِ سَلَف به مَنزله ى مراجعه به کتاب هاى معتبرِ اخلاقى است. هر کس که طالبِ تهذيب و ترقّى در امور معنوى است و مى خواهد از عُمر خود چيزى استفاده کند، به شرح احوال آن ها نگاه کند که چه کارها مى کردند.


161 ـ فواید دعای کمیل

در روايت آمده است که دعاى کميل، دعاى حضرت خضر 7است که حضرت اميرالمؤ منين7آن را به کمیل تعليم کند و حضرت آن را به ايشان آموخته و فرموده است:

« يا کميلُ اِذا حَفِظتَ هذا الدّعاء، فَادعُ بِهِ کـلَّ لَيلَةِ جُمعةِ ، أو فِى الشّـهرِ مَـرّة ، أو فِى السّنةِ مَرّة ، أو فِى عُمرِک مَرّة ، تَکـفّ وَ تَنصُر وَ تَرزُق وَ لَن تَعدم المَغفِرَة. يا کميل !قد أوجَبَ لک طُول الصّحبَة لَنا أن نَجود لک بِما سألتَ » [8]

اى کميل! هرگاه اين دعا را حفظ نمودى، هر شب جمعه، يا هر ماه یک بار، يا در هر سال يک بار يا در عمرت يک بار آن را بخوان که اگر آن را بخوانی، خداوند تو را کفايت و يارى نموده و روزى مى دهد، و از آمرزش پروردگار بى نصيب نمى گردی.

اى کميل! طول مصاحبت تو با ما، موجب شد که خواسته ى تو را برآورده نموده و اين دعا را به تو بياموزيم.


165 ـ پيدا کردن گُمشده و یاد آوردن فراموش شده

براى پيدا کردن چيز گُمشده و یاد آوردن چيزهايى که فراموش شده، خواندن این دعا خوب است:

«أللـَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُک يَا مُذَکرَ الْخَيْرِ وَ فَاعِلَهُ وَ الْآمِرَ بِهِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تُذَکرَنِي مَا أَنْسَانِيهِ الشَّيْطَان » خدايا! اى یاد آوردنده ى خير و انجام دهنده ى آن و فرمان دهنده ى به آن، از تو مى خواهم بر محمّد و آلش درود فرستى و آنچه را شيطان از يادم برده است، به یادم آوری. چه استبعادى دارد که آيه « سَنُقرِئُک فَلا تَنسى » به زودى بر تو فرا خواهيم خواند، تا فراموش نکنى[9] براى دفع فراموشى خواند شود.


[1] سوره ى آل عمران ، آيه ى 49.

[2] فرائد الاصول، ص 493.

[3] مداد و دانش دانشمندان از خون شهيدان برتر است (بحارالانوار، ج 2، ص 16 )

[4] قلبِ مِقداد مانند پاره هاى آهن بود. ( بحارالانوار، ج 22، ص 440 )

[5] گردی صورت و انگشتان تا مچ دست.

[6] گرفتارى ها به صورت مساوى و يكسان ميان مردم تقسيم شده است.( بحارالانوار، ج 75، ص 53 )

[7] مسند احمد، ج 3، ص 14.

[8] اقبال الاعمال ، ص 706.

[9] سوره ى اعلى ، آيه ى 6.