27 ـ پسری 4 ساله دارم که من و پدرش را به ویژه
27 ـ پسری 4 ساله دارم که من و پدرش را به ویژه در حضور دیگران کتک میزند و پرخاشگری میکند.
پرخاشگری، رفتار خصمانهای است که در قالب کتک زدن، لگد زدن، دعوا کردن، آزار دادن، داد و فریاد و از بین بردن وسایل دیگری جلوه میکند؛ بنابراین، گریه کردن و اخم کردن، پرخاشگری نیست.
علل پرخاشگری کودکان حدود چهار سال عبارتند از:
1. گرسنگی: هرگاه زمان غذای کودک بگذرد، پرخاشگر میشود و در موارد بسیاری، گرسنگی خود را به مادر نمیگوید.
به مادران عزیز توصیه میکنم به ویژه در مهمانیها و زمانی که مهمان دارند، از غذای کودک خود غافل نشوند.
2. خستگی: اگر فعالیت کودک بیش از حد باشد و در پیادهروی و بازی زیادهروی کند، با کوچکترین بهانهها به مرحلهی فروپاشی میرسد و پرخاشگری خواهد کرد.
اعتدال در فعالیتهای جسمی برای کودک مطلوب است.
3. بیخوابی: طبیعی است که هرگاه زمان خواب کودک به تأخیر افتد، پرخاشگر میشود. این مشکل بیشتر در مهمانیها و زمانی که مادر و پدر مشغول پذیرایی از مهمانها هستند، پیش میآید.
4. بیتوجهی به کودک: وقتی کودک چهار سالهی شما، خواستهای دارد، به خواستهی او توجه کنید. در صورت بیتوجهی (به ویژه در حضور دیگران)، ممکن است با کتک و داد و فریاد، نظر شما را به خود جلب کند.
برخی والدین، هنگام صحبت با دوستان و نزدیکان، از پاسخگویی به کودک خود غافل میشوند.
5. بیماری: یکی دیگر از عوامل پرخاشگری کودک، بیماری (تب) است. در این حالت باید با او مدارا کرد.
6. انگل: برخی انگلها روی اعصاب کودک اثر میگذارند. در این صورت باید به پزشک مراجعه کرد.
7. در تنگنا قرار دادن کودک: کودکان در این سنین، دوست داشتنیاند؛ به همین جهت، نزدیکان و دوستان خانواده، به رغم میل کودکان، آنان را در آغوش میگیرند؛ میفشارند و میبوسند. با این گونه اعمال، کودک در تنگنا قرار میگیرد و پرخاشگری میکند؛ به ویژه اگر بزرگسالی او را به زور بگیرد و با لبهای خیس ببوسد. [1]
بزرگسالانی که میخواهند با کودکان ارتباط برقرار کنند، به هیچ وجه نباید از زور استفاده کنند. نرمی، آغاز ارتباط با بازی، شعر، قصه و... میتواند زمینهی ارتباط عاطفی بعدی را فراهم سازد.
درصد کمی از کودکان وجود دارند که در برابر رفتارهای خشن بزرگسالان، مقاومت چندانی از خود نشان نمیدهند؛ اما اگر کودکی، هنگام حرکت بزرگسال به سویش، خود را پشت سر پدر یا مادر پنهان میکند؛ وحشت زده میشود و اخم میکند، نشان میدهد که تجربهی ناخوشایندی از بزرگسالان دارد که در این صورت باید از راههای پیش گفته با او ارتباط برقرار کرد.
[1] ـ میگویند مردی زشت رو، کودکی را در آغوش گرفته بود و میبوسید و آن کودک فریاد میزد و گریه میکرد. آن مرد میگفت: عزیزم! گریه نکن؛ از چی میترسی؟ خودم این جا هستم!! لطیفی گفت: آقای عزیز! مشکل آن کودک، خود شما هستید. او را رها کنید، مشکلش حل میشود.