نور نماز

تعجب کرده بودند.

هر روز صبح، وقتی هنوز توی رختخواب شان خوابیده بودند، نور درخشانی می آمد و در و دیوار خانه شان را سفید می کرد. مانده بودند این دیگر چیست؟

رفتند پیش پیامبر 9. فرستادشان در خانه فاطمه 3 ؛ دیدند فاطمه 3 نشسته بر سجاده ی نماز، صورتش مثل خورشید می درخشد و همه جا را نورانی می کند.

تنها صبح نبود؛ ظهرها و عصرها هم.

(مادر آفتاب ؛ روایت داستانی زندگی حضرت زهراء ، ص ۶۷. برگرفته از بحارالانوار ، ج ۴۳ ، ص ۱۱)