گلچین کتاب نماز الهی و شیطانی ؛ استاد انصاریان


نماز شاخ دار!

وقتی که قرآن می‌گوید: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ» وای بر نمازگزاران! [ماعون: ۴] معلوم می‌شود که علتش [نماز نیست، بلکه] خود نمازگزار است؛ چون نمی گوید: «فَوَیْلٌ لِلْصَلَوۀِ» وای بر نماز! بلکه می‌گوید: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ».

حضرت حق می‌گوید: من موادی را به تو داده‌ام که عبارت اند از: تکبیرۀ الاحرام، حمد، سوره، رکوع، سجود، تشهّد و تعداد رکعات، و تو باید این عناصر را با معرفت، با نیت خالص، با عشق به بندگی، تبدیل به یک صورت و یک سیرت کامل بکنی تا بشود این عمل را منِ خداوند به عنوان نماز بپذیرم.

ولی اگر مکلّف آلوده به شرک بود؛ آلوده به نفاق بود؛ آلوده به ریا بود؛ آلوده به اغراض شهوانی و مالی بود، دیگر قلمی ندارد که سیرت و صورت این نماز را کامل بکند و قابل عرضه به پیشگاه من کند؛ یعنی یک غیر نقاش آمده، نمازی را نقاشی کرده و به جای این که نقشی زیبا بسازد، یک هیولا ساخته است؛ دیو کشیده است و اسمش را نماز گذاشته.

در مشهد یک نفر [مورد اعتماد بنده] می‌گفت: شبی در عالم رؤیا، جوانی را دیدم که نسبتاً زیبا بود، امّا دو شاخ، مثل دو شاخ گاو، بر روی کله اش بود.

خیلی من را بهت زده کرد. این همه زیبایی و طراوات، و این تناسب اندام، چرا روی کلۀ این جوان، دو شاخ است؟ چون داشتن شاخ، متعلّق به حیوانات است.

به او گفتم، حیف از آن زیبایی، و این دو شاخ! جوان گفت: والله این شاخ‌ها متعلّق به من نیست، متعلّق به تو است که بر روی کلۀ من گذاشتی. من نماز تو هستم و امشب در نماز مغربت این عیب‌ها را داشتی، و آن عیب ها، این شاخی است که با چشمت داری می‌بینی. فکر می‌کنی خدا من را با این دو شاخ چند بخرد؟ معلوم است، هیچی!!

[بنابراین ریا، نفاق و غرض شهوانی باطن نماز ما را زشت و بی ارزش می کند]

(خلاصه‌ای از صفحه ۱۱ تا ۱۳)


نماز آخوند کاشی

[خدا] نماز آخوند کاشی را از شما [جوانان] نمی خواهد که شصت سال هم در زمستان و هم درتابستان، در حجره اش و در ایوان مدرسۀ صدر اصفهان، وقتی نماز می‌خواند، در نماز از دنیا جدای جدا می‌شد، و بعد از تمام شدن نماز، باید می‌رفت پیراهنش را که بر اثر کثرت گریه خیس شده بود، عوض می‌کرد، هم در نماز ظهرش، هم در نماز عصرش، هم در نماز مغربش و هم در نماز عشایش.

در نماز شبش در مدرسۀ صدر، بعد از وتر، وقتی به سجده رفت و با آن حالش گفت: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَة وَ الرُّوحِ» [سید بن طاووس، اقبال، ج۳، ص۱۸۵] تمام آجرها، دیوارها، برگ‌ها و درخت‌های مدسه، هم آن ها، به دنبال آخوند داشتند می‌گفتند، «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ... » ، یک نفر [طلاب مدرسه وقتی] این تسبیح‌ها را شنید و غش کرد.

امّا جوان‌ها حداقل این نماز را بی عیب، صحیح و به موقع به جا بیاورید.

(خلاصه‌ای از صفحه ۲۳ و ۲۹)


در خوشی بهتر خدا را حمد می کنی یا در سختی؟

حمد امام حسین علیه السلام در شب عاشورا این گونه بود: «اَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَاءِ وَ الضَّرَّاءِ» یعنی در خوشی و سختی خدا را سپاس و ستایش می کنم. [شیخ مفید، ارشاد، ج۲، ص۹۱]

من چه در یک باغ پرمیوه، کنار چشمه و رود باشم، خدا را حمد می‌کنم، و چه امشب هم که عاشورا است و گرفتار سی هزار گرگ هستم و فردا قطعه قطعه می‌شوم و زن و بچه‌ام را به اسارت می‌گیرند، عین این که وسط چنان باغی هستم، خدا را حمد می‌کنم.

به خدا نمی گوید که اگر ما را در باغ ببری و به ما چلوکباب بدهی «اَلحمدُلِلّه» ، و امّا اگر گرفتار این گرگ‌ها بکنی، چه الحمد للهی؟ بلکه می‌گوید: «اَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَاءِ وَ الضَّرَّاء».

من نه کاری به خوشی دارم و نه به ناخوشی. من عاشق وجود مقدس او هستم که ولی نعمت من است.

[برای ما هم واجب است که در خوشی و سختی نماز بخوانیم و عبارت «اَلحمدُلِلّه» را در سوره حمد و تشهّد و جاهای دیگر نماز تکرار کنیم یعنی در خوشی و سختی به یک صورت خدا را سپاس و ستایش کنیم]

(خلاصه‌ای از صفحه ۳۱)