[ دو رکعت قصه ، ص 108]

پشه ي فرصت طلب

سجده ي آخر نماز جماعت بود و حاج آقا يه مقدار بيشتر از معمول طول داد. يه پشه ي فرصت طلب هم از فرصت استفاده کرد و رفت توي گوش ما. هرچي بهش گفتم: «بابا! اون نمرود بوده، تازه توي بيني اش هم رفته بوده...» گوشش بدهکار نبود! بالاخره دستم رو از جاي سجده برداشتم و گوش مبارک رو يه حالي دادم ولي نمي دونستم نمازم درسته يا نه؛ خيال مي کردم توي سجده نمي شه اعضاي سجده [1] رو حرکت داد.

پرسيدم. نمازم درست بود. توي سجده، غير از پيشاني، مي شه بقيه ي اعضاي سجده رو بلند کني و حرکت بدي، البته به شرطي که در حال حرکت دادن، ذکر سجده رو نگي. [2]

[1] اعضاي سجده، همان هفت عضوي است که واجب است هنگام ذکر سجده بر روي زمين باشد، يعني پيشاني، کف دو دست، زانوها و انگشت بزرگ پاها.

[2] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1054.

[ دو رکعت قصه ، ص 110]

فرود ناموفق!

به اين مي گن يه فرود ناموفق!

بعد از رکوع با سرعت به سجده رفتم. بر اثر سرعت زياد، سرم به شدت به مهر خورد و بعد از برخورد، بلافاصله بلند شد و دوباره روي مهر قرار گرفت. نمي دونستم اين دو برخورد کافيه و دو سجده حساب مي شه يا بايد يک سجده ديگر برم؟

با خودم گفتم: يک سجده ي ديگه مي رم، بعد از نماز هم نگاه مي کنم، اگه نمازم درست بود که هيچ، و الا دوباره مي خونم.

بعد از نماز نگاه کردم، درست بود.

«اگر بي اختيار سرتان از روي مهر بلند شد و توانستيد اجازه ندهيد که سرتان دوباره به مهر برخورد کند، همان برخورد لحظه اي را يک سجده حساب کنيد. ولي اگر بي اختيار دوباره سرتان به مهر برخورد کرد، اين دو برخورد را يک سجده حساب کنيد و بعد يک سجده ي ديگر نيز برويد.»[1] .

[1] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1071.

[ دو رکعت قصه ، ص 114]

سجده ی بدون وضو و قبله

شانس آوردم که کوچه خلوت بود و کسي رفت و آمد نمي کرد. يکي نبود به ما بگه آخه آدم حسابي، اگه سوار دوچرخه، سوره هايي رو که حفظي دوره مي کني، سوره هاي سجده دار رو نخون.

حواسم نبود، سوره ي علق رو حفظ کرده بودم و داشتم براي خودم دوره مي کردم. يک دفعه فهميدم که آيه ي آخرش رو هم خوندم. از دوچرخه پريدم پايين، يه سنگ پيدا کردم و همونجا سجده کردم. وضو نداشتم. قبله رو هم بلد نبودم. ولي توي اين سجده نه وضو و قبله لازمه، نه ذکر. فقط يک مهر بردار و برو سجده.[1] [2] .

[1] چهار سوره ای که سجده واجب دارد عبارتند از : سجده، فصلت، نجم و علق

[2] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1097.

[ دو رکعت قصه ، ص 125]

سجده شکر

آن گاه که گفت و گو با محبوبت را وداع گفتي،

و نمازت را سلام دادي،

سر بر خاک بگذار و او را شکر نما.

شکر، چون توفيق نمازت داده.

«شکراً لله، شکراً لله، شکراً لله.»[1] .

[1] برداشتي از وسائل الشيعة، ج 7، ص 5، حديث 2.

[ دو رکعت قصه ، ص 134]

الاغ بي محل

به اين مي گن الاغ بي محل! نمي دونم از کجا پيداش شده بود. فکر کنم خيلي گرسنه بود. يه سر و صدايي وسط نماز راه انداخت که نگو.

هرکاري کردم که فقط لبخند روي لبام باشه و خنده ام بي صدا باشه، نشد. بالاخره ترکيد و شروع کردم به غش غش خنديدن. چون حالت نمازم به هم خورده بود، با اين که عمداً نخنديدم، نماز باطل بود.

اين هم از حضور قلب ما! [1]

[1] عروة الوثقي، 1، مبطلات، السادس.

[ دو رکعت قصه ، ص 137]

نماز پشت تلفن

کاش مي شد اين تلفن ها رو يه کاري کرد که موقع نماز بگه «هنگام نماز مغازه تعطيل است.»

در مغازه رو نيمه باز گذاشتم و پشت ويترين، نمازم رو بستم. وسط نماز تلفن زنگ زد. يکي دو تا سه تا، دست بردار هم نبود. بالاخره گوشي رو برداشتم و همان طور نمازم رو پشت گوشي ادامه دادم. طرف فهميد و قطع کرد، ولي نماز من صحيح بود. چون کلماتي که پشت گوشي گفته بودم به قصد نماز گفته بودم نه براي اين که چيزي رو بفهمونم. [1]

[1] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1134.

[ دو رکعت قصه ، ص 138]